امام و مساله قدس
گروه انديشه ـ آنچه حضرت امامخميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را نسبت به ديگر مردان تاريخساز جهان تمييز ميدهد نگاه شامل و همهجانبهنگر او قبل و بعد از انقلاب به تحولات داخل ايران، منطقه و جهان به يک اندازه است. به اين معني که حضرت امام(ره) نظير انقلابيون کشورهاي ديگر تنها نگاه به ايجاد تحول در درون ايران نداشت، بلکه به همان اندازه که در مورد مشکلات و ايجاد تحول دروني تلاش و برنامه داشت به همان اندازه نسبت به مشکلات منطقه و جهان دغدغهي رفع مشکلات و ايجاد تحول داشت. تغيير در وضع موجود در فلسطين و ساير کشورهاي اسلامي به عنوان مسايل مبتلابه جهان اسلام و تغيير در نگاه دولتهاي استعماري به کشورهاي بهاصطلاح جهان سومي از جمله اين نگاه حکيمانهي او همزمان با تلاش براي ايجاد ساختارهاي جديد در ايران بود.
اينک در آستانهي بيستويکمين سالروز رحلت جانگداز اين جهانبين بينظير، شرايط و تحولات منطقه تأييدي است بر اين ادعا که حضرتامام(ره)خواستار انقلابي نه تنها در ايران که در منطقه و جهان بود. پيروزيهاي اخير ملت فلسطين و مقاومت لبنان، بيداري ملتها و تنفر عمومي از حضور مداخلهگرايانهي آمريکا در منطقه و جهان مصداق روشني بر اين مدعا است.
متأسفانه در اين30 سال پس از پيروزي انقلاباسلامي نتوانستهايم نظرات امام را در اين خصوص در جامعه به خوبي بيان کنيم و بسياري از شبهات موجود در اين عرصه با تشريح اين نظرات يقيناً حل خواهدشد.
کساني که بهطور يکجانبه و معمول در مورد امامخميني(ره) قلمفرسايي کرده و يا سخن گفتهاند بعضيها صرفاً امام را پرچمدار مبارزه با رژيم پهلوي و سفاک شاهنشاهي دانسته و سراسر زندگي و مبازرات اين بزرگمرد تاريخ را در اين محور خلاصه کردهاند، در صورتي که امام با نگاه تيزبيني که داشتند با شناخت کامل از ماهيت اسرائيل و صهيونيسم، ريشهي همهي مشکلات جهاناسلام، منطقه و بهخصوص ايران رژيم پهلوي را شناسايي کرده و نوک پيکان حملات و مبارزهي خويش را به سمت اسرائيل نشانه گرفتند و از اين زاويه آن را مورد بحث و بررسي قرار دادند.
فلسطين قبل از امامخميني(ره)
از 14 مي سال 1948 که رژيم صهيونيستي به طور نامشروع پا به عرصهي وجود گذاشت و 6 ساعت بعد آمريکا و چند ساعت بعد از آن، شوروي سابق به عنوان دو بال صهيونيسم جهاني آن را به رسميت شناختند، تاکنون بيش از60 سال از حيات غاصبانهي اين رژيم ميگذرد و در طول اين مدت در عرصهي بينالمللي، موضع قدرتها و سازمانهاي بينالمللي، حمايت و همکاري و موضع ملتها، تنفر و انزجار بوده که البته خيلي نتوانسته بُعد بيروني پيداکند. در دنيا سعي بر اين بود که با مطرحکردن شعار «سرزمين بدون ملت براي ملت بدون سرزمين» در اذهان عمومي اينگونه جا بياندازند که يک عدهاي مظلوم و آواره که تحت ظلم و ستم بودند و قضيهي هولوکاست(همهسوزي) براي اينها پيش آمده و اينها را در کورههاي آدمسوزي سوزاندهاند و يا با گازهاي «ب زکلون 2» خفه کردهاند، حالا سرزمين بدون صاحبي را تصرف کرده و مالک آن شدهاند؛ يعني در واقع با اين ترفند درصدد مشروعيت بخشي به رژيم غاصب صهيونيستي بودند. مجمع عمومي سازمان ملل هم در 29 نوامبر سال 1947 با تصويب طرح تقسيم فلسطين به 5/56 درصد تحت کنترل يهوديان، 43 درصد تحت کنترل اعراب و قدس به عنوان منطقهي بينالمللي، اشغال سرزمين فلسطين را به رسميت ميشناسد و آن را به عنوان يک قضيهاي که به تاريخ پيوسته، تمامشده اعلام ميکند.
شروع نهضت امام خميني(ره)
با شروع نهضت امام، اين قضيه ابعاد تازهاي پيدا ميکند. امام در طول 15 سال مبارزه(1342 تا 1357 شمسي) و بعد از پيروزي انقلاباسلامي تحول جدي و جديدي را در اين خصوص ايجاد ميکند.
شروع اين نهضت زماني است که قدس، قبلهي اول مسلمانان و معراجگاه پيامبراکرم(ص) در اشغال بود و از طرفي صهيونيسم جهاني بر اهرمهاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي در جهان مخصوصاً جهانغرب سيطره يافته و تعقيب استراتژي اشغال سرزمينهاي پهناور و زرخيز اسلامي را براي تحقق يافتن شعار «از نيل تا فرات» در دستور کار خود قرار دادهبود و از سويي ديگر نيز يهود و عوامل فراماسونري(1)(طرافداران يهود) سلطهي وحشتناک و همه جانبهاي را در مراکز و محافل حساس ايران پيدا کرده بودند. در واقع ايران در زمان شاه، بازار واردات انبوه کالاها و محصولات اسرائيل بود که اقتصاد رژيم صهيونيستي را رونق ميبخشيد و از سويي ديگر شاه با صدور و تأمين نفت مورد نياز اسرائيل به کمک اين رژيم ميشتافت.
نفت کشورمان در مجموع در اقتصاد و صنايع اسرائيل تبديل به گلوله و سلاحي ميشد که بر سينهي فلسطينيان مسلمان مينشست و ايران پايگاهي براي عمليات جاسوسي اسرائيل و کنترل اعراب منطقه شده بود.
امام با آگاهي از اين مسائل، يکي از انگيزههاي خود در برابر حاکميت پهلوي را، سلطهي روزافزون يهوديان و عوامل آنها بر ايران شاهنشاهي اعلام ميکند. در ديدگاه امام، شاه کارگزار صهيونيستها بود که مأموريت داشت زمينهي گسترش نفوذ آنها را در اين کشور و کشورهاي اطراف فراهم آورد. امام در سال 42 طي سخناني ميفرمايند. «اينجانب کراراً خطر اسرائيل و عمال آنها را که در رأس آنها شاه ايران است، گوشزد کردهام، ملت اسلام تا اين جرثومهي فساد را از بن نکند روي خوش نميبيند و ايران تا گرفتار اين دودمان ننگين است روي آزادي نخواهدديد.»
در عصر پهلوي، نهادها و محافل مخفي و قدرتمند صهيونيسمجهاني در تمام شئون اقتصادي، سياسي، فرهنگي، نظامي و اطلاعاتي و امنيتي دخالت داشتند. بر اساس مدارک موجود يهوديها و مأمورانشان سمتهاي حساس کشور را بر عهده داشتند و در جنبههاي گوناگون، امور را در جهت برنامه و اهداف خود سوق ميدادند به طوري که هر حرکتي برضد اسرائيل و صهيونيسم سريعاً توسط اينها سرکوب ميشد. به عنوان مثال، طبق مدارک موجود در دوران حساس مشروطه تا کودتاي رضاخان، نخستوزيرهاي دولتهاي مختلف از مأموران شبکهي جهاني يهود و به عبارتي دقيقتر سازمان جهاني فراماسونري بودند که به لحاظ فکري و هم جنبهي تشکيلاتي، موظف به فرمانبرداري از کارفرمايان خود بودند و در اجراي برنامههاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي همهي تلاش خود را به کار ميبردند. يکي از اين چهرهها «محمدعلي فروغي» است که با روي کار آمدن رضاخان، کفالت نخستوزيري به او واگذار ميشود. وي در دوران سلطنت رضاخان 4 بار نخستوزير ميشود. پس از روي کار آمدن محمدرضا پهلوي و دوران اول پادشاهي او نيز، فروغي 3 بار به نخستوزيري رسيد. در دورهي قاجاريه هم چندين بار وزير دارايي، وزير عدليه و وزير خارجه گشت و در برخي ديگر وزارتخانهها و ادارات مهم آن زمان سمتهاي حساس را دارا بوده است. او علاوه بر عهدهداري مأموريتهاي خارجي، جمعاً پنج بار وزير امور خارجه، چهار بار وزير دارايي، سه بار وزير عدليه، چهار بار وزير جنگ، يک بار وزير اقتصاد ملي و يک بار وزير دربار بود. اين در حالي است که وي به عنوان يک دانشمند به جامعه معرفي شدهاست. جد بزرگ اين خانواده از يهوديان بغداد بوده و وي از سرکردگان و فعالان سازمان فراماسونري، بنيانگذار و استاد اعظم «لژ بيداري» ايران بود.
«امير عباس هويدا» نيز يکي ديگر از فراماسونرها به شمار ميرفت که از نخستوزيران معروف محمدرضا پهلوي بود. وي که از نوادگان ميرزا يعقوب يهودي از بهائيان مشهور و عضو بلندپايهي فرماسونري ايران بود از بهمن 1343 تا مرداد 1356حدود13 سال سمت نخستوزيري را برعهده داشت. در دورهي وي، پيوندهاي نهان و عيان دربار پهلوي با محافل قدرتمند و چپاولگر غرب و صهيونيسم به مستحکمترين شکل خود رسيد.
امام(ره) با اطلاع از اين وضعيت، شروع به افشاگري بر ضد اين رژيم کرده و ميفرمودند: «تأسف بالاتر، تسلط اسرائيل و عمال اسرائيل است بر بسياري از شئون حساس مملکت و قبضه نمودن اقتصاد ايران به کمک دولت و عمال دستگاه جبار...» و يا در جاي ديگر ميفرمايند: «آقا مگر شما يهودي هستيد؟ مگر مملکت ما مملکت يهود است؟» امام در سال41 و42 در آغاز شروع نهضت اسلامي، اولين مسألهاي را که مطرح ميکنند، مسألهي اسرائيل است. امام ميگويد: «ميگويم اسرائيل 3 تا شأن دارد: يکي غاصبيت و ظالميت است که هنوز اين شأنش پابرجاست و هنوز دارد ظلم ميکند، ميکشد و خونريزي به راه مياندازد. ديگر اينکه اسرائيل خطري دائمي براي خاورميانه است. و اسرائيل تشکيل شدهاست براي اينکه اسلام را از بين ببرد و در واقع اسرائيل خودش نيست، بلکه نوک پيکان تمدن غرب براي تسويه حساب قطعي و آخرالزماني با دين اسلام است.»
اينکه امام اسرائيل را به عنوان خطري دائمي براي خاورميانه ميداند در واقع اين نگاه امام، نگاهي نو و ابداعي بينظير در اين مسأله است. امام تهديد دائمي را مطرح ميکند يعني اينکه اين قضيه زمانبردار نيست و اين خطر از بين نميرود تا اينکه کاملاً نابود شود. امام در واقع اسرائيل را عامل دائم ايجاد ناامني و چپاول در منطقهي خاورميانه ميداند.
اهميت خاورميانه از آن جهت است که محل تولد سه دين از اديان الهي و محل برخورد سه قارهي آسيا، اروپا و آفريقا است و با توجه به منابع غني انرژي که در اين منطقه وجود دارد کليد منابع انرژي دنيا ميباشد. يعني هر کس اين منطقه را در اختيار داشته باشد انرژي آيندهي دنيا را دارد. البته منطقهي خاورميانه علي رغم وجود منابع غني، پول کافي، نيروي انساني کارآمد و سابقهي تمدني ديرينه، هنوز در فهرست کشورهاي بدوي جهان امروز از لحاظ استانداردهاي رفاه و توسعه است؛ کشورهايي که از آنها به عنوان جهان سومي نام برده ميشود.
علت اصلي عقبماندگي و لنگ بودن خاورميانه در ابتداييترين نيازهاي خود با توجه به اينکه بر روي طلاي سياه و منابع غني و روزميني نشسته، عدم وجود امنيت به عنوان ريشه و بسترساز توسعه است، که البته توسط دول خارج از منطقه طراحي شده و در اين ميان پيمانکار اصلي دول خارجي در خاورميانه، صهيونيسم بينالملل است که در قالب حکومت نامشروع اسرائيل بنيان نهاده شده و تأثيرگذاري شديدي بر ارکان امنيتي خاورميانه دارد.
در واقع وجود بسياري از مشکلات اقتصادي و عقبماندگي خاورميانه به خاطر عدم امنيت است که مسبب اصلي آن وجود اسرائيل به عنوان ناامن کنندهي منطقه ميباشد. لذا هرجا که ناامني باشد خود بخود بسترهاي سرمايهگذاري و رشد در آن از بين خواهد رفت و ناچار سرمايهها به جايي سوق داده خواهندشد که امنيت باشد.
وجود اسرائيل اين کارکرد را براي غرب و آمريکا دارد که علاوه بر اهرمفشار آمريکا و غرب بر کشورهاي منطقه، سرمايهگذاريها را نيز به سوي اين کشورها سوق ميدهد و مانع از رشد اقتصادي خاورميانه ميشود.
لذا امام ريشههاي عقبماندگي و مشکلات اقتصادي خاورميانه، منطقه و ايران را در وجود اسرائيل مي داند و ميگويد: «تا زماني که اين غدهي سرطاني از صفحهي روزگار محو نشود، اين مشکلات حل نخواهد شد.»
نگاه دوم امام به مسألهي اسرائيل اين است که اسرائيل را تهديدي دائمي براي اسلام ميداند. انسان ميتواند غصب را فراموش کند؛ مثلاً ممکن است طرف مقابل که مال او را غصب کرده از لحاظ قدرت بالاتر باشد و انسان مجبور شود از خير آن بگذرد و آن را به خدا واگذارکند، ولي اگر همين قدرت، هويت ديني انسان را خدشهدار کند اصلاً نميشود فراموشش کرد و ساکت نشست.
امام در سال 42 به طلبههايي که براي آموزش آمده بودند، توصيه ميکند: «اسلام در خطر است، اسرائيل دشمن دين است و بايد از ميان برداشته شود.» بعد، ساواک در واکنش به اين صحبتِ امام، طلاب را جمع مي کند و مي گويد: «هرچه ميخواهيد بگوييد جز اين سه مطلب : 1ـ اسلام در خطر است 2ـ اسرائيل دشمن دين است 3ـ از شاه بدگويي نکنيد.»
امام در صحبتهاي بعديشان ميفرمايند: «امروز به من اطلاع دادندکه بعضي از اهل منبر را بردهاند در سازمان امنيت و گفتهاند شما سه چيز را کار نداشته باشيد ديگر هر چه مي خواهيد بگوئيد؛ يکي شاه را کار نداشته باشيد، يکي هم اسرائيل را کار نداشته باشيد، يکي هم نگوئيد دين در خطر است. اگر اين سه تا امر را ما کنار بگذاريم، ديگر چه بگوئيم؟ ما هرچه گرفتاري داريم از اين سه تا هست. روابط ما بين شاه و اسرائيل چيست که سازمان امنيت ميگويد از اسرائيل حرف نزنيد، اين دو تناسبشان چيست؟ مگر شاه اسرائيلي است؟ به نظر سازمان امنيت، شاه يهودي است؟»
تأثير انديشهي امام در پيدايش گروههاي مقاومت
تفکر امام و انقلاب اسلامي برگرفته از اين تفکر، تبديل به الگويي براي اسلامخواهي، استکبارستيزي و آرمان تشکيل حکومت ديني در بين ملتهاي اسلامي شده، به گونهاي که اردوگاه غرب و سران غير مردمسالار عرب را به چالش و واکنش کشانده است.
در واقع گروههاي مقاومت در منطقه همچون اخوانالمسلمين در مصر و سوريه، جبههي نجات اسلامي در الجزاير و گروههاي فلسطيني و حزبالله لبنان حتي اسلام خواهي اخير در ترکيه و تکيهي يک اسلامگرا بر کرسي رياست جمهوري اين کشور که همسرش حاضر به برداشتن حجابش نميشود، همه الگو گرفته از انديشهي مقاومت امام(ره) و انقلاباسلامي هستند. وگرنه 80 سال پيش، آتاتورک ترکيهي نوين را تشکيل داد و بهاصطلاح کشف حجاب کرد که دين را از سياست جدا نمايد، اما با گذشت 80 سال ما شاهد جانشيني براي آتاترک در ترکيه هستيم که نه تنها اسلامگرا است که همسرش هرگز حاضر نميشود در مراسم سوگند رياست جمهوري حجابش را کشف کند.
يا به عنوان مثال ديگر شهيد دکتر فتحيشقاقي، زماني که سال 57 دانشجوي پزشکي در مصر بودند نظرات و نگاه امام به قضيهي فلسطين را به صورت جزوهاي دستنويس با عنوان «ديدگاه خميني، يگانه راه نجات فلسطين» در دانشگاه تکثير و پخش ميکند و بعد از آن، اين جزوه تبديل به کتاب ميشود و به سرعت به چاپ پنجم ميرسد و بعد ناياب ميشود. وي 3 سال بعد با الگوبرداري از اين انديشه، جنبش جهاد اسلامي فلسطين را تأسيس ميکند.
در لبنان نيز رهبران حزبالله که در واقع اين جنبش در پاسخ به تجاوز رژيم صهيونيستي به اين کشور در سال 1982 شکل ميگيرد، به تأثير انقلاب اسلامي ايران و تفکر امام بر شيعيان اين کشور اذعان دارند و با افتخار از آن ياد ميکنند.
«سيدحسن نصرالله» دبيرکل حزبالله لبنان در مصاحبه با شبکهي الجزيره در پاسخ به اينکه چرا ايران را شريک پيروزي خود در لبنان ميدانيد، ميگويد: «به سبب اينکه پايه و اساس ايدهي مقاومتي که در لبنان شروع شد و به حرکت درآمد، در عمقِ قدرت فعاليت و جديت خود به امام خميني(ره) برميگردد و اوست که همهي اين ابعاد را به مقاومت بخشيد.»
ابتکار امام پس از پيروزي انقلاب
پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز بلافاصله امام اولين کسي را که به حضور ميپذيرد و با او دوستانه رفتار ميکند «ياسر عرفات» رئيس سابق تشکيلات خودگردان است.
امام در همان زمان که مبارزات مليگرايانهي فلسطينيها را قبول نداشت و ميدانست در نهايت به سازش مدل عرفات ختم ميشود، اما در پاسخ به سؤالي که آيا ميتوانيم سهم امام را براي فلسطين خرج کنيم، ميفرمايند: مجاز هستيد. در حالي که در همان زمان عرفات اعلام کرده بود ما فاقد ايدئولوژي هستيم و صرفاً وطني و مليگرائيم و براي خاک فلسطين ميجنگيم. با وجود اين، امام با همهي سختگيريهايي که نسبت به خمس و زکات و بيتالمال داشتند اجازه دادند بخشي از پول خمس که سهم امام است براي مسألهي فلسطين خرج شود.
ضمن آنکه جمهوري اسلامي ايران تنها کشوري بود که پس از انقلاب سفارت اسراييل در تهران را به سفارت فلسطين در تهران تبديل کرد.
امام پس از پيروزي انقلاب اسلامي آخرين جمعهي ماه مبارک رمضان در سال 58 را «روز قدس» نامگذاري ميکند و ميگويد: «روز قدس، روز فلسطين نيست، روز اسلام است.»
و بعد شعار استراتژيک «راه قدس از کربلا مي گذرد» را مطرح ميکند و ميگويد آزادي فلسطين اولويت بعدي ما است.
در نگاه امام، حمايت از گروههاي جهادي فلسطين و حزبالله لبنان به عنوان خط مقدم کشورهاي منطقه و اسلام در برابر رژيم صهيونيستي واجب است تا اين رژيم را که نوک پيکان صهيونيسم جهاني است و مثل ماري است که فعلاً از منطقهي فلسطين بيرون آمده در همانجا مهار کنيم. چون اسرائيل قانع به سرزمينهاي اشغالي نيست و با شعار «از نيل تا فرات» در فکر سيطره بر کشورهاي منطقه و چپاول منابع آنها و در نهايت تسخير کل جهان است و هر زمان که از دست گروههاي جهادي فلسطين و لبنان خلاصي يابد قطعاً تجاوز به کشورهاي اطراف را در دستور کار خود قرار خواهد داد و يقيناً ايران نيز به عنوان کشور مستقلي که رودروي صهيونيسم جهاني قد علم کرده و روز به روز قدرتمندتر ميشود در رأس حملات اينها خواهد بود. ولي اسرائيل تا از دست گروههاي مقاومت رهايي نيابد به فکر تجاوز به ايران نخواهد بود. رئيس سابق ستاد ارتش اسرائيل قبل از جنگ سيوسه روزه عليه لبنان گفته بود: «ما اگر به تأسيسات هستهاي بوشهر حمله کنيم پاسخ خود را از حزبالله خواهيم گرفت.»
به اعتراف مقامات اسرائيلي، برنامهي آمريکائيها در سال 2006 اين بود که اول گروههاي جهادي فلسطين و لبنان را از بين ببرند و بعد به سوريه به عنوان متحد ايران در منطقه و سپس به ايران حمله کنند که چون در گام اول از حزبالله در جنگ 33 روزه شکست سنگيني خوردند، ديگر جرأت حمله به ايران را پيدا نکردند. لذا ما هرچقدر هم که براي فلسطينيان و حزبالله هزينه کنيم در واقع براي دفاع از خود و دينمان هزينه کردهايم. در واقع ما هيچ منتي بر فلسطينيان نداريم که از آنها حمايت ميکنيم بلکه فلسطينيها و لبنانيها هستند که براي اسلام و مباني آن ميجنگند. شايد همهي حمايت ما از فلسطيني ها در روز قدس متجلي شود و در اين روز بر ضد اسرائيل تظاهرات ميکنيم و در واقع از فلسطين حمايت معنوي و سياسي ميکنيم و حمايت مالي هم به خاطر مسدود شدن تمام حسابهاي بانکي گروههاي فلسطيني در خارج از سرزمينهاي اشغالي و مسدود شدن تمام راههاي ارتباطي فلسطينيان با خارج از اين سرزمينها، صورت نميگيرد و اين در حالي است که آمريکا سالانه 7 ميليارد دلار کمک مالي مستقيم و چندين ميليارد دلار کمک غيرمستقيم به رژيم صهيونيستي ارائه ميکند. در واقع آمريکا، انگليس، کانادا و تمام کشورهاي غربي که از اسرائيل حمايت ميکنند از موجوديت تمدن غرب دفاع ميکنند.
اتحاد امت اسلامي، راه نجات فلسطين
امام تنها راه نجات فلسطين را، اتحاد و قيام امتهاي اسلامي عليه اسرائيل اعلام ميکند و همواره بازگشت به اسلام و متحد شدن را شرط نجات فلسطين و جلوگيري از اميال توسعهطلبانهي صهيونيسم ميداند و ميفرمايد: «براي من يک مطلب به شکل معما است و آن اين است که همهي دول اسلامي و ملتهاي اسلامي ميدانند که درد چيست؟ ميدانند دست اجانب در بين است که اينها را متفرق از هم بکنند. ميبينند که با اين تفرقهها، ضعف و نابودي نصيب آنان ميشود، ميبينند يک دولت پوشالي اسرائيل در مقابل مسلمين ايستاده که اگر مسلمين مجتمع بود و هرکدام يک سطل آب ميريختند او را سيل ميبرد، معذلک در مقابل او زبون هستند.» و در جاي ديگر مي فرمايند: «شماها منتظر اين نباشيد که دولتهاي شما براي شما کار بکنند. من دولتهاي عربي را بيش از پانزده سال است که نصيحت کردم با هم متحد شوند و قدس را نجات دهند و هيچ ابداً در آنها اثر نکرد؛ براي اينکه در فکر اين مسائل نيستند... اينها هيچ يکشان به فکر امتها نيستند، امتها خودشان بايد به فکر خودشان باشند. اگر ما بنا بود که بنشينيم تا براي ما دولتها کار بکنند، حالا باز همان عقبماندگي را داشتيم و باز شاه سابق بر ما حکومت ميکرد. ما به قوت ايمان که در شعب ما حاصل شد، با آن قوت ايمان با اين ابرقدرتها مخالفت کرديم و بحمدالله پيروز شديم و دست آنها را کوتاه کرديم. شما اگر بخواهيد بر مشکلات خودتان پيروز شويد، اگر بخواهيد قدس را نجات بدهيد اگر بخواهيد فلسطين را نجات بدهيد، اگر بخواهيد مصر را نجات بدهيد و ساير ممالک عربي را نجات بدهيد از دست اين عمال و از دست اجانب، ملتها بايد قيام کنند، بايد ملتها اين کار را انجام بدهند، ننشينند که دولتها بر اين مسائل وارد بشوند، آنها روي مسائلي که براي خودشان صرفه دارد عمل مي کنند. ملتها بايد قيام کنند و ملتها بايد رمز را بفهمند که رمز پيروزي اين است که شهادت را آرزو کنند و به حيات، حيات مادي، دنيايي و حيواني ارزش قائل نباشند. اين رمز است که ملتها را ميتواند پيش ببرد، اين رمزي است که قرآن آورده است.»
لذا امام تنها راهحل قضيهي فلسطين و پيروزي امت اسلامي و نابودي استکبار و صهيونيسم را در وحدت، مقاومت، و قيام امت اسلامي ميداند و بر آن تأکيد ميکند.
امام(ره) همچنين سکوت در مقابل ظلم و جنايتهاي رژيم غاصب صهيونيستي را شرمآور و دردناک ميخواند و مسلمانان جهان را به لبيک گويي به نداي فلسطينيان و اظهار همدردي با آنها فرا ميخواند و ميگويد: «چه دردناک است براي مسلمانان جهان در عصر حاضر که با داشتن آن همه امکانات مادي و معنوي، در مرئي و منظر آنان به پيشگاه خداوند متعال و رسولان عاليقدرش اين چنين جسارت [به ملت مظلوم فلسطين] واقع شود، آن هم از يک مشت اوباش جنايتکار و چه ننگ است براي دولتهاي اسلامي که با دردست داشتن شريان حياتي ابرقدرتهاي جهان بنشينند و تماشاگر باشند که آمريکا، ابرجنايتکار تاريخ، يک عنصر فاسد بيارزش را در مقابل آنان علم کند و با عدهاي ناچيز عبادتگاه مقدس و قبلهگاه اول آنان را غصب نموده و با کمال وقاحت در مقابل همهي آنان قدرتنمايي کند. و چه شرمآور است سکوت در مقابل اين فاجعهي بزرگ تاريخ و چه زيبا بود که بلندگوهاي مسجدالاقصي از همان روز که اسرائيل اين عنصر خبيث دست به کار اين جنايت عظيم شده بود، به صدا درميآمدند.
اکنون که مسلمانان انقلابي و شجاع فلسطين با همتي عالي و با آوايي الهي از معراجگاه رسول ختمي مرتبت(ص) خروش برآورده و مسلمانان را به قيام و وحدت دعوت نمودهاند، با کدام عذر در مقابل خداوند قادر و وجدان بيدار انساني ميتوان در اين امر اسلامي بيتفاوت بود؟ اکنون که خون جوانان عزيز فلسطيني، ديوارهاي مسجد قدس را رنگين کرده است و در مقابل مطالبهي حق مشروعشان از مشتي دغلباز، با مسلسل جواب شنيدهاند، براي مسلمانان غيرتمند عار نيست که به نداي مظلومانهي آنان جواب ندهند و همدردي خود را با آنان اظهار نکنند؟ باشد که فرياد همدردي آنان، دولتها را بيدار کند که از قدرت عظيم اسلامي استفاده کرده و دست آمريکاي جهانخوار، اين جنايتکار تاريخ را که از آن طرف درياها به پشتيباني ستمگران، دست پليد اسرائيل را ميفشارد، قطع کنند و خود و ملتهاي مظلوم جهان را نجات دهند.
اميد است خداوند منان بر بشر منت فرموده و وعدهي قرآني خود را هرچه زودتر انجاز فرمايد ومستضعفان جهان را بر مستکبران غلبه دهد. درود بر قدس و بر مسجداقصي، درود بر ملتهاي بپاخاسته در مقابل اسرائيل جنايتکار و درود بر مسلمانان ومستضعفان جهان.»
حال بر ما آنچه وظيفه و تکليف است انعکاس انديشهي امام دربارهي فلسفهي وجودي رژيم صهيونيستي در بين افکار عمومي ايران و جهان اسلام، قدم در جبههي مبارزه بر ضد اين رژيم غاصب مي باشد. حجت بر همه حتي ملتهاي مسلمان تمام است و بويژه در سالروز رحلت آن پير فرزانه که نشانههاي زوال اسراييل در پي تسري انديشهي امام در منطقه خود را نمايان ساخته است، آنچه ايشان فرمودهاند و آنچه رخ داده است نسبت به آنچه معمار کبير انقلاب اسلامي ايران پيش بيني کردهاند، قريبتر به ذهن ميرسد. اميد آنکه با رهنمونهاي حکيمانهي رهبر معظم انقلاب حضرت آيتالله خامنهاي که به حق آرمانهاي بلند حضرت امام را با حساسيت ويژه دنبال ميکنند شاهد منطقه و جهاني پر از عدل و داد باشيم. به اميد پيروزي امت اسلام و نابودي صهيونيسم.
.........................................
* [1] - فراماسونري تشکيلات يا جمعيتي است پنهان روش که افراد خارج از آن تشکيلات با اهداف و روشهاي آن آشنا نشوند و همچنين نخبه گرا که صهيونيسم جهاني در هر کشوري سراغ نخبگان مي رود و سعي مي کند تا امور سياسي و شريان هاي اقتصادي ، فرهنگي و سياسي آن کشور را به دست آورد و در آن منطقه نفوذ کند و بعد در مناطق ديگر نفوذ خود را گسترش دهد.
منابع :
1- فلسطين از ديدگاه امام خميني (ره)،موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)
2- ويژهنامه امام خميني و مسئله فلسطين ، جمعيت دفاع از ملت فلسطين.
3- سخنراني دکتر کوشکي با موضوع امام خميني و مسئله فلسطين در فرهنگسراي انقلاب 26/4/85.
/انتهاي پيام/