بيعتي نو با امام خامنه‌اي
کد خبر:۷۴۴۸۲
وبلاگ «تك نوشته هاي يك روزنامه نگار»؛

بيعتي نو با امام خامنه‌اي

اگر در کشاکش فتنه هاي امروز جامعه که منجر به مهجوريت واژه امام شده است، از لفظ امام خامنه اي استفاده کنيم، بي شك به وظيفه خويش عمل نموده ايم.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، در آخرين بروز رساني وبلاگ تك نوشته هاي يك روزنامه نگار، به قلم محمد مهدي اسلامي آمده است:

اگرچه سال 88 به نبرد نرم شناخته شد، اما واقعيت اين است که آنچه پس از انتخابات 22 خردادماه در آشوب‌هاي خياباني و ... آغاز شد، حاصل يک زمينه سازي طولاني مدت دشمن است.

توجه به اين نکته ضروري است که هر انسان يک سيستم است که مجموعه‌اي درون‌داد (اطلاعاتي که به فرد داده مي‌شود) و مجموعه‌اي برون‌داد دارد. اگر درون‌داد و اطلاعاتي را که به ذهن او وارد مي‌شود به نوعي کنترل شود، امکان کنترل بر رفتار بروني فراهم مي‌گردد. بخش عمده‌اي از تلاش در نبرد نرم، چنين رفتاري است. اطلاعات مورد نيازي که ظاهراً مفيد است، به جامعه هدف داده مي‌شود، اما اين اطلاعات ممکن است "درست"، "گزينش شده" يا "اشتباه" و به تعبير دقيق‌تر اغلب اطلاعاتي آميخته از درست و نادرست باشد. نهايتاً رفتاري که از آن جامعه منتج مي‌شود، رفتاري است که مورد انتظار است. از اين رو نبرد نرم را تصرف فکر و انديشه و اراده يک ملت دانسته‌اند.

يکي از مسائل پراهميت در نبرد رواني، طراحي ادبيات مناسب است. ادبياتي که ظاهري ارزشمند داشته باشد. زيبانمايي ادبيات مطلوب و نفرت افکني در برابر ادبيات و ارزش‌هاي مورد معارضه از اولويت‌هاي مهاجمين اين عرصه است. زيرا به صورت فطري ذهن مردم از نازيبايي گريزان است و ادبيات جايگزين به مرور زمان بر تمايلات و رفتارهاي جامعه هدف تأثير خواهد گذاشت. اين رخداد يک بستر زماني بلند مدت را شامل مي‌گردد.  شايد از اين زاويه بتوان جنگ واژه‌ها را بخشي جدي در جنگ نرم دانست. زيرا واژگان با خود بار مفهومي را حمل مي‌کنند و با جايگزيني واژگان، به مرور مفاهيم پشت سر آن نيز انتقال خواهد يافت.

مهم‌ترين حوزه‌ي اعمال و تأثيرگذاري قدرت نرم بر طرف مقابل، حوزه‌ي رسانه است که نقش بارزي در ادبيات سازي ايفا مي‌نمايد. اگر اين رسانه‌ها نخبگان يک جامعه را - که درون‌دادها را با شک و ترديد و حساسيت دريافت مي‌کنند و يک سيستم گزينشي دارند- بتواند به حوزه ادبيات خود سوق دهد، تاثير اين رفتار دوچندان خواهد شد.

يکي از وجوه قدرت نرم امام خميني (ره) که منتهي به پيروزي در برابر تفکر ليبرال گرديد، استفاده از واژگان بومي و داراي مفهوم غني براي انتقال نظام فکري خويش بود. واژه شناسي (Terminology ) ادبيات بنيانگذار انقلاب اسلامي از جمله غفلت‌هاي سي ساله ماست. متاسفانه در طي ساليان گذشته بسياري از اين لغات با تلاش دوستان نادان و دشمنان دانا جايگزين گرديده‌اند. به عنوان نمونه واژه مستضعفين را با لغت قشر آسيب پذير جايگزين نموده‌ايم. در حالي که تفاوت بار معنايي دو لغت در چگونگي مواجهه ما با آنها تاثيرگذار خواهد بود. اما اساسي ترين لغات در دکترين ولايت فقيه امام خميني (ره) ، کليد واژه‌هاي «امام» و «امت» است.

نظام «امامت و امت» که در قانون اساسي ما نيز مورد تصريح قرار گرفته است، نظامي متعالي است که دموکراسي به شيوه غربي آن را به چالش کشيده است. نظريه‌پردازان بسياري با تاکيد بر مفهوم "ديکتاتوري اکثريت" دموکراسي ليبرال که به گمان فرانسيس فوکوياما پايان تاريخ بود را ناکارآمد معرفي مي‌نمودند و مدل «امامت و امت» که ملهم از تعاليم اسلامي است، به رغم پروپاگانداي غرب و تلاش براي سياه‌نمايي آن توانسته است بسياري از انديشمندان را به خود معطوف نمايد.

ريشه‌هاي شرعي و حقوقي و بازکاوي اين نظام امري است که پيرامون آن بسيار مداقه صورت گرفته و برگزاري کرسي‌هاي آزادانديشي جهت تبيين بيشتر آن نيز همچنان يک ضرورت است، اما در اين يادداشت در پي اثبات برتري اين نظام نيستيم، زيرا طبق اصل 5 قانون اساسي «در زمان‏ غيبت‏ حضرت‏ ولي‏ عصر "عجل‏ الله‏ تعالي‏ فرجه‏" در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ ولايت‏ امر و امامت‏ امت‏ بر عهده‏ فقيه‏ عادل‏ و با تقوي‏، آگاه‏ به‏ زمان‏، شجاع‏، مدير و مدبر است که‏ طبق‏ اصل‏ يکصد و هفتم‏ عهده‏ دار آن‏ مي‏ گردد.‏» و اصل يکصد و هفتاد و هفتم آن مي‌گويد « محتواي‏ اصول‏ مربوط به‏ اسلامي‏ بودن‏ نظام‏ و ابتناي‏ کليه‏ قوانين‏ و مقررات‏ بر اساس‏ موازين‏ اسلامي‏ و پايه‏ هاي‏ ايماني‏ و اهداف‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ و جمهوري‏ بودن‏ حکومت‏ و ولايت‏ امر و امامت‏ امت‏ و نيز اداره‏ امور کشور با اتکا به‏ آراء عمومي‏ و دين‏ و مذهب‏ رسمي‏ ايران‏ تغيير ناپذير است‏.» اين قانون اساسي با راي بالاي مردم در يک همه‌پرسي با مشارکتي بالا به تصويب رسيده‌ است و از اين رو براي کساني که خود را ملزم به قانون اساسي مي‌دانند، امري پذيرفته شده است.

اما يکي از نقاط قوت اين نظام، ترجمه‌اي نبودن آن است و منطبق بودن بر باورهاي عمومي کشور است. معمار قانون اساسي شهيد مظلوم آيت الله دکتر بهشتي در خصوص مناسب نبودن نظام‌ سياسي‌ عاريه‌اي چنين گفته است: «اتفاقا يک‌ بار انقلابيون‌ ايران‌ اين‌ تجربه‌ را کردند و پاي‌ چشمشان‌ خورد. براي‌ رهايي‌ از استبداد، انقلاب‌ کردند. بعد گفتند: حالا مي‌دانيد چه‌ جايش‌ بگذاريد؟ «مشروطه». چون‌ اين‌ عنواني‌ که‌ براي‌ نظام‌ جديد انتخاب‌ شده‌ بود عاريه‌اي‌ بود و مربوط‌ به‌ فرهنگ‌ اسلام‌ نبود، حتي‌ آن‌ تاثيري‌ را که‌ در صاحبان‌ اصلي‌ اين‌ فکر عاريتي‌ مي‌توانست‌ داشته‌ باشد، براي‌ ما نداشت. خاصيت‌ چيز عاريتي‌ همين‌ است.

ما فکر مي‌کنيم، عنوان‌ نظام، بايد نظام‌ امت‌ و امامت‌ باشد. منتها در اثناي‌ انقلاب، چون‌ اين‌ عنوان‌ هنوز براي‌ توده‌ مردم‌ روشن‌ نبود، به‌ عنوان‌ شعار اول‌ «حکومت‌ اسلامي» انتخاب‌ شد که‌ بسيار هم‌ خوب‌ و گويا بود و سپس‌ وقتي‌ معلوم‌ شد، اين‌ نظام‌ حکومتي‌ رييس‌جمهور هم‌ دارد، آن‌ وقت‌ گفته‌ شد، «جمهوري‌ اسلامي» ولي‌ نام‌ راستين‌ و کامل‌ اين‌ نظام، نظام‌ امت‌ و امامت‌ است.»[1]

اصطلاح‌ «امامت‌ و امت» از دو واژه‌ «امامت» و «امت» ترکيب‌ شده‌ است. امام‌ به‌ معناي‌ پيشوا، مقتدا، الگو و نمونه‌ است، همچنين‌ در معناي‌ رهبر مسايل‌ اجتماعي‌ هم‌ به‌ کار مي‌رود. اگر مقصود از رهبري، رهبري‌ در فتوا باشد، در اين‌ صورت‌ به‌ آن‌ «مرجع» گفته‌ مي‌شود و اگر مقصود، رهبري‌ در مسايل‌ اجتماعي‌ باشد، به‌ آن‌ «امام» مي‌گويند.[2] همچنين شهيد بهشتي‌ واژه‌ امت‌ را به‌ مردمي‌ داراي‌ هدف‌ و مقصد و پيوستگي‌ بر اساس‌ آن‌ هدف‌ و مقصد، معنا مي‌کند.[3]

«امت‌ غيراز ناس‌ است. اسلام‌ در خدمت‌ همه‌ ناس‌ است، صلاح‌ همه‌ را مي‌خواهد نه‌ فقط‌ صلاح‌ مسلمانان‌ را. نظام‌ اسلامي‌ به‌ سعادت‌ کل‌ بشر مي‌انديشد؛ ولي‌ در ميان‌ ناس‌ و کل‌ بشر آنها که‌ بر پايه‌ اعتقاد به‌ اسلام‌ و التزام‌ به‌ اسلام‌ يک‌ مجموعه‌ به‌ وجود مي‌آورند، مي‌شوند امت.»[4]

اگر چه‌ واژه‌هاي‌ امت‌ و ناس‌ در زبان‌ فارسي، هر دو به‌ معناي‌ مردم‌ هستند؛ اما با يکديگر متفاوت‌ مي‌باشند. ناس‌ همه‌ مردمند؛ ولي‌ امت‌ جمعيتي‌ هستند که‌ ايدئولوژي‌ مشترکي‌ دارند.[5]

از اين رو شهيد بهشتي متذکر مي‌گردد که «وقتي‌ مردمي‌ بخواهند امت‌ شوند؛ يعني‌ جمعي‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ در راه‌ يک‌ مقصد و بر اساس‌ آنچه‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ مقصد ايجاب‌ مي‌کند، اينها نمي‌توانند بدون‌ امامت‌ و پيشوايي‌ و رهبري‌ اصلا کاري‌ انجام‌ بدهند. اصلا مردم‌ امت‌ نمي‌شوند تا امامتي‌ در کار نباشد و امامتي‌ تحقق‌ پيدا نمي‌کند تا امتي‌ در کار نباشد.»[6]

توجه به اين امر بسيار ضروري است که مقصود از امام در اين مرحله نه امام معصوم، بلکه امامي رهروي راه معصومين است. اين امر شرايطي را ايجاب مي‌کند که در چهارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي در انتخاب رهبري توسط خبرگان منتخب مردم ديده شده است. «ولي‌ امروز، در اين‌ عصر غيبت‌ امام‌ معصوم‌ منصوب‌ منصوص ... شناختي‌ و پذيرفتني‌ يا انتخابي‌ است؛ بنابراين، رابطه‌ امت‌ و امامت‌ در عصر ما يک‌ رابطه‌ مشخص‌ است. دقت‌ بفرماييد! شناختن‌ آگاهانه‌ و پذيرفتن، نه‌ تعيين‌ و تحميل، شما در طول‌ اين‌ قرنهاي‌ متمادي‌ هيچ‌جا خوانده‌ايد يا از هيچ‌ کس‌ شنيده‌ايد که‌ مرجع‌ تقليد و رهبر ديني‌ را به‌ مردم‌ تحميل‌ کرده‌ باشند و بگويند مجبوريد از او تقليد کنيد؟ آيا شما تا به‌ حال‌ شنيده‌ يا خوانده‌ايد؟»[7]

اين مقدمه طولاني از آن رو بيان گرديد که يادآوري گردد يکي از واژگان کليدي در تفکر اسلام ناب، واژه امام است . واژه‌اي که ما بعد از رحلت حکيم بزرگ حضرت امام خميني آن را بدو منحصر کرديم تا بدين شکل پويايي انديشه امام را گرفته، و در او متوقف نماييم. اينکه خطيب جمعه هفته پس از رحلت امام از روي احساسات از دست دادن آن پير فرزانه چنين خطاي راهبردي و استراتژيکي را مرتکب شد که گفت «ما نمي‌خواهيم بعد از رحلت امام خميني به جانشي ايشان "امام" بگوييم» يا دليل ديگري داشت موضوع بحث نيست؛ مهم اين است که اين خطاي راهبردي ما را بدان سو برد که به اسم اعزاز امام خميني انديشه‌اي که امام از نجف در پي تثبيت آن بود را مورد هجمه قرار داديم. امروز جداي از بزرگاني همچون سيد حسن نصر الله و شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر که از خارج از ايران در مکاتباتشان «امام خامنه‌اي» به کار برده‌اند، همواره به کار بردن پيشوند امام براي خلف خميني کبير، تعبير تندروانه تلقي شده است.

