فتنه 88؛ يك موهبت بزرگ الهي براي انقلاب، نظام و مردم
روز چهارشنبه 20 خرداد 88 يعني دو روز قبل از برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم، تيتر اول روزنامه كيهان را به اين خبر اختصاص داده و با حروف درشت در صفحه اول نوشتيم «اين هشدار جدي است! آخرين پرده سناريوي افراطيون، آشوب پس از شكست». آن روز پس از انتشار روزنامه، با تماس هاي فراواني روبرو بوديم. برخي از كساني كه پيش بيني هاي قبلي كيهان درباره مسير حركت فتنه گران را خوانده و تحقق آن را به چشم ديده بودند، در صحت اين پيش بيني هم ترديدي نداشتند و تنها چگونگي آن را جويا مي شدند.
پاسخ ما به اين عده از خوانندگان - كه چند تن از مسئولان كشور نيز در شمار آنان بودند- بازگويي فرمول مشترك جرج سوروس، جين شارپ و ريچارد رورتي بود و براي آنها توضيح مي داديم كه سران فتنه از آغاز فعاليت انتخاباتي خود تاكنون دقيقا و بي كم و كاست از اين فرمول پيروي كرده اند و نتيجه مي گرفتيم كه فاز ششم اين فرمول اعلام دروغين پيروزي در انتخابات و فاز هفتم آن، آشوب هاي خياباني است.
چند تن از آنها با تعجب مي پرسيدند «آيا شما معتقديد كه موسوي و خاتمي و كروبي در پي مقابله با اسلام و انقلاب هستند؟» پاسخ ما به اين سؤال مثبت بود و البته از كروبي با عنوان «نخودي» كه در اين فرمول نقش دم دستي دارد ياد مي كرديم.
پرسش بعدي اين بود كه «با چه جرأتي موسوي و خاتمي را مامور بيگانگان و دشمن امام و انقلاب و نظام معرفي مي كنيد؟ و از كجا معلوم كه هدف نهايي آنها مقابله با اساس نظام باشد؟» در پاسخ به اين پرسش، ابتدا پرسش كنندگان را به يادداشت همان روز كيهان با عنوان «شمع كه خاموش شد...» ارجاع مي داديم.
در آن يادداشت به انحراف تلخ طلحه و زبير اشاره شده بود و براي پرسش كنندگان توضيح مي داديم وقتي افرادي نظير طلحه و زبير با آن سوابق درخشان جهاد و فداكاري در ركاب پيامبرخدا(ص)، به چرب و شيرين دنيا آلوده مي شوند، انحراف و استحاله افرادي نظير موسوي و خاتمي كه هيچكدام سابقه درخشاني در كارنامه خود ندارند، به آساني امكان پذير است و در ادامه به طيف ائتلاف كنندگان و هويت متفاوت و در مواردي متضاد آنها با يكديگر اشاره مي كرديم و توضيح مي داديم كه «وقتي موسوي و خاتمي و كروبي و... با منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و كومله و دموكرات و گروههاي ماركسيست و نهضت آزادي و... ائتلاف مي كنند و اين ائتلاف مورد حمايت جدي مالي، تبليغاتي، سياسي و اطلاعاتي مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس قرار مي گيرد، اولين سوال منطقي آن است كه اين طيف به ظاهر ناهمگون و با هويت هاي بعضاً متضاد در كدام نقطه اشتراك نظر دارند كه روي آن به ائتلاف رسيده اند؟» به يقين مساله «رياست جمهوري» و «انتخابات» نمي تواند نقطه اشتراك يا همان محور و نقطه ائتلاف آنها باشد، چرا كه گروههايي مانند منافقين، بهايي ها، سلطنت طلب ها و سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل و انگليس و... كه در اين ائتلاف شركت كرده اند، اساساً به اسلام و انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران اعتقادي ندارند كه «انتخابات رياست جمهوري دهم» موضوع ائتلاف آنها باشد.
بنابراين به آساني و بدون كمترين ترديدي مي توان درك كرد كه هدف نهايي اين ائتلاف نقطه اي بيرون از دايره نظام و اسلام و انقلاب است و ائتلاف ياد شده فقط در اين نقطه قابل ارزيابي است.
نگارنده يكي از شخصيت هاي سياسي را به خاطر مي آورد كه عصر چهارشنبه 20خرداد88 به كيهان آمده و درباره تيتر آن روز كيهان با يكديگر به گفت وگو نشسته بوديم.
در اين نشست گعده مانند علاوه بر توضيحات مورد اشاره درباره ائتلاف، سندي از ديدگاه اعلام شده «ريچارد هاوس» رئيس شوراي روابط خارجي آمريكا به ايشان ارائه شد. «ريچارد هاوس» تاكيد مي كند كه اگر محور ائتلاف بيش از يك نقطه باشد، دايره آن كوچك خواهد بود، چرا كه اشتراك نظر گروه هاي اپوزيسيون روي چند نقطه، به سختي امكان پذير است ولي چنانچه محور ائتلاف فقط «يك نقطه» باشد- بخوانيد مقابله با اساس نظام اسلامي- تمامي گروه هاي اپوزيسيون روي اين نقطه اشتراك نظر دارند و ائتلافي با دامنه گسترده و فراگير شكل خواهد گرفت.
ريچارد هاوس از اين فرمول ائتلاف با عنوان «ائتلاف سفيد»! ياد مي كند و آن را راهبرد جديدي در مقابل راهبرد «فوكوياما» مي داند. راهبرد فوكوياما، عنوان «مهندسي معكوس» داشت و ريچارد هاوس معتقد است مهندسي معكوس فوكوياما در صحنه عمل نتيجه معكوس داده است.
گفتني است كه در آغاز فعاليت انتخاباتي فتنه گران و در حالي كه هنوز نامزد اصلي خود را اعلام نكرده بودند، آقاي كرباسچي در مصاحبه اي گفته بود برنامه ما- مدعيان اصلاحات- آن است كه در انتخابات رياست جمهوري دهم روي يك «نقطه» ائتلاف كنيم و توضيح داده بود كه آن نقطه «مخالفت با وضع موجود» است. آقاي كرباسچي در آن مصاحبه اشاره اي نكرده بود كه منظورش از «وضع موجود» چيست؟ آيا حضور اصولگرايان در دولت را «وضع موجود» مي داند كه قرار است ائتلاف مورد نظر براي مخالفت با آن شكل بگيرد؟ و يا مخالفت با «نظام موجود»! را نشانه رفته اند؟!
يكي از پرسش كنندگان آن روزها، بعد از شنيدن توضيحات كيهان و اسنادي كه از فرمول ياد شده حكايت مي كرد، اين نكته را پيش كشيده و پرسيد؛ «از كجا معلوم كه موسوي و خاتمي در پي اطلاع از اين كه فرمول ديكته شده به آنها لو رفته است، تغيير مسير ندهند و براي پيشگيري از رسوايي وطن فروشي و همراهي با دشمنان بيگانه، در بخش هايي از برنامه خود تجديدنظر نكنند؟!» جواب ما، اين بود كه آنها از خود اختياري ندارند و «گزك»ها و «آتو»هايي نزد قدرت هاي بيگانه دارند كه آنان را به گروگان مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس تبديل كرده است و نمي توانند بيرون از خواست و اراده ديكته شده اين مثلث بيگانه تصميمي بگيرند.
براي اين عده از دوستان- كه برخي از آنها نيز چندان دوست نبودند- به بيانات 4 سال قبل رهبرمعظم انقلاب اشاره مي كرديم كه وقتي اشتباهات آمريكا را برمي شمردند، به اين نكته اشاره فرمودند كه ممكن است گفته شود اشاره به اين اشتباهات مي تواند آمريكا را هوشيار كرده و اشتباهات خود را تصحيح كند، ولي اين اشتباهات برخاسته از هويت آمريكاست كه نمي تواند از آنها دست بردارد (قريب به همين مضمون).
و اما... بعدها، وقتي فتنه انگيزي فتنه گران-بخوانيد پروژه آمريكايي،انگليسي، اسرائيلي آنها- با هوشياري و درايت رهبرمعظم انقلاب و بصيرت و فداكاري توده هاي ميليوني مردم روبرو شد سران فتنه گام هاي بعدي را با سرعت بيشتري برداشتند.
حمايت آشكار از آمريكا و اسرائيل، نفي وجود مبارك امام زمان(عج)، اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسين(ع)، توهين مكرر به حضرت امام(ره)، تاكيد بر جمهوري ايراني و نفي «اسلام» از ساختار نظام، حمايت از تروريست هاي منافق و سلطنت طلب و... براي ديرباورترين افراد نيز كمترين ترديدي باقي نگذاشت كه در جريان فتنه 88 با خط نفاق جديد و ستون پنجم سال ها پنهان شده دشمنان بيروني روبرو بوده اند.
فتنه اي 8ماهه كه از 22 خرداد آغاز شده و در 22 بهمن همراه با سران فتنه به خاك سپرده شد. چيزي شبيه جنگ تحميلي 8 ساله. دشمنان بيروني اين بار صدام هاي حقير و بزدل داخلي را كوك كرده و با ساز بد صداي خود كه از آن سوي مرزها مي نواختند به رقص آورده بودند.
وقتي فتنه آغاز شد، اگرچه توده هاي عظيم و پا به ركاب اسلام و انقلاب مي دانستند در حالي كه آمريكا با آنهمه ادعا نتوانسته و نمي تواند هيچ غلطي بكند، از مهره هاي دست چندم آن كاري ساخته نيست ولي شايد كمتر كسي تصور مي كرد كه اين فتنه در ادامه خود به يك موهبت بزرگ الهي براي انقلاب اسلامي، نظام و مردم اين مرز و بوم تبديل شود، كه شد.
و بالاخره چه زيبا و حكيمانه است اين كلام معصوم عليه السلام كه گاه خداوند تبارك و تعالي به دست افراد فاسق، دين خود را ياري مي كند./انتهاي پيام/