در ميان تعالي ايران و واپسگرايي هيچ خط ميانه اي وجود ندارد
اشاره: چندي است که مجددا بر سر نحوه رويارويي با پديده بد حجابي يا اساسا روش مواجهه با پديده هاي اجتماعي ميان رئيس جمهور و پاره از گرايشمندان به کنترل اجتماعي بحث هايي پديد آمده است.
از آنجايي که اين بحث ها بارهاو بارها در فضاي سياسي و اجتماعي ايران بدون نتيجه تکرار شده اند و گويا جز نتايج انتخاباتي و ارسال سيگنال به طرف هاي راي دهنده فايده اي نداشته اند؛ شايسته است نظام سياسي کشور يک بار بصورت جدي در اين مورد سياستگذاري کلان کرده و امکان سوء استقاده از فضاي شبهه را بستاند.
در اين راستا ؛ نگارنده نکاتي را متذکر مي گردد شايد مفيد واقع گردد.
***
انقلاب اسلامي براساس فلسفه و دلايلي رخداد و در مسير حيات اجتماعي مردم ايران حرکتي جهشي و کيفي در مسير تعالي و ترقيخواهي بود؛ زندگي مردم ايران در همه ابعاد در اين راستا دگرگون شد و نحوه زيست اجتماعي هم يکي از آن ابعاد بود.
متاسفانه جوانان کنوني ما تصوري از آن دوران ندارند يا صرفا پاره اي از آن وضعيت گاهي مواقع به صورت يک طرفه به آنها انتقال يافته است.
تلاش براي سياه نمايي مطلق يا سفيد نمايي آن دوران جوانان را در تشخيص واقعيت هاي اجتماعي خود به نتيجه اي نمي رساند ولي ترديدي وجود ندارد که پدران و مادران آنها بر اساس شعوري ژرف و با اختياري گسترده در انتخاب خويش انقلاب اسلامي را رقم زدند و نتيجه عمل آنها هم رشد شگرف شخصيت و هويت و نيز جايگاه ايراني در درون و بيرون کشور بود.
هيچکس نمي تواند مدعي شود ما در اوج ارزش ها قرار داريم و به همه اهداف و آرمان هاي خويش دست يافته ايم ولي نمي توان با هر ديدگاهي منکر شد که وضعيت ايران و ايراني پيش و پس از انقلاب قابل مقايسه نيست و ايران در مقياس با آن دوران کشوري از خاک مذلت وابستگي برخاسته و در فضاي استقلال و تعالي قرار دارد اکنون خود ما هستيم که خوب يا بد براي خود آينده فرزندانمان را مي سازيم.
از اين رو؛ حرکت تکاملي انقلاب اسلامي انکار ناپذير است و اگر اين مفروض که واقعيت هاي بي شماري آن را تائيد مي کند؛ بپذيريم؛ آن گاه هر حرکتي که در مسير خلاف اين جريان قرار گيرد و بخواهد جامعه را به سمت و سوي ارزش هاي پيشين با هر توجيهي برگرداند و برخلاق حرکت تکاملي ملت ايران حرکت کند؛ حرکتي واپسگرايانه کرده است و نام آن جريان با هر ادعا و تحت هر لباسي «واپسگرايي» است.
***
بايد بدانيم شبهه، جامعه را آبستن واپسگرايي مي کند زيرا در فضاي شبهه ملاک حق و باطل از دست مردم خارج شده و جريان واپسگرايي از اين فرصت استفاده کرده و از اين فضاي باز به عنوان جولانگاه خود بهره گرفته و با ايجاد انحراف در اذهان عمومي مي کوشند دستاوردهاي انقلاب را زير سئوال برده و مسير باطل را به عنوان حق در برابر ديدگان مردم بيارايند و اين کار چيزي نيست جز فتنه براي بازگرداندن جامعه به مسير واپسگرايي که جهل يا غفلت انقلابيون راستين که موتور محرکه رشد و تعالي و ترقيخواهي ايران هستند؛ بدان دامن خواهد زد.
بايد بدانيم از آنجايي که واپسگرايي فقط در بستر شبهه رشد مي کند اين گونه نخواهد بود که با عقب نشيني در برابر يک شبهه جريان واپسگرايي آنها کنار خواهند کشيد بلکه شبهه تا حاکميت کامل واپسگرايي و شکست جريان رشد و ترقيخواهي ايران ادامه خواهد يافت.
از سوي ديگراز آنجايي که تا جامعه به خودآگاهي کامل نرسد شبهه ها ادامه خواهد داشت؛ وظيفه پيشگامان رشد و تعالي ايران که بايد با فرقان (جدا کننده حق از باطل) شبهه زدايي کنند؛ پايان نخواهد يافت. پس هيچ نيروي انقلابي و در مسير تکامل ايران اسلامي نه مي تواند و نه حق دارد در برابر اين شبهات سکوت کرده و يا در بدترين حالت آن را پذيرفته و به سپاه واپسگرايي بپيوندد.
در ميان رشد و تعالي ايران و واپسگرايي هيچ خط ميانه اي وجود ندارد؛ هر کس بايد سپاه و خط سير و طبعا تکليف خود را تعيين کند.
* سرمقاله رسالت.
/انتهاي پيام/