آمريکا و اروپا تاوان سختي را براي بي عقلي هاي خود خواهند پرداخت
کد خبر:۷۶۶۰۳
صالح اسکندري:

آمريکا و اروپا تاوان سختي را براي بي عقلي هاي خود خواهند پرداخت

ايران قدرتمند کشوري نيست که در مقابل تهديدهاي بي پايه و اساس آمريکايي ها کوتاه بيايد و يا واکنش هاي غيرعاقلانه از خود نشان دهد. شايسته است غرب  در اين سياست بي مبناي خود عليه ايران تجديد نظر کند و گرنه آمريکا و اروپا تاوان سختي را براي بي عقلي هاي خود خواهند پرداخت.

پاسخ رسمي جمهوري اسلامي ايران به قطعنامه1929  شوراي امنيت از چند حيث داراي اهميت است.

1- در اين بيانيه آمده است: آمريکا به عنوان مجرم اصلي استفاده از سلاح هاي هسته اي و تکثير، توليد و آزمايش آن، بزرگترين  تهديد عليه جامعه جهاني است. آمريکا با روي ميز قرار دادن فرمول صدام در تلاش است ايران را عراقيزه کند. برخي موسسات آمريکايي در راستاي همين فرمول اقدام به نظر سنجي و نظرسازي در برخي کشورها کرده اند که زمينه را براي توسعه دامنه خشونت دولت آمريکا مثل دوره جمهوري خواهان باز خواهد کرد. اين دسته از سياست سازان در ايالات متحده مشوق اين امر هستند که آمريکا به عنوان بزرگترين تهديد عليه جامعه جهاني جنگ ديگري را آغاز کند. آمريکا در دو جنگ اخير خود در عراق و افغانستان پاسخ مناسبي دريافت نکرد. اين در حالي است که ملت ايران در مقابل زياده خواهي هاي دولت آمريکا زانو نمي زند.

هر اقدامي از جانب آمريکا و اروپا متقابلا پاسخ ايران را در پي دارد و جمهوري اسلامي بر سر مسئله پيشرفت کشور با کسي معامله نمي کند. البته رجزخواني صرف آمريکايي ها بيشتر به يک سياست خصمانه فاقد راهبرد شبيه است. در استراتژي امنيت ملي آمريکا بارها بر ناممکن بودن اقدام نظامي عليه ايران تاکيد شده است.

مارک پالمر از استراتژيست هاي موثر آمريکايي در دوره قبل در مصاحبه با روزنامه آمريکايي نيويورک تايمز ضمن مخالفت صريح با ايده حمله نظامي به ايران گفته بود: ايران به لحاظ وسعت سرزميني، کميت جمعيت، کيفيت نيروي انساني، امکانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در خاورميانه و هارتلند نظام بين الملل، به قدرتي کم بديل تبديل شده که ديگر نمي توان با يورش نظامي آن را سرنگون کرد.

جمهوري اسلامي به صراحت و بدون تعارف اعلام کرده در صورت کوچکترين تحرک نظامي عليه ايران، منافع آمريکا در فواصل مختلف مکاني مورد هدف موشک هاي ميانبرد و دوربرد قرار خواهد گرفت. هزينه حمله به ايران براي دولتمردان آمريکايي غير قابل تصور است. زماني که «ديويد پترائوس» فرمانده ارشد نيروهاي آمريکايي در جلسه که از وخامت اوضاع در افغانستان گزارشي خوانده مي شود غش مي کند به نظر نمي رسد گزينه نظامي در مقابل ايران تبعات قابل هضمي براي آمريکايي ها و اروپايي ها در پي داشته باشد.

2- در پاسخ رسمي جمهوري اسلامي ايران به شوراي امنيت اعلام شده است: ورود شوراي امنيت در موضوع فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران غيرقانوني، بي اعتبار و بر خلاف نص صريح ماده39  منشور و در مغايرت کامل با الزامات سازماني و پادماني آژانس است.

واقعيت اين است که متاسفانه امروز اروپا و آمريکا عداوت و کينه را به جايي رسانده اند که جمهوري اسلامي چه عضو آژانس باشد و چه نباشد همين تهديد ها و اتهام ها ي غير منصفانه عليه آن روا داشته مي شود. بالاتر از سياهي که رنگي نيست! اگر قرار باشد فعاليت هاي صلح آميز جمهوري اسلامي ذيل نظارت دوربين هاي آژانس به تلاش براي دستيابي به سلاح هاي هسته اي ترجمه شود و هر روز زبان سرخ و تهديد آمريکا و چند کشور اروپايي عليه ملت ايران باز باشد پس اساسا فلسفه عضويت در آژانس و  ان پي تي چيست؟ در واقع ورود غيرقانوني و بي اعتبار شوراي امنيت در موضوع فعاليت هاي صلح آميز هسته اي کشورها به معناي تشويق ديگران به خروج از آژانس و تعليق تعهدات منع گسترش سلاح هاي هسته اي است.

رژيم صهيونيستي امروز بيش از200  کلاهک اتمي ذخيره کرده است و بزرگترين تهديد در منطقه خاورميانه محسوب مي شود اما به علت عدم عضويت در  ان پي تي  نه تنها مورد توبيخ واقع نمي شود بلکه کمک هاي مالي و تجهيزاتي براي توسعه هسته اي به سوي اين کشور گسيل است. امروز کاهش سطح روابط با آژانس در دستور کار مجلس قرار دارد و شايسته است  هر چه سريع تر دولت ملزم به خروج از اين پيمان بي اثر شود. چرا که عضويت در ان پي تي  منطبق با منافع ملي جمهوري اسلامي  ايران نيست. در وضعيت کنوني تهران بايد يک طرفه اطلاعات بدهد و همکاري بنمايد ، در عوض اين همکاري ها و اطلاعات مورد تهديد نظامي قرار بگيرد.

3- در پاسخ تهران خاطرنشان شده است: صادر کنندگان قطعنامه خود را در حالي در معرض قضاوت جامعه جهاني قرار دادند که جهان کمتر از يک ماه قبل از صدور قطعنامه شاهد بيانيه تهران بود که در آن به صراحت بر همکاري هاي صلح آميز هسته اي و اجتناب از مقابله با حقوق ملت ها تاکيد شده بود. ايالات متحده آمريکا در حاليکه ترکيه و برزيل را براي تعامل با تهران تشويق مي کرد، يک ماه پس از صدور بيانيه تهران و استقبال جهاني از آن که در بيانيه120  کشور عضو جنبش عدم تعهد بروز کرد، به مقابله با آن برخاست.

امروز شاهد ماجراجويي يک اقليت در جهان به اسم اجماع جهاني هستيم. فرايندهاي زيردستي تصويب قطعنامه1929  نشان داد نه تنها هيچ اجماع بين المللي وجود ندارد بلکه دو کشور مستقل ترکيه و برزيل مخالف چنين منطق يک جانبه گرايانه اي هستند.

از اين پس متغيرهاي جديدي در روابط بين تهران و غرب به وجود آمده است و همان طور که رئيس جمهور کشورمان اشاره کرد شرايط گفت وگو را جمهوري اسلامي تعيين خواهد کرد.

ايران قدرتمند کشوري نيست که در مقابل تهديدهاي بي پايه و اساس آمريکايي ها کوتاه بيايد و يا واکنش هاي غير عاقلانه از خود نشان دهد.

شايسته است غرب  در اين سياست بي مبناي خود عليه ايران تجديد نظر کند و گرنه آمريکا و اروپا تاوان سختي را براي بي عقلي هاي خود خواهند پرداخت.

* يادداشت رسالت.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار