نسبت با امام مصونيت مي آورد يا مسئوليت؟
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، محمدصادق باطني، در وبلاگ «بي عمر» درباره ماجراي اعتراض مردم به سيدحسن خميني نوشت:
ذَلِكَ الَّذِي يبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ(شوري/23)
اين همان چيزي است که خداوند بندگانش را که ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند به آن نويد ميدهد! بگو: «من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نميکنم جز دوست داشتن نزديکانم [= اهل بيتم]؛ و هر کس کار نيکي انجام دهد، بر نيکياش ميافزاييم؛ چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.
1- اهل بيت پيامبر گرامي اسلام، تنها ذريه مورد تکريم خداوند
پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد –صلي الله عليه و آله و سلم- نيکوترين الگوها براي تمام تاريخ بشريت است و خودِ خداوند ما را به صراحت به پيروي و الگوبرداري از او فرا خوانده است:
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يرْجُو اللَّهَ وَالْيوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا(الأحزاب/21)
مبالغه نيست که در تمام طول تاريخ غيبت امام عصر -عج- اگر قرار باشد يک نفر را انتخاب کنيم که بيشترين شباهت را به رسول الله داشته باشد، او کسي نيست جز حضرت روح الله خميني(ره) که از جهات گوناگوني مي شود وي را با مقتدايش رسول الله مقايسه کرد؛ بارزه هاي شخصيتي امام، تقوا، پرواي از خدا، ولايت معنوي، نفوذ در خلق، جاذبه و دافعه بي بديل، رهبري تاثيرگذارترين جنبش قرن، وجهه تاريخي، محبوبيت و مقبوليت روزافزون و بسياري نکات ديگر در عمر پربرکت حضرت روح الله موجود است که شباهت وي را به اسوه حسنه وي يعني رسول الله بيشتر و بيشتر مي کند.
اما در اين مشابهت سازي تاريخي بايست حواسمان را جمع کنيم که رسول الله برترين بندگان خداوند من الازل و الي الابد بوده است و خداوند تبارک و تعالي حساب ويژه اي براي عبد راستينِ خود، محمد مصطفي (ص) گشوده است. از همين روست که وقتي خداوند در قرآن مي خواهد ديگر پيامبران را خطاب قرار داده و به آنها بگويد که در مقابل انجام رسالت خود از قوم خود طلب اجر نکنيد به آنها تنها مي گويد: «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ(الأنعام/90)» و اجر پيامبران ديگر را تنها از جانب ذات يگانه خويش مي شمارد، ولي وقتي نوبت به رسول الله مي رسد به او مي گويد که در مقابل انجام رسالت خود از مردم به عنوان اجر، بخواه که نسبت به نزديکانت(في القربي) مودّت به خرج دهند. دليل آن هم روشن است، چرا که اهل بيت گرامي رسول الله نيز همچون خود ايشان نمونه اي تکرار نشدني در تمام تاريخ بشريت هستند.
اما زمانيکه نوبت به ديگر پيامبران و ذريهشان مي رسد، خداوند با لحني متفاوت در کلام قرآن، ذريه ديگر پيامبران را خطاپذير مي شمارد و حتي وقتي به حضرت ابراهيم(ع) -که ميتوان بعد از رسول الله وي را والاترين و محبوبترين شخصيت قرآني دانست- مي رسد اينگونه با وي در مورد ذريه اش صحبت مي کند که:
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيتِي قَالَ لَا ينَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ(البقرة/124)
... خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض کرد: «از دودمان من (نيز اماماني قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمکاران نميرسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)».
نتيجه تا اينجاي کلام اينکه جز اهل بيت رسول الله، احترام و تکريم اعوان و انصار هيچ بنده صالح ديگري از جانب خداوند مورد سفارش و تاييد قرار نگرفته است و خود خداوند هم چنين سفارشي را به هيج يک از بندگان صالح خود ننموده است.
2- خط قرمزي به نام آرمانهاي امام و از دست رفتن کارآيي گذشته افراد
2-1- اغراق نيست که حضرت امام را مردمي ترين رهبر انقلابهاي معاصر بدانيم، رهبري که امتش گرانقدرترين دارايي خود يعني جانشان را ارزانترين بخشش ها در راه تحقق آرمانهاي وي مي دانستند، به همين جهت و در راستاي تکريم و بزرگداشت عظمت اين رهبر بزرگ، مردم ايران، نسبت به خانواده اين بزرگوار نيز همواره احترام گذاشته اند و آنها را بزرگ داشته اند.
2-2- از طرفي در هيچ کجاي تفکرات و آرمانها و فرمايشات حضرت امام، چنين موضوعي را نمي يابيم که ايشان مردم را به تکريم خانواده خود فرمان دهد و يا حضرت امام در جايي موضعي متناسب با منافع خانوادگي خود بگيرد و يکي از بستگان خود را به شيوه اي نامعمول احترام بگذارد و جايي براي وي در عرصه اداره کشور باز کند و تبعيضي خانوادگي انجام دهد. در هيچ کجاي از وصيت نامه ايشان نيز نمي يابيم که حضرت امام آرمانهاي خانواده اش را آرمانهاي خود بشمارد و يا تاييدي خاص نسبت به يکي از بستگان خود انجام دهد، و يا تبيين تفکرات خود را به انحصار خانواده اش درآورد و از شخصي خاص از بستگانش به عنوان نماينده تام الاختيار تفکرات خود بعد از رحلتش نام ببرد و حفظ حرمت خانواده اش را خفظ حرمت خويش بشمارد.
2-3- از اين روست که مردم ايران، که با تمام وجود راه امام را شناخته اند و خود را تابع تفکرات و آرمانهاي ايشان دانسته اند، از ابتداي انقلاب تا کنون همواره مهمترين شاخصهاي خود در تعيين حق و باطل را دوري و نزديکي افراد از آرمانها و تفکرات امام دانسته و مي دانند، و اين درک صحيح خود از راه امام را بارها و بارها با طرد منحرفين از خط امام بروز داده اند، و نشان داده اند که در حفظ خط نوراني امام به هيچ کس باج نمي دهند و هر فردي را در هر جايگاهي که باشد به محض بروز انحراف از خط امام، از جمع خود طرد مي کنند.
2-4- از اين رو نبايد تعجب کرد که حتي اگر از نوادگان امام خميني هم باشيم، قرار نيست مردم حسابي جداگانه براي ما بازکنند و هاله اي از تقدس به دور ما بپيچند، و وابستگي به امام بيشتر از شأنيت اجتماعي، مسئولين اجتماعي براي ما بوجود مي آورد.
3- موضع گيري مردم در نماز جمعه نسبت به سيد حسن؛ تشخيص درست، رفتار ناصواب
اما برسيم به آنچه که در 14 خرداد امسال رخ داد و واکنشي که مردم نسبت به سيدحسن خميني نشان دادند... زمانيکه مشاجره اي بوقوع مي پيوندد، اين ساده انديشي است که همواره فرد مهاجم را ظالم و فرد مورد هجوم را مظلوم خطاب دهيم، و همواره در قضاوتهاي خود بايست دليل شکل گيري اين مشاجره را جويا بشويم.
در مقابل اتفاقي که روز جمعه در حرم امام رخ داد و شعارهاي مردم عليه سيدحسن خميني و قطع کردن پياپي سخنان وي که در نهايت منجر به ناتمام ماندن سخنان او شد، اگر بخواهيم ساده انديشيانه به موضوع نگاه کنيم، خواهيم گفت که حرمت نوه امام آن هم در روز بزرگداشت امام و در مجاورت حرم ايشان شکسته شد و سيدحسن خميني مظلوم واقع شد.
حال آنکه اتفاقي که امروز افتاد حاصل به هم پيوستن تمام موضع گيريها، گفتارها و رفتارهايي بود که سيد حسن خميني در طول يک سال گذشته گرفته بود و گفته بود و کرده بود، و او بايست زماني فکر چنين روزي را مي نمود که در کنار معارضين به انقلاب و فتنه گران بعد از انتخابات مي نشست و عکس يادگاري مي گرفت و در مقابل انحرافاتشان سکوت مي کرد و گاها بطور عملي از آنها حمايت مي نمود و بارها و بارها نظرات خود را در مقابل نظرات رهبري منتشر مي کرد.
و اين اوج خودخواهي است که يک فرد (با هر ميزان از نزديکي به امام) اهانت به خود را اهانت به امام بشمارد همانسان که سيدحسن خميني چند بار در صحبت کوتاه خود به کنايه گفت: «هنوز 20 سال از رحلت امام نگذشته است [که شما اينگونه به فرزندانش بي حرمتي مي کنيد و در واقع حرمت امام را نگه نمي داريد]» در واقع برخي سيد حسن خميني را بي هيچ دليل منطقي و فقط بخاطر نسبتش با امام در هاله اي از تقدس قرار داده اند و با شيوهاي «قبيله گرايانه» مخالفين وي را مخالفين امام و راه امام معرفي نموده اند.
در واقع امروز مردم نشان دادند که در حفظ آرمانهاي امام با هيچ کس تعارف ندارند و تنها محور وحدت و خط قرمزشان تفکرات امام و ولايت فقيه است.
اما در عين حال شايسته تر بود که مردم پس از شعارهاي ابتدايي خود نسبت به سيد حسن خميني، و بعد از اينکه وي چند بار تقاضا کرد که به او اجازه صحبت دهند، و پس از آنکه از حضرت صاحب اسم برده شد، براي دقايقي هم که شده شعارهاي خود را قطع کنند و بگذارند که مراسم مسير عادي خود را طي کند، تا بدين طريق هم اعتراض خود را به گوش سيد حسن رسانده باشند و هم بهانه اي به دست برخي از بدخواهان نظام نداده باشند تا براي لحظه اي هم که شده کسي نتواند عشق و ارادت مردم را نسبت به آرمانهاي امام خميني زير سوال ببرد.
4- نظر رهبر انقلاب پيرامون موضعگيري مردم نسبت به سيد حسن
شايد برخي ها انتظار داشتند که رهبري در خطابه هاي خود، عمل مردم را مستقيما تقبيح کند، اما رهبر انقلاب اسلامي در سخنان خود نشان داد که همچون حضرت امام با هيچ کس تعارف ندارد و از ناحق دفاع نمي کند و تشخيص مردم از خط امام را صحيح مي داند، اما راجع به شيوه رفتار مردم موضع گيري مي کند و مردم را به برخوردهاي شايسته تر دعوت مي نمايد. مروري بر سخنان روز جمعه ايشان مويد همين موضوع است که ايشان غيرمستقيم تشخيص مردم را درست ولي رفتارشان را نادرست خطاب مي کنند.
نکات جالب ديگري نيز در کلام حضرت آقا مشاهده مي شد، مثل آنکه براي جا افتادن شيوه امام در برخورد با مخالفين پس از مدتها ايشان مجبور به نقل خاطره اي از حضرت امام شدند، کاري که رهبر انقلاب به شدت از آن پرهيز دارند و بسيار اندک ديده شده است که ايشان از حضرت امام نقل قول مستقيم يا خاطره اي ناگفته بيان کنند. نکته مهم ديگر هم صراحت لهجه آقا بود نسبت به انحرافات از خط امام که با شفافيتي خاص به تبيين راه حقيقي امام و انحرافات موجود پرداختند، در زير بخشهاي مهمي از صحبت امروز ايشان آورده شده است که بخش ابتدايي آن تعريضي است به شيوه اي که مدعيان پيروي از خط امام (از جمله خود سيد حسن) در پيش گرفته اند و بخش دوم صحبتي است با مردم که در تمام موضعگيريهاي خود تقوا را رعايت کنند و نسبت به مخالفين خود ظلم نورزند.
5- سخن رهبري با سيد حسن: «سلب هويت از امام خدمت به امام نيست»
سخنان زير به ترتيب زمان گفته شدن توسط معظم له منظم شده اند:
1- تغيير جهت گيريها تدريجي است، نامحسوس است، اينجور نيست که از اول کار اين تغيير جهت گيري با 180 درجه اتفاق بيافتد اول با زاويه هاي خيلي کمتر شروع مي شود و هرچه پيشتر مي رود فاصله با صراط مستقيم بيشتر مي شود.
2- اگر کسي در جهت انحراف کار کند از نظر توده مردم شناخته مي شود.
3- لازم است ما شاخص داشته باشيم، بهترين شاخص ها خود امام و خط امام است.
4- مواضع امام بايد بطور روشن و واضح همانطور که خود او گفت و خود او نوشت بايد تبيين بشود.
5- نبايد براي خوش آمد اين و آن برخي از مواضع حقيقي امام را يا انکار کرد و يا مخفي نگاه داشت، بعضي اينجور فکر مي کنند و اين فکر غلطي است، فکر مي کنند براي اينکه امام پيروان بيشتري پيدا کند، کساني که مخالف امام هستند آنها هم به امام علاقه مند بشوند، بايستي ما بعضي از مواضع صريح امام را يا پنهان کنيم يا نگيم يا کمرنگ کنيم، نه! امام هويتش شخصيتش به همين مواضعي است که خود او با صريحترين بيانها، روشن ترين الفاظ و کلمات آنها را بيان کرد، همين مواضع صريح بود که دنيا را تکان داد... امام را صريح بايد آورد در وسط ميدان... نمي شود بخاطر اينکه زيد و امر از امام خوششون بياد مواضع امام رو پنهان کنيم، پوشيده کنيم يا اون چيزهايي که به نظرمون تند مياد اونها رو کمرنگ کنيم.
6- امام منهاي خط امام، امام بي هويت است، سلب هويت از امام خدمت به امام نيست.
7- اين کج انديشي است که ما مواضع امام رو انکار کنيم، اين کج انديشي رو هم متاسفانه بعضا کساني انجام مي دهند که يک وقتي خودشون جزء مروجان افکار امام بودند يا جزء پيروان امام بودند، حالا به هر دليلي راهها کج مي شود، هدفها گم مي شود، يه عده بر مي گردند بعد از آني که سالهاي متمادي براي امام و براي اين هدفها حرف زدند و حرکت کردند درمقابل اين مباني مي ايستند و اون حرفها رو مي زنند.
8- هر کسي درباره حاکميت نظام جمهوري اسلامي برخلاف اين(پيوند دين و سياست) فکر کنه برخلاف فکر امام است، مدعي نشود که اين دنباله رو امام است در عين حال اين فکر رو دارد.
9- نمي شود انسان خود را در خط امام و دنباله رو امام بداند، اما با کساني که صريحا پرچم معارضه با امام و اسلام را بلند مي کنند انسان خودش رو در يک جبهه تعريف کنه با اونها. نميشه قبول کرد که امريکا و انگليس و سيا و موساد و سلطنت طلب و منافق بر يک محوري توافق کنند، حول يه محوري جمع بشوند، بعد اون محور باز ادعا کنه من خط امام هستم، اين نميشه، اين قابل قبول نيست.
10- نمي شود با هر کس و ناکسي ائتلاف کرد.
11- بايد ببينيم دشمنان ديروز امام در برابر ما چه موضعي مي گيرند، اگر ديديم امريکاي مستکبر، اسرائيل غاصب، مزدوران دولتهاي دولتهاي گوناگون، مخالفين و معاندين امام اسلام و انقلاب از ما تجليل و احترام ميکنن، اگر مواضع ما خداي نکرده اينجور باشه بايد در مواضعمون شک کنيم، بايد بدانيم که راه درست و مستقيم رو نمي ريم امام هم بارها بر همين تکيه مي کرد.
12- در اسناد قطعي فرمايشات امام اين هست که اگر [مستکبرين] از ما تعريف کردند ما بدانيم که خيانتکاريم.
13- اون کساني که بيان درست خط مقابل امام حرکت بکنند، در مورد مسئله قدس در روز قدس اونجور موضعگيري کنن در روز عاشورا اون فضاحت رو به بار بيارن، بعد ما در مقابل اين کساني که با اساس مبناي امام و حرکت امام صريحا مخالفند اظهار همراهي بکنيم خودمون رو در کنار اينها قرار بديم و تعريف بکنيم يا در مقابل اينها سکوت بکنيم و درعين حال بگيم که ما دنباله رو اماميم، اين امکان نداره، اين قابل قبول نيست. ملت هم اين رو خوب فهميدند ملت اين رو مي بينه، مي دانه، ميشناسه، مي فهمه.
14- گذشته افراد زماني مهم است که حال فعلي معلوم نباشد، انسان به گذشته تمسک بکند، بگه خوب قبلا اينطور بوده حالا هم لابد همانطور است، اما اگر حال فعلي اشخاص در مقابل اون گذشته بود، اون گذشته ديگر کارايي ندارد.
