بالاخره بيت امام يا راه امام؟
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، تقي سهيلي در آخرين بروز رساني وبلاگ نصيحت به مسئولين نوشته است:
جناب سيد حسن مصطفوي نوه بنيانگذار کبير جمهوري اسلامي به علت شهرت پدربزرگ، بالقوه استعداد مشهور شدن در حد جهاني را دارد و اين البته طبيعي است که آدمهاي منسوب به اشخاص بزرگ و مشهور "مسئله" باشند و حتي اگر خودشان هم نخواهند بالاخره محل بحث و مجادله قرار بگيرند.
حضرت امام (ره) از آنجايي که نسبت به اين قبيل مسائل حساس بود و عوارض آن را مي دانست از ابتدا سعي بر دور نگهداشتن فرزندان و ساير اعضاي خانواده اش از مسايل اجرايي و حکومتي داشت و نهايتاً از آنها در اداره دفترش کمک ميگرفت.
همين منهج مورد توجه رهبر فعلي جمهوري اسلامي نيز قرار داشته و ايشان هم مانع از حضور وابستگان خود در مناصب حکومتي ميشوند.
آنچه مورد توجه است آنکه، طريق دور نگهداشتن نزديکان از مراکز قدرت رسمي در مورد بزرگان تا زمان حيات خودشان کاربرد عملي دارد و پس از آن، آنچه تعيين کننده خواهد بود، مذاق اين آقازاده ها و البته گرايش و توجه مردم خواهد بود.
در مورد بيت مکرم و محترم حضرت امام (ره) چند نکته قابل توجه است:
1- انتساب به هيچ آقايي (هر که ميخواهد باشد) هيچ امتياز اصيلي براي کسي ايجاد نمي کند. نبايد تعارفاتي که در اين نوشته هم اشکالي از آن را ميتوانيد ببينيد اين آقازاده ها را هوايي کند که واقعاً خبري هست.
وقتي شاعر ميگويد: گيرم پدر تو بود فاضل/ از فضل پدر تو را چه حاصل؛ گوياي اين مسئله است که جوگرفتي و دچار سوء تفاهم شدن در اثر تعريف و تمجيد مردم از پدر فاضل مربوطه ، سابقه اي طولاني و تاريخي دارد. اصولاً اگر بنا باشد احترامي واقعي از راه انتساب بر کسي مترتب باشد اين احترام حدودي دارد و حفظ احترام امامزاده توسط متولي حداقل آن است. به بيان روشن تر خط امام و سيره امام راحل (ره) معيار روشني در برابر مردم و مريدان آن پير سفرکرده است و نميتوان با ادعاي بستگي نسبي به امام (ره) برخلاف سيره او گام برداشت و از مردم طلب حمايت نمود. به اين ترتيب آقازاده ها بايد متوجه باشند حرکت بر خلاف سنت حسنه رهبران انقلاب و در راس آن امام خميني(ره) اگر چه براي مقطع کوتاهي ممکن است مردم را غافلگير کند اما بتدريج آنها (آقازاده ها) را از اصل خواهد انداخت و بايد پذيرفت اعضاي بيت امام (ره) برتر از پيامبرزادگان و امام زادگان بي واسطه اي نيستند که مسير طغيان در پيش گرفتند و عبرت تاريخ شدند!
2- منسوبين حضرت امام (ره) همگي يکسان و يک گونه نبوده اند و برخي از ايشان مانند سيد حسين مصطفوي از ابتداي پيروزي انقلاب مورد غضب پدربزرگ خود و رهبر کبير انقلاب اسلامي قرار گرفته و بعدها عملاً در مسير دشمني آشکار با نظام اسلامي تلاش کردند. بعضي ديگر از منسوبين دور و نزديک اين خانواده نيز مواضع متفاوت و گاه متناقضي در مسائل کشور داشته اند و نميتوان نظري کلي را در مورد همه آنان ابراز کرد.
3- نميتوان انکار کرد که حجه الاسلام سيد حسن مصطفوي که بعد از فوت پدر بزرگوارش مسئوليت بيت امام راحل(ره) ، دفتر تنظيم و نشر آثار حضرت امام(ره) و توليت حرم امام (ره) را بعهده گرفته است ، به طور آشکاري به جريان معروف به اصلاح طلب گرايش داشته و اين تمايل از همنشيني به همراهي در مواضع سياسي در دوران حاکميت اصلاح طلبان رسيد.
همه به خاطر دارند که در روزگار دوم خرداد، طيفي وسيع از تخريبها و اتهامات نسبت به انقلاب و نظام و بنيانگذار آن در فضاي رسانه اي پخش شد ولي صدا از همه درآمد و از متوليان دفتر امام(ره) خبري نبود. در مقابل توهين هاي مستقيم و علني مانند آنچه اکبر گنجي نيز در مورد امام راحل(ره) به زبان آورده بود نيز از "تيم دفتر" چيزي ديده و شنيده نشد.
4- سيد حسن مصطفوي در جريان انتخابات اخير رياست جمهوري ، پا را از اين هم فراتر گذاشته و در عقبه ستاد انتخابات ميرحسين موسوي به فعاليت مشغول گشت. اين رفتارها هيچ تناسبي با آنچه مورد انتظار متدينبن و انقلابيون از بستگان امام خميني(ره) است ،نداشت.
5- پايان انتخابات و اعلام نتايج رسمي آراء و بررسي شکايات از طرف شوراي نگهبان ميتوانست پاياني بر رقابتهاي انتخاباتي و قرار گرفتن سيد حسن خميني در جايگاه اصلي خود باشد اما بزودي معلوم شد که نه رقباي آقاي احمدي نژاد قصد تمکين به قواعد مردمسالاري ديني را دارند و نه سيد حسن خميني بناي مصلحت انديشي در چارچوب مصالح نظام را دارد.
پيگيري مطالبات غيرقانوني و سعي در بحراني نشان دادن جامعه از طرف برخي اصلاح طلبان و سکوت طولاني متولي بيت امام راحل(ره) که از آن تلقي رضايت و همراهي ميشد در ايجاد اين احساس عمومي نقش مهمي داشت مخصوصاً که شايعاتي در محافل سياسي منتشر بود مبني بر تلاش سيد حسن خميني براي جلوگيري از اعلام حمايت و حضور علما در فتنه اي که براي نظام ايجاد شده بود.
همه اين مسائل در پرده بود تا اينکه مراسم مهم و تاريخي تنفيذ حکم رياست جمهوري براي منتخب دهم ملت پيش آمد و مردم با تعجب متوجه شدند نوه امام (ره) بدون اعتنا به راي اکثريت مردم و جايگاه قانوني رهبري در کشور به اين مجلس ملي نيامده و ترجيح داده با غيبت خود اعلام کند که به راي و انتخاب مردم معترض است.
اين روند تداوم يافت تا اينکه رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت براي اداي احترام و تجديد بيعت با آرمانهاي امام خميني (ره) به حرم ايشان مشرف شدند و طبق معمول انتظار اين بود که متولي اين آستان به استقبال ايشان آمده و آنها را همراهي کند که البته اينطور نشد و سيد حسني در ميان نبود.
رفتارهاي نسنجيده و هيجاني گروههاي اصلاح طلب در انتخابات اخير البته دامن کليت اين جريان سياسي را گرفته است و در آمدن از گردابي که در مقابله با نظام گرفتار آن شده اند نيازمند يک توبه سياسي و تلاش براي پرداخت بدهي سنگين به مردم و نظام مقدسشان است و اگر خميني جوان بنا ندارد در جايگاه ملي و فراحزبي خانواده خميني قرارداشته باشد و ترجيح ميدهد بعنوان يکي از عناصر جناح اصلاح طلب وظيفه اي بعهده گرفته و مشغول فعاليت سياسي گردد لاجرم در دادن اين هزينه بايد شريک و سهيم باشد و نميتواند از زير آن شانه خالي کند.
4- اگر اين دريافت صحيح باشد که حجه الاسلام و المسلمين سيد حسن مصطفوي به طور جدي و آشکار قصد ورود به مسائل سياسي را دارد ، اصلاً به مصلحت نيست که رسانه هاي ارزشي از در انکار و ممانعت نسبت به وي درآيند.هرچند اين موضوع هزينه هاي زيادي را به رقباي سياسي وي تحميل خواهد کرد و اتهام مخالفت با بيت بنيانگذار جمهوري اسلامي از همين اکنون آماده الصاق به پيشاني ايشان است اما نبايد نسبت به بصيرت و درک مردم کم لطف بود و بايد به خاطر آورد که بسياري از اين هزينه ها در انتخابات اخير پرداخت شده است!
ورود رسمي به ميدان فعاليتهاي سياسي براي بستگان امام راحل(ره) آزاد است اما همه ميدانند که رقابتهاي سياسي ، همراه با انتقاد و عيب جويي است و رقباي ايشان مجاز خواهند بود همانند يک رقيب سياسي به ايشان نگريسته و اين نگاه را به جامعه نيز تسري دهند که در اينصورت آقاي خميني جوان ديگر از حيثييت متولي بيت رهبر انقلاب بودن تا حدود زيادي دور شده و همانند يک رجل سياسي بايد به زد و خورد با همآوردان خود بپردازد. اگر واقعاً سيد حسن مصطفوي اين راه را برگزيده باشد نبايد از جايگاه گروههاي سياسي اصولگرا مانع او شد زيرا هم براي مردم و هم براي خودش توليد شبهه و نگراني ميشود.
6- اين مسئله قابل انکار نيست که برخي اصلاح طلبان اکنون که پس از انتخابات پرماجراي 22خرداد و اتفاقات پس از آن همه داشته هاي خود را از دست رفته و همه حيثييت و گذشته سياسي خود را سوخته يک ادعاي بي سند و دليل ميبينند ، براي بازگشت به درون نظام و آشتي با صندليهاي حاکميت ، نيازمند کانال و معبر قابل اتکايي هستند که در ماجراي انتخابات اخير نسوخته باشد و همچنان پتانسيل ورود به رقابتهاي سياسي درون نظام را داشته باشد و هيچ کس براي آنها مطمئن تر از حجه الاسلام سيد حسن مصطفوي ، نوه رهبر کبير انقلاب انقلاب اسلامي ايران نميتواند باشد. بنابراين نميتوان ترديد داشت که آنها به هر قيمت تلاش خواهند کرد سيد حسن مصطفوي را وارد اين عرصه نموده و آخرين تلاشهايشان را گرداگرد او انجام دهند.
با توجه به گذشته اي که از حسن مصطفوي سراغ دارم اين اتفاق اصلاً بعيد نيست و نبايد تصور کرد که معناي آن فدا کرد موقعيت ويژه براي حفظ پايگاه اصلاح طلبان در نظام است ، بلکه اين رفتار احتمالاً به معناي پايان يک مرحله از حيات جمهوري اسلامي و ورود به دوره اي جديد است که تنها يکي از نتايج آن اينست که ديگر هيچ وابسته به "نام" و "بيتي" حتي در گوشه دفترش ، اين امکان را نخواهد داشت که به اين وسيله خود را از معرض تهاجم منتقدين و مخالفان دور نگه دارد.
7- سيد حسن مصطفوي با ورود به عرصه رقابتهاي سياسي ، به زودي با سئوالهاي درشت و مهمي روبرو خواهد شد و بايد خود را آماده پاسخ دادن کند. شايد روزي که ميرحسين موسوي تصميم گرفت به حمايتهاي هاشمي رفسنجاني از خود افتخار کند! و همراهي و همکاري سازمان مجاهدين و حزب مشارکت در ستادهاي انتخاباتي اش را بخواهد و در عين حال خود را کانديداي بي رسانه و نخست وزير امام (ره) و اصولگراي اصلاح طلب و حامي مستضعفين و ... معرفي کند ، هيچگاه تصور نميکرد که صحنه سياسي ايران اين اندازه عريان و دريده باشد که به طرفه العيني مهر همراهي با سرمايه داران و افراطيون دين گريز را چنان بر پيشاني اش بکوبند که تقلا هرچه بيشتر کند ، نتيجه کمتر بگيرد.
8- ماجراي انتخابات اخير رياست جمهوري بايد براي همه فعالان سياسي درس عبرتي شده باشد که دوره غمزه هاي عاشقانه و ژستهاي عارفانه در صحنه سياست ايران سپري شده است ، احمدي نژاد که مدعي احياي ارزشهاي انقلاب بود اکنون بايد اتهام ليبرال بودن را از جانب علي مطهري تحمل کرده و پاسخ گو باشد ، بقيه هم جاي خود دارند. خميني جوان ، فکر اينکه بتواند با يک حضور پرشور و ناگهاني ، همه را غرق خاطرات زيبايشان از مرحوم امام (ره) کند را از سر بدر کرده و واقع بينانه با خود بينديشد آيا ميتواند از عهده سئوالات صريح و بي رحمانه برآيد يا همان اول بازي ميخواهد دردنامه خطاب به پدربزرگ و پدرش نوشته و از جور امت شکايت کند! و هوادارانش هم يکسره بر طبل بکوبند که حيثييت و حرمت خاندان امام(ره) را لکه دار نکنيد! /انتهاي پيام/