در سوگ پير جماران
صفات بارز امام
امام خميني رحمه الله از نظر علم و عمل، درک عميق معرفتي و نيز تقواي عملي و علمي، از بزرگ ترين شخصيت هاي اسلامي به شمار مي آمد. ايشان هم چنين در انديشه ديني وتسلط بر معارف تشيّع، وارستگي، تهذيب نفس، شجاعت، درک زمان، شناخت جامعه، رأفت با دوستان و شدت با دشمنان بي نظير بود. اراده پولادين وي که ريشه در ايمان و اتکايش به خداوند داشت، اجازه نمي داد هيچ مانعي در عملي ساختن مقاصد والايش جلودار شود. ايشان درعين حال انساني بسيارمهربان، سرشار از عطوفت، خويشتن دار و پرهيزکار بود و صبر و استقامت، مانع از آن بود که سخت ترين حوادث، خللي دراراده ايشان در رسيدن به هدف ايجاد کند.
قاطعيت امام رحمه الله
زماني که امام خميني رحمه الله امري را وظيفه و تکليف شرعي خويش تشخيص مي دادند،اگر ساير افراد هم با آن مخالفت مي کردند، با قاطعيت تمام و بدون هيچ ترس و واهمه اي آن را دنبال کرده و انجام مي دادند. ايشان در زمان پهلوي، خطاب به فرستاده رژيم شاه مي گويند: «اين را بدانيد تا زنده هستم، اگر در خانه ام را هم به رويم ببنديد، از پاي نخواهم نشست و بااين نيش قلم، عليه شما خواهم نوشت و اگر نشد، از شکاف در سخنم را به مردم خواهم رساند».
جاذبه و دافعه امام رحمه الله
امام خميني رحمه الله ضمن آن که در مقابل افراد خودي و انسان هاي محروم، فروتن و خاکسار بودند، در برابر ستمگران و افراد خيانت کار، هيچ گونه تساهل و تسامحي نداشتند و مصداق اين جمله حضرت علي عليه السلام بودند که «دشمن ستم کار و ياور ستمديده باشيد». از اين رو، به هيچ عنوان به دشمنان روي خوش نشان نداده و با عزت نفس و صلابت معنوي، کوچک ترين اعتنايي به مقامات سياسي طاغوت و استکبار نداشتند. ايشان با الهام از سيره معصومان عليه السلام ، معتقد بودند که بايد در برابر باطل و جبهه نفاق، قاطعت به خرج داد.
سيماي مردمي امام رحمه الله
از جمله ويژگي هاي رهبري الهي امام خميني رحمه الله آميختگي بعد الهي با روح مردم داري ايشان بود. حضرت امام رحمه الله پيوسته خود را خدمتگزار و عاشق مردم مي دانستند. ايشان مي فرمودند: «مردم عزيز وشريف ايران! من فرد فرد شما را چون فرزندان خويش مي دانم و شما مي دانيد که من به شما عشق مي ورزم و شما را مي شناسم، شما هم مرا مي شناسيد».
امام و نظم در زندگي
امام خميني رحمه الله در پيروي از فرمايش امام علي عليه السلام ، در رعايت پرهيزکاري و نظم در امور، از نمونه هاي کامل به شمار مي روند که ضمن تهذيب نفس و تقوا، براي تمامي ساعات شبانه روز خود، برنامه اي خاص داشتند. تمامي کارهاي ايشان، از جمله مطالعه، عبادت، دعا و نيايش، رسيدگي به امور مسلمانان و کشورهاي اسلامي، استراحت و اوقات فراغت و انجام امور شخصي، برنامه و زمان مشخصي داشتند. ايشان ضمن پشتکار و خستگي ناپذيري، بر خدا توکل مي کردند که همين ويژگي ها، سبب بهره برداريِ هرچه بهتر از ساعات پربرکت عمر ايشان گرديده بود.
ساده زيستي و نظافت
ساده زيستي و پاکيزگي، از جمله ويژگي هاي برجسته زندگي حضرت امام خميني رحمه الله است. يکي از پزشکانِ ايشان مي گويد: «براي انجام خدمات درماني، به محضر امام رسيده، مشغول کار بودم که چشمم به قطعه اي پارچه افتاد که خيلي مرتب و منظم، تا شده بود و نزديک ايشان قرار داشت. نخست نفهميدم چيست و تنها وقتي آقا داشتند جورابشان را پا مي کردند، متوجه شدم، آن پارچه مرتب و منظم، جوراب ايشان است. جالب است که وقتي لنگه دوم جوراب را پوشيدند، ديدم وصله هم خورده است».
امام و نماز
نماز، ارتباط بين بنده و خداوندگار عالميان و صفا دهنده روح آدمي است که آن را جاني تازه مي بخشد. نقل مي کنند در روزهايي که امام خميني رحمه الله ، در بيمارستان تحت معالجه و عمل جراحي بودند و زير دستگاه اکسيژن قرار داشتند، نماز ظهر و عصر آن روز را به همان وضع ادا نمودندو حتي در آن حال، نماز شب خود را نيز ترک نکردند.
حضرت امام خميني رحمه الله ، براي نماز تميزترين جامه را برتن مي کردند. ايشان سپس با دقت وضو مي گرفتند و محاسن مبارک خود را شانه مي کردند. بعد عطر مي زدند و پس از گذاشتن عمامه بر سرشان به نماز مي ايستادند. حتي در هنگام بيماري و با وجود زخمي بزرگ در ناحيه شکم، ايشان موقع نماز، تميزترين جامه ها را بر تن مي کردند.
امام و دوستي با فرزندان
امام خميني رحمه الله در عين داشتن صلابت و صراحت، پدري مهربان و دل سوز و ياري امين براي اطرافيان و آشنايان نيز بودند. يکي از فرزندان اين بزرگوار در وصف پدر چنين مي گويد: «امام با افراد خانواده بسيار گرم و مهربان بودند، ولي در عين حال به خاطر جذبه اي که داشتند، از آقا حساب مي برديم. امام همه اولادشان را به يک نظر نگاه مي کردند، به طوري که بعد از اين همه سال، متوجه نشديم کدام يک از فرزندانشان را بيش تر دوست داشته اند».
آينده نگري و عاقبت سنجي امام
آينده نگري و عاقبت انديشي در امور، از ويژگي هاي شخصيتي امام خميني رحمه الله به شمار مي رفت که همواره به آن توجه وافري داشتند. ايشان در جايي فرموده بودند: «در اين مبارزه، بذري را که ما الان مي کاريم، ممکن است پنجاه سال ديگر به نتيجه برسد».
بصيرت و بينش امام
بصيرت، بينايي و ديدن مسائل و عمق زواياي امور، از ويژگي هاي شخصيتي امام خميني رحمه الله به شمار مي رفت که در فراز و نشيب هاي مسايل، از آن استفاده مي کردند. ايشان نقل مي کنند که: «گاهي کسي پيش من آمده، شروع به صحبت مي کند [؛ ولي] هنوز حرفش تمام نشده، مي فهمم که اين چه مي خواهد بگويد، چه نقشه اي دارد و چه نتيجه اي مي خواهد از اين ملاقات بگيرد».
رمز موفقيت امام
شعار امام خميني رحمه الله همواره انجام تکليف شرعي بود. در منطق امام، شکست يا پيروزي معنايي نداشت و در همه حال، به اصلاح جامعه انساني و نجات بشر از سلطه شياطين مي انديشيد. از اين رو، در طول دوران مبارزه، با کساني چون شاه، صدام، کارتر و ديگران که در مقابلش ايستادند، کينه اي نداشت؛ بلکه درصدد اصلاح آنان نيز بود. رمز موفقيت امام را بايد در جهاد طولاني او با نفس و خودسازي، قبل از ورود در عرصه سياست دانست.
امام و هدايت جهاني
از برجسته ترين اقدامات سياسي، در زندگي امام خميني رحمه الله ، نامه ايشان به ميخائيل گورباچف، رهبر وقت اتحاد جماهير شوروي بود. هنگامي که قطب اول قدرت در شرق و اتحاد کمونيستي، تصميم گرفت تا به وسيله گورباچف دست به اصلاحات و تغييراتي بزند، امام رحمه الله در پيامي به او در دي ماه 1367، خبر از سقوط کمونيسم و فروپاشي آن داد و فرمود: «از اين پس، بايد کمونيسم را در موزه هاي تاريخ سياسي جهان جست وجو کرد». امام با صلابت تمام به آنهاهشدار داد که مشکل شما، مسأله مالکيت و اقتصاد نيست؛ مشکل شما،عدم اعتقاد واقعي به خداست.
امام و علوم ديگر
روح حساس و جست وجوگر امام خميني رحمه الله ايشان را بر آن داشت تا هم زمان با فقه؛ اصول، رياضيات، هيئت و فلسفه را نزد سيد ابوالحسن رفيعي قزويني بياموزد و دروس و علوم معنوي و عرفاني را نيز، نزد آقا ميرزا علي اکبر حکيمي ادامه دهد. ايشان، فلسفه اسلامي و فلسفه غرب را نزد شيخ محمدرضا مسجد شاهي اصفهاني و اخلاق و عرفان را نزد حاج ميرزا جواد آقا تبريزي و عالي ترين سطوح عرفان نظري و عملي را، به مدت شش سال نزد ميرزا محمدعلي شاه آبادي گذراند.
مقام علمي امام رحمه الله
امام خميني رحمه الله از همه علوم لازم براي موفقيت در نهضت بهره مند بود. او عالمي اسلام شناس، سياست مدار، مردم شناس، آگاه به مسائل روز دنيا و تاريخ عمومي و تاريخ اسلام بود که از فلسفه و عرفان و اخلاق و همه علوم تخصصي حوزوي در حد بسيار بالايي برخوردار بود، به گونه اي که نه تنها در حرکت هاي خود نياز علمي به کسي نداشت؛ بلکه از استادان مشهور به شمار مي رفت. يکي از نزديکان امام مي گويد: «يکي از اساتيد نجف مي گفت: من بيست سال در نجف درس خواندم و خيال مي کردم مستغني شده ام، اما وقتي امام نجف آمدند و من به درس او رفتم! ديدم خير، هنوز چيزي نفهميده ام».
امام رحمه الله و طرح مباحث نظري حکومت
با تبعيد شدن امام خميني رحمه الله ، به نجف اشرف، ايشان در بهمن 1348، سلسله درس هايي را درباره حکومت اسلامي و ولايت فقيه مطرح نمودند. امام درآن درس ها، دورنماي مبارزه و هدف هاي نهضت را ترسيم، و مباني فقهي، اصولي و عقلي حکومت اسلامي و مباحث نظري حکومت داري را ارائه کردند. با انتشار اين مطالب در قالب کتاب ولايت فقيه، شور تازه اي در ميان مبارزان به وجود آمد.
امام رحمه الله و طرح مسايل نوين فقهي
دوران تبعيد امام خميني رحمه الله در ترکيه، با سختي هاي زيادي همراه بود، به گونه اي که حتي ايشان حق پوشيدن لباس روحانيت را نداشت. اين دوران تبعيد، يازده ماه به طول انجاميد. ترک ها براي منزوي ساختن ايشان، چندين بار محل سکونت را تغيير دادند، اما امام چون کوهي استوار در مقابل دشمنان ايستاده و با وجود همه مشکلات، با استفاده از فرصت به دست آمده در ترکيه، به تدوين کتاب تحرير الوسيله پرداختند که در آن، براي اولين بار از احکام جهاد، دفاع، امر به معروف و نهي از منکر، در رساله هاي عمليه ياد شده بود.
امام، عرفان و تعقّل
بيش تر عرفا، سير و سلوک را امري نفي کننده تعقل، يا جداي از آن مي دانند و عقيده دارند که راه عرفان، جداي از طريق عقل است و مسايل عرفاني، يافتني است، نه گفتني. امام خميني رحمه الله نه تنها در پيمودن اين مسير، عقل را مردود نمي شمردند؛ بلکه براي طرح مباني عرفاني و خداشناسي، استدلال عقلي هم مي کردند. در واقع امام، با تأثيرپذيري از قرآن و تعاليم اهل بيت عليهم السلام براي عنصر تفکر و انديشه، احترام خاصي قائل بوده و از تعقل به شدت حمايت مي کردند. در عرفان ايشان، تفکر و تحقيق، يکي از ارکان سير و سلوک به شمار مي آيد.
امام و درس اخلاق
پس از رحلت آيت اللّه حاج ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي، استاد بزرگ اخلاق، امام خميني رحمه الله اين درس را در عصر روزهاي جمعه ادامه دادند که البته بعدها توسط کارگزاران رضاخان به تعطيلي کشيد.يکي از شاگردان اين کلاس مي گويد: «امام، در هفته يک بار درس اخلاق داشتند که يک هفته انسان را کنار از گناه نگاه مي داشت و تحت تأثيرآن، او را از تمايلات مادي و حيواني باز مي داشت».
امام و توصيه به تهذيب نفس در جواني
حضرت امام خميني رحمه الله درنامه اي که به فرزندشان حاج احمدآقا نگاشت، در مورد چگونگي استفاده از دوران جواني، چنين سفارش مي کند. «عزيزم! از جواني به اندازه اي که باقي است، استفاده کن که در پيري همه چيز از دست مي رود؛ حتي توجه به آخرت و خداي تعالي. از مکايد بزرگ شيطان و نفس اماره آن است که جوانان را وعده صلاح و اصلاح در زمان پيري مي دهد، تا جواني با غفلت از دست برود، و به پيران وعده طول عمر مي دهد و تا لحظه آخرْ با وعده هاي پوچ، انسان را از ذکر خدا و اخلاص براي او باز مي دارد تا مرگ برسد و در آن حال، ايمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، مي گيرد».
سکونت امام پس از پيروزي انقلاب
امام خميني رحمه الله پس از پيروزي انقلاب، در 10 اسفند 1357، از تهران به قم هجرت نموده و تا زمان ابتلا به بيماري قلب (2 بهمن 1358) در قم به سر بردند. پس از آن، ايشان براي مداوا به بيمارستان قلب تهران انتقال يافته و به مدت 39 روز در بيمارستان قلب بستري بودند. پس از خروج از بيمارستان، به طور موقت، در منزلي واقع در منطقه دربند تهران ساکن شده و سپس در تاريخ 27 ارديبهشت 1359، بنا به تمايل خود، به منزلي استيجاري در محله جماران، نقل مکان نموده و تازمان رحلت در آن جا ساکن بودند.
امام رحمه الله از ديدگاه مقام معظم رهبري
مقام معظم رهبري، عظمت روح و شخصيت والاي امام خميني رحمه الله را چنين بيان مي کنند: «نام آور بزرگ دوران معاصر، يعني امام روح اللّه خميني رحمه الله دانشمندي پارسا و خردمندي پرهيزکار و حکيمي سياست مدار و مؤمني نوانديش و عارفي شجاع و هوشمند و فرمانروايي عادل و مجاهدي فداکار بود. او فقيه و اصولي و فيلسوف و عارف و معلم اخلاق و اديب و شاعر بود. در او خصلت هاي برجسته خداداد، در آميخته با آن چه او خود از معارفي قرآني آموخته ودل و جانش رابه آن زيور داده بود، شخصيت عظيم وجذاب و تاثيرگذاري پديد آورده بود که هر يک ازچهره هاي برجسته يک قرن اخير جهان ـ که قرن رجال بزرگ و مصلحان نام آور ديني و سياسي و اجتماعي است ـ در برابر آن کم جاذبه و يک بُعدي و کوچک به نظر مي آمدند.
ديدگاه هِنري کِسينجر در مورد امام رحمه الله
هِنري کِسينجر، مشاور رئيس جمهوري آمريکا در دهه هفتاد ميلادي، در مورد امام خميني چنين مي گويد: «آيت اللّه خميني، غرب را با بحران جدي برنامه ريزي مواجه کرد. تصميمات او، آن چنان رعدآسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه ريزي را از سياست مداران و نظريه پردازان سياسي مي گرفت. هيچ کس نمي توانست تصميمات او را از پيش حدس بزند. او با معيارهاي ديگري، غيراز معيارهاي شناخته شده در دنيا سخن مي گفت و عمل مي کرد. گويي از جاي ديگري الهام مي گرفت. دشمني آيت اللّه خميني با غرب، برگرفته ازتعاليم الهي او بود. او در دشمني خود نيز خلوص نيت داشت».
وداع با رهبر
خورشيد فروزان عالم اسلام و ستاره درخشان عالم عرفان و فقاهت، سرور مجاهدان راه حق، رهبر کبيرانقلاب و بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني رحمه الله پس از سال ها مبارزه در راه حق و متجلي ساختن اسلام ناب محمدي و خدمت صادقانه به مردم، در شامگاه 13 خرداد 1368 به ملکوت اعلي پيوست و جهاني را در سوگ خود نشاند.
سال ها مي گذرد، حادثه ها مي آيد انتظار فَرَج از نيمه خرداد کشم
وصيت نامه الهي ـ سياسي
امام خميني رحمه الله سال ها قبل از رحلت خويش، در تاريخ 26 بهمن ماه 1361، وصيت نامه الهي ـ سياسي خويش را تنظيم نمودند که حاوي اصول و انديشه هاي آن حضرت، خطاب به تمام اقشار جامعه است که تاکنون که دو دهه از نوشتن آن مي گذرد، توجه و عمل کردن به مطالب آن، رهگشاي بسياري از مشکلات جامعه خواهد بود.
ديدگاه امام خميني درباره مقام معظم رهبري
14 خرداد 1368 روزي است که آيت اللّه خامنه اي توسط مجلس خبرگان به جانشيني آن عزيز سفرکرده، به سِمَت رهبري نظام جمهوري اسلامي انتخاب گرديدند. قبل از رحلت، امام خميني رحمه الله دربياناتي در مورد آيت اللّه خامنه اي چنين فرموده بودند که: «جناب عالي رايکي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي دانم و شما را چون برادري که آشنا به مسايل فقهي و متعهد به آن هستيد و از مباني فقهي مربوط به ولايت فقيه جدا جانب داري مي کنيد، مي دانم» و «در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي، از جمله افراد نادري هستيد که چون خورشيد، روشني مي دهيد».
دارايي امام خميني رحمه الله پس از رحلت
مطابق اصل 142 قانون اساسي، ديوان عالي کشور، موظف است دارايي رهبر و مسؤولان رده بالاي نظام را قبل و بعد از مسؤوليت، رسيدگي و بررسي کند. حضرت امام رحمه الله نخستين کسي بودکه صورت دارايي خود را در تاريخ 24 ديماه 1359 براي ديوان عالي ارسال نمود. بعد از رحلت امام رحمه الله نتيجه بررسي در 11 تيرماه 1368، طي بيانيه اي چنين بيان شد که: «نه تنها به اموال امام چيزي اضافه نشده، بلکه قطعه زمين ارث رسيده به امام در خمين نيز پس از انقلاب در زمان حيات ايشان بين مستمندان محل تقسيم شده است. تنها ملک غيرمنقول امام، منزل قديمي ايشان در قم بود که از زمان تبعيد در سال 1343، عملاً در اختيار اهداف نهضت و محل تجمع مردم بوده است. مختصر وسايل اوليه زندگي در منزل، متعلق به همسرشان بوده و دو قطعه قالي مستعمل موجود، ملک کسي نيست و بايد به سادات نيازمند داده شود. از آن حضرت هيچ وجه نقدي باقي نمانده و هر چه هست، وجوهات است که ورثه حقي در آن ندارند.» بدين ترتيب، دارايي برجا مانده از مردي که قريب به نود سال عمر کردو بر قلوب تمام ايرانيان و بسياري از غير ايرانيان حکومت مي کرد، شامل: عينک، ناخن گير، شانه، تسبيح، قرآن، سجاده نماز، عمامه، لباس روحاني او و کتب ديني مي باشد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.»
امام و شعر
حضرت امام خميني رحمه الله در کنار مسايل سياسي و اجتماعي که نياز به روحيه اي قوي و انعطاف ناپذير دارد، داراي ذوقي سرشار از زيبايي ها بود. ايشان از دوران جواني، اشعاري عرفاني و گاه سياسي و اجتماعي سروده بودند که متأسفانه در يورش هاي رژيم شاه مفقود گرديده است. ايشان پس از پيروزي انقلاب نيز سروده هايي دارند که در قالب غزل، دوبيتي، رباعي و.. مي باشد و در آثاري با نام هاي سبوي عشق، محرم راز، نقطه عطف و ديوان اشعار به چاپ رسيده است.
توفان فصل سرخ
کجاست آن که در اين فصل سرخ، توفان کرد کجاست آن که دلم را شکوفه باران کرد
کجاست آن که در گدازه هاي عطش به بزم ساده و زيباي عشق مهمان کرد
کجاست آن که شبي زخم داغ داران را به بوي مرهم جادوي عشق درمان کرد
کجاست آن که شب سرد غربت ما را به يک نگاه خداگونه نورباران کرد
کجاست آن که به اندوه رفتنش ناگاه هزار قافله عشق را پريشان کرد
کجاست آن که پيام آور شکفتن بود چه کس بهارمرا زيرا خاک پنهان کرد
دلم قرار نمي گيرد اين چه غوغايي است کجاست آن که در اين فصل سرخ توفان کرد
حمداللّه رجايي بهبهاني
راهت ادامه دارد
خوشا که خط عبور تو را ادامه دهيم شعاع چشم تو را، تا خدا ادامه دهيم
دوباره خواب شرم را بياشوبيم به رغم خوف و خطر، جاده را ادامه دهيم
بيا به سنت پيشينيان کمر بنديم که يا ز پاي درآييم يا ادامه دهيم
اگر زمرز زمين و زمان فرا رفتي تو را در آن سوي جغرافيا ادامه دهيم
قيصر امين پور
پايگاه حوزه/انتهاي پيام/