با بخشيدن شكر كن!
خداوند در آيات 268 (271 سوره بقره، يک سلسله رهنومودها در مورد تشويق به انفاق و چگونگي آن، و نيز مالي که شايسته انفاق است، مطرح فرموده که با آنها آشنا مي شويم.
يآ أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوآا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمّآ أَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الْاَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِاخِذيهِ اِلاّآ أَنْ تُغْمِضُوا فيهِ وَ اعْلَمُوآا أَنَّ اللّهَ غَنِيٌّ حَميدٌ * اَلشَّيْطانُ يَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشآءِ وَ اللّهُ يَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللّهُ واسِعٌ عَليمٌ * يُؤْتِي الْحِکْمَةَ مَنْ يَشآءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا کَثيرًا وَ ما يَذَّکَّرُ اِلاّآ أُولُوا الْاَلْبابِ* وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَاِنَّ اللّهَ يَعْلَمُهُ وَ ما لِلظّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍ * اِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمّا هِيَ وَ اِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرآءَ فَهُوَ خَيْرٌلَکُمْ وَ يُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَيِّئاتِکُمْ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبيٌر (سوره بقره، آيات 267 - 271).
:اي کساني که ايمان آورده ايد، از چيزهاي پاکيزه اي که به دست آورده ايد و از آنچه براي شما از زمين بيرون آورده ايم، انفاق کنيد و قصد آن را نداشته باشيد که از چيز ناپاک انفاق کنيد چيزي که شما خود آن را نمي گيريد مگر اينکه در آن چشم پوشي کنيد. و بدانيد که خداوند بي نياز ستوده است * شيطان براي شما نويد فقر مي دهد و شما را به کار زشت دعوت مي کند ولي خدا شما را به آمرزشي از خود و فزوني نويد مي دهد و خدا وسعت بخش داناست * (خداوند) حکمت را به هر کس که بخواهد مي دهد و به هر کس که حکمت داده شد، پس خير فراواني به او داده شده است و يادآور نمي شوند مگر صاحبان انديشه* و هر چه را انفاق نماييد و هر چه را نذر کنيد، پس خداوند آن را مي داند و براي ستمگران ياراني نباشد * اگر صدقه ها را آشکار کنيد، چه خوب است آن، و اگر آن را پنهان نماييد و به تهيدستان بدهيد، براي شما بهتر است و خدا بعضي از گناهان شما را مي پوشاند و خدا به آنچه انجام مي دهيد آگاه است.
سخن از انفاق و مسايل و شرايط آن است. در اين آيات، نخست به اين موضوع مي پردازد که انسان بايد از چيزهاي پاک و پاکيزه و پسنديده که آن را دوست دارد، انفاق کند و از آن به «طيبات» تعبير مي کند. اين واژه، هم شامل پاکيزگي و شايستگي ظاهري مال است و هم شامل حلال بودن آن است. انفاق بايد از بهترين چيزهايي که انسان آن را کسب مي کند و به دست مي آورد، باشد.
خداوند در اينجا از دو نوع مالي که به دست انسان مي آيد، ياد مي کند که بايد از هر دو ، انفاق کرد: نوع اول، اموالي است که با کسب و تجارت به دست مي آيد و نوع دوم، اموالي است که از زمين به دست مي آيد مانند معادن و زراعت که خدا آنها را از زمين بيرون مي آورد.
در تأکيد مطلب قبلي که بايد از «طيبات» انفاق کرد، اظهار مي دارد که هرگز به اين فکر نباشيد که از اموال نامرغوب و کم ارزش خود يا از اموالي که از راه نامشروع به دست آورده ايد، انفاق کنيد و از آن به «خبيث» تعبير مي کند. خباثت مال يا به جهت نامرغوب و ناپسند بودن آن است و يا به جهت کسب آن از راه حرام است و نبايد چنين مالي را انفاق نمود. آنگاه تذکر مي دهد که اگر چنين مالي را کسي به خود شما بدهد، آن را جز با کراهت نمي گيريد و حاضر نيستيد آن را بپذيريد مگر اين که از ناپسندي کار دهنده آن چشم پوشي کنيد و به هرحال از آن ناخشنود هستيد، اکنون که چنين است، پس خود را به جاي ديگران بگذاريد و آنچه را بر خود نمي پسنديد، بر ديگران نيز نپسنديد و بدانيد که خدا بي نياز و ستوده است و به انفاقهاي شما نيازي ندارد.
اصرار و تأکيد قرآن در مورد اين که صدقه دادن و انفاق بايد از اموال مرغوب و با ارزش صورت گيرد، در واقع ارزش دادن به فقير است تا شخصيت او پايين نيايد زيرا او هرچند که فقير و تهيدست است، اما به هر حال يک انسان و يک مسلمان است که بايد شخصيت و ارزش او حفظ شود. نظير اين آيه آيه ديگري است که مي فرمايد:
لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون (1) (به نيکي نخواهيد رسيد مگر از آنچه دوست داريد انفاق کنيد).
مطلب ديگر اين است که گاهي انسان در حال انفاق و احسان، دچار وسوسه مي شود که اگر اين چيز باارزش را به ديگران بدهم، ممکن است خودم در آينده به آن محتاج باشم. اين يک وسوسه شيطاني است که سراغ اشخاص مي آيد و آنها را از آينده خود مي ترساند و نگران آينده نامعلوم خود مي سازد و اين فکر را در آنها به وجود مي آورد که نکند در آينده دچار فقر و تنگدستي باشم؟ اين وسوسه که همواره انسانها را آزار مي دهد، نه تنها از انفاق باز مي دارد، بلکه انسان را دچار حرص و آز مي کند و به افزون طلبي و مالدوستي و بخل وادار مي سازد و حتي گاهي انسان را در کسب مال، به راههاي نامشروع و حرام و ارتکاب گناه و معصيت مي کشاند.
اين است که خداوند در ادامه اين آيات هشدار مي دهد که شيطان شما را با وعده فقر مي فريبد و به فحشا و معصيت فرمان مي دهد.(اَلشَّيْطانُ يَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشآءِ).
گفته شده که منظور از فحشا در اين جا بخل است ولي بهتر است که آن را اعم از بخل بگيريم زيرا انسان در اثر اين وسوسه شيطاني و براي تأمين آينده خود، ممکن است دست به هر گناه و خلافي بزند و نگراني از آينده او را به ارتکاب جرائم گوناگون وادار سازد.
در برابر وعده فقر از سوي شيطان، خداوند نيز دو چيز را وعده مي دهد: يکي آمرزش گناهان و ديگري فزوني در مال است. کسي که انفاق مي کند از سويي بعضي از گناهان او بخشوده مي شود و از سوي ديگر خير و برکت و فزوني به مال او داده مي شود و فردي که به خدا ايمان دارد در موقع انفاق و بذل مال نه تنها از فقر نمي ترسد و از آينده خود نگران نيست، بلکه به فضل و مرحمت خداوند اميدوار است و انتظار آن را دارد که علاوه بر آمرزش گناهانش، خدا بر مال و ثروت او نيز بيفزايد و خدا که چنين وعده اي را مي دهد، توانايي انجام آن را دارد زيرا که او «واسع و عليم» است. واسع است، گشايش و وسعت مي دهد و عليم است از نيتهاي قلبي بندگان خود آگاه است.
امام صادق عليه السلام درباره آيه «الشيطان يعدکم الفقر» فرمود: شيطان مي گويد: مال خود را انفاق نکن که فقير مي شوي و «والله يعدکم مغفرة منه» يعني اگر انفاق کرديد خدا شما را مي آمرزد «وفضلا» يعني براي شما باقي مي گذارد.(2)
در آيات بعدي پس از بيان مطلبي راجع به حکمت و اين که خداوند به هرکس که بخواهد حکمت عطا مي کند، مطلب ديگري را در باره انفاق و بخشش عنوان مي کند و آن مربوط به پنهان يا آشکار بودن صدقه و انفاق است.
همواره اين سؤال مطرح بوده و از پيامبر هم مي پرسيدند که آيا صدقه پنهاني نيکوتر است يا صدقه آشکار؟ اين آيه پاسخ به اين پرسش است و طبق آن، هر دو نوع صدقه پسنديده است. مي فرمايد: اگر صدقه را آشکارا بدهيد، چه خوب است و اگر پنهاني باشد آنهم براي شمابهتر است.«اِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمّا هِيَ وَ اِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرآءَ فَهُوَ خَيْرٌلَکُمْ».
هر کدام از اين دو نوع در جاي خود پسنديده است و حسني دارد؛ صدقه آشکار اين خوبي را دارد که ديگران با ديدن آن تشويق مي شوند که آنها هم صدقه بدهند و يک اثر تربيتي دارد و صدقه پنهاني اين حسن را دارد که ديگر جاي ريا و شهرت طلبي نيست و تنها براي خدا انجام مي گيرد.
هر چند در آيه شريفه هر دو نوع صدقه مورد پسند واقع شده ولي به نظر مي رسد که صدقه پنهاني بر صدقه آشکار ترجيح داده شده چون درباره صدقه پنهاني کلمه «خير» به کار رفته که به معناي بهتر و برتر است و اين کلمه در مقام ترجيح چيزي بر ديگري استعمال مي شود.
در ادامه آيه بار ديگر انفاق کنندگان را تشويق مي کند و اظهار مي دارد که خداوند در برابر اين کار نيکوي شما، بعضي از گناهانتان را مي بخشد و بر آن پرده پوشي مي کند. «وَ يُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَيِّئاتِکُمْ» اين که مي فرمايد: «من سيئاتکم = برخي از گناهان شما» اشاره به اين است که در اثر انفاق، تنها بخشي از گناهان شما آمرزيده مي شود نه همه آنها. تا مردم جسارت بر گناه پيدا نکنند و چنين نپندارند که هر گناهي که کردند، با انفاق بخشيده مي شود. بلکه گناهان انسان براي خود حساب و کتابي دارد و اگر انفاق باعث آمرزش خداوند مي گردد، اين آمرزش تنها بخشي از گناهان را در بر مي گيرد. در عين حال بايد بدانند که خدا به هر چه انجام مي دهند، آگاه است.
1- آل عمران / 92.
2 - تفسير قمي، ج 1، ص 92
پايگاه حوزه.
/انتهاي پيام/