در اين نبرد نرم، بسيار طبيعي است که براي سياه‌نمايي اين واژگان تلاش بسيار گردد. گاهي آن را به جاي مانده از ادبيات عناصر تندرويي که اينک در دامان غرب پناهنده‌اند همچون حشمت الله طبرزدي مي‌دانند - که جاي بررسي دارد که چرا چنين عنصري از اين ادبيات استفاده مي‌کرد و آيا به عمد قصد تخريب نداشت؟ - و گاه آن را نشان از تلاش ما براي معصوم انگاري رهبري نظام تلقي مي‌کنند و خبر از فاشيسم مي‌دهند. بدون آنکه ابعاد گسترده نظام امامت امت را بررسي نمايند و بخوانند که از حقوق مسلم امام بر امت نصيحت او است و در چنين نظامي که نصيحت به ائمه مسلمين يکي از فرائض باشد، ديکتاتوري را در آن راهي نيست.

آنها جمهوريت ما را دموکراسي خود ترجمه نموده‌اند و رهبر را براي ما جايگزين امام کرده‌اند، زيرا در ادبيات غرب، رهبر يادآور نظامي متفاوت است و هنگامي که در دانشگاه‌هاي ما متون غربي تدريس شد، باور مردم به رهبر، به مطلوب آنها و مشابه سازي نظام فکري برتر ما با نظام شکست خوده فاشيسم، نزديک خواهد گرديد.

نکته آخر اينکه برخي از ناخرسندي امام خامنه‌اي از استفاده از چنين پيشوندي سخن مي‌گويند. اين به يقين بيانگر زهد ايشان است و سببي است براي قوت قلب ما در حمايت از امامت امت و از شروط امامت؛ اما مگر امام خميني راضي به چنين بياني بود، مگر نه آنکه امام خميني مي‌فرمود به من خادم بگوييد بهتر است و همواره خود را خادم مي‌خواند. آيا اگر در چنين شرايطي که واژه امام مهجور واقع شده است، ما وظيفه خويش در احياي اين فرهنگ را ايفا نماييم، عمل به تکليف ننموده‌ايم؟ آيا از اين طريق به بصيرت افزايي اقدام ننموده‌ايم؟

اينک اگر باور داريم که در ميانه معرکه نبرد نرم قرار داريم،‌ اگر باور داريم که به کارگيري واژگان بخشي از جنگ خاموش دشمن است، اگر امامت امت را پذيرفته‌ايم و امت امام هستيم ، خطايمان را بپذيريم. از شماتت دوستان نادان و دشمن دانا و کساني که جوزده بازي دشمن گشته‌اند، نترسيم و در سالروز سوگمان بر عروج بزرگ مردي که عصر حاضر را به دليل انديشه بلندش عضر خميني ناميده‌اند در بيست و يکمين بيعتمان با خلف او، نقش خويش را به درستي ايفا نموده و از اين پس بگوييم «امام خامنه‌اي»

 

پي نوشت:

[1]  سيدمحمدحسين‌ حسيني‌بهشتي، مباني‌ نظري‌ قانون‌ اساسي، ص‌ 15

[2]  عروة‌الوثقي‌ (نشريه‌ حزب‌ جمهوري‌ اسلامي)، ش‌ 98، ص‌ 33

[3]  همان، ش‌ 91، ص‌ 19. در اصل‌ يازدهم‌ قانون‌ اساسي‌ آمده‌ است: «به‌ حکم‌ آيه‌ کريمه‌ (ان‌ هذه‌ امتکم‌ امة‌ واحدة‌ و انا ربکم‌ واعبدون) همه‌ مسلمان‌ يک‌ امتند...[انبيأ آيه‌ 92].»

[4]  سيدمحمدحسين‌ حسيني‌بهشتي، مباني‌ نظري‌ قانون‌ اساسي، ص‌ 17

[5]  نشريه زمانه ، شماره 14، مونارشيسم و جمهوريت تک‌سالار-فرج الله هدايت‌نيا گنجي

[6] عروة‌الوثقي، ش‌ 91، ص‌ 19

[7]  سيدمحمدحسين‌ حسيني‌بهشتي، مباني‌ نظري‌ قانون‌ اساسي، ص‌ 17

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار