گشت ارشاد آري يا خير؟
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، در آخرين بروز رساني وبلاگ اين روزها آمده است:
يَا مَنْ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ يَا مَنْ لا يَعْتَدِي عَلَى أَهْلِ مَمْلَكَتِه
حجاب مقوله ايست که بسيار در مورد لزوم رعايت يا عدم رعايت آن بحث شده است و از انجا که از نظر نگارنده اين مطالب، لزوم رعايت حجاب امري بديهي در ديدگاه اسلامي است، لذا هدف از نگاشتن اين چند خط پرداختن به چرايي حجاب نخواهد بود .
چگونگي برخورد با معضلي با نام بد حجابي موضوعي است که در اين 31 سالي که از عمر انقلاب اسلامي ايران ميگذرد هموارده محل بحث و دعوا بوده است . اين روزها هم بحث و جدل بر سر چگونگي بر خورد با اين ناهنجاري نقل اغلب محافل فرهنگي و -صد البته- سياسي شده است . به شخصه بسياري از راهکارهاي ارائه شده در اينباره را که از سوي برخي صاحب نظران ارائه شده است را مطالعه کرده ام و انگيزش بنده از تهيه اين مطلب از اين باب است که اغلب اين راهکار ها را نادرست و بعضا صحيح اما ناکافي ميدانم . لذا به عنوان يک شهروند بر خود لازم دانستم که انديشه و نظر خود را در نحوه برخورد با اين موضوع در قالب يک نوشته ، منظم کنم .
حجاب
قبل از هرچيز بايد به بررسي رويکرد دولت محترم که کراراً در رسانه ها مطرح ميشود بپردازيم.
بارها رياست محترم جمهور گفته اند که چون مقوله حجاب ، فرهنگي است فلذا برخورد پليسي را براي اين معضل مناسب نمي بينند و بايد کار فرهنگي کرد . خب شکل و ظاهر اين تحليل زيباست اما که اگر فرض را بر صحت اينچنين تحليلي بگذاريم بايد از دولت محترم پرسيد که در طي 5 سال گذشته کدام فعاليت فرهنگي را در اين رابطه سامان داده ايد که ما بي خبريم ؟؟؟؟؟
حال ببينيم اصلا چنين تحليلي صحيحي است يا خير؟ آقاي دولت ! مگر شرب خمر يک مقوله پليسي است ؟ اگر نيست چرا با ان برخورد پليسي ميشود؟ طرح اين سوال از اين جهت است که گوشزد کنيم که دولت تنها و تنها وظيفه تدريس مفاهيم اخلاقي را ندارد و چنين مواردي که اجتماعي هستند و علاوه بر خود فرد ديگران هم از تبعات رفتارش تاثير ميپذيرند را نميتوان با نسخه اي که براي يک رفتار فردي ميپيچيم مديريت کرد . بله قرار نيست افراد تارک الصلات را به زور سر نيزه نمازخوان کنيد ولي در معضل بدحجابي بايد از روشي که در برگيرنده راهکارهاي ايجابي و سلبي هستند بهره جست و از نظر نگارنده تمسک به فرهنگي بودن مقوله بد حجابي و شانه خالي کردن از برخورد سلبي به هيچ عنوان موجه نيست چه انکه پناه بردن به روش هاي سلبي بدون بستر سازي و محقق کردن روشهاي ايجابي از اشتباهات بزرگي است که سالهاي سال است مرتب در حال تکرار آن هستيم و همين هفته گذشته خطيب نماز جمعه تهران بدون اشاره به لزوم بستر سازي و پرداختن به روشهاي ايجابي به شکلي سراسيمه مسئولان را به استفاده از روشهاي تنبيهي و سلبي (همچون کسر نمره و ارجاع به کميته انظباتي در مورد دانشجويان) سفارش کردند !
حرف حساب
همه ميدانيم که در کتاب و سنت که منابع دين و مذهب ما هستند همواره امر به معروف همراه است با نهي از منکر و جالب تر اينکه همواره امر به معروف مقدم است بر نهي از منکر . اما آيا در اين سي سال گذشته ما به همين روش رفتار کرده ايم ؟ در دهه ابتداي انقلاب تنها پوشش جايگزين براي بي حجابي تنها چادر بود (سياه يا گل گلي).
اين صحيح است که حجاب روشي براي رسيدن به عفاف و پاکدامني و دوري از خود نمايي است اما سوال اينجاست که آيا حجاب لزوما ضد وقار و شيک پوش بودن و سرکوب کردن حس زيبا دوستي انسان است ؟ پيداست که پاسخ منفي است و با اينکه چادر را به عنوان حجاب برتر ميشناسم ولي لزوم وجود مانتو هاي پوشيده يا هر پوشش ديگري که متضمن پوشيدگي اسلامي باشد و در عين حال از تنوع معقول و مقبولي برخوردار باشد را ضروري مي دانم تا کساني که علاقمند به تنوع در پوشش در چهار چوب اسلام و عفاف هستند به بن بست نرسند.
به نظر بنده براي برخورد با معضل بد حجابي نياز به سلسله اقداماتي است که همگي لازم و مکمل يکديگرند و همچون حلقه هاي زنجير به هم متصلند و نبود هرکدام از اين حلقه ها سبب از بين رفتن کشش و يکپارچگي اين زنجير شده و گسستگي آن را تضمين ميکند . برخي از اين اقدامات عبارتند از :
1-ممانعت از ورود البسه نامناسب با فرهنگ ايراني اسلامي و برخورد شديد با وارد کنندگان و توزيع کنندگان اين نوع محصولات . مسلم است در شرايطي که بازار مملو از اين نوع پوشاک ارزان قيمت باشد سليقه مشتري و فروشنده به مرور زمان دستخوش تغييراتي معني دار خواهد شد اما آيا در اين زمينه تا به امروز برخوردي جدي صورت گرفته است ؟ آيا اين نکته موضوع پيچيده و غامضي است که مغفول واقع ميشود؟ اگر از من بپرسيد صراحتا عرض ميکنم که با مشاهده چنين رفتاري شک ميکنم به حضور آقازاده اي در پشت واردات اين نوع محصولات که سبب پر شدن جيب مبارکشان ميشود و به قول بعضي ها اين آقا زاده به يکي از ذخائر انقلاب مبدل خواهد شد! و به هنگام شرايط فتنه لال موني ميگيرد.
2 – بايد با عوامل توزيع و فروش اينطور البسه برخورد شود که البته اينطور برخوردها تا حدي صورت گرفته است ولي نبايد فراموش کرد که در اين مرحله برخورد با فروشندگان زماني مثمر ثمر خواهد بود که دو شرط حاصل شده باشد در غير اين صورت اين رفتار فايده اي نخواهد داشت و تنها به دلخوري فروشندگان و کسبه محترم مي انجامد .
الف : مرحله قبل (ممانعت از وارد کردن البسه ناهنجار)
ب : برخورد يکسان و بدون تبعيض با فروشندگان . چراکه برخورد غير همگون نه تنها گره اي از مشکلات ما باز نميکند بلکه سبب رونق بازار ديگراني که از برخوردها مصون مانده اند خواهد شد و با اينکار بذر کينه را در دل ديگران - که سبب رکود و کسادي بازارشان شده ايم - خواهيم کاشت .
3- حتما بايد براي طراحي و توليد پوشش هاي مناسب (اعم از مانتو يا چادر يا هر پوشش ديگري با هر نام ديگري که متضمن استانداردهاي شرعي و عرفي باشد) از طراحان زبده داخلي و حتي خارجي دعوت به عمل آمده و با حمايت هاي مناسب از ايشان و نيز حمايت هاي مالي مناسب از توليد کنندگان اين محصولات در جهت جايگزيني پوشش مناسب به جاي پوشش مبتزل حرکت کرد . چرا که بدون ارائه جايگزين شکيل و موقر نميتوان انتظار داشت که جوانان همگي و بدون چون و چرا مطيع بخشنامه ها و انتظارات اينچنيني باشند . اما انصافا تا به حال شاهد کمترين (تاکيد ميکنم کمترين ) جنبشي در اين راستا بوده ايم ؟!!!
4- ايجاد شبکه اي از فروشگاه هاي زنجيره اي که عرضه کننده اين نوع محصولات با قيمتي عادلانه باشند لازم و ضروري به نظر ميرسد . موکدا پيشنهاد ميشود که با در نظر گرفتن کمکهاي مالي دولتي اين فروشگاه ها قادر به عرضه محصولات خود با تخفيف زياد به دانشجويان و قشر علمي – فرهنگي و دانشگاهي باشند چرا که اگر فرهنگي در بين نخبگان همه گير شود ميتوان انتظار طبعيت ديگران را از اين فرهنگ و پوشش داشت .
5- ماهواره ! مدتي قبل شاهد برخورد گزينشي با خانواده هايي که ماهواره داشتند بوديم که متاسفانه اين کار هم گزينشي و موقت و بدون فرهنگ سازي صورت گرفت که جز ايجاد ناراحتي و رعب و وحشت در بين برخي از ساکنان تهران هيچ ثمري نداشت (اگر داشته بگوييد تا بدانيم) خب قصد ندارم راجع به لزوم برخورد با ماهواره يا عدم نياز به اين اقدام بحث کنم ولي آيا ميتوان منکر تاثير ماهواره در شکل پوشش افراد شد ؟! اگر بنا را بر اين بگذاريم که برخي تاثير نميگيرند و برخي ديگر هم اصلا برنامه هاي مبتذل را نميبينند پس تکليف افرادي که اين برنامه ها را ميبينند و تاثير هم ميگيرند و ديگران را با پوشش زننده خود در جامعه آزار ميدهند چيست ؟ پيشنهاد مي شود به جاي برخورد فله اي با خانواده هاي دارنده ماهواره ، تنها افرادي که به دفعات با پوشش زننده در جامعه ظاهر ميشوند را - پس از نا اميد شدن از تاثير تذکر هاي شفاهي - با توقيف ماهواره منزلشان تنبيه کنند .
6- و در اخر بايد به فکر برخورد هاي پليسي در قالب روشي همچون گشت ارشاد باشيم البته مسلم است که انتقادات بسيار زيادي به مجريان گشت ارشاد وارد بود و هست چرا که متاسفانه بسياري از مجريان اين طرح از شناخت کافي و حتي نحوه برخورد صحيح برخوردار نبودند و مسلم است که اين ويژگي ها سبب برخورد هاي سليقه اي خواهد شد که به نوبه خود ناهجاري بزرگتر و حاد تري نسبت به معضل بد حجابي را سبب ميشود – که شد – فلذا در انتخاب و تربيت مجريان چنين طرح هايي بايد نهايت دقت و توجه را اعمال کرد .
پي نوشت : بسياري افراد در زمان آغاز طرح گشت ارشاد به شدت با آن مخالف بودند، چرا که بدون محقق شدن مراحل ايجابي ، پرداختن راديکال به مرحله سلبي، دقيقا همان خبط و خطايي است که در دهه اول و دوم انقلاب مرتکب شديم و متمايل بودن به روشهايي که پيش از اين ناکارامدي خود را به کرات ثابت کرده اند چه معنايي ميتواند داشته باشد؟ اما امروز گويا جريانهايي قصد دارند از رواج بد حجابي به عنوان يک ابزار سياسي جهت دهن کجي کردن به اصول انقلاب اسلامي سود ببرند که اگر چنين حرفي صحيح باشد – که گويا هست- آنوقت برخورد پليسي و سلبي حتي بدون رعايت و محقق شدن مراحل ايجابي تا حدي توجيه ميشود.
/انتهاي پيام/