فقط دختران بخوانند!
حکمت خداوند متعال از ايجاد غريزه جنسي استمرار و بقاي نوع بشر است و لذا سالمترين و مطلوبترين نوع مواجهه با آن و بهترين راه حل مقابله با آن، ازدواج و نکاح مشروع است.
انسان با نکاح بموقع و در وقت نياز، بيآنکه به ديري يا زودي آن فکر کند، به مقبولترين و کاملترين صورت خود به نيازمندي خويش پاسخ مثبت ميدهد و پيش از آنکه به عواقب و پيآمدهاي آزار دهنده و فشارهاي غريزه به دنبال آن عقدههاي رواني دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن کاسته است و قبل از آنکه انرژي انباشته آن از وجودش سرازير شود و دامنش را آلوده کرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبيعي و مشروع، بياضطراب و نگراني، فرو نشانده است. و اين نخستين توصيه دين در اين مورد است.
رسول اکرم (ص) ميفرمايند: «يا معشر الشباب! من استطاع منکم الباه فليتزوّج ...؛ اي جمعيت جوانان هر کس از شما توانايي ازدواج دارد ازدواج کند.»[1]
کنترل
اگر براي کسي به هر دليلي امکان ازدواج نباشد، چنين شخصي تحت هيچ عنوان مجاز نيست روي به گناه آورد زيرا خطر گناه و آلوده دامني بسيار فراتر از فشارها و رنج هاي عزوبت و بيهمسري است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب ميشود. و لذا چنين کسي بايد مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن و مشروع فراهم آورد و اقدام به ازدواج نمايد و در صورتي که به هيچ روي امکان ازدواج نيافت، قرآن کريم ميفرمايد:
«و ليستعفف الّذين لا يجدون نکاحا؛ و بايد آن کساني که ازدواج برايشان مقدور نيست عفّت بورزند»[2] «عفت» نقطه مقابل «شکم پرستي و شهوت پرستي» است که از مهمترين فضايل انسانيمحسوب ميشود.
علماي اخلاق نيز در تعريف«عفت»،آن را صفتي حد وسط در ميان شهوت پرستي و خمودي دانستهاند.
در قرآن نمونه هاي زنان و مردان با عفت را ذکر مي کند که نمونه آن شرح زندگي پرماجراي حضرت يوسف عليه السلام و بيان مقام والاي عفت و پارسايي اوست.
عفت، گنجي است که راه موفقيت دنيا و آخرت از آن آغاز ميشود. در منابع حديثي،اهميت فوق العادهاي به«عفت»داده شده است:
1-امام امير المؤمنين عليه السلام،عفت را برترين عبادت شمرده است: «افضل العبادة العفاف: عفتبالاترين عبادتهاست »[3] تعبير به عفت در اين جا، ممکن است به معني وسيع آن استعمال شده و يا ممکن است در مقابل شکم پرستي و شهوت جنسي به کار رفته باشد.
2-امام باقر عليه السلام ميفرمايند:«ما عبد الله بشيء افضل من عفة بطن و فرج،هيچعبادتي در پيشگاه خداوند،برتر از عفت در برابر شکم و مسايل جنسي نيست»[4]
زني که بتواند عفت خود را نگاهداري کند، بزرگترين وظيفه ديني وانساني خود را انجام داده است. البته چنين گوهر گران و اين گونه جواهر درخشان، دزدان بسياري دارد که همواره در کمين نشستهاند تا آن را از کف دارندهاش بربايند و براي ربودن گوهر عفت، از تهمت و افترا و گاه از قتل و غارت دريغ نميکنند.
به هر حال کنترل اين غريزه به دو صورت ممکن است تحقق پذيرد:
1ـ کنترل منفي. 2ـ کنترل مثبت.
کنترل منفي
غالبا وقتي سخن از کنترل غريزه جنسي به ميان ميآيد، توجه اشخاص به سمت و سوي نوع منفي آن جلب ميشود. و آن اين است که کسي با وجود تحريکات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريکشدهاش مبارزه و مقابله کند و به سوي ارتکاب جرم نرود، چنين کاري گرچه قطعا بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولي پيامدهاي سوء و مخرب آن بر کسي پوشيده نيست. اين کار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار، و بدين جهت هرگاه شخصي به کنترل غريزه سفارش ميشود، با چنين برداشتي از آن، و تصور دشواري و زيانباري آن، از پذيرفتن چنين توصيههايي سر باز ميزند. ايستادگي و مبارزه با شهوت امر دشواري است اما اجري فراوان در پي دارد.
