كمپين يك ميليون دروغ و عمل آپانديس
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو» در آخرين بروزرساني وبلاگ دختران خميني كبير آمده است:
" کمپين يک ميليون امضا " نام طوماري اعتراضي است که بانوان فمينيست فعّال در ايران همچون زهرا رهنورد از آن حمايت ميکنند.
سالهاست که فعّالان فمينست در سراسر جهان خود را به آب و آتش ميزنند تا حداقل يک ميليون از هفتاد ميليون جمعيّت ايران اسلامي، اين طومار را امضا کنند. اگر بتوانند به اين آرزوي دور و دراز خود دست يابند؛ دست از پا نميشناسند و شکايت از ايران و قوانين ظالمانه! اسلام را به مجامع جهاني همچون سازمان ملل (بخوانيد سازمان عملياتي کردن اهداف لابيهاي صهيونيستي) خواهند برد.
فعّالان " کمپين يک ميليون امضا " اقدام به تهيّه جزوهاي کوچک نمودهاند تا در آن پرده از حقيقت ظلم به جنس زن در اسلام!! بردارند و بدين وسيله مخاطب خود را وادارند بلافاصله پس از مطالعه اين جزوه نگاشته شده بر پايه احساسات و چند قطره اشک ريختن اين کمپين را امضا کنند و به اصطلاح تا تنور داغ است نان را بچسبانند. ناني که در آن از گندم خبري نيست و به زور چند کيلو جوش شيرين ور آمده است.
در اينجا چند خطّي از اين جزوه را براي شما بازگو ميکنيم:
فکر کنيد که در خانوادهاي دختري را به ” خانهي بخت" ميفرستند. همه چيز درست و مطابق رسم و رسوم انجام شده و خانواده داماد با سلام و صلوات ميآيند و با کلي عزت و احترام دختر را ميبرند. آن خانواده دخترش را به خانه بخت ميفرستند، اما کدام بخت؟ سياه يا سفيد؟ اگر خداي ناکرده داماد، آدم خوبي از آب درنيامد چه ميشود؟ همان خانهاي که به خاطر عروسي دختر سراپا شور و هيجان بود، به جهنّم تبديل ميشود. دختر روز و شب اشک ميريزد. با زبان يا با نگاههاي غمگينش، خانواده يا خودش را به خاطر اين که در زمان تنخاب درست فکر نکردهاند، مورد سرزنش قرار ميدهد. شايد آنها به خودشان دلداري بدهند که ” ازدواج هندوانه سربسته است و هيچکس نميداند از آينده آن خبر ندارد". اما بعد از مدتي که دختر و خانوادهاش از پلههاي دادگاه بالا و پايين بروند، اگر پيش بقيه هم اعتراف نکنند؛ لااقل پيش خودشان اعتراف خواهند کرد که اينطورها هم نيست. اگر قوانين مربوط به خانواده طور ديگري – يعني عادلانه – نوشته شده بود اين همه مشکل پيش نميآمد.
برميگرديم به ماجراي دختري که شوهر داده بوديم و با چشم گريان به خانهي پدر برگشته بود. اگر شما جزء خانوادهي دختر بوديد و براي حل مشکل دخترتان به دادگاه مراجعه ميکرديد، وقتي در دادگاه ميگفتيد دامادم نميگذارد دخترم کار کند، نميگذارد از خانه بيرون برود،
يا نميگذارد حتي به ديدن ما بيايد، وقتي ميگفتيد دامادم اجازه نميدهد به پزشکان که دختر بيمارم را در بيماررستان عمل جراحي کنند و از اين قبيل مشکلات، و بعد جواب ميشنيديد که: " خوب اين حق مرد است"،
حتماً با تعجب ميپرسيديد: " چه کسي به مرد چنين حق و حقوقي داده؟" جواب ساده است: قانون. اين بلا را قانون سرتان آورده است.
حال شما اگر جاي مخاطبي باشيد که اين جزوه را در اتوبوس يا مترو يا پيادهرو خيابان و يا حتي پشت چراغ قرمز به او دادهاند تا مطالعه کند، چه ميکنيد؟ طومار را امضا ميکنيد؟ واقعاْ اين که ميگويند ايرانيها باهوشند درست است چون بعد از گذشت چند سال هنوز يک ميليون نفر سادهلوح از کل جمعيت هفتاد ميليوني ايران پيدا نشده است که اين کمپين را امضا کند.
حال به شبهات و دروغهاي بيپايه مندرج دراين جزوه، پاسخ ميدهيم:
در مورد اشتغال زن، اگر شغل زن منافي مصالح خانوادگي يا حيثيات خود زن يا شوهر نباشد، شوهر حق منع زن را ندارد. (مستبط از ماده 1117 قانون مدني)
در مورد بيرون رفتن زن از خانه و ديدار او با اعضاي خانواده و فاميل در حد متعارف، ماده 1103 قانون مدني بيان ميدارد " زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با يکديگرند." که يکي از مصاديق حسن معاشرت اين است که نه تنها شوهر مانع ديد و بازديد زن با خانواده و آشنايان نشود، بلکه در امر صله رحم همسر خود را همراهي کند.
در مورد عمل جراحي هم فقط در مواردي خاص به دليل آنکه مسأله به سرنوشت مرد هم مربوط ميشود، احتياج به رضايت شوهر دارد. در حالي که اين جزوه به دروغ به شما القا ميکند که حتي عمل آپانديس هم نياز به رضايت شوهر دارد! /انتهاي پيام/