عواقب مرگبار انحرافات جنسى
کد خبر:۷۶۰۶۶
مشكلات جنسى جوانان/قسمت اول

عواقب مرگبار انحرافات جنسى

انحرافات جنسي مى‏تواند جوانان را به صورت موجودى زبون، ناتوان، مأيوس عقب مانده، و بيمار درآورد، و تا سرحدّ «جنون» و «مرگ» پيش ببرد.

بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را «عصر مسائل سكسى» نام نهاده‏اند، بسيارى از نويسندگان بى‏هدف سعى دارند انحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهميّت جلوه دهند، و گاهى براى خوشايند بعضى از منحرفان آن را يك ضرورت زندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمايند!!

دسته‏اى هم كه مى‏دانيم و مى‏دانيد دامن زدن به اين مسأله را وسيله «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پيدا كردن سوژه‏هاى داغ جنسى و تهيه عكس‏هاى تحريك‏آميز، زمين و زمان را زير پا گذارده، و از هيچ دروغى هم پروا ندارند!
                      
بدبختى منحصر به اينها نيست، حتى بعضى از به اصطلاح جامعه‏شناسان و روانشناسان و پزشكان هم از اين «موج جنسى»! بر كنار نمانده و كوشش دارند آن را طبيعى و بى‏ضرر جلوه دهند.

عدّه‏اى هم كه معتقد به عواقب شوم و دردناك اين بى‏بندوبارى هستند در طرح اين مسائل كه به منظور پيشگيرى صورت مى‏گيرد طورى مسأله را طرح مى‏كنند كه نه تنها كمكى به حل مشكل و درمان مبتلايان نمى‏كند بلكه راه‏هايى را هم كه بلد نبودند به منحرفين مى‏آموزد و انحرافى بر انحراف آنان مى‏افزايد!

مجموع اين عوامل است كه مسأله انحراف جنسى را در ميان جوانان به صورت فوق‏العاده پيچيده و وحشتناكى درآورده كه ريشه‏كن نمودن آن به اين آسانى ممكن نيست و نياز به صرف وقت و بودجه و طرح‏هاى دقيق فراوانى دارد.

زيان‏هاى استمنا

در هر حال جوانان بايد با سرپنجه عقل و فكر خودشان، اين پرده‏هاى جهل و جنايت را كه بر وى حساسترين حقايق مربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك‏ حقيقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدير و گمراه ساختن افكار آنها ندارد، بنشينند و حقايق حسى و روشنى را كه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمايند و سرانجام اين انحرافات مرگبار را با چشم خود ببينند.

ما نخست در اين جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى را كه سال‏ها از عمر خود را صرف مطالعه در پيرامون اين گونه مسائل كرده‏اند نقل نموده، و سپس به تجزيه و تحليل علل روانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راه مبارزه با اين اعتيادهاى ننگين را شرح مى‏دهيم.

يكى از اطباى معروف در كتاب خود كه درباره زيان‏هاى عادت ننگين «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان را به اين شرح نقل مى‏كند:

 «هوفمان» مى‏گويد: «جوانى را ديدم كه از پانزده‏سالگى گرفتار اين اعتياد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود. او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گرديد كه هنگامى كه‏ مى‏خواست كتابى را بخواند چشمهايش سياهى رفته سرش درد مى‏گرفت، حالتى شبيه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگيجه شده بود، حدقه‏هاى چشم او بيش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شديدى احساس مى‏كرد».

مشاهدات دكتر هوچين سون) HUOTCHINSON (ثابت مى‏كند عموم ناراحتى‏هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتى‏هاى شبكيه چشم و مشيميه از آن سرچشمه مى‏گيرد (دقت كنيد).

نويسنده مزبور اضافه مى‏كند: «نخستين نتيجه عادت به اين كار شنيع اين است كه قوت و شفافيت چشم‏ها زايل مى‏گردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مى‏دهد و پژمرده مى‏شود، در نگاه‏هاى مبتلايان به اين كار هوش و ذكاوت اوّلى ديده نشده حالت گرفتگى در سيماى آنها ظاهر مى‏گردد، چشم‏هاى آنها با حلقه‏هاى كبودرنگى احاطه مى‏شود. بعد از آن سستى و تنبلى در اعضاى مختلف مشاهده مى‏شود.

نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگى نفس، تغيير اخلاق و مزاج به طور غير قابل توضيح، حسادت، غم و كدورت، ماليخوليا، فكر گوشه‏گيرى و تنهايى از نتايج شوم ابتلاى به اين انحراف جنسى است.

اين طبيب در جاى ديگر از كتاب خود اضافه مى‏كند اين عمل موجب فقرالدم (كم‏خونى) و ضايع شدن قواى جسمى و روحى مى‏گردد و باعث دوران سر، صداى گوش‏ها، كمردرد، سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى و خلاصه عدم اقتدار كلى در بدن مى‏شود، و بر اثر رابطه نزديكى كه با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثر مى‏گذارد». (دقّت كنيد).

عادت به اين انحراف شوم جنسى مخصوصاً نيروى مقاومت بدن را در برابر بيمارى‏ها كم مى‏كند و به طورى كه پزشك مزبور تصريح مى‏نمايد: «اشخاصى كه به اين عادت مذموم مبتلا هستند به محض‏ گرفتارى به يكى از بيمارى‏هاى وخيم به آسانى نمى‏توانند گريبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند».

او سپس از قول يكى از نويسندگان نقل مى‏كند كه: «جوانى را مى‏شناختم كه مبتلا به اين عادت شوم بود او گرفتار يكى از «بيمارى‏هاى تب‏دار» شد در روز ششم بيمارى كه كاملًا ضعيف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در كام خود فرو كشيد»!

و نيز نقل مى‏كند: «يكى از مبتلايانى كه به يك نوع از اين عادت شوم، مداومت مى‏نمود رفته رفته ضعف شديدى در خود احساس كرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و ران‏هاى او به طور محسوسى ضمور (كم گوشت) شد و كمردرد او را آزار مى‏داد ادامه اين عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گرديد و پس از شش ماه بسترى شدن كه با وضع قابل ترحمى با مرگ دست به گريبان بود در آغوش مرگ فرو رفت»!

مخصوصاً ابتلاى به اين عادت شوم براى مجروحين و آنهايى كه عمل جراحى در بدنشان شده فوق‏العاده خطرناك مى‏باشد.

كوتاه سخن اين كه به گفته همان «پزشكى» و هم از نظر «مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان و تزلزل روح مى‏گردد!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار