عواقب مرگبار انحرافات جنسى
بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را «عصر مسائل سكسى» نام نهادهاند، بسيارى از نويسندگان بىهدف سعى دارند انحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهميّت جلوه دهند، و گاهى براى خوشايند بعضى از منحرفان آن را يك ضرورت زندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمايند!!
دستهاى هم كه مىدانيم و مىدانيد دامن زدن به اين مسأله را وسيله «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پيدا كردن سوژههاى داغ جنسى و تهيه عكسهاى تحريكآميز، زمين و زمان را زير پا گذارده، و از هيچ دروغى هم پروا ندارند!
بدبختى منحصر به اينها نيست، حتى بعضى از به اصطلاح جامعهشناسان و روانشناسان و پزشكان هم از اين «موج جنسى»! بر كنار نمانده و كوشش دارند آن را طبيعى و بىضرر جلوه دهند.
عدّهاى هم كه معتقد به عواقب شوم و دردناك اين بىبندوبارى هستند در طرح اين مسائل كه به منظور پيشگيرى صورت مىگيرد طورى مسأله را طرح مىكنند كه نه تنها كمكى به حل مشكل و درمان مبتلايان نمىكند بلكه راههايى را هم كه بلد نبودند به منحرفين مىآموزد و انحرافى بر انحراف آنان مىافزايد!
مجموع اين عوامل است كه مسأله انحراف جنسى را در ميان جوانان به صورت فوقالعاده پيچيده و وحشتناكى درآورده كه ريشهكن نمودن آن به اين آسانى ممكن نيست و نياز به صرف وقت و بودجه و طرحهاى دقيق فراوانى دارد.
زيانهاى استمنا
در هر حال جوانان بايد با سرپنجه عقل و فكر خودشان، اين پردههاى جهل و جنايت را كه بر وى حساسترين حقايق مربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك حقيقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدير و گمراه ساختن افكار آنها ندارد، بنشينند و حقايق حسى و روشنى را كه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمايند و سرانجام اين انحرافات مرگبار را با چشم خود ببينند.
ما نخست در اين جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى را كه سالها از عمر خود را صرف مطالعه در پيرامون اين گونه مسائل كردهاند نقل نموده، و سپس به تجزيه و تحليل علل روانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راه مبارزه با اين اعتيادهاى ننگين را شرح مىدهيم.
يكى از اطباى معروف در كتاب خود كه درباره زيانهاى عادت ننگين «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان را به اين شرح نقل مىكند:
«هوفمان» مىگويد: «جوانى را ديدم كه از پانزدهسالگى گرفتار اين اعتياد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود. او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گرديد كه هنگامى كه مىخواست كتابى را بخواند چشمهايش سياهى رفته سرش درد مىگرفت، حالتى شبيه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگيجه شده بود، حدقههاى چشم او بيش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شديدى احساس مىكرد».
مشاهدات دكتر هوچين سون) HUOTCHINSON (ثابت مىكند عموم ناراحتىهاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتىهاى شبكيه چشم و مشيميه از آن سرچشمه مىگيرد (دقت كنيد).
نويسنده مزبور اضافه مىكند: «نخستين نتيجه عادت به اين كار شنيع اين است كه قوت و شفافيت چشمها زايل مىگردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مىدهد و پژمرده مىشود، در نگاههاى مبتلايان به اين كار هوش و ذكاوت اوّلى ديده نشده حالت گرفتگى در سيماى آنها ظاهر مىگردد، چشمهاى آنها با حلقههاى كبودرنگى احاطه مىشود. بعد از آن سستى و تنبلى در اعضاى مختلف مشاهده مىشود.
نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگى نفس، تغيير اخلاق و مزاج به طور غير قابل توضيح، حسادت، غم و كدورت، ماليخوليا، فكر گوشهگيرى و تنهايى از نتايج شوم ابتلاى به اين انحراف جنسى است.
اين طبيب در جاى ديگر از كتاب خود اضافه مىكند اين عمل موجب فقرالدم (كمخونى) و ضايع شدن قواى جسمى و روحى مىگردد و باعث دوران سر، صداى گوشها، كمردرد، سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى و خلاصه عدم اقتدار كلى در بدن مىشود، و بر اثر رابطه نزديكى كه با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثر مىگذارد». (دقّت كنيد).
عادت به اين انحراف شوم جنسى مخصوصاً نيروى مقاومت بدن را در برابر بيمارىها كم مىكند و به طورى كه پزشك مزبور تصريح مىنمايد: «اشخاصى كه به اين عادت مذموم مبتلا هستند به محض گرفتارى به يكى از بيمارىهاى وخيم به آسانى نمىتوانند گريبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند».
او سپس از قول يكى از نويسندگان نقل مىكند كه: «جوانى را مىشناختم كه مبتلا به اين عادت شوم بود او گرفتار يكى از «بيمارىهاى تبدار» شد در روز ششم بيمارى كه كاملًا ضعيف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در كام خود فرو كشيد»!
و نيز نقل مىكند: «يكى از مبتلايانى كه به يك نوع از اين عادت شوم، مداومت مىنمود رفته رفته ضعف شديدى در خود احساس كرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و رانهاى او به طور محسوسى ضمور (كم گوشت) شد و كمردرد او را آزار مىداد ادامه اين عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گرديد و پس از شش ماه بسترى شدن كه با وضع قابل ترحمى با مرگ دست به گريبان بود در آغوش مرگ فرو رفت»!
مخصوصاً ابتلاى به اين عادت شوم براى مجروحين و آنهايى كه عمل جراحى در بدنشان شده فوقالعاده خطرناك مىباشد.
كوتاه سخن اين كه به گفته همان «پزشكى» و هم از نظر «مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان و تزلزل روح مىگردد!/انتهاي پيام/