نحوه برخورد رهبران الهي با مخالفان خود
رهبران الهي تا حد امکان هر کس را که استعداد هدايت دارد به خود جذب کنند و مبادا بر اثر برخورد تند و خشن پيشوايان، آتش عناد و لجاجت در وجودشان شعله ور شود، سرمايه هدايت آنها را سوزانده، در ضلالت و گمراهي غوطه ورشان سازد يا بر گمراهي و شقاوت آنان بيافزايد.
پيشوايان معصوم عليهم السلام بسان پدري مهربان و دلسوز هستند که در مقابل فرزند ناسپاس و گمراه خود نهايت نرمش، عطوفت، گذشت، مهرباني، تواضع و ... را از خود نشان مي دهد تا او را به خود جذب کند، به دامن خانواده بازگرداند و از هر گونه برخورد تند و خشني به شدت پرهيز مي کند تا مبادا برخورد تند و خشن او فرزند را از دامن خانواده رانده، به دامن بيگانگان اندازد و تا حد ممکن تندي را با نرمش و خشونت را با مهرباني پاسخ مي گويد.
شايد سخن پيامبر(ص) که مي فرمايد: «من و علي(ع) دو پدر اين امت هستيم[1] اشاره به همين مطلب باشد.
امام باقر عليه السلام از جدّ بزرگوارش پيامبر اکرم(ص) نقل مي کند: «رهبري و امامت، شايسته و سزاوار کسي نيست مگر اينکه از سه خصلت برخوردار باشد، تقوا و نيروي دروني که او را از گناهان باز دارد، بردباري و حلمي که به سبب آن غضبش در اختيارش باشد و رهبري نيکو و پسنديده بر مردم به طوري که مانند پدري مهربان براي آنها باشد».[2]
پيامبر اکرم(ص) در ضمن حديثي مي فرمايد: «من بدي را با بدي پاسخ نمي دهم بلکه آن را با خوبي پاسخ مي دهم».[3]
حضرت علي عليه السلام در عهدنامه خود به مالک اشتر مي فرمايد: «مهرباني، عطوفت و نرم خويي با مردم را در دل خود جاي ده [از صميم قلب آنان را دوست بدار و به ايشان نيکي کن نسبت به ايشان به سان درنده اي مباش که خوردن آنان را غنيمت شماري. زيرا مردم دو گروهند، دسته اي برادر ديني تو هستند و گروه ديگر در آفرينش همانند تو. اگر گناهي از ايشان سر مي زند، عيبهايي برايشان عارض مي شود و خواسته و ناخواسته خطايي انجام مي دهند، آنان را عفو کن و از خطاهايشان چشم بپوش همان گونه که دوست داري خداوند تو را ببخشد و از گناهانت چشم پوشي کند. زيرا تو مافوق مردم هستي و کسي که تو را به کار گمارده، مافوق تو و خداوند بالاتر از او ... هيچ گاه از بخشش و گذشت پشيمان نشو و به کيفر و مجازات شادمان مباش. در عمل به خشم و غضبي که مي تواني خود را از آن برهاني، شتاب نکن.»[4]
رهبران الهي رحم و عطوفت و خيرخواهي را در برخورد با مخالفان به حدي رسانده اند، که در پاره اي موارد کساني که از فلسفه و اسرار چنين اعمالي بي خبرند، مي پندارند اين اعمال منافات با عزت نفس و بزرگواري دارد. ولي از اين نکته غافلند که وقتي اين گونه کارها با عزت و سربلندي منافات دارد که به منظور کسب منافع بي ارزش و زودگذر مادي و يا براي دفع خطرات اين جهان انجام شود، نه هنگامي که براي نجات انسانها از بدبختي و هلاکت انجام گيرد؛ که در اين صورت نه تنها منافاتي با فضايل اخلاقي و کمالات انساني ندارد بلکه بيانگر اوج انسانيت است.
در دوران حکومت کوتاه امير مؤمنان عليه السلام به دليل مخالفت گروههاي گوناگون با آن حضرت، زمينه نمايش سيره عملي رهبران الهي در برخورد با مخالفان بيش از زمان ديگر امامان عليهم السلام پديد آمد. لذا بررسي اين دوره از تاريخ در ترسيم اصل فوق، اهميت بسزايي دارد.
1. بحارالانوار، ج36، ص9، متن عربي: «انا و علي بن ابي طلب ابوا هذه الامة».
2. اصول کافي، ج1، ص407، کتاب الحجة، باب ما يجب من حق الامام(ع) علي الرعية، حديث 8.
3. بحارالانوار، ج16، ص186.
4. عهدنامه امير مؤمنان(ع) به مالک اشتر، نامه 53 نهج البلاغه.
/انتهاي پيام/