مگر بسيجي مرده است که عدهاي به اعتبار پدر و خاندان، سيلي به گوش پابرهنهها بزنند
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن كامل اين نامه سرگشاده به اين شرح است:
بسماللهالرحمنالرحيم
ما همه کوچکزادهايم، سيليمان بزنيد (نامه سر گشاده بسيج دانشجويي دانشکده فني دانشگاه تهران)
در کارزار فرهنگ و تمدن، وظيفه «دانشجوي بسيجي» ايجاد بناي اسلام و تخريب بناي کفر و نفاق است، نه انتشار نامه سرگشاده، لکن در اموري لازم است زبان به نصيحت گشود و برخي دردانگان را به عتاب نواخت؛ پيش از آنکه سبيل حق به تاراج فتنه رود. اين متن، خطابيست به تمامي بزرگ زادگان ِ تاريخ؛ عرب و عبراني و پارسي و غيرهم، لعلهم يذّکّرون.
وقتى که شما تاريخ را مىبينيد و ملاحظه مىکنيد، از آن اول که رسول اکرم قيام کردند با همين مردم فقير، با همين مردم مستضعف، ايشان قيام کردند. در مقابل آن قلدرها و آن زورگوها و آن باغدارها و آن مُکنَت دارها و قافله دارها که در آن وقت مظهر طاغوتى بود، اسلام قيام کرد. و بعد هم تمام عمر، اسلام و ائمه ما در مقابل طاغوت هميشه ايستاده بودند. صحيفه امام ج6 اسلام و پابرهنگان ص : 159
اگر از امام و انقلاب، چيزي جز اسناد مکتوب برايمان نمانده بود، باز هم نميتوانستيم بپذيريم روزگاري بر اين مردم بگذرد که آقازادگان بر پابرهنهها حکم برانند و بزرگزادگان بر کوچکزادگان فخر فروشند. اگر امام و انقلاب هماني ميشدند که ايادي شرق و غرب و آمريکاي جهانخوار و بريتانياي فتنهانگيز ميگويند، مي توانستيم بپذيريم که روزگاري آقازادگان بر پابرهنهها سيلي زنند و آب از آب تکان نخورد.
اما چه کنيم. چه کنيم که بزرگترين يادگار امام، رهبري معظم انقلاب در ميان ماست. چه کنيم که متواضعترين و بزرگوارترين بزرگزاده تاريخ، حاجسيداحمدآقاي خميني (طاب ثراه) را به چشم ديدهايم. چه کنيم که شاخصهاي امام، اين اسناد باشکوه و اصيل در برابر ديدگان ما و تاريخ است و نميتوان پذيرفت که هنوز 21 سال از رحلت امام نگذشته که مُلکْ سزاوار خويشاوندان گشته و پابرهنهها را به سيلي و تمسخر، طرد ميکنند و مستضعفين را عربدهجو مينامند. آن هم به اسم خط امام! به اسم راه امام! زهي حيا و زهي شرافت!
آيا رهآورد چنان ميراثي چنين صحنهاي است که عمار را به باد کتک بگيرند و ابوذر را به ربذه تبعيد که: با بزرگزاده هر که درافتاد ورافتاد؟ آيا مجلس، خانه ملت ِ پابرهنه و عزادار ارزشهاست يا خانه از ما بهتران تازه بر خوان نعمت نشسته؟ عربدهجويي از آن کسانيست که سهمالارث امام را در درجه و نشان ببينند و اين پدر امت را از امت دريغ کنند که: چراغي که به خانه رواست به مسجد حرام است. شما را چه ميشود اي بزرگزادگان بر خوانِ ولينعمتانْ نمکدانشکن؟
افتخار بسيج، به پسوند مستضعفينش است و افتخار انقلاب به ولينعمتانش. افتخار جنگ به جنگاوري حاشيهنشينها و افتخار سياست به امثال رجايي و افتخار امام به فرزندش مطهري. مطهري که نه بزرگزاده بود و نه مردم محض بزرگي پدرش گرد او ميگشتند و او را گرامي ميداشتند. مطهري که خود بزرگ بود و آنچنان بلندبالا که افق انديشهاش سال هاست جوانان اسلام را سيراب کرده و ميکند؛ چون بزرگ بود و بزرگزاده نبود. و چيست رمز اين بزرگي؟ شايد همانکه آن شاعر حکيم سرود: افتادگي آموز اگر طالب فيضي.
«بسيج دانشجويي مستضعفين» همانگونه که از کيان انقلاب در عرصههاي علمي و پژوهشي صيانت ميکند بر خود فرض ميداند که استوانههاي اصيل تفکر امام را بيش از جان خويش محافظت نمايد و در برابر هر کجانديشي و زشتکرداري، آنهم به اسم خط امام، سينه سپر کند.
هنوز 21 سال از رحلت امام نگذشته و ما راستْقامتان هميشه تاريخ را فراموش نکردهايم. مگر بسيجي مرده است که عدهاي به اعتبار پدر و خاندان، سيلي به گوش پابرهنهها بزنند و عدهاي ديگر به همان اعتبار واهي کوچکزادگان را به تمسخر بگيرند؟ ما نه راستيم و بازاري و نه چپيم و التقاطي. بسيجي، فرزند اين ملت است و چون امام فقيد خويش و رهبري معظم و معززش افتخار دارد که در خدمت ولينعمتان و پابرهنگاني باشد که اگر قانون و قضا حقشان را از ظالم نستاند، آسمان و زمين کيان مُلک را در هم خواهد پيچيد. چنين مباد.
به راه امام برگرديد که امام تحريفشدني نيست:
مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگانى رأى دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت کنند، و طعم تلخ فقر را چشيده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طينتان عارف، و در يک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله وسلم- باشند. و افرادى را که طرفدار اسلام سرمايه دارى، اسلام مستکبرين، اسلام مرفهين بىدرد، اسلام منافقين، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در يک کلمه، اسلام امريکايى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمايند. و از آنجا که مجلس خانه همه مردم و اميد مستضعفين است، در شرايط کنونى نبايد کسى انتظار داشته باشد که حتماً نمايندگان بايد از گروه و صنف خاصى باشند. بايد توجه داشت که هنوز خيلى از مسائل وجود دارد که به نفع محرومين بايد حل و فصل شود. و تميز بين کسانى که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار دادهاند، با ديگران کار مشکلى نيست .. صحيفه امام ج21 11 پيام به ملت ايران(حفظ شئونات اسلامى و اخلاقى در تبليغات کانديداها). ص : 9
والسلام
بسيج دانشجويي پرديس دانشکدههاي فني دانشگاه تهران.
/انتهاي پيام/