6- سخن رهبري با مردم: «قُولُوا قَولاً سَديدا»
رهبري انقلاب همواره کلامي لايه لايه داشته اند که با تامل بيشتر همواره به ظرافتهاي عميق کلام ايشان بيشتر مي شود پي برد، يکي از مهمترين ظرائفي که در کلام روز جمعه شان موجود بود، آيه اي بود که حضرت آقا در ابتداي کلامشان و درست زمانيکه هنوز مردم بر عليه سيد حسن شعار ميدادند قرائت فرمودند و در اواسط کلام نيز مجددا به مخاطبان را به رعايت آن آيه شريفه توصيه نمودند، در ادامه اين آيه آورده شده است:
1- خداي متعال مي فرمايد: «ياايها الذين امنوا اتقواالله و قولوا قولا سديدا، يصلح لکم اعمالکم و يغفر ذنوبکم و من يطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظيما» تقواي الهي را در گفتار، در رفتار و حتي در پندار خود، بايد رعايت کنيم، يعني مراقب باشيم در رفتار و کردار و گفتار خود ذره اي از رضاي الهي و حق تعدي و تجاوز نکنيم، اميدوارم که خداوند متعال به اين بنده حقير توفيق بدهد که امروز بتوانيم با تمسک به اين اصل اساسي قرآني يعني سخن گفتن بر اساس تقوا عرايض خود را عرض کنيم... از روح ملکوتي اين بنده خالص الهي مدد بگيريم و انشالله اين نماز جمعه را که به مناسبت 21امين سالگرد رحلت امام راحل است با احترام و تکريم به مقام اين آيت عظماي پروردگار برگزار کنيم و ياد و نام مبارک و ماندگار امام بزرگوارمان را همچنان که در اين 21 سال ملت ما به بهترين وجهي در دل و جان و زبان و در فضاي زندگي خود حفظ کرده اند باز هم حفظ کنيم و به پيش ببريم.
2- ما چه مي گوييم نسبت به دوستان و دشمنانمون اينجا تقوا اثر ميگذاره، با يکي ما ممکنه مخالف باشيم درباره او چگونه قضاوت مي کنيم، اگر قضاوت شما درباره کسي که با او مخالفيد و با او دشمنيد، غير از آن چيزي باشد که در واقع وجود دارد اين تعدي از جاده تقواست، آيه شريفه اي که اول عرض کردم: « ياايها الذين امنوا اتقواالله و قولوا قولا سديدا» قول سديد يعني قول استوار و درست، اينجوري حرف بزنيم. من مي خوام عرض بکنم به جوانان عزيز و انقلابي و مومن و عاشق امام، که حرف مي زنند، مي نويسند، اقدام مي کنند کاملا رعايت کنيد، اينجور نباشد که مخالفت با يک کسي، ما رو وادار کند که نسبت به اون کس از جاده حق تعدي کنيم تجاوز کنيم، ظلم کنيم، نه! ظلم نبايد کرد، به هيچ کس نبايد ظلم کرد. (در ادامه معظم له به نقل خاطرهاي از امام مي پردازند...)
3- درباره فردي که شما او رو قبول نداريد دو جور مي شود حرف زد، يکجور آنچناني که درست منطبق بر حق است، يک جور هم آنچناني که نه! در او آميزه اي از ظلم وجود دارد، اين دومي بد است بايد از او پرهيز کرد، درست همونجوري که حق است، صدق است شما در دادگاه عدل الهي مي توانيد راجع به او توضيح دهيد همون رو بگيد نه بيشتر، اين يکي از خطوط اصلي حرکت امام و خط امامه که ما بايد به ياد داشته باشيم.
***
در هر صورت کاش سيدحسن خميني مي دانست که ما همه خود را فرزند امام مي دانيم و انتساب خوني به امام بيشتر مسئوليت مي آورد تا مصونيت. اميدواريم که نوه امام بزرگوارمان، دست از رفتارهاي متناقض و ناپخته خود بردارد و بدون تاثيرپذيري از اطرافيان خود حقيقتا در قول و در فعل به يادگار امام تبديل شوند، چرا که ما نيز خوشحال مي شويم رخساري که رنگ و بوي خميني مي دهد قول و عمل خميني وار نيز از خود نشان دهد که تنها در اين صورت است که قلب حضرت ايشان خشنود خواهد گرديد.
اين روزها پياپي در ذهنم اين مصرع تکرار مي شود که: «ما به خرداد پر از حادثه عادت داريم...» ياعلي/انتهاي پيام/