گرايش به حجاب و عفاف فطريست
کد خبر:۷۶۲۹۸
نگاهي به فرهنگ حجاب و عفاف در نظام اسلامي

گرايش به حجاب و عفاف فطريست

گرايش به پوشش و عفاف يک گرايش فطري در ميان زنان و مردان است، اديان الهي، همواره بر پوشش تأکيد کرده و آن را لازمه دينداري شمرده‌اند.

گرايش به پوشش و عفاف يک گرايش فطري در ميان زنان و مردان است. اما ميزان و شکل آن رابطة مستقيمي با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. در سرزمين‌هاي مختلف، انسان‌هايي که به ارزش‌هاي اخلاقي اعتقاد بيشتري داشته‌اند. از پوشش کامل‌تر و متين‌تري استفاده کرده‌اند و هر قدر سطح ارزش‌هاي اخلاقي در آن جوامع پآيين آمده، پوشش مردان و زنان نيز در سطح پآيين‌تري قرار گرفته و شکل نامناسبي پيدا کرده است.

اديان الهي، همواره بر پوشش تأکيد کرده و آن را لازمة دينداري شمرده‌اند. مطابق با آيين يهود، زنان هنگام حضور در اجتماعات، موي سر خود را مي‌پوشانند و به حجاب پايبند هستند. در مسيحيت نيز پوشش اهميت زيادي داشته و زنان معتقد به حضرت مسيح(ع) مي‌کوشيدند مانند حضرت مريم(س) موي خود را بپوشانند و با حجاب وارد جامعه شوند.

هنوز هم نقاشان مسيحي، تصوير حضرت مريم(س) را با پوشش و حجاب کامل مي‌کشند. زنان و راهبه‌ها و قديس‌ها يکي از کامل‌ترين حجاب‌ها را دارند. اين امر نشان مي‌دهد که از نظر آنان، داشتن حجاب، به دينداري نزديک‌تر و در پيشگاه خدا پسنديده‌تر است.

توجه داشته باشيم که در زمان ظهور حضرت مسيح(ع) در فلسطين، اروپا غرق در شرک و بت‌پرستي بود و مردم گرفتار آداب و رسوم مشرکانه بودند و زنان آنها معمولاً موي خود را نمي‌پوشاندند. اما با آمدن مسيحيت به اروپا و گسترش تعاليم دين مسيح(ع) پوشيدن موي سر نيز در ميان زنان گسترش يافت. در دوران‌هاي اخير پايبندي به تعاليم ديني در ميان مسيحيان کمتر شده و آن بخش از دستورات و سنت‌هاي حضرت موسي(ع) و حضرت عيسي(ع) هم که باقي‌مانده مورد غفلت قرار گرفته و به آنها عمل نمي‌شود. بنابراين، بي‌حجابي زنان غرب نه تنها جايگاهي در انديشة مسيحيت حقيقي ندارد، بلکه بازگشتي به سنت‌هاي مشرکانة قبل از حضرت مسيح(ع) محسوب مي‌شود.

زنان ايراني قبل از اسلام عموماً پيرو آيين زرتشت بودند و با پوشش کامل در محل‌هاي عمومي رفت و آمد مي‌کردند.

تقريباً در همه فرهنگ‌ها، هميشه پوشش زنان به صورت يک اصل پسنديده مطرح بوده و کمتر قوم و ملتي بوده است که زنان آنان پوشش مناسبي نداشته باشند. البته چگونگي و حدود آن متفاوت بوده است.

اسلام نيز حجاب را بر زنان واجب کرده است زيرا حجاب بهترين وسيله‌اي است که زن را از خطر بيگانه حفظ مي‌کند و زن بي‌حجاب همچون ميوه درختي است که شاخه آن از ديوار باغ به بيرون آويزان است که هر رهگذري ممکن است در آن طمع کند يا مانند گلي است که هرکس به چيدن آن تمايل دارد.

علل کم‌توجهي به عفاف و حجاب اسلامي

اهميت ندادن به عفاف و حجاب از سوي برخي از زنان کم‌توجهي مسئولان و متوليان امور فرهنگي به اجراي آن در جامعه، آثار زيانبار فردي و اجتماعي به دنبال خواهد داشت و ممکن است به تدريج بنيادهاي ارزشي و اخلاقي را سست و متزلزل کند و زمينه‌هاي انحطاط فرهنگي و معنوي را فراهم سازد، از اين رو شناخت عوامل مؤثر در سير نزولي توجه به عفاف و حجاب بسيار مهم است و مي‌تواند ما را در تبيين و تقويت هرچه بهتر راهکارهاي اجرايي عفاف و حجاب ياري دهد، آنچه در ادامه از آن سخن به ميان مي‌ايد اشاره به اين عوامل مي‌باشد:

1- تبيين نشدن شايسته فرهنگ اسلام

پس از انقلاب اسلامي گرايش به دين و معنويت و انجام دستورات ديني به نحو خوبي رشد يافت و متوليان فرهنگ کشور وضعيت اجتماعي را پاک و سالم دانسته و به تصور اينکه اين روند و اين فضا ادامه خواهد داشت، کمتر براي تبيين و استمرار فرهنگ ديني که حجاب و عفاف نيز جزو آن است، سرمايه گذاردند و به مسائل ديگري که گمان مي‌کردند از اولويت و اهميت بيشتري برخوردار است پرداختند.

2- نبودن مجال برنامه‌ريزي

کينه‌توزي دشمنان اسلامي و توطئه‌هاي استکبار جهاني به سر کردگي امريکاي جهانخوار و راه‌اندازي بحران‌هاي اقتصادي، سياسي، امنيتي و تنش‌هاي اجتماعي که همة ما مصاديق بسياري از آن را از اول انقلاب تا حال، شاهد بوده‌ايم و از همه مهم‌تر راه انداختن جنگ تحميلي که بيشترين منابع و سرمايه‌هاي مادي و معنوي کشور را به خود اختصاص داد، باعث شد که فرصت براي برنامه‌ريزي صحيح از مسؤلان سلب گردد.

3- سياست‌هاي فرهنگي

عرصه‌هاي فرهنگي به افراد خوش‌ذوق، متعهد، متدين و متخصص نيازمند است که به صورت دقيق و عميق بتوانند مسائل اسلامي را از منابع غني اسلامي فهميده و به شيوه صحيح و در کتاب‌هاي معارف اسلامي دبيرستان‌ها و دانشگاه‌ها و همه سطوح آموزشي جامعه ارائه دهند به صورتي که مطالب اين کتاب‌ها جوانان را جذب کند و توجه به معنويت، اخلاق و ارزش‌هاي ديني را در وجود آنان نهادينه سازد البته کارهاي زيادي در اين زمينه شده است ولي کافي نيست و ما هنوز در آغاز راهيم.

4- ترويج تساهل و تسامح

افرادي، که از طرفي آگاهي و شناخت درستي از اسلام ندارند و از طرف ديگر، در معرض بمباران تبليغات سوء دشمنان قرار دارند، چه بسا حجاب را قيد و بندي براي خود احساس کرده و مراعات آن را با آزادي مادي و جسمي خود سازگار نبينند و به دنبال دست يافتن به راحتي و آسان بودن زندگي، خيلي زود به افکار و عقايد دشمن که در اين زمينه القاء مي‌شود، گرايش پيدا کنند و در دامي که براي آنان نهاده شده گرفتار ايند.

5- نبودن الگوهاي مناسب

متأسفانه ما نتوانسته‌ايم الگوهاي مناسب فرهنگي از نظر پوشش، رفتار و بسياري از مناسبات اجتماعي به دختران و زنان ارائه دهيم که مورد توجه آنها قرار گيرد و آن را الگوي خود سازند در حالي که دشمن از اين خلاء فرهنگي سود جسته و با ترويج الگوهاي مصرفي، بي‌بندوباري در ميان جوانان و نوجوانان را بسط داده و قبح بسياري از مسائل غير اخلاقي را از بين برده است.

6- بالا رفتن سن ازدواج

ترديدي نيست که ميانگين سن ازدواج در سال‌هاي اخير بالا رفته است و جوانان به دلايل زيادي از جمله مشکلات معيشتي، نبود مسکن، نداشتن شغل و يا امور ديگري همچون سختگيري خانواده‌ها، و مطالبات و خواسته‌هاي غير منطقي و مسائل ديگري از اين قبيل نمي توانند در سال‌ها‌ي آغاز دورة بلوغ ازدواج کنند و اين امر به سهم خود مي‌تواند مشکلات و عواقب زيادي را در پي داشته باشد که در جاي خود بايد مورد بررسي قرار گيرد و مسئولان بايد براي حل آن تدبيري بينديشند. در رابطه با موضوع بحث ما نيز بسياري معتقدند بالا رفتن سن ازدواج در پآيين آمدن سطح حجاب و عفاف و رواج بي‌بندوباري و بي‌عفتي در بين جوانان مؤثر است زيرا طبيعت زن خودنمايي و جلوه‌گري در برابر جنس مخالف است و اگر از راههاي صحيح و شرعي ارضا نشوند چه بسا به سراغ راههاي ديگر بروند و حجاب و عفاف آنان آسيب ببيند، بي‌حيايي و بي‌حجابي رونق گيرد.

7- دوري از خانواده

اکنون شرايط تحصيل فرزندان به‌گونه‌اي است که بسياري از دختران ناچارند کانون گرم خانواده را ترک کنند و براي ادامه تحصيل به شهرهاي ديگر بروند و سال‌ها در محيط مدرسه و دانشگاه و خوابگاه‌هاي دانشجويي که گاه بعضاً نامناسب هم هستند زندگي کنند و از مهر و محبت والدين و مراقبت‌هاي رفتاري و عاطفي زياد نتوانند استفاده کنند، برخي از پدر و مادرها نيز سرکشي و مراقبت از آنها را جدي نمي‌گيرند و وظايف خود را به درستي انجام نمي‌دهند، روشن است که در اين صورت آسيب‌پذيري فرزندان افزايش مي‌يابد و احتمال تأثيرپذيري دختران کم‌ تجربه و جوان از القائات سوء دشمنان و وسوسه‌هاي خناسان که مطابق ميل و خواهش نفساني آنها نيز هست، بسيار زياد مي‌شود.

8- دين‌زدايي بيگانگان

روشن است که همه کشورهاي اسلامي به ويژه کشور عزيزمان ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي در حال حاضر مورد شديدترين تهاجمات فرهنگي قرار دارد و استکبار جهاني با امکانات بسيار گسترده و بکارگيري دهها و صدها فرستنده راديويي و تلويزيوني و کانال‌هاي بي‌شمار ماهواره‌اي و شبکه‌هاي گسترده خبري و رسانه‌اي و صرف ميلياردها دلار، به شدت مي‌کوشد ارزش‌هاي معنوي و اخلاقي و اعتقادات ديني را زير سؤال ببرد و جوانان مسلمان را از پايبندي به آموزه‌هاي ديني دور سازد و آنان را به سمت اباحي‌گري و بي‌حيايي سوق دهد، و آزادي بي‌بندوباري را ترويج کند، آنها با شعارهاي پوج فمنيستي احساسات و عواطف زنان را تحريک مي‌کنند و با کمک زنان و دختراني که سخت در ورطة جهل و غفلت غوطه‌وراند و يا در دام باندهاي فساد و تبهکاري گرفتار شده‌اند تلاش مي کنند به کلي جوانان را از معارف الهي دور سازند و ارزش‌هاي اخلاقي و ديني را وارونه جلوه دهند و به جاي آنها ضد ارزش‌ها را ارزش وانمود کنند و جامعه را به آن سمت و سو ترغيب نمايند.

منبع پايگاه حوزه.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار