تيشه خرداد بر بيستون اصلاحات
کد خبر:۷۵۱۲۸

تيشه خرداد بر بيستون اصلاحات

خرداد اگرچه روزي سکوي پرتاب اصلاح طلبان به عرش بود امروز اما بستري شد تا پشت خائنين به نظام و مردم را به خاک بمالد و درسي فراموش نشدني به فتنه سازان بدهد.

شبكه خبر دانشجو؛ دوران سازندگي پس از جنگ، براي مردم رنج کشيده ايران تجربه تلخي بود از تبعيض اقتصادي، ثروت اندوزي مديران دولتي و برخي مسئولان مملکتي، به حاشيه رانده شدن پابرهنگان و محرومان، فراموش شدن کوخ نشيناني که در انديشه الهي امام خميني ولي نعمت بودند و يک موي شان بر همه کاخ نشينان مستکبر جهان برتري داشت، دور شدن از شعارهايي که انگيزه بروز انقلاب بود، بي توجهي به فرهنگ و منش اسلامي ، جدايي مردم و مسئولان و... .

سياست تعديل اقتصادي که دولت سازندگي در پيش گرفته بود «عدالت» را قرباني کرد و بازتاب اين رويه، پيوند خوردن عناصر برجسته قدرت با ثروتي بود که بي بندوباري اقتصادي به ارمغان آورده بود.

با شکل گيري باند قدرت و ثروت، از طرفي شکاف طبقاتي بين اقشار مستضعف و مرفه عميق تر شد و از سوي ديگر افزايش فاصله قدرت مندان از مردم عادي، آنها را از درک خواسته هاي واقعي ملت عاجز نمود.

به اين ترتيب گرده مردم عادي که نه از ثروت بهره اي داشتند و نه از سوي قدرت ديده مي شدند زير اين بار سنگين طاقت نياورد و افزايش نارضايتي از وضع موجود آنها را به هجوم به سمت وضعيت جديد ترغيب نمود.  

دوم خرداد 76 زمان مناسبي براي مردم به وجود آورده بود تا به تحولي که به آن نياز مبرم داشتند دست يابند .

گرچه سيد محمد خاتمي براي مردم عنصر شناخته شده اي نبود اما عطش تحول خواهي و نياز به ترميم زخمي که سازندگي بر پيکر آنها زده بود سبب شد تمايل اصلاح طلبان براي حضور درعرصه سياست را با روي باز بپذيرند و رياست جمهوري هفتم را از جناح اصلاح طلب انتخاب کنند.

شعارهاي تازه و مبهمي چون آزادي، دموکراسي، جمهوريت، جامعه مدني، توسعه مطبوعات، آزادي بيان و شعارهايي از اين دست هم اگرچه تعريف نشده و نامفهوم بودند اما براي جوانان، اقشار فرهنگي، دانشجويان و برخي ديگر به مثابه هواي تازه اي بود که در فضاي سياسي ناخوشايند آن روز ايران که بازدم سازندگي آن رامسموم کرده بود تزريق شد و به اين ترتيب هيجان و نشاطي در کشور ايجاد کرد که با انتخاب منش اصلاح طلبي در 2 خرداد 76 پاسخ داده شد. 

اصلاح طلبان در بستر آماده جامعه آن روز ايران کم کم رشد کردند و پايه هاي استقرار سياسي خود را محکم نموده و به نهادينه کردن يک يک مقاصد خود دست زدند.

شعارهاي انقلابي پيروي از خط امام و تبعيت از ولايت فقيه ودفاع از آرمان هاي امام و شهدا که انگيزه جذب مذهبيون به اصلاحات بود در هياهوي اقبال مردم به فرم جديد سياسي کشور کم کم به فراموشي سپرده مي شد و رنگ مي باخت... 

تمايل به فرهنگ غربي مشخصه وجودي اصلاح طلبان بود؛ براي آنها ادامه حيات سياسي  با گفتمان امام و ارزش هاي نخستين انقلاب ممکن نبود.

بعضي از عناصر تندرو در جبهه اصلاحات انديشه هاي انقلابي امام را منحصر در گذشته دانسته و کار کرد آن را براي اداره جامعه پايان يافته تلقي کردند و بيشرمانه آن را به موزه تاريخ سپردند.

مطبوعات آزاد آن زمان علنا به تهاجم عليه دين و ارزشهاي اسلامي و انقلابي پرداختند و قبح روابط آزاد اجتماعي را شکستند.

ولايت فقيه، رهبري، شوراي نگهبان، سپاه، بسيج و ... از جمله سنگرهايي بود  که تئوريسين هاي اصلاحات به آنها حمله ور شدند وبا کمک مطبوعات زنجيره اي که يک خط مشخص را دنبال ميکردند به حکومت ديني تاختند و آن را منطبق بر جامعه امروزي نيافتند . 

قداست دين و فصل الخطاب بودن آن از نظر آنها بي مفهوم بود و حکومت سکولاريستي و دولت جدا از دين جايگزين مناسبي براي نظام ولايي منبعث از حکومت معصومين عليهم السلام تلقي ميشد. اصلاح طلبان مي کوشيدند اسلاميت را از جمهوريت جداکنند و به تاريخ بسپارند.

رفرميسم کم کم تا جايي پيش رفت که حتي به دامن دين نيز تعدي کرد و قائل به قرائت هاي مختلف از دين شد و در عدم تحريف قرآن تشکيک کرد. 

8 سال اصلاحات ضربه هاي سنگيني به نظام وارد کرد و تخريب هاي مذهبي و فرهنگي عميقي را رقم زد؛ قبح بسياري از ناهنجاري هاي اجتماعي را شکست و بسياري از ارزش هاي ديني و انقلابي را بي هويت کرد. نوع نگرش جامعه جوان کشور را به نگاه سکولاريستي حاکم بر غرب نزديک کرد وماهيت دغدغه هاي فرهنگي آنها را تغيير داد.  

در کنار رشد همه اين ناهنجاري ها اما تغيير محسوسي در اقتصاد و معيشت مردم صورت نگرفت و بارقه هاي اميدي که در دل مردم روشن شده بود به خاموشي گراييد. 

تب شعارهاي هيجان برانگيز تبليغاتي فروکش کرد و دولت اصلاحات علاوه برآنکه به ترميم اساسي خراش هاي گذشته موفق نشد بلکه عفونت هاي جديدي در عرصه اجتماع و فرهنگ و مذهب و سياست ايجاد کرد.

هديه اصلاحات 8 ساله به ملت توسعه سياسي به مفهوم جدايي دين از سياست، بي رنگ شدن فرهنگ و هنجارهاي ديني، توهين به مذهب توسط عناصردين گريزي همچون هاشم آاجري، اكبر گنجي و عبدالكريم سروش، و حق راه پيمايي عليه خدا بود.

انفعال در عرصه سياست خارجي و ننگ تعليق هسته اي و توهين به مقامات ايراني در ديدارهاي بين المللي و محور شرارت شدن ايران از ديگر هداياي اصلاح طلبي بود.

اصلاحات آمده بود تا ساختارهاي جامعه را از نو تدوين کند و نظامي سکولار را را پايه ريزي کند. اصلاحات با حکومت ديني در تضاد بود و تلاش مي کرد نظام را براندازد. کنفرانس برلين، قتل‌هاي مشکوک، تدارک بحران‌هاي دوره‌اي 9 روزه، بخشي از دهن کجي آنها به نظام بود که براي نيل به اين هدف برگزيده بودند. غائله 18 تير نقطه اوج خيزش اصلاحات و بزرگ ترين اعتراض مدني آنها عليه نظام بود .

کم رنگ شدن باورهاي اسلامي ملت، تهديد آرمانهاي انقلاب، فراموش شدن اصول و ارزش هاي ديني، ترويج فرهنگ سکولار و تهديد هنجارهاي ايراني و اسلامي، و... سبب شد مقبوليت کاذبي که در 2 خرداد اصلاح طلبان را به عرش رساند به انزجاري تبديل شود که نمودش در شکست هاي مکرر رفرميست ها در دومين انتخابات شوراهاي شهر در سال 1381، هفتمين انتخابات مجلس شوراي اسلامي در سال 1382 و نهمين انتخابات رياست جمهوري در سال 1384 تجلي يافت.

انتخابات دهم رياست جمهوري آخرين شانس گفتمان ناپخته اصلاح طلبي براي بازگشت مجدد به قدرت بود تا در سايه اقتدار بر حاکميت به آنچه پيش از اين از دست يابي به آن درمانده بودند دست يابند.

از دست رفتن جايگاه مردمي، اصلاح طلبان را برآن داشت تا براي به دست گرفتن دوباره قدرت، چهره اي را براي کانديداتوري انتخاب و معرفي کنند که از محبوبيت نسبي در بين مردم برخوردار بود و اغلب او را به عنوان نخست وزير امام مي شناختند. بدين ترتيب آنها از نام امام هم براي اطمينان در دست يابي به مقبوليت اجتماعي هزينه کردند .

بازگشت به سياست آن چنان حياتي بود که به ناگاه تمام اختلافات ايدئولوژيک و حزبي و تنازعات سياسي گذشته را کنار گذاشتند و علاوه بر احزاب قانوني فعال کشور با منافقين، ملي مذهبي ها، سلطنت طلبان و همه گروه هاي معلوم الحال ضدانقلاب اتحاد مقطعي ايجاد کردند و تحت حمايت بزرگ ترين مخالف سياسي خود يعني کارگزاران و هاشمي قرار گرفتند  و به تخريب همه جانبه رقيب پرداختند و با تبليغات گسترده، به دروغ از توانايي ها و اهداف الهي و اسلامي و پيروي از خط امام و ولايت فقيه و آرمان شهدا و بسيج و ...دم زدند تا موفق به جلب نظر مردمي شوند که جمهوريت واقعي را در نه گفتن به اصلاح طلبان در انتخابات هاي متعدد پيشين به خوبي نشان داده بود و حناي دروغگويان و مضمحل کنندگان ارزش هاي انقلاب و اسلام براي آنها رنگي نداشت.

آنچه از تلفيق تلاش گروه هاي مختلف برمي آيد نيت اصلي اصلاح طلبان و ديگر گروه هاي همراه را که براندازي نظام در سايه انتخابات بود آشکار کرد. اصلاحاتي که اينک به درستي جريان فتنه نام گرفته بود.

خرداد اگرچه روزي سکوي پرتاب اصلاح طلبان به عرش بود امروز اما بستري بود تا پشت خائنين به نظام و مردم را به خاک بمالد و درسي فراموش نشدني به فتنه سازان بدهد.

22 خرداد تيشه اراده و خواست ملت بر ستون پوسيده اصلاحاتي بود که فتنه 88 را رقم  زد و در خاطر ملت براي هميشه نقطه تاريکي برجاي گذارد.

22 خرداد نقطه برباد رفتن آمال کساني بود که جمهوريت را فداي توسعه سياسي کرده بودند و تعالي احزاب و مقاصد حزبي برايشان بر انتظارات مردمي که در 2 خرداد انتخاب شان کرده بودند ترجيح داشت.

اما خط روشني که در22 خرداد 88 بر خيابان هاي کشور کشيده شد و در 9 دي و 22 بهمن امتداد يافت نماينده جمهوريتي حقيقي بود که خط بطلان بر خيال خوش مزدوراني کشيد که همچنان قدرت سياسي حزب و گروه خود را بر حق مردمي که آنها راپس زده بودند برتر مي دانستند.

انتخاب مردم در خرداد 88 تير خلاص بر پيکر نيمه جان جريان تولد يافته در خرداد 76 بود./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار