30 خرداد؛ نقطه تلاقي گروهک منافقين و مجمع روحانيون
مهدي سعيدي ـ گروه انديشه؛ با کليد خوردن سناريوي کودتاي مخملين با طرح ادعاي «تقلب» به عنوان رمز آشوب، احزاب و گروههايي که منافع خود را در تداوم حرکت موسوي ميدانست نيز به صحنه آمدند تا ضمن ايفاي نقشي که به آنها سپرده شده بود، تمام قد به حمايت از موسوي بپردازند. در اين بين مجمع روحانيون مبارز با توجه به داشتن پيشينهي تاريخي مناسبتر از حزب مشارکت، سازمان مجاهدين و حزب اعتماد ملي و... نقش مهمي را برعهده گرفت. اين مجمع در روز 23/3/88 بلافاصله با حمايت از ادعاهاي موسوي اعلام داشت: «مهندس موسوي عزيز را تنها نخواهيم گذاشت»!
اما وظيفهي اصلي مجمع روحانيون آنجا تجلي يافت که پروژهي ايستادگي در برابر «فصلالخطاب جامعهي اسلامي» کليد خورد و اين مأموريت خائنانه به مجمع روحانيون مبارز واگذار گرديد. اين مرحله از سناريوي فتنهگران آنگاه شکل گرفت که خبرگزاريها در روز دوشنبه 25/3/88 اعلام کردند که نمازجمعهي اين هفتهي تهران(29/3/88) به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي برگزار خواهد شد. اين خبر براي همهي دلسوزان نظام اسلامي حتي آن بخش از اقشار جامعه که در اين فضا دچار ابهام بودند، خبر مسرتبخشي بود که ميتوانست به عنوان «فصلالخطاب جامعهي اسلامي» پاياني بر همهي اختلافات باشد.
در اين بين در حالي که همگان انتظار داشتند تا گروهها و جريانهاي مختلف همسوي با ملت به استقبال رهنمودهاي حکيمانهي رهبر معظم انقلاب بروند و تا برگزاري نمازجمعه و شنيدن سخنان ايشان از هرگونه اقدام نسنجيده دوري کرده و فضاي کشور را آرام نمايند؛ ليکن مجمع روحانيون مبارز در اقدامي مشکوک و پرابهام، در روز چهارشنبه (27/3/88) براي روز شنبه(30/3/88) ـ فرداي برگزاري نمازجمعه ـ درخواست راهپيمايي کرد!(درخواست جديد براي راهپيمايي بزرگ در ميدان آزادي، سايت کلمه، 27/3/88، ساعت مخابره: 17:52.)
پخش اين خبر از شکلگيري سناريويي خطرناک خبر ميداد که اينبار رأس نظام اسلامي را نشانه رفته بود و بازيگر صحنهي آن نيز گروهي بود که خود را وابسته به خط امام و نزديکترين گروه به انديشههاي امام(ره) معرفي مينمود. روز پنج شنبه مجمع روحانيون بار ديگر ضمن تأکيد بر درخواست پيشين، حتي گسترش سطح آن، براي برگزاري راهپيمايي و تجمع در شهرها و ميادين سراسر کشور درخواست مجوز کرد.
اين کار که توسط کارشناسان سياسي اقدامي فتنهانگيزانه و به قصد تحتالشعاع قرار دادن سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در نمازجمعهي تهران، ارزيابي ميشد، در کارنامهي مجمع مدعي خط امام، به عنوان يک «خيانت بزرگ» ثبت گرديد. صريحترين پيام خائنانهي اين رفتار مجمع آن بود که سخنان رهبري هرچه باشد، سناريوي کودتاي مخملين و راهاندازي اردوکشيهاي خياباني تا پذيرش خواستههاي فتنهگران ادامه خواهد داشت و معظمٌ له حق ندارند در اين زمينه اظهار نظر نمايند!؟
رهبر معظم انقلاب اسلامي در بخشي از خطبهها با هشدار به سران گروهها و جريانهاي سياسي که بيشک مجمع روحانيون مبارز يکي از مصاديق آشکار آن بود، فرمودند: «آن كساني كه به يك نحوي يك نوع مرجعيتي در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساي احزاب و كارگردانان جريانات سياسي، و يك عدهاي از اينها حرفشنوي دارند، اينها خيلي بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلي بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمي افراطيگري كنند، دامنهي اين افراطيگري در بدنهي مردم به جاهاي بسيار حساس و خطرناكي خواهد رسيد كه گاهي خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونههايش را ديدهايم.»
اما متأسفانه «سياسيون» به توصيههاي امام خويش گوش نسپرده و عملاً رهنمودهاي ايشان را «فصلالخطاب» ندانستند و بر تداوم راه خطاي خويش تأکيد نمودند. در حالي که انتظار ميرفت بعد از ظهر جمعه خبر لغو تجمع غيرقانوني مجمع روحانيون مبارز در صدر اخبار قرار گيرد، سکوت معنادار اين مجمع، دل ملت مسلمان را به درد آورد. با وجود اينکه رهبر معظم انقلاب در سخناني صريح و روشن، معترضان به نتيجهي انتخابات را به حرکت در مسير قانون و خودداري از «زورآزمايي و اردوکشي خياباني» توصيه کرده بودند، مجمع روحانيون مبارز تا ساعات پاياني منتهي به زمان اين تجمع غيرقانوني در روز شنبه(30 خرداد)، تلاشي براي لغو اين برنامه نکرد.
مجمع روحانيون در حالي بر برگزاري اين اجتماع غير قانوني در روز شنبه اصرار داشت که حتي موضعگيري و هشدار آشکار شخصيتهاي سياسي و مذهبي هم نتوانست آن را از برگزاري اين مراسم منصرف کند. اين در حالي بود که از صبح روز شنبه که اين موضوع به خبر اول سايتها تبديل شد، گمانهزنيهايي دربارهي احتمال لغو اين راهپيمايي نيز در کنار آن وجود داشت؛ اما با گذشت چند ساعتي از اين گمانهزنيها، خبري از تصميم مجمع به گوش نرسيد.
اين بلاتکليفي تا آنجا پيش رفت که سرشاخههاي آشوبگران خياباني خود را به مردم نشان داده و «حلقههاي آشوب» شکل گرفت و خيابان آزادي در حال آماده شدن براي ثبت رويداد هولناک ديگري ميشد تا همانند روزهاي گذشته آرامش و امنيت را از مردم بگيرد.
در اين هنگام بود که ناگهان خبري فوري بر پيشاني سايتها و خبرگزاريها نشست: «راهپيمايي امروز مجمع روحانيون لغو شد!؟» اين عنوان خبري بود که با امضاي موسوي خوئينيها، دبير مجمع روحانيون مبارز، در آستانهي شکلگيري آشوب ديگري در تهران، راهي خروجي سايتهاي خبري شد. اما ديگر دير شده بود، چرا که همه چيز براي خلق يک آشوب و بلوا مهيا گرديده بود!
ساعاتي بعد، اخبار اندوهباري از آشوب و اغتشاش، از خيابان آزادي به گوش مي رسيد. در اين روز ديگر از جمع دهها هزار نفرهي روز 25 خرداد خبري نبود و بعد از روشنگري رهبر معظم انقلاب اسلامي تنها جمعي اوباش آموزش ديده و زخمخوردگان انقلاب و نظام اسلامي به سفارش مجمع روحانيون مبارز به صحنه آمدند تا از انقلاب و نظام اسلامي انتقام بگيرند. آنچنان که منابع رسمي گزارش دادند، علاوه بر خسارتهاي ميلياردي به اماکن خصوصي و عمومي و به آتش کشيده شدن مسجد لولاگر در نزديکي خيابان آزادي، ده تن از شهروندان توسط عناصر مسلح منافقين و اشرار به ضرب گلوله کشته و صد نفر نيز زخمي شدند و اين در حالي بود که جانشين نيروي انتظامي اعلام کرد اين نيرو به هيچ وجه از سلاح گرم استفاده نکرده است! سناريوي قتل مشکوک «ندا آقاسلطان» که به سوژهاي تبليغاتي عليه نظام اسلامي مبدل گرديد نيز در اين روز صورت گرفت.
تعلل چند ساعته و مشکوک دبير مجمع روحانيون در لغو راهپيمايي 30 خرداد بدون وجود کوچکترين توجيه را هرگز نميتوان در شکل گيري آشوبهاي آن روز ناديده گرفت؛ تعللي که موسوي خوئينيها، خاتمي و ديگر اعضاي اين مجموعه را از شکايت خانوادههاي کشتهشدگان، مجروحين و مالباختگان در امان نگه نخواهد داشت.
بيانيهي لغو تجمع غيرقانوني مجمع روحانيون که ساعتها معطل امضاي دبير مجمع ماند، را شايد بتوان تلاش براي خالي کردن شانه از بار مسئوليت و پيامدهاي آشوب خيابان آزادي تلقي کرد.
البته تکليف اين نوع رفتارهاي خائنانه، پيش از اين از سوي رهبر معظم انقلاب مشخص شده بود. ايشان در جمع نمازگزاران ميليوني تهران با بيان اينکه «اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسئول خونها، خشونتها و هرج و مرجها خواهند بود»، تکليف «فرماندهان آشوب» را به وضوح روشن کرده بودند.
نکتهي قابل تأمل، انتخاب روز 30 خرداد به عنوان روز تجمع غيرقانوني بود. اين اقدام در حالي صورت ميگرفت که اين روز در حافظهي تاريخي ملت ايران با نام گروهک منافقين و اقدامات خائنانهي آنها گره خورده است. منافقين در سال 1360 در همين روز اقدام مسلحانهي خود را عليه انقلاب اسلامي آغاز کرده و بطور رسمي به جرگهي محاربين و ضدانقلابيون پيوستند.
گروهک منافقين که بعد از حوادث 14 اسفند 1359 بطور رسمي با بنيصدر به ائتلاف کامل رسيده بود, بعد از عزل بنيصدر از فرماندهي کل قوا در 20 خرداد 1360 به فرمان حضرت امام به حامي همه جانبهي وي مبدل گرديده و روزنامهي مجاهد تبديل به تريبوني گرديد که حضرت امامخميني(ره) و نيروهاي خط امام را مورد هجمهي خود قرار ميداد.
منافقين، تحولات سياسي کشور و اقدامات قانوني رهبري انقلاب و مجلس شوراي اسلامي براي جلوگيري از قانون شکني بنيصدر و دفاع از حريم قانوني ارکان نظام را، «کودتاي مرتجعين» نامگذاري کرد و مردم را به مقابله با نظام فراخواندند.
همزمان بيانيهي 61 نفر از نويسندگان و خبرنگاران تحت عنوان «به موج تازه سرکوب تسليم نشويم» در نشريهي سازمان منتشر شد که ضمن تکرار ادعاهاي مجاهدين خلق عليه نظام، مردم را به مقاومت دعوت ميکرد. برخي از کساني که اين بيانيه را امضا کردند عبارت بودند از: رضا براهني، باقر پرهام، مهدي خانبابا تهراني، اسماعيل خوئي، علي دهباشي، غلامحسين ساعدي، محمدعلي سپانلو، احمد شاملو، هوشنگ گلشيري، هوشنگ گلمکاني، جواد مجابي، هما ناطق و منوچهر هزارخاني.( نشريهي مجاهد، ش 125، صص 6.)
از سوي ديگر، نهضت آزادي نيز در تاريخ 24 خرداد 60 با صدور بيانيهاي تحت عنوان «احساس خطر و پيشنهادات به رهبري و دولتمردان و مردم»، مضمون و مفاد بيانيهي بنيصدر و مواضع مجاهدين خلق دربارهي شرايط سياسي کشور را تکرار و تأکيد نمود.( رجوع شود به پايگاه اينترنتي نهضت آزادي، اسناد سال 1360.)
در همين حين بود که جبههي ملي طي بيانيهاي که بهانهي آن نفي و حمله به لايحهي قصاص بود، از هواداران خود خواست تا در بعدازظهر روز 25 خرداد که مصادف با سالروز تولد مصدق بود به خيابان انقلاب آيند!
اين اقدام جبههي ملي اولاً به عنوان مقدمه و آزمون موفقيت شورش اجتماعي توسط ائتلاف ضدانقلاب طراحي شده بود که در صورت موفقيت زمينه را براي يک حرکت گستردهي براندازانه و خشن در ادامهي درگيريهاي پراکنده تهران و شهرستانها، فراهم ميساخت و ثانياً مانوري بود براي تقويت جايگاه اجتماعي و افزايش روحيهي گروههاي متحد بنيصدر.
در صبح همين روز حضرت امام در سخنان صريحي که براي هميشه در تاريخ ماندگار ماند، اعلام داشت: «جبههي ملي از امروز محکوم به ارتداد است!» اين سخنان حضرت امام جبههي منافقين را به انفعال انداخت و مردم انقلابي را بيش از پيش هوشيار نمود و زمينه را براي صدور راي عدم کفايت بنيصدر از سوي نمايندگان مردم در مجلس را فراهم نمود.
در اين ايام مجاهدين خلق نيز، پي درپي اطلاعيه ميدادند و با هر تمهيدي به دنبال آن بودند که چرخهي سقوط بنيصدر را از حرکت بيندازند. از اين رو 3 اعلاميهي پياپي در روزهاي 27 و 28 خرداد انتشار دادند. در بخشي از اطلاعيهي دوم آمده است: «در آستانهي پياده شدن آخرين مرحلهي کودتا...سازمان... پيشنهاد مي کند که... مردم قهرمان... بار ديگر فرياد پرخروش «الله اکبر» را در مخالفت با روش هاي انحصارطلبانهي ضدّمردمي و ضداسلامي و درحمايت از آزاديهاي اساسي و رييس جمهور دکتر بنيصدر، در پشت بام خانهها طنينانداز سازند!»(نشريهي مجاهد، ش 127، ص 8.)
روز جمعه(29/3/60) خطيب تواناي نمازجمعهي تهران حضرت آيتالله خامنهياي به شکلي مستوفي و جامع دلايل سقوط و انحطاط بنيصدر را بيان نمود، در حالي که شعار «بت شکن بت شکن، بت جديد را بشکن» لحظهاي قطع نميشد.( روزنامهي کيهان، 30/3/60.)
عصر روز شنبه سيام خرداد، در حالي که مجلس در حالي بررسي عدم صلاحيت بنيصدر بود، در تهران و چند شهر بزرگ ديگر، هواداران و وابستگان سازمان حرکتي را انجام دادند يا شروع کردند که سرانجامي جز تباهي براي آنها نداشت. هواداران سازمانيافتهي منافقين و ديگر گروهکها که در ذيل حمايت از بنيصدر جمع آمده بودند، با سلاح سرد و گرم به اغتشاشگري در خيابانهاي مرکزي تهران پرداختند و تعدادي از مرم بيگناه را کشته و دهها تن را زخمي کردند و به اموال عمومي آسيب رساندند. سازمان بعداً مدعي شد که 500 هزار نفر در تظاهرات 30 خرداد شرکت کردند؛ ليکن تعداد افراد سازماندهي شدهي سازمان و گروههايي که به آنها پيوستند و در حمايت از بنيصدر و سازمان به تظاهرات خشونتبار و مسلحانه دست زدند بيش از چند هزار نفر نبود.
حضور گروههاي مختلف مردم و پاسداران در خيابانهاي اصلي و مرکزي شهر کم کم وضع را دگرگون کرد و دستگيري مهاجمان آغاز شد و فضاي شهر تحت کنترل نيروهاي انتظامي آرام گرفت.
روز 31 خرداد نيز بررسي طرح عدم کفايت رييس جمهور در مجلس ادامه يافت و در جلسهي بعد از ظهر آن، اکثريت نمايندگان به عدم کفايت سياسي بنيصدر رأي دادند. در اين روز نيز نمايندگان طرفدار نهضت آزادي و رييس جمهور از شرکت در جلسهي مجلس شوراي اسلامي خودداري کردند.
15 تن از نمايندگان از شرکت در اين جلسه خودداري کردند که برخي از شناختهشدهترين آنها عبارت بودند از: مهدي بازرگان، ابراهيم يزدي، يدالله سحابي، احمد سلامتيان، احمد صدر حاجسيدجوادي، احمد غضنفرپور، محمد مجتهد شبستري و هاشم صباغيان، عزت الله سحابي، گلزاده غفوري، اعظم طالقاني و حسين انصاري راد.
* * *
در مقايسهي بين آشوب سال 60 به رهبري بنيصدر و گروهک منافقين و فتنهي سال 88 به رهبري موسوي و منافقين جديد، ميتوان مشابهتهاي فراواني را يافت:
1- هر دو فتنه توسط اقليتي صورت گرفت که در برابر صفوف اکثريت به هم پيوستهي ملت ايستادند.
2- هر دو جريان دچار توهم بوده و خود را اکثريت ميدانستند.
3- هر دو جريان از التقاط در مباني انديشه به شدت رنج مي بردند و از ايسمهاي غربي متأثر بودند.
4- قدرتطلبي، گروهگرايي و ترجيح منافع جناحي بر منافع ملي، خوي مشترک هر دو جريان بود.
5- هر دو ناآرامي و اغتشاش، توسط جريانهايي خلق شدکه مدعي قانونگرايي بودند و رقيب را به قانونگريزي متهم ميساختند.
6- در هر دو ماجرا فتنهگران مورد حمايت همه جانبهي بيگانگان و دشمنان نظام اسلامي قرار داشتند.
7- هر دو جريان خود را مدافع مردم وآرمانهاي انقلاب اسلامي معرفي ميکردند، در حالي که تسليم نظر ايشان نبودند.
8- در هر دو حادثه استفاده از شعائر اسلامي و انقلابي براي اغفال افکار عمومي به خوبي مورد استفاده قرار گرفت.
9- هر دو در برابر رهنمودهاي رهبري نظام اسلامي ايستاده و به توصيههاي ايشان عمل نکردند.
10- هر دو جريان در نهايت در برابر قانون و مردم ايستادند.
11- ماهيت هر دو جريان با رهنمودها و بصيرت افزاييهاي ولايتمطلقهي فقيه براي ملت آشکار شد.
12- و در هر دو ماجرا اين مردم بودند که با بصيرت به صحنه آمده و طومار فتنهگران را برچيدند.
/انتهاي پيام/