علل سياسي- اجتماعي غيبت
کد خبر:۷۵۴۴۱

علل سياسي- اجتماعي غيبت

شکي نيست که رهبري پيشوايان الهي به منظور هدايت مردم به سرمنزل کمال مطلوب است و اين امر در صورتي ميسر مي‌شود که آنها آمادگي بهره‌برداري از اين هدايت الهي را داشته باشند.

اگر چنين زمينه مساعدي در مردم وجود نداشته باشد، حضور پيشوايان آسماني در بين مردم ثمري نخواهد داشت.

متأسفانه فشارها و تضييقاتي كه بويژه از زمان امام جواد عليه السلام به بعد بر امامان وارد شد و محدوديت هاي فوق العاده اي كه برقرار گرديد - به طوري که فعاليت هاي امام يازدهم و دوازدهم را به حداقل رسانيد - نشان داد زمينه مساعد جهت بهره مندي از هدايت ها و راهبري هاي امامان در جامعه (در حد نصاب لازم) وجود ندارد، از اين رو حکمت الهي اقتضا کرد که پيشواي دوازدهم، به تفصيلي که خواهيم گفت، غيبت اختيار کند تا موقعي که آمادگي لازم در جامعه به وجود آيد.

البته همه اسرار غيبت بر ما روشن نيست، ولي شايد نکته اي که گفتيم رمز اساسي غيبت باشد.

در روايات ما، در زمينه علل و اسباب غيبت روي سه موضوع تکيه شده است:

الف- آزمايش مردم

چنان که مي دانيم يکي از سنت هاي ثابت الهي، آزمايش بندگان و انتخاب صالحان و گزينش پاکان است. صحنه زندگي همواره صحنه آزمايش است تا بندگان از اين راه در پرتو ايمان و صبر و تسليم خويش در پيروي از اوامر خداوند تربيت يافته و به کمال برسند و استعدادهاي نهفته آنان شکوفا شود.

در اثر غيبت حضرت مهدي، مردم آزمايش مي شوند؛ گروهي که ايمان استواري ندارند، باطنشان ظاهر مي شود و دستخوش شک و ترديد مي گردند و کساني که ايمان در اعماق قلبشان ريشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور آن حضرت و ايستادگي در برابر شدايد، پخته تر و شايسته تر مي گردند و به درجات بلندي از اجر و پاداش الهي نايل مي آيند.

امام موسي بن جعفر عليه السلام فرمود: هنگامي که پنجمين فرزندم غايب شد، مواظب دين خود باشيد، مبادا کسي شما را از دين خارج کند. او ناگزير غيبتي خواهد داشت؛ به طوري که گروهي از مؤمنان از عقيده خويش بر مي گردند. خداوند به وسيله غيبت، بندگان خويش را آزمايش مي کند ... (1)

از سخنان پيشوايان اسلام بر مي آيد که آزمايش به وسيله غيبت حضرت مهدي، از سخت ترين آزمايش هاي الهي است (2). و اين سختي از دو جهت است:

1- از جهت اصل غيبت، که چون بسيار طولاني مي شود بسياري از مردم دستخوش شک و ترديد مي گردند. برخي در اصل تولد و برخي ديگر در دوام عمر آن حضرت شک مي کنند و جز افراد آزموده و مخلص و داراي شناخت عميق، کسي بر ايمان و عقيده به امامت آن حضرت باقي نمي ماند. پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ضمن حديث مفصلي مي فرمايد: مهدي از ديده شيعيان و پيروانش غايب مي شود و جز کساني که خداوند دل هاي آنان را جهت ايمان، شايسته قرار داده، در اعتقاد به امامت او استوار نمي مانند. (3)

2- از نظر سختي ها و فشارها و پيشامدهاي ناگوار که در دوران غيبت رخ مي دهد و مردم را دگرگون مي سازد؛ به طوري که حفظ ايمان و استقامت در دين، کاري سخت دشوار مي شود و ايمان مردم در معرض مخاطرات شديد قرار مي گيرد. (4)

ب- حفظ جان امام

خداوند به وسيله غيبت، امام دوازدهم را از قتل حفظ کرده است؛ زيرا اگر آن حضرت از همان آغاز زندگي در ميان مردم ظاهر مي شدند، ايشان را مي کشتند (چنان که تفصيل آن را نوشتيم). بر اين اساس اگر پيش از موعد مناسب نيز ظاهر شود، باز جان آن حضرت به خطر مي افتد و به انجام مأموريت الهي و اهداف بلند اصلاحي خود موفق نمي شوند.

«زراره»، يکي از ياران امام صادق عليه السلام مي گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: امام منتظر، پيش از قيام خويش مدتي از چشم ها غايب خواهد شد.

عرض کردم: چرا؟

فرمود: بر جان خويش بيمناک خواهد بود. (5)

ج- آزادي از يوغ بيعت با طاغوت هاي زمان

پيشواي دوازدهم هيچ رژيمي را، حتي از روي تقيه به رسميت نشناخته و نمي شناسد. او مأمور به تقيه از هيچ حاکم و سلطاني نيست و تحت حکومت و سلطنت هيچ ستمگري در نيامده و در نخواهد آمد؛ چرا که مطابق وظيفه خود عمل مي کند و دين خدا را به طور کامل و بي هيچ پرده پوشي و بيم و ملاحظه اي اجرا مي کند. بنابراين جاي هيچ عهد و ميثاق و بيعت با کسي و مراعات و ملاحظه نسبت به ديگران باقي نمي ماند.

«حسن بن فضال» مي گويد: امام هشتم فرمود: گويي شيعيانم را مي بينم که هنگام مرگ سومين فرزندم [امام حسن عسکري] در جستجوي امام خود، همه جا را مي گردند اما او را نمي يابند.

عرض کردم: چرا غايب مي شود؟

فرمود: براي اينکه وقتي با شمشير قيام مي کند، بيعت کسي در گردن وي نباشد. (6)

1) شيخ طوسي، همان کتاب، ص 204 نعماني، الغيبة، تهران، مکتبة الصدوق، ص 154 مجلسي، بحار الأنوار، تهران، المکتبة الإسلامية، 1393 ه.ق، ج 51، ص 150 و ر.ک به: اصول کافي، تهران، مکتبة الصدوق، 1381 ه.ق، ج 1، ص .337

2) طوسي، همان کتاب، ص 203 207 صافي، همان کتاب، باب 47، ص 314 و .315

3) صافي، همان کتاب، فصل 1، باب 8، ص 101، ح .4

4) (آيت الله) صافي، لطف الله، نويد امن و امان، تهران، دار الکتب الإسلامية، ص 177 و .178

5) کليني، همان کتاب، ج 1، ص 337 طوسي، همان کتاب، ص 202 صدوق، همان کتاب، ص 481 صافي، منتخب الأثر، فصل 2، باب 28، ص 269 نعماني، همان کتاب، ص .166

6) صدوق، کمال الدين، باب 44، ص 480، ح 4 مجلسي، همان کتاب، ج 51، ص 152 صافي، منتخب الأثر، فصل 2، باب 25، ص 268، ح 3./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار