حس كردم كه با حضور او همه ما كوچك شده‌ايم
کد خبر:۷۴۳۴۸
توصيف خبرنگار غربي از ملاقات با امام:

حس كردم كه با حضور او همه ما كوچك شده‌ايم

زماني كه امام خميني از در وارد مي شد احساس كردم كه از لابلاي آن گردبادي از نيروي معنوي وزيدن گرفت گويا در وراي آن عباي قهوه اي، عمامه مشكي و ريش سفيد روح زندگي جريان داشت؛ بطوري كه همه بينندگان را محو تماشاي خود كرد. در آن هنگام حس كردم كه با حضور او همه ما كوچك شده ايم و گويا در سالن كسي جز او باقي نمانده است.

«زماني كه امام خميني از در وارد مي شد احساس كردم كه از لابلاي آن گردبادي از نيروي معنوي وزيدن گرفت گويا در وراي آن عباي قهوه اي، عمامه مشكي و ريش سفيد روح زندگي جريان داشت؛ بطوري كه همه بينندگان را محو تماشاي خود كرد. در آن هنگام حس كردم كه با حضور او همه ما كوچك شده ايم و گويا در سالن كسي جز او باقي نمانده است، آري او بارقه اي از نور بود كه در قلب و روح همه حضار رسوخ كرده بود، او تمام معيارهايي را كه گمان مي كردم مي توانند مرا در تعريف و ارزيابي شخصيت و مقامش ياري كنند درهم شكست، او با حضور خود آن قدر در ما تاثير گذارد كه احساس كردم تمام روح و جسمم را فرا گرفته است... او را چنان ساكت و آرام مي يافتي كه گويي نيرويي ثابت و استوار در درون او جريان دارد و البته اين نيرو همان چيزي است كه رژيم سابق ايران را به يكباره برچيد، حال آيا چنين شخصيتي مي تواند يك فرد عادي باشد؟».

جملات و اظهارات فوق كه در توصيف شخصيت امام راحل بيان شده است نه سخن يك خطيب توانا و دلباخته امام(ره) است و نه نوشته يك نويسنده انقلابي زبردست. اين توصيف صادقانه كه حكايت از ملاقات با بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي دارد ملاقاتي نيست كه در حلقه ياران امام(ره) و يا نزديكان و منسوبان ايشان صورت گرفته باشد.

بيان اين گفته هاي بدون پيرايش و سرشار از احساس پاك، اظهارات يك خبرنگار غيرايراني و غيرمسلمان است. «رابين وودز ورث كارسلن» (Robin woods worth carslen) خبرنگار غربي كه پس از انقلاب شكوهمند اسلامي، چند مرتبه به ايران سفر مي كند و در يكي از سفرها اين توفيق را مي يابد كه به ملاقات «امام راحل» برود.

اين ملاقات در فوريه 1982- بهمن ماه 1360- صورت گرفته است؛ درست در اواخر سالي كه تحليلگران و ناظران سياسي معتقدند اين سال از سخت ترين و پرپيچ وخم ترين گذرگاههاي نظام جمهوري اسلامي است. يعني علي رغم آنكه كشور در جنگ با صدام و رژيم بعثي به سر مي برد و چند ماه قبل در حادثه 8 شهريور مقامات عالي رتبه نظام اعم از رئيس جمهور، نخست وزير و وزراي كابينه و مسئولان دولتي در يك حادثه تروريستي به شهادت رسيده اند و چندي قبل تر هم در 7 تير همان سال شهيد بهشتي- رئيس دستگاه قضا- و يارانش در دفتر حزب جمهوري قرباني تروريسم شده و به آسمان پر كشيده بودند و دهها رخداد تلخ ديگر از اين دست كه دلالت بر شرايط اضطراري در كشور مي كرد، امام (ره) بي آنكه تزلزلي و اضطرابي در او مشاهده شود اين چنين آرام، باثبات و با هيبت سيماي يك رهبر ديني و الهي را به رخ مي كشند كه اين خبرنگار غربي در بخش ديگري از تشريح ملاقاتش با امام خميني(ره) از ايشان به عنوان «موساي اسلام» نام مي برد كه آمده تخت فرعون را بربيندازد.