کنترل مثبت
غريزه جنسي اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوبترين راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است. و آن پرهيز از صحنهها و کارهايي است که به تحريک اين غريزه ميانجامد.
اين نوع از کنترل، که در حقيقت جنبه پيشگيري دارد هم راحت است و هم بيزيان و بلکه مفيد.
راحت است، زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليهاي است با سرعت معمولي و قانوني، که در مواجهه با خطر، مهار حرکت آن زحمت چنداني ندارد، بر خلاف ماشيني که با سرعتي بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود سير ميکند. که چه بسا به کلي اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبتها به بار آورد و کنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براي وسيله و صاحب آن به همراه دارد.
و بيزيان است، زيرا با اين حال کنترل غريزه فشاري بر جسم و روان تحميل نميکند تا به آن صدمهاي وارد شود.
و مفيد است چون موجب ميشود مغز و اعصاب و قواي بدن در حالت عادي به سر برند و تعادل رواني شخص محفوظ بماند و انرژي و سرمايههاي جسمي و روحي او بيهوده مصرف نشوند.
پيش از اين نيز از قرآن کريم نقل کرديم که بايد کساني که قدرت و وضعيت مساعد براي ازدواج ندارند عفت پيشه کنند و عفت در اين آيه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصي منافي با آن را دارد، ولي با تأمل بيشتر معلوم ميشود که آيه کريمه معنايي عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است. و اکنون طرق کنترل مثبت را به اختصار برميشمريم:
1: پرهيز از فکر و ترسيم صحنههاي محرک در ذهن و خيال
عبداللّه بنسنان از امام صادق(ع) نقل ميکند که حضرت(ع) فرمود: «انّ عيسي قال للحواريّين: ... انّ موسي امرکم ان لا تزنوا و أنا آمرکم أن لا تحدّثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن أن تزنوا فانّ من حدّث نفسه بالزنا کان کمن أوقد في بيت مزوّق فأفسد التزاويقَ الدّخان و ان لم يخرق البيت؛
عيسي به اصحاب خود گفت: ... موسي به شما دستور داد که زنا نکنيد و من به شما دستور ميدهم که فکر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اينکه زنا کنيد زيرا کسي که خيال زنا کند مانند کسي است که در خانهاي نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنين کاري گرچه خانه را نميسوزاند ولي زينت و صفاي آن را مکدّر کرده و فاسد ميکند.»[5]
2: دوري از نگاههاي مسموم و مناظر تحريکآميز
قرآن کريم در دو آيه متوالي دستور به اغماض و نگهداري چشم از نگاه حرام و هوسآلود داده است. در آيه اول ميفرمايد: «قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ...؛
به مؤمنان بگو ديدشان، را از نامحرمان ـ فرو نشانند و نهانگاههاي خود را ، از وقوع در حرام ـ نگه دارند. و در آيه بعدي ميفرمايد: «و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ و يحفظن فروجهنّ ...؛به زنان مؤمن بگو ـ چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاههاي خويش را محافظت کنند.»[6]
جالب اين است که در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرک و عفت چشم ميدهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اکرم(ص) ميفرمايند: «النّظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن ترکها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ايمانا يجد حلاوته في قلبه؛
نگاه هوسآلود ـ تيري است مسموم از تيرهاي شيطان. هر کس آن را به جهت خوف الهي ترک کند، خداوند ايماني به او ميبخشد که حلاوت آن را در قلب خود احساس ميکند.»[7]
3: گوش ندادن به آوازها و موسيقي هاي تحريککننده و مبتذل.
در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «إنّ رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهي عنه و تلا قول اللّه عزّ و جلّ: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسؤولاً» و قال يسأل السّمع عمّا سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر؛
مردي از آن حضرت در باره شنيدن آواز محرک پرسيد. حضرت از آن نهي کرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يک مورد سؤال خواهند بود»[8]
و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد.»[9]
4: اجتناب شديد از معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريکآميز.
از حضرت امام باقر(ع) اين گونه روايت شده است: «من اصغي إلي ناطق فقد عبده، فإن کان النّاطق يؤذي عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان کان يؤذي عن الشّيطان فقد عبد الشيطان؛
هر کس به سخن گويندهاي گوش فرا دهد او را بندگي کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطاني بر زبانش جاري کند قطعا بندگي شيطان کرده است.»[10]
5: اعتدال در خوردن. بيترديد پرخوري و بينظمي در خوردن در ذخيرهسازي و انباشتن موادي که موجب هيجانات مي شود مؤثر است، ولي در صورت اعتدال و کمخوري چنين مشکلي کمتر پيش مي آيد.
در حديثي که قبلاً از پيامبر گرامي(ص) نقل کرديم، آن حضرت پس از آنکه جوانان را به ازدواج ترغيب ميکنند ميفرمايند: «و من لم يستطع فليصم، فإنّ الصّوم به وِجاء؛
هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد يقينا روزه نيروي غريزه او را تضعيف ميکند.»[11]
6: اشتغال، ورزش و سرگرمي هاي مفيد. زيرا با وجود فراغت، هم مواد غذايي در تقويت غريزه به مصرف ميرسد و هم فکر و خيال مصروف چارهسازي در دفع آن ميشود. و لذا در روايات بر اشتغال و کار و پرهيز از فراغت تأکيد بسيار شده است.
حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضّل» ميفرمايند: «... و هکذا الانسان لو خلا من الشّغل لخرج من الأشر و العبث و البطر الي ما يعظم ضرره عليه و علي من قرب منه ...؛
و همين گونه انسان اگر بيکار و فارغ باشد، به بيهودگي و سرمستي دچار ميشود و بر اثر آن به مسايلي مبتلا ميشود که زيان آن هم بر خود و هم بر نزديکان او سنگيني خواهد کرد ...»[12]
7: تلاوت قرآن. بيشک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامين آن، خود شفاي هر دردي است که به سرعت کار هر پريشاني را رو به سامان ميبرد و زخم هاي پنهان را التيام ميدهد، و همت ها را تا آسمان ها بالا ميبرد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات را نجات ميبخشد.
امير مؤمنان(ع) ميفرمايند: «و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فانّه شفاء الصّدور و احسنوا تلاوته فأنّه انفع القصص ...؛
قرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهاي خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروي شفابخش سينههاست و آن را نيکو تلاوت کنيد که به يقين سودمندترين قصههاست.»[13]
خلاصه اينکه: راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غريزه جنسي نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحي که بيان شد و سپس کنترل منفي با وجود همه زيان هاي آن، ولي هيچ گاه به بيبند و باري و افسار گسيختگي و آلودگي به گناه رضايت نميدهد و زيان آن را به مراتب خسارتبارتر و ويرانگرتر از ضرر کنترل منفي ميداند.
اين نوشتار را با اين جمله به پايان ميبريم که بزرگان گفتهاند: «نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت.»
[1] مستدرک الوسائل، چاپ قديم، ج2، ابواب مقدمات نکاح، ص531، ح21
[2] سوره نور، آيه 33.
[3] اصول کافي،ج 2،ص79.
[4] اصول کافي،ج 2،ص79.
[5] وسائل الشيعه، ج14، ص240.
[6] نور آيه 30 و31
[7] الاخلاق، سيدعبداللّه شبّر، قم، انتشارات بصيرتي، ص127.
[8] سوره اسراء آيه 36 [9] مستدرک الوسائل، چاپ قديم، ج2، ص459، ابواب يکتسب به، باب 80.
[10] وسائل الشيعه، چاپ ايران، کتابفروشي اسلاميه، ج12، ص236.
[11] مستدرک الوسائل، ج2، ص531. [12] بحارالانوار، تهران، انتشارات دار الکتب الاسلامية، ج3، ص87. [13] وسائل الشيعه، ج4، ص825، ابواب قرائة القرآن، باب 1، ح7.
منبع: پايگاه حوزه.
/انتهاي پيام/