فرمان خشونت در آخرین ایستگاه؟!
شبکه خبر دانشجو - گروه اندیشه؛ دست اندرکاران شورش ضداجتماعي فتنه سبز پس از شکست در طرح اوليه که نافرماني مدني و تقابل با قوانين و مقاومت در برابر خواست اکثريت بود، اکنون راه هاي تازه اي را براي سر برآوردن از سکون و رخوت سياسي مي آزمايند. البته از آنجا که هيچکدام از اين بيراهه ها متضمن حفظ مصالح ملت و مملکت نيست دوام نخواهد آورد و به نتيجه نخواهد رسيد. اين يک سنت غير قابل تحويل است که بار کج به منزل نمي رسد.
صرف نظر از اينکه علت هنجار شکني بزرگي به نام فتنه چه مولفه يا مولفه هايي باشد، سه دوره مجزا از نظر شيوه عملکرد در جريان اين حادثه تلخ رخ مي نمايد و مرگ هر دوره در صورتي به آغاز دوره بعدي منجر خواهد شد که عوامل فتنه بر طي طريق در راه انحرافي در پيش گرفته، مصر باشند.
فاز اول؛ قدرت
اين دوره با فريب افکار عمومي نسبت به پايبندي به هنجارها و با اعتماد به نفس ناشي از اطمينان به همراهي مردم شکل گرفت، با نقض قوانين ادامه يافت و با رفتارهاي ناپخته سياسي که نشان از دستپاچگي فتنه گران داشت دنبال شد. اما تناقضات در مشي سياسي فتنه گران، رسوايي آنان را در بين مردم در پي داشت و اين امر منجر به ريزش پشتوانه مردمي و از دست رفتن تکيه گاه اجتماعي شد- چيزي که براي ايجاد هرنوع تحول انقلابي، سرمايه اصلي است و نافرماني مدني بدون قدرت مردمي به مثابه بنا کردن ساختماني مرتفع بر روي ستونهايي درحال ريزش است.
حوادثي که در اين مقطع رخ داد فتنه سبز را به مرگ ننگيني دچار کرد که همه حاميان داخلي و خارجي فتنه به آن اذعان کرده اند.
اما باور شکست و مرگ فتنه هنوز براي عده اي از عناصر اصلي اين جريان غيرممکن است، از اين جهت آخرين تقلا را براي القاء زنده بودن فتنه انجام مي دهند و در اين راه از دروغ و نيرنگ دريغ ندارند.
اعضاي مجمع روحانيون که در اين فتنه نقش بنيادي ايفا کرده اند، طي جلسه اي که براي سازماندهي اقدامات غير قانوني و مخل امنيت و نظم، در سالگرد حماسه جمهوريت تشکيل داده اند، اعلام کرده اند: عدم شرکت در انتخابات شوراي شهر به منزله مرگ قطعي اصلاحات است و جريان اصلاحات براي ادامه حيات! نيازمند شرکت در اين انتخابات است.
آنها اقدامات راديکالي مير حسين و کروبي را مورد حمايت قرار داده و آن را اهرم فشاري بر نظام براي تاييد صلاحيت کانديداهاي منسوب به جريان فتنه براي انتخابات شوراها برشمرده اند .
مرد خاکستري اصلاحات و تئوريسين پشت پرده فتنه ادعا کرده است که جنبش! سبز همچون ماري است که خفته و در مواقع لزوم بر مي خيزد و وظيفه اش را انجام مي دهد. اما حقيقت اين است که روزي که ملت آگاه ايران جسد متعفن مار فتنه را دفن مي کرد چشم فتنه گران به روي واقعيت بسته بود.
اين فاز هم اکنون کارکرد خود را از دست داده است و سران فتنه را در انفعال فرو برده است؛ به عبارت ديگر، مرگ در فاز قدرت مسجل شده است.
فاز دوم؛ مسالمت
در اين برهه، فتنه گران از موضع قدرت و مقاومت کناره گرفته و فريب مردم و جذب هواداران را از طرق مسالمت آميز و با لطافت و ظرافت انجام مي دهند.
هم اينک که فتنه گران به مقاومت و ايستادگي در برابر هنجارهاي مذهبي متهم شده اند سعي بر اين دارند که در فاز دوم، از کانالهاي مذهبي و روشهاي مورد تاييد مردم و جذب قشر متوسط و ضعيف جامعه، مبارزه نرم خود را براي نيل به هدف نهايي ادامه دهند.
فرقه فتنه در اين دوره تلاش مي کنند پايگاه مردمي از دست رفته را باز سازي کنند و به جذب حداکثر هوادار موفق شوند.
همچنين با تکيه بر انحراف بزرگي به نام «قرائت رحماني» از دين که مويد عدم آشنايي با ابعاد دين است، سعي در گردآوري فرق و گروهکهاي منحرف و بعضا متخاصم با جمهوري اسلامي دارند. به اين ترتيب آنها تلاش مي کنند دايره هواداران را وسيع تر کنند و بخش بزرگتري از جامعه را وارد اين شبکه کنند.
در روزهاي منتهي به سالگرد حوادث خرداد 88، موسوي در ديدار با جمعي از گروهک ملي - مذهبي که هدايت و رهبري جنبش سبز را در شرايط فعلي به او گوشزد کرده بودند، صراحتا گفت: «از اين پس بايد روش هاي خود را تغيير دهيم... و از اين پس بايد تلاش کنيم منافع ملي را دنبال کنيم. بايد بر قرائت رحماني از دين تاکيد کنيم و از همه اديان دفاع کنيم. طبقات خاکستري يا متوسط را به خودمان جذب کنيم. حداکثر استفاده را از فضاي مجازي ببريم. شبکه سازي اجتماعي را در فضاي مجازي دنبال کنيم... با جلسات قرآن و جلسات فکري و مذهبي بايد يک حلقه به هم پيوسته درست کنيم. نبايد فعاليت ها صرفا در احزاب باشد. در دانشگاهها بايد بجاي تشکل هاي سياسي به سمت راه اندازي کانون هاي فکري و قرآني پيش رويم.»
موسوي همچنين در بيانيه شماره 18 خود که در 25خرداد منتشر کرده است اعلام کرد: از اين پس بايد با پرهيز از خشونت حرکت در چارچوب موازين مبارزه مدني را سرلوحه خويش قرار دهيم.
وي تاکيد مي کند که جنبش سبز با عنايت به لزوم تامين خواست ها و مطالبات به حق تمامي اقشار و طبقات اجتماع، بر پيوند با اقشار متوسط و کم درآمد اجتماع تاکيد دارد.
موسوي همچنين در منشور جنبش سبز (ضميمه بيانيه هجدهم) بر اين نکته که بايد همه گروهها صرف نظر از ايدئولوژي و استراتژي سياسي متبوع خود به جنبش بپيوندند و بدين ترتيب دايره حاميان جنبش وسيعتر شود تاکيد کرده است.
در بخشي از منشور کذايي آمده است: «بازخواني تجربه معاصر در تلاش براي تحقق اهداف والاي اجتماعي مردم ايران نشان مي دهد که تنها از طريق تقويت جامعه مدني، گسترش فضاي گفتگوي اجتماعي، ارتقاء سطح آگاهي و جريان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل ها و همچنين زمينه پردازي براي فعاليت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعي- سياسي وفادار به منافع ملي در چارچوب تحول خواهي و ايجاد تغيير در وضعيت موجود مي توان اهداف جنبش سبز را عملي کرد و اين امر مستلزم توافق و تاکيد بر اصول حداقلي و مطالبات مشترک و ايجاد تعامل و هماهنگي ميان همه نيروهايي است که علي رغم داشتن هويت مستقل با پذيرش تکثر در درون جنبش، زير چتر فراگير جنبش در کنار يکديگر قرار مي گيرند... در نگاه فعالان جنبش سبز، مردم ايران همه خواهان ايراني آباد سرفراز و سربلند هستند. جنبش سبز موافق تکثر و مخالف انحصارطلبي است. در نتيجه، دشمني و کينه توزي با بدنه اجتماعي هيچ بخشي از جامعه جايي در جنبش ندارد. تلاش براي گفتگو و تعامل با رقبا و مخالفان در فضايي سالم و آگاهي بخشي درباره اهداف و اصول جنبش وظيفه همه افرادي است که خود را آگاهانه در زمره فعالان جنبش سبز مي انگارند. ما همه ايراني هستيم و ايران متعلق به همه ماست...»
فاز سوم؛ خشونت
آخرين شيوه براي دستيابي به خواسته هاي نامشروع که در کمين فتنه سبز نشسته است، تمسک به خشونت و روي آوردن به مبارزه مسلحانه است.
براي ادامه مقاومت در برابر نظام در صورتي که عوامل فتنه در رسيدن به اهداف غير قانوني خود اصرار بورزند راه ديگري جز اين پس از شکست در شيوه هاي مسالمت آميز ذکر شده وجود نخواهد داشت و سير منطقي در روند تحرکات براندازانه تبديل شدن به ميليشيا و دست زدن به نبرد مسلحانه است.
نبرد مسلحانه نظير آنچه منافقين در سالهاي اوليه پس از انقلاب در پيش گرفته بودند در واقع انتقام از نظام و مردم در پي ناکامي هاي مستمر است.
وقتي همه چيز از دست رفته و همه پيش بيني ها غير قابل تحقق و همه ترفندهاي طراحي شده با شکست مواجه شود و جريان برانداز خود را بازنده ببيند، براي سرکوب احساس شکست و سرپوش نهادن بر ناکامي راهي جز انتقام و خشونت پيش روي خود نمي بيند.
خطري که فتنه گران را تهديد مي کند و خسران ابدي را براي آنها به همراه خواهد داشت افتادن به اين ورطه خطرناک است.
در جلسه اي که به تازگي براي بررسي راهكارهاي پيشروي فتنه سبز در شهر «اسن» آلمان برگزار شد، مسئول کميته حزب منحله دموکرات در آلمان در سخناني اعلام کرد که در صورت عدم جواب دادن راهكارهاي سياسي از طريق مسلحانه اقدام خواهند نمود.
تحرکات تروريستي اخير منافقين که به دست نيروهاي هوشمند اطلاعات خنثي شد نشان دهنده تمايل و اصرار گروهکهاي خارجي حامي فتنه براي تسريع در اقدامات مسلحانه است.
گرچه برخي حاميان گروهکي موسوي در اتخاذ شيوه نبرد مسلحانه تعجيل مي کنند اما به نظر مي رسد موسوي تمايل ندارد شانس دستيابي کم هزينه به خواسته هاي خود را به سرعت از دست بدهد و با دست زدن به جنگ مسلحانه عليه نظام که خواه نا خواه به تخريب همه پايگاههاي مردمي منجر خواهد شد عملا به يک عنصر راديکال تروريست تبديل شود و از صحنه منازعات سياسي کنار گذاشته شود.
هوشمندي سياسي حکم مي کند عناصر دخيل در فتنه سبز پيش از وارد شدن به عرصه خطاهاي بزرگتر سياسي از بيراهه برگردند و به توصيه امام راحل(ره) به آقای منتظري عمل کنند و سکوت در پيش گيرند و در ميان ملت زندگي کنند، گرچه ديگر در قلب توده ملت جايي ندارند./انتهای پیام/