خواسته هايت را، زيبا بجوي!
کد خبر:۷۳۸۹۰
عدم استجابت دعا؛

خواسته هايت را، زيبا بجوي!

راه نجات و هلاك خود را درست بشناس، مبادا از خدا چيزى بطلبى كه نابودى تو در آن است، در حالى كه گمان مى‏برى، نجات تو در آن است.

 چرا گاهي اوقات دعاي انسان مستجاب نمي شود؟

بسيار مى‏شود كه انسان دعا مي كند اما مستجاب نمي شود ، سر منشا آن اينست كه او در تشخيص مصالح و مفاسد خود به اشتباه مى‏افتد، گاه با تمام وجودش مطلبى را از خدا مى‏خواهد، كه به هيچ وجه صلاح او نيست، حتى ممكن است خود او بعداً واقف به چنين امرى بشود، اين درست به اين مى‏ماند كه گاهى بيمار، يا كودك غذاهاى رنگينى از پرستاران خود مى‏طلبد، كه اگر به خواسته او عمل كنند، بيماريش افزون مى‏شود، و يا حتى جان او را به خطر مى‏افكند، در اين‏گونه موارد، خداوند رحيم و مهربان، دعا را مستجاب نمى‏كند و براى آخرت او ذخيره مى‏سازد.

مرحوم «طبرسى» در «احتجاج» از امام صادق عليه السلام ، چنين نقل مى‏كند:  «از آن حضرت سؤال كردند، آيا خداوند نمى‏فرمايد: دعا كنيد تا براى شما اجابت كنم؟ در حالى كه افراد مضطرى را مى‏بينيم كه دعا مى‏كنند، و به اجابت نمى‏رسد، و مظلومانى را مى‏بينيم كه از خدا پيروزى بر دشمن مى‏طلبند، ولى آنها را يارى نمى‏كند؟

امام فرمود: واى بر تو! هيچ كس او را نمى‏خواند مگر اين كه اجابت مى‏كند، اما ظالم دعاى او مردود است تا توبه كند، و اما صاحب حق، هنگامى كه دعا كند، اجابت مى‏فرمايد و بلا را از او برطرف مى‏سازد، به طورى كه گاه خود او نمى‏داند، و يا آن را به صورت ثواب فراوانى براى روز نيازش به آن (روز قيامت) ذخيره مى‏كند، و هرگاه چيزى را كه بندگان تقاضا كنند مصلحت آنها نباشد، خوددارى مى‏فرمايد». (1)(2)


علاوه بر اين خداوند در سوره بقره (216) مى‏فرمايد: «چه بسا شما از چيزى اكراه داشته باشيد در حالى كه براى شما خير است و مايه سعادت و خوشبختى» «وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ»  و «چه بسا چيزى را دوست داشته باشيد و آن براى شما شرّ است» «وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ» و در پايان مى‏فرمايد: «و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد» «وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ».

پروردگار جهان با اين لحن قاطع مى‏فرمايد: افراد بشر نبايد تشخيص خودشان را در مسائل مربوط به سرنوشتشان حاكم سازند؛ چرا كه علم آنها از هر نظر محدود و ناچيز است و معلوماتشان در برابر مجهولات، همچون قطره‏اى در برابر درياست.

همان گونه كه در قوانين تكوينى خداوند از اسرار آفرينش همه اشياء با خبر نيستند و گاه چيزى را بى خاصيت مى‏شمرند، در حالى كه پيشرفت علوم فوايد مهم آن را آشكار مى‏سازد، همچنين در قوانين تشريعى بسيارى از مصالح و مفاسد را نمى‏دانند لذا ممكن است چيزى را ناخوشايند دارند در حاليكه سعادت آنها در آن است يا از چيزى خشنود باشند در حالى كه بدبختى آنها در آن است. (3)

آري گاهي اوقات انسان مصالح خود را تشخيص نمي دهد و در آنچه براي او خير است ، دچار اشتباه مي شود و همانگونه كه از خداوند امر خيري را طلب مي كند ، شرور را مي طلبد، چنانكه خداوند در سوره اسراء (11)  چنين مى‏فرمايد: «انسان همان گونه كه نيكى‏ها را طلب مى‏كند، به خاطر دستپاچگى و عدم مطالعه كافى، به طلب بدى‏ها برمى‏خيزد» «وَ يَدْعُ الإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ». «چرا كه انسان ذاتاً عجول است» «وَ كانَ الإِنْسانُ عَجُولًا».

در حقيقت، عجول بودن انسان، براى كسب منافع بيشتر و شتابزدگى او در تحصيل خير و منفعت، سبب مى‏شود كه: تمام جوانب مسائل را مورد بررسى قرار ندهد، چه بسيار مى‏شود كه با اين عجله، نتواند خير واقعى خود را تشخيص دهد، بلكه، هوى‏ و هوس‏هاى سركش، چهره حقيقت را در نظرش دگرگون سازد، و به دنبال شرّ برود.

و در اين حال، همان گونه كه: انسان، از خدا تقاضاى نيكى مى‏كند، بر اثر سوء تشخيص خود، بدى‏ها را از او تقاضا مى‏كند، و همان گونه كه براى نيكى تلاش مى‏كند، به دنبال شرّ و بدى مى‏رود، و اين بلاى بزرگى است براى نوع انسان‏ها و مانع عجيبى است در طريق سعادت.

چه بسيارند كسانى كه بر اثر شتابزدگى خود را به پرتگاه‏هاى خطرناك افكنده‏اند، به گمان اين كه: به محل امن و امان مى‏روند، در بيراهه‏ها گام گذارده‏اند به تصور اين كه: به سوى منزل سعادت پيش مى‏روند، در زشتى‏ها و بدبختى‏ها غوطه‏ور شده‏اند، به پندار اين كه: در مسير افتخار راه مى‏روند، و اين نتيجه شوم عجله و شتابزدگى است.

چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه: وَ اعْرِفْ طريقَ نَجَاتِكَ وَ هَلاكِكَ كَى لا تَدْعُوَ اللَّهَ بِشَيْ‏ءٍ عَسى‏ فِيهِ هَلاكُكَ وَ أَنْتَ تَظُنُّ ان فِيهِ نَجاتَكَ قالَ اللَّهُ تَعالى‏: وَ يَدْعُ الإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الإِنْسانُ عَجُولًا: «راه نجات و هلاك خود را درست بشناس، مبادا از خدا چيزى بطلبى كه نابودى تو در آن است، در حالى كه گمان مى‏برى، نجات تو در آن است، خداوند متعال مى‏گويد: انسان دعاى شر مى‏كند آن گونه كه دعاى خير مى‏كند؛ چرا كه انسان، عجول است». (3)

بنابراين، تنها راه رسيدن به خير و سعادت آن است كه: انسان در هر كار قدم مى‏گذارد، با نهايت دقت و هوشيارى و دور از هر گونه عجله و شتابزدگى تمام جوانب را بررسى كند و خود را در انتخاب راه، از هر گونه پيشداورى و قضاوت‏هاى آميخته با هوى‏ و هوس بر كنار دارد، از خدا در اين راه يارى بطلبد تا راه خير و سعادت را بيابد و در پرتگاه و بيراهه گام ننهد.( 4)

1- تفسير صافي ذيل آيات مورد بحث .

2- تفسير نمونه، ج‏20، ص 169.

3- تفسير نمونه، ج‏2، ص 130.

4- نور الثقلين ، ج3، ص141.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار