مروري بر زندگي سياسي امام هادي عليه السلام
کد خبر:۷۶۲۵۲
السلام عليك يا علي النقي(ع)

مروري بر زندگي سياسي امام هادي عليه السلام

امام هادى عليه السلام پس از شهادت پدر بزرگوار خود، در محيطى بسيار سخت ‏و در وضع بسيار دشوار مى‏زيست و هم‌عصر حكومت ‏«متوكل‏» بود.

 متوكل كه به دشمنى‏ با امام و تعقيب ياران وى و در هم شكستن پايگاههاى ايشان زبانزد بود و هر روز در اينگونه اعمال بيشتر پيش مى‏رفت و در دستگاه حاكم نيز اين بد رفتاري‌ها گسترش مى‏يافت تا آنجا كه متوكل خطر بحران حكومت‏ خويش را احساس ‏كرد و بر آن شد تا با  دو روش توأمان در يك اقدام، از بحرانى‌‏تر شدن وضع ‏جلوگيرى كند.

1- حمله بردن به ياران امام و پايگاههاى او و آزردن آنان و از ميان برداشتن آثار شيعيان. و تا بدان جا پيش رفت ‏كه قبر امام حسين عليه السلام را ويران ساخت و آثار آن را از ميان برد. (1)

2- ‏دستور داد آن بزرگوار را از مدينه به سامره بياورند تا حركات و سكنات ايشان را تحت نظارت داشته باشند.(2)

امام هادي عليه السلام تحت مراقبت

هدف متوكل از احضار يا دعوت امام به سامره نزد خود و يارانش، محو كردن او در حاشيه دربار خلافت ‏بود، تا چيزي از امور ايشان از وي مکتوم نماند.

امام با خويشتندارى در برابر آنان تظاهر به اين مي‌كرد كه آنچه درباره ‏وى عمل مى‏كنند مورد قبول او است و به هر حال با سياست دولت عباسيان ‏موافق است. دعوت به ضيافت را از طرف آنان مى‏پذيرفت و بر خوانشان - سر سفره - ‏مى‏نشست و در مجالس و مراسم آنان شركت مى‏جست. (3)

اين موضع امام در برابر دولت، مسامحه يا چشم پوشى يا فروتنى ‏نبود. زيرا چنين چيزى با شخصيتى مانند شخصيت امام مطابقت نداشت.

هر گونه فروتنى امام هادي عليه السلام در برابر دستگاه به اين معنى بود كه بر ضد مصالح ‏عالى اسلام رفتار كرده است. اگر دولت احساس مي‌كرد كه ايشان از مواضع خود چشم پوشيده است، بالاترين مقام و موقعيت و جاه و جلال را تقديم ‏وى مي‌كرد، بى آن كه وى را وادار به اقامت اجبارى و مراقبت‏ شديد كند.

امام توجه داشت كه سياست‏ ستمگرانه حکومت نسبت به او روز به روز تندتر و بيشتر مى‏شود تا جايي كه متوكل در پايان حكومت‏ خود به علت ‏سعايت‌ها (بدگويي) و خبرچينى‏ها بر ضد امام، ايشان را زندانى كرد.

شهادت امام هادي عليه السلام

نقش امام و موضع وى در حوادث

امام با توجه به فشار و مراقبت ‏شديدى كه ‏متوجه خود و يارانش بود، حركت‏ خود را در دو زمينه آغاز نمود:

الف- آگاه ساختن امت و نشان دادن مواضع علمى خود به صورت پاسخ ‏گفتن به شبهه‏ها و جواب به پرسش‌هائى كه خليفه از او مي‌كرد، تا آن امام را در تنگنا قرار دهد و نتواند از عهده حل آن بر آيد.

ب- پشتيبانى از پايگاههاى خود و توجه داشتن به آنها، تا در حد امكان، نيازشان را برطرف سازد و كوشش در آموزش آنان و تقويت ايمانشان.

 موضع عباسيان در برنامه‌ريزى امام

حكمرانان عباسى براى به دست گرفتن كارهاى امام و عارى‏ نمودن برنامه امام از هر گونه تأثير به روش‌هاى زير عمل مي‌كردند:

1- صف آرايى در برابر امام و به مبارزه طلبيدن ايشان از نظر علمى.

2- كوشش در جلب امام و كشانيدن ايشان به طرف خود و نزديك ساختن امام به دربار، تا افكار وى بى ثمر و بى تأثير گردد و از پايگاههاى توده‏اى خود دور افتد.

سرانجام وقتي که هيچ يک از نقشه‌هاي آنان به جايي نرسيد از اين رو تصميم به شهادت آن امام گرفتند. تا با خيال خام خود حق را نابود سازند.

پى‏نوشت‌ها:

1- كامل الزيارات، ج 5، ص 304.

2- مروج الذهب، مسعودى، ج 4، ص 84.

3- تاريخ غيبت، ص 142.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار