اصول گرايي عليه اصول گرايي
کد خبر:۷۳۸۰۷
يادداشت؛

اصول گرايي عليه اصول گرايي

اصولگرايان در سال جديد بايد تمام توجه خود را صرف خدمت رساني به اقشار آسيب پذير کنند و گفتمان خدمت رساني را به عنوان گفتمان انقلاب توسعه دهند و در اين زمينه مي توانند شعار سال که همت مضاعف و کار مضاعف است را سر لوحه کار خود قرار دهند.

فريده صالحي - گروه انديشه؛ اصولگرايان شعارمدار مطرود ملت خواهند بود.

اصول گرايي به معناي گرايش به ريشه‌ها و خاستگاه‌‌هاست. اين مفهوم تفاوت اساسي با «بنيادگرايي» دارد. بنيادگرايي بازگشت به گذشته و توقف در آن است. در حاليكه اصول‌گرايي به مفهوم تأكيد بر اصول اساسي با نگاه به آينده است. در اصول‌گرايي تلاش مي‌شود از سنت‌ها و اصول بنيادين در جهت حل مسائل و مشكلات مدرن ساخته مدرنيته بشريت استفاده شود.

در اصول‌گرايي اسلامي، اصول بنيادين از متن اسلام گرفته مي‌شود و به دليل اينكه اسلام دين تمام عصرها و دين مترقي است و جامعيت آن از آدم تا خاتم است و منجي اين دين، امام عصر (عج) نويد نجات بشريت را با نداي «حكومت مستضعفين» داده است، اصولي را در خود دارد كه راهگشاي حيات بشري از ظلمات انديشه‌هاي ليبرالي و ماركسيستي است. روند اصول‌گرايي در آغاز و در طول انقلاب اسلامي نيز با هدايت و راهنمايي حضرت امام (ره) با تكيه بر اصول اسلام ناب محمدي باعث تكوين انقلاب اسلامي گرديد. در طول اين سه دهه نيز انديشه اصول‌گرايي با تأكيد بر مفاهيم بنيادين توانسته است مسير اصلي انقلاب را همچنان طي كند و نشاط و شور انقلابي را در نسل‌هاي بعدي بدمد.

در شرايط حاضر خصوصيتي كه پايه اصولگرايي را شكل مي‌دهد، دو چيز است، يكي ايمان و باور به اسلام و به خصوص مكتب تشيع و اعتقاد به كارآمدي آن در ميدان عمل و اداره زندگي اجتماعي بشر و دوم اعتقاد به تكامل و پيشرفت اجتماعي است؛ يعني قاعدتاً اصولگرايي، ساختارگرايي نيست؛ بلكه اعتقاد دارد كه با اراده انساني و با توكل به خداوند مي‌توان ساختارها را تغيير داد و حركت‌هاي جهادي آفريد و همين اراده بود كه انقلاب را شكل داد، هشت سال جنگ را اداره كرد و مراحل سخت پس از جنگ را به خوبي مديريت كرد.

معمولاً براي بررسي يك جريان، يا يك انديشه و يا يك مفهوم به سطح مختلفي كه آن جريان، انديشه يا مفهوم مي‌تواند داشته باشد؛ مي‌پردازند. انديشمندان براي بررسي سطوح اصولگرايي معتقدند كه مي‌توان آن را در سه سطح بررسي كرد و در هر سطحي نيز شاخصه‌هايي را براي آن در نظر مي‌گيرند. براي اصول‌گرايي مي‌توان سه سطح در نظر گرفت كه عبارتند از: سطح نظام، سطح فرآيند، سطح سياستگذاري.

براي سطح نظام در اصولگرايي اسلامي مي‌توان شاخصه‌هايي از قبيل اعتقاد بر التزام به اسلام، ولايت محوري، جامعيت دين اسلام و كار آمدي آن به اعتقاد به جمهوريت نظام، مردم سالاري (مردم باوري) و ... نام برد.

براي سطح فرآيند شاخصه‌هايي از قبيل عدالت اجتماعي، جهاد علمي، شكوفايي اقتصادي، مهرورزي و خدمتگزاري و ... نام برد و براي سطح سياستگذاري شاخصه‌هايي از قبيل ارتباط با مردم، بومي سازي توسعه، محروميت زدايي (توجه به مناطق محروم) و .... نام برد.

اصول گرايي در اصطلاح لغوي به معني رعايت چهارچوبهاي عقيدتي در رفتارهاي سياسي مي باشد و اگر اصول مورد نظر تابعي از اسلام ناب محمدي (ص) مورد اشاره امام راحل(ره) باشد؛ قطعاً براي تعالي و عزت جامعه اسلامي مفيد و بلکه ضروري است.

جبهه اصولگرايان در جريان مسائل روز جامعه و مشکلات پيش آمده به دو قسمت تقسيم شده اند. عده اي که از آنها به عنوان اصول گرايان ولايت مدار و دين مدار تعبير مي شود، با داشتن رفتارهاي پخته سياسي و به دور از احساسات تند منافع حزبي، تلاش کردند اصول ناب دين محمدي (ص) را رعايت کنند و تلاش کردند منطق و اصول اسلامي را درتعامل با برادران و خواهران ديني در پيش گيرند و انصافاً نتيجه هم گرفتند و مانع تهديدات جدي براي نظام اسلامي شدند.

گروهي ديگر از اصول گرايان که از آنها با عنوان اصول گرايان شعار مدار ياد مي شود، تنها و تنها هدفشان التهاب آفريني و هزينه کردن ولايت براي مقاصد حزبي خودشان بود. تفاوت جدي اصول گرايان دين مدار با اصول گرايان شعارمدار اين است که يکي دين را هدف اصلي اعتلا مي دانند و بنابراين اخلاقيات را لازمه دين محوري قرار مي دهند و اخلاق اسلامي را حتي در برخورد با مجرمين رعايت مي کنند؛ ولي آن يکي دين را وسيله اي براي قدرت مي نگرنند و بنابراين در تعاملات سياسي خود نيز اخلاق را رعايت نمي کنند و تا مي توانند شخصيتها و ارکان نظام اسلامي را زير سئوال بردند.

بلايي که اصول گرايان شعارمدار بر سر نظام و مردم آوردند، دشمنان قسم خورده اسلام نتوانستند اين بلا را بياورند و حتي گستاخي اصول گرايان شعارمدار در شکستن حريم شخصيتها به مراتب خطرناک تر از رفتارهاي ضدولايي عناصري از اصلاح طلبان فرصت طلب در زمان قدرتشان بود.

بنابراين اصول گرايان دين مدار از ابزارهاي تعالي عزت مسلمين و ايران اسلامي تلقي مي گردند و اصول گرايان شعارمدار مطرود ملت خواهند بود و آنچه ماندگار خواهد بود؛ دين مداران معتقد به شيوه هاي صحيح مديريتي مبتني بر اصلاحات روز جامعه خواهند بود.

جريان اصولگرا بايد در سال 89 حوادث سال 88 را مورد آسيب شناسي جدي قرار دهند.

جريان اصولگرا بايد در سال 89 حوادث سال 88 را مورد آسيب شناسي جدي قرار دهند و ضمن آسيب شناسي جدي عواملي را حوادث سال گذشته را بوجود آورد، مورد ارزيابي قرا دهند تا بار ديگر حوادث گذشته تکرار نشود؛ زيرا اين حوادث موجب شد که فرصت هاي زيادي از دست برود.

اصولگرايان براي جلوگيري از تکرار حوادث گذشته بايد وحدت فراگيري را بين خود بوجود بياورند و بر وجوه مشترک تأکيد کنند و از وجوه افتراق پرهيز نمايند و ساز و کار ايجاد وحدت را فراهم نمايند تا وحدت يکپارچه اي بين  جريان هاي اصولگرا به وجود بيايد.

اصولگرايان در سال جديد بايد تمام توجه خود را صرف خدمت رساني به اقشار آسيب پذير کنند و گفتمان خدمت رساني را به عنوان گفتمان انقلاب توسعه دهند و در اين زمينه مي توانند شعار سال که همت مضاعف و کار مضاعف است را سر لوحه کار خود قرار دهند.

البته اصولگرايان خدمت رساني به مردم را وظيفه ذاتي خود مي دانند؛ حتي در رقابت نيز اين اصل را محور قرار مي دهند، به ترتيبي که هر کسي که خدوم تر باشد از سوي مردم انتخاب خواهد شد و اين مسأله در انتخابات شوراها نيز مورد توجه قرار مي گيرد و اصولگرايان سعي مي کنند در خدمت رساني با هم رقابت نمايند.

*فريده صالحي - دانشجوي دانشگاه شهرکرد

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار