اعتراض مردم به سيدحسن از اوج ارادت آنان به امام(ره) حكايت مي كند
انتظار اين بود- و چه مي دانيم، شايد به روال هميشگي هم نزديك تر بود- كه يادداشت امروز را به حماسه بي نظير روز جمعه اختصاص مي داديم و درباره حضور پرشور توده هاي انبوه و ميليوني مردم خداجوي در ميقات 14 خرداد قلم مي زديم. مردمي كه نه در سر سوداي سود داشتند و نه در دل، غم بود و نبود، از اقصي نقاط ميهن اسلامي آمده بودند تا عهدي را كه با امام راحل(ره) و خلف حاضر او بسته بودند و هرگز نشكسته بودند، تازه كنند و بصيرت خويش را به رخ مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس بكشند كه نه فقط از ماهيت پليد اين مثلث شوم باخبرند، بلكه مزدوران و ماموران آنها را نيز در هر لباسي كه باشند و با هر پوششي كه به ميدان فرستاده شده باشند، مي شناسند و آنان را با همان سرنوشتي روبرو مي كنند كه سران فتنه 88 را روبرو كردند و....
اما، در جريان حضور حماسي و بي نظير 14 خرداد، رخداد ديگري نيز اتفاق افتاد. اين رخداد، اگرچه به ظاهر، در حاشيه بود ولي عبرت انگيز و درس آموزتر آن بود كه بيرون از متن تلقي شود و آن، اعتراض يكپارچه، خودجوش و پرخروش توده هاي ميليوني حاضر در مراسم به جناب آقاي سيدحسن خميني، نوه حضرت امام(ره) بود. اين اعتراض به اندازه اي فراگير بود كه نوه حضرت امام(ره) را نه فقط از ادامه سخن بازداشت، بلكه فرصتي براي سخنان ايشان باقي نگذاشت و آقاي سيدحسن خميني را ناچار به قطع سخن و ترك تريبون كرد. اقدام به موقع و حرفه اي صدا و سيما در پيشگيري از پخش شعارهاي مردم، درخور تقدير است، چرا كه شعارها هرچند عليه نوه حضرت امام(ره) بود ولي به نظر مي رسد كه پخش آن از صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به مصلحت نبود، اما از آنجا كه جمعيت چندميليوني روز 14خرداد، تقريباً از تمامي نقاط ايران اسلامي آمده بودند، ماجراي آن روز را به اقصي نقاط اين مرز و بوم مقدس بردند و يادداشت امروز در پي انتشار خبر آن روز، ضرورت يافته است و دراين باره گفتني هايي هست.
1- ابتدا بايد گفت آرزوي همه مردم- و از جمله نگارنده- اين بوده و هست كه كاش جناب سيدحسن خميني حرمت رابطه نسبي خود با حضرت امام(ره) را پاس مي داشت و رابطه معنوي خويش با آن مراد به حق پيوسته را حفظ مي كرد و كار به آنجا نمي كشيد كه كاسه صبر عاشقان امام(ره) لبريز شود و براي حفظ حريم مراد و مقتداي راحل خويش عليه نوه ايشان خروش بردارند و... اميد است جناب سيدحسن خميني به خود آيند و اين هشدار را در وجدان خويش به ارزيابي بنشينند كه؛
به قول دشمن، پيمان دوست بگسستي
بين كه از كه بريدي و با كه پيوستي؟!
2- برخلاف آنچه كه سايت هاي وابسته به سران فتنه و رسانه هاي بيگانه ادعا مي كنند، اعتراض به آقاي سيدحسن خميني از سوي «يك اقليت تحريك شده»! نبوده است، بلكه به گواهي اسناد صوتي و تصويري موجود و ميليون ها نفر از افراد حاضر در صحنه، اعتراض به ايشان يك خروش سراسري، خودجوش و همگاني بوده است و اگر غير از اين بود و تنها يك اقليت به جدايي ايشان از خط مبارك حضرت امام(ره) و همراهي وي با فتنه گران و دشمنان تابلودار امام راحل(ره) اعتراض داشتند بايستي بقيه مردم با سر دادن آن شعارها عليه نوه حضرت امام(ره) مخالفت مي ورزيدند اما نه فقط كمترين صدايي به مخالفت با آن شعارها از كسي شنيده نشد، بلكه ميليون ها نفر از جمعيت حاضر در صحنه، با تمامي وجود و از ژرفاي دل عليه مواضع جناب آقاي سيدحسن خميني به خروش آمده بودند. آيا غير از اين بود؟!
3- اين ادعا كه اعتراض به آقاي سيدحسن خميني از سوي عده اي قليل بوده است، اهانت به شعور مردم و دستكم گرفتن آگاهي و بصيرت آنان نيز هست. آيا جناب سيدحسن خميني طي يك سال گذشته و در تمامي مراحل فتنه 88، با سران فتنه و عوامل ميداني آنها همراه و همصدا نبوده است؟! و آيا اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسين(ع)، نفي وجود مبارك حضرت بقيه الله الاعظم(عج)، توهين آشكار و بي پرده به حضرت امام(ره)، همكاري با سازمان هاي جاسوسي آمريكا و اسرائيل و انگليس و... از نگاه نوه حضرت امام، جرم و خيانت و جنايت نيست؟ اگر هست- كه هست- چرا ايشان در مقابل تمامي اين خيانت ها نه فقط سكوت كرده بلكه با سران فتنه همراهي نيز داشته است؟!
به يقين نوه حضرت امام(ره) انتظار ندارد مردم اين مرز و بوم كه به قول امام راحل(ره) از مردم حجاز در زمان رسول خدا(ص) و از مردم كوفه در دوران حضرت امير عليه السلام برترند، همه اين بي حرمتي هاي ايشان به اسلام و انقلاب و امام را شاهد باشند و باز هم آقاي سيدحسن خميني را نوه معنوي حضرت امام(ره) بدانند! احترام نوه امام به خاطر رابطه نسبي ايشان با وجود مبارك حضرت امام است، بنابراين، بسيار بديهي است كه وقتي نوه حضرت امام را در مقابل آن حضرت و همراه و همگام با دشمنان او مي بينند، هرگز حضرت امام(ره) را فداي نوه ايشان نمي كنند، بلكه با انگيزه احترام به حضرت امام - تاكيد مي شود كه با همين انگيزه- نوه امام را از خود مي رانند تا خداي نخواسته، مواضع و عملكرد آقاي سيدحسن خميني به حساب امام راحل(ره) نوشته نشود و بر دامن كبريايي آن حضرت گرد و غبار مخالفت با انقلاب و همراهي با دشمنان مردم ننشيند.
4- نگارنده، پيش از اين هم علي رغم ميل خويش و تنها به عنوان اداي وظيفه درباره مواضع و عملكرد آقاي سيدحسن خميني به اين آيه شريفه از كلام خدا كه روشنگر و راه گشاست اشاره كرده بود. آنجا كه مي فرمايد: «ان اولي الناس بابراهيم، للذين اتبعوه... نزديكترين مردم به حضرت ابراهيم(ع)، كساني هستند كه از او تبعيت مي كنند»، بنابراين، و با پوزش از آقاي سيدحسن خميني بايد گفت؛ از پيروان حضرت ابراهيم(ع) پسنديده و پذيرفته نيست كه عموي بت پرست آن پيامبر عظيم الشأن را تنها به اين علت كه با حضرت ابراهيم(ع) رابطه نسبي داشت، گرامي بدارند! و يا فرزند خداناشناس حضرت نوح عليه السلام را فقط به دليل آن كه پسر پيامبر خداست، قابل احترام بدانند!
نگارنده هرگز و خداي نخواسته قصد مقايسه مثل به مثل ندارد بلكه در پي اشاره به مستنداتي است كه به مردم حق مي دهد، رابطه نسبي با حضرت امام(ره) را در صورتي قابل احترام و تجليل بدانند كه با رابطه و پيوند معنوي نيز همراه باشد و چنانچه احساس كنند و به وضوح ببينند كه از رابطه نسبي براي مقابله با حضرت امام(ره) -خواسته يا ناخواسته- سوءاستفاده مي شود، عليه سوءاستفاده كنندگان خروش بردارند و از خدشه احتمالي به خط مبارك حضرت امام(ره) جلوگيري كنند، آيا، اين اعتراض نه فقط حق، بلكه تكليف اسلامي و انقلابي و نيز، وظيفه ملي و ميهني مردم نيست؟ معلوم است كه هست.
5- بلافاصله بعد از اعتراض گسترده و فراگير مردم به جناب سيدحسن خميني، سايت هاي وابسته به سران فتنه و رسانه هاي بيگانه- مخصوصاً رسانه هاي آمريكايي و صهيونيستي- در اقدامي - مانند هميشه هماهنگ- از يكسو، اعتراض كنندگان را يك «اقليت اندك و تحريك شده» معرفي كردند كه به دلايل پيش گفته، دروغي بزرگ است و تمامي شواهد و اسناد غيرقابل ترديد از اعتراض سراسري، ميليوني و يكپارچه مردم در آن روز حكايت مي كند و از سوي ديگر تلاش كرده و مي كنند كه اعتراض مردم را «اهانت به حضرت امام(ره)» وانمود كنند و اين در حالي است كه سايت ها و رسانه هاي ياد شده، به دشمني و كينه توزي آشكار و علني با امام راحل(ره) زبانزد هستند. به عنوان مثال و فقط يك نمونه و يك مثال، آيا مي توان پذيرفت كه بهايي ها و منافقين و سايت هاي وابسته به اسرائيل و آمريكا و انگليس نگران اهانت به حضرت امام(ره) باشند؟! كاش آقاي سيدحسن خميني نگاهي به گردانندگان اين سايت ها و برخي از اطرافيان خود مي انداخت. آن يكي «اسلام» را عامل عقب افتادگي مي داند! اين يكي معتقد است خط امام(ره) بايد به موزه تاريخ برود، ديگري مي گويد اصلي ترين مشكل دموكراسي در ايران اسلامي، آن است كه در ايران، هنوز خدا نمرده است! آن ديگري از اين كه موسوي و خاتمي و كروبي در مبارزه با بينش و منش امام ناكام مانده اند ابراز تاسف مي كند و... آيا نوه امام باور مي كند كه دل سياه اين جماعت نگران ساحت حضرت امام است.
و اما، از سوي ديگر اعتراض مردم به آقاي سيدحسن خميني از اوج ارادت آنان به حضرت امام(ره) و ژرف انديشي و بصيرت آنها حكايت مي كند و نشان مي دهد كه وقتي پاي حفظ و پاسداري از بينش و منش حضرت امام(ره) در ميان باشد، رابطه نسبي را به رابطه معنوي و پيروي افراد از آن بزرگوار ترجيح نمي دهند. يعني دقيقاً همانگونه كه امام(ره) بود و به آن توصيه فرموده بود.
... و بالاخره، يكي از شعارهاي آن روز مردم بسيار عبرت انگيز و درس آموز بود و حكيمانه و هوشمندانه... آن شعار اين بود؛
«نواده روح الله، سيدحسن نصرالله».
* يادداشت كيهان.
/انتهاي پيام/