اين ملاقات پر رمز و راز تنها نمونه اي از شخصيت افلاكي و كهكشاني امام امت است و البته درك شخصيت جامع حضرت روح الله در گرو فهم گفتارها، نوشتارها و سيره عملي ايشان است.

تاملي در برخي از گفته هاي امام(ره) پنجره هاي جديدي از آگاهي و بصيرت را بر روي آدمي مي گشايد؛ اگر مي گويد: «محاصره آبادان بايد شكسته شود»- و شكسته مي شود- اگر نهيب مي زند كه: «آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند»- كه نكرده و نخواهد توانست بكند- اگر هشدار مي دهد كه: «صداي شكستن استخوان هاي ماركسيسم به گوش مي رسد»- كه چنين شد- اگر فرياد برمي آورد كه: «اسرائيل بايد از بين برود»- كه امروز نشانه هاي آن به وضوح قابل رؤيت است- اگر تاكيد مي كند كه: «بايد هسته هاي مقاومت را در تمام جهان بوجود آورد- كه امروز الگوي مقاومت جهاني شده است- همچنين اگر متذكر مي شود كه: «عالم محضر خداست» يا اگر از بن جان بر زبان مي آورد كه: «خرمشهر را خدا آزاد كرد.» و...

همه و همه نشان مي دهد كه در قاموس خميني سياست با ديانت پيوندي ناگسستني دارد و رسالت اين رهبر بزرگ الهي به انقلاب اسلامي ختم نمي شود. امام (ره) علاوه بر احياي هويت ديني- كه با انقلاب اسلامي شكل گرفت- و به چالش كشاندن مكتب كمونيسم و ليبراليسم در اردوگاه شرق و غرب، افقي دورتر را نشانه رفته است؛ آنچنانكه تاكيد مي كند: «هدف عظيم انقلاب، ايجاد حكومت جهاني اسلام است.»

از همين روي؛ پايان دادن به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران و فرعونيان از لوازم اين هدف بزرگ و سترگ است و در اين ميان بي شك مبارزه اي نفسگير و جانانه را مي طلبد.

مقارن با اين شرايط است كه رهبر كبير انقلاب اسلامي بيان مي دارند: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مي كنيم چرا كه انقلاب ما اسلامي است و تا بانگ لااله الا الله و محمد رسول الله(ص) بر تمام جهان طنين نيفكند مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاي جهان عليه مستكبرين هست ما هستيم.»

قطعاً اين مبارزه ياراني مي خواهد و جاي شگفتي نيست كه ياران او نيز اهل مبارزه اند و خستگي ناپذير.

جالب اينجاست كه در ذيل اين داستان بلند مبارزه ميان حق و باطل كه پهنه تاريخ را در برگرفته است؛ آمدن خميني و ياران باصلابت و مقاومش سده ها قبل وعده داده شده است و اينچنين بر لسان مبارك امام موسي كاظم(ع) جاري و ساري گرديده است: «رجل من اهل قم يدعوا الناس الي الحق، يجتمع معه قوم كزبر الحديد، لا يزلهم الرياح العواصف و لايمسلون من الحرب و لايجنبون و علي الله يتوكلون و العاقبه للمتقين»

«مردي از اهل قم، مردم را به حق دعوت مي كند، گروهي از مردم با او همراه مي شوند كه همانند تكه هاي آهن مستحكم اند. تند بادها آنها را تكان نمي دهد و از جنگ و مبارزه به ستوه نمي آيند و از دشمن نمي هراسند و بر خدا توكل مي كنند و عاقبت با متقين است.» (بحار الانوار-ج60- ص 216)

طرفه آنكه در اين كارزار مبارزه، نامعادله سلطه گران و زياده خواهان و مستكبران آنچنان بر هم مي ريزد كه راديو بي بي سي هنگام ارتحال حضرت امام خميني(ره) عجزآلود گزارش مي دهد: «امروز مردي چشم از جهان فروبست كه با درگذشت او چشم هاي بسياري در جهان غرب آسوده خوابيد...» و چند ساعت بعد با حضور ميليوني مردم در سوگ امام راحل(ره) خبرگزاري آسوشيتدپرس مي گويد: «خميني(ره) بار ديگر طلوع كرده است» ...

اين عجز بي بي سي بيان تأثيرگذاري و قدرت نفوذ انديشه والاي امام خميني بر دوران معاصر و بر ملت هاي دنياست كه باعث شده خواب از چشم چپاولگران و زورگويان دنياي غرب بربايد.

البته برخي از نظريه پردازان و صاحب نظران برجسته غربي ناگزير معترف شده اند كه بايد حاكميت انديشه خميني را در ساحت سياست بين المللي پذيرفت.

از جمله آلوين تافلر - نظريه پرداز معاصر غربي - به صراحت تصريح مي كند: «بزرگ ترين تحول امروز جهان ظهور پديده اي جديد يعني نيرو و قدرتي ماوراي دولت هاي ملي مي باشد وقتي آيت الله خميني فتواي سلمان رشدي را صادر كرد در واقع براي حكومت هاي دنيا پيامي تاريخي فرستاد كه بسياري از دريافت و تحليل آن عاجزند و مضمون واقعي پيام امام چيزي نبود مگر فرا رسيدن عصري جديد از حاكميت جهاني كه غرب بايد آن را با دقت مورد نظر و بررسي قرار دهد.»

اين نكته هم گفتني است كه گزارش راديو بي بي سي هنگام ارتحال امام مبني بر اينكه با درگذشت خميني بسياري در جهان غرب آسوده خفتند وجه ديگري نيز دارد و آن اشتباه استراتژيك بي بي سي و تمام مادي گرايان و زراندوزان و افزون طلباني است كه گمان مي كنند با رفتن خميني مكتب او به پايان راه خواهد رسيد و اين در حالي است كه امروز نام و انديشه امام راحل عظيم الشأن در ميان ملت هاي مستقل و آزاديخواه جهان ريشه دوانده است و ثمرات آن روز به روز عيان تر مي شود. و به گفته كيهان در مصاحبه با CNN، روح خميني(ره) در كالبد خامنه اي بار ديگر به دنياي دين باوران و مستضعفان بازگشته است.

به عبارت ديگر؛ تغيير مسير تاريخ كه با پيروزي انقلاب اسلامي آغاز گشته امروز نزديك به «نقطه عطف» خود است و مي رود تا اين جمله گرانسنگ امام كه «قرن، قرن غلبه مستضعفين بر مستكبرين است» به وقوع بپيوندد امروز بيداري اسلامي كه به بركت انقلاب اسلامي در جهان اسلام نضج گرفته است به اقصي نقاط عالم رسوخ كرده است و ملت هاي آزاديخواه و مستقل و متنفر از جريان استكبار، بخوبي اين پيام را گرفته اند كه بايد روابط عمودي در دنياي معاصر به روابط افقي و بر مبناي عدالت تغيير يابد.

اين روزها ايران اسلامي و بسياري از كشورهاي مسلمان در بيست ويكمين سالگرد امام راحل به سوگ نشسته اند، راه امام(ره) توقف ناپذير و مكتب او زنده تر از ديروز است و مي رود تا به گفته او پرچم لا اله الا الله و محمد رسول الله(ص) را برفراز تمام قلل مرتفع جهان به اهتزاز درآورد.

حسام الدين برومند/كيهان.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار