زندگي تلخ شيرين به روايت همسر شيرين
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»،در آخرين بروز رساني وبلاگ دختران خميني كبير آمده است:
فردي را در نظر بگيريد که از دغدغه هاي اساسي اش، حمايت بي چون و چرا از يکي از دست نشانده هاي صهيونيست هاست، از لواط حمايت مي کند و آن را اصل اثبات شده ژنتيکي مي داند که انسانها در برابر اين غريزه چاره اي جز ارضاء آن را ندارند و جالب تر اينکه همين حمايت از همجنس بازي جايزه اي جهاني را در رقابت با پاپ ژان پل دوم (رهبر کاتوليک هاي جهان) براي او به ارمغان آورد.
وي همچنين با سرويس هاي اطلاعاتي دشمن مردم ميهنش همکاري هاي بسيار جالب توجهي دارد، اين فرد کمي هم حقوق خوانده ولي اين موضوع نمي تواند دليل راه پيدا کردن او به کميته حقوق بشر و سازمانهاي بين المللي نظير سازمان ملل و لابي هاي صهيونيستي باشد (دليلش شايد در ادامه روشن تر شود).
اين فرد بارها و بارها در مجامع گوناگون بين المللي به سياه نمايي عليه وضعيت حقوق بشر در کشورش پرداخته و در مصاحبه هاي خود خواستار تحريم برنامه هاي هسته اي کشورش!، ضبط دارايي هاي دست اندرکاران برنامه هسته اي و مقامات رسمي ايران شد و حتي به خاطر صدور ويزا به دولتمردان کشورش توسط اروپا به شدت عصباني شد!
شيرين عبادي نسبت به افزايش و تشديد تحريم ها عليه کشور خود، ابراز تمايل کرد و عجيب تر آنکه با پيشنهاد اعمال تحريم و فشار آوردن بر هموطنانش، اين حرکت را يک شانس براي پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري دانست! اين شخص، رژيم حاکم کشورش را يک رژيم ديکتاتور مي داند و مدام همه جا اعلام مي کند که حقوق همجنس بازان در ايران نه تنها سرکوب مي شود بلکه براي آنان مجازات نيز تعيين شده است! از وضعيت اسف بار حقوق بشر در ايران هميشه و هميشه مي نالد ...
لازم به ذکر است که اين شخص در مقابل، نسبت به کشتار غيرنظاميان در جنگ 33 روزه ، جنگ 22 روزه غزه، کشتار شيعيان يمن، قتل عام هم ميهنانش توسط منافقين ، ربايش و ترور دانشمندان کشورش بخصوص دانشمندان هسته اي (نظير شهيد دکتر مسعود عليمحمدي)، کشتار تدريجي مردم غزه، حمله اسرائيل به کشتي آزادي و قتل عام صلح طلبان حقيقي .. و دهها حادثه ديگري که همگي مصداق بارز نقض حقوق بشر است ... سکوت اختيار کرده (1) ... . دليلش را من مي گويم:
وي جايزه به اصطلاح صلح جهاني خود را مديون کساني است که غالب کشتارهاي بي رحمانه مذکور به دست آنان صورت پذيرفته ....... فکر مي کنيد اگر اين ناقضان اصلي حقوق بشر را لااقل به خاطر پس دادن دروس حقوق بشري که خوانده محکوم کند، چه اتفاقي براي منافع، موقعيت و جايزه اش خواهد افتاد؟
حال فرض کنيد همسر اين خانم به اصطلاح صلح طلب و مدافع حقوق بشر در يک مصاحبه تلوزيوني اظهاراتي عليه وي مطرح كرده و مي گويد که زندگي تلخي با شيرين داشته و در تجربه زندگي شخصي اش موفق نبوده و شيرين حتي گاهي او را کتک مي زده! و نيز اعطاي جايزه صلح نوبل به همسرش توسط صهيونيستها نوعي سوء استفاده و در جهت منافع خودشان بوده و همچنين مي گويد شيرين عبادي خلق و خوي تندي دارد و وقتي در تعطيلات به مسافرت مي رفتيم ، بداخلاقي هاي شديدي داشت که من به خاطر بر هم نخوردن مسافرت و مخارج زيادي که صرف آن کرده بوديم کوتاه مي آمدم!
آيا با توجه به مطالبي که در مورد فعاليتها و مواضع اين فرد خوانديد، داشتن چنين شخصيتي را از چنين شخصي، دور از انتظار مي دانستيد ؟! اما پس از پخش اين مصاحبه تلوزيوني، تيترهاي ريز و درشت سايتهاي معلوم الحال جالب توجه است : «اجبار همسر شيرين عبادي به بدگويي از وي»
پر واضح است که حتي خود شيرين بيايد جلوي دوربين تلويزيون و مستقيم و زنده با مردم صحبت کند و بگويد : «من جايزه صلح نوبل را از لابي هاي صهيونيست دريافت کرده ام و در واقع جيره خوار آنها هستم و ريختن خون زنان و کودکان، مادام که در راستاي منافع من و اربابانم باشد، ذره اي برايم اهميتي ندارد و حتي آنها را بشر حساب نمي کنم که بخواهم از حقوقشان دفاع کنم و ...»، امثال همين رسانه ها و سايتها و نويسندگان خلاقشان تيتر مي زنند که : «اجبار شيرين عبادي به اعتراف عليه خودش از طريق تهديد به شکستن جايزه صلح نوبلش!»
پي نوشت:
1)اين در حالي است که عده اي فريب خورده يا فريبکار به اين شخص عنوان " بانوي صلح ايران " را مي دهند ! اين حقيقتا تحقير ملت بزرگ ايران است.../انتهاي پيام/