فتنه گران بخوانند!
گروه انديشه ـ ورقزدن كتاب خاطرات خردادماه و تيرماه سال شصت، بسياري از ابعاد و زواياي مشكلات امروز و فردا را براي ما عيان ميسازند. بر اين اساس با نگاهي به گذشته، ريشهها و شكلگيري فضايي كه منجر به مقابلهي بنيصدر و منافقين با مردم ايران در آن سال شد و نيز درسها و عبرتهاي امروزي از آن حوادث را دنبال مينماييم.
در پي اقدامات اغتشاشطلبانه و خشونتبار گروهها و طرفداران بنيصدر پس از روي كار آمدن او، و تلخ ساختن زندگي به كام مردم كوچه و بازار باعث گرديد تا نهايتاً در روز دهم ارديبهشت ?1360 حضرت امامخميني(ره) طي سخناني به گروههاي مسلح و از جمله سازمان مجاهدين خلق هشدار دهند تا اسلحه را كنار گذاشته و به آغوش ملت بازگردند. امام در آن تاريخ چنين بيان ميدارند: «اينها اشتباه ميكنند. اگر اينها به ملت برگردند كه براي خودشان صلاح است و اگر به اين امر[تشنج آفريني] ادامه بدهند يك روز [در پيش] است كه پشيماني ديگر سودي ندارد و آن روزي است كه به ملت تكليف شود.»
سازمان مجاهدين بلافاصله به اين سخنان واكنش نشان داده و در نامهي خود بدون پذيرش خلع سلاح از موضع مظلوم و حق به جانب و در عين حال مدعي قدرت? خطاب به امام اين گونه به تهديد برخاست: «باز هم به عنوان انقلابيون يكتاپرست به عرض ميرسانيم تا وقتي راههاي مسالمتآميزِ ابراز عقيده و فعاليت انقلابي مطلقاً مسدود نشده و به اصطلاح حجت تمام نگرديده است [تلاش خواهيم نمود] از عكسالعملهاي خشونتبار و قهرآميز بپرهيزيم، اما در برابر«تكليفي» كه گوشزد فرموديد چه چارهاي جز نوشتن و تقديم وصيتنامهها باقي ميماند؟»
بنيانگذار انقلاب در سخنراني مورخ 21 ارديبهشت 60 در پاسخ به نامه سازمان كه در واقع آخرين اتمام حجت ها با سازمان محسوب مي شود ديگر بار ايشان را از تحميل هزينه به كشور بر حذر ميدارند و تأكيد ميكنند: «آنهايي كه اين طور با قلمهايشان? علاوه برتفنگهايشان با ما معارضه دارند، به آنها كراراً گفتهايم و حالا هم ميگوييم كه در آن نوشتهاي كه نوشتيد، در عين حالي كه اظهار مظلوميتهاي زياد كردهايد، لكن باز ناشيگري كرديد و تهديد به قيام مسلحانه كرديد. ما چه طور با كساني كه ميخواهند بر ضد اسلام قيام مسلحانه بكنند ميتوانيم تفاهم كنيم؟»
در ادامهي روند اين اختلافات و در اوجگيري تنش در فضاي سياسي كشور، بنيصدر در مقابله با مجلس شوراي اسلامي و دولت رجايي و در شرايط حساس ناشي از جنگ عراق عليه ايران، با حمايت تبليغاتي سازمان مجاهدين خلق، مدعي وقوع «بنبست سياسي در كشور» شده و تنها راه پيش رو را برگزاري "رفراندوم " عنوان نمود. «نهضت آزادي» نيز با حمله به دولت و مجلس، از طرح بنيصدر اعلام حمايت كرد. روزنامههاي حامي ايشان نيز با تحليلها و مواضعي مشابه و هماهنگ، براي اثبات وجود بحران غيرقابل حل و ضرورت رجوع مستقيم به آراي عمومي، مقالات بسياري را منتشر ساختند. مسعود رجوي كه همفكري و هماهنگي قبلي و بعدي منافقين با بنيصدر را هدايت ميكرد، طي نامهاي با تبريك به رييس جمهور به خاطر ارائهي طرح رفراندوم او را در پيگيري اين طرح تشجيع و تشويق نمود و تأكيد كرد: «هيچ يك از حضرات را ياراي حذف شما نيست... طرف ديگر به خوبي ميداند كه شما چه از نظر سياسي و چه به لحاظ اجتماعي در وضعي هستيد كه اگر بخواهيد و اگر بايستيد ميتوانيد فيالواقع جارويش كنيد!»
حضرت امامخميني(ره) در ديدار با نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 6 خرداد 60، طي سخنان مشروحي مواضع آشكار و قاطعي در برابر طرح بنبست و رفراندوم ارائه داد و رييس جمهور و متحدانش را نسبت به تخطي از قانون انذار نمود، امام به ايشان خاطر نشان داشت: «اگر پايتان را از اسلام كنار بگذاريد، اين طلبهاي كه اينجا نشسته با كمال قوا با شما مخالفت ميكند...آقاي رييس جمهور حدودش در قانون اساسي هست. يك قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت ميكنم... نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري، قانون تو را قبول ندارد... همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ولو برخلاف رأي شما باشد... آن چيزي را كه قوانين يا قانون اساسي پذيرفته است، بپذيرد. آن چيزي را كه مجلس به آن رأي ميدهد و شوراي نگهبان آن را موافق قانون شرع ميداند بايد بپذيرد اينها را، اگر ميخواهيد از صحنه بيرونتان نكنند، بپذيريد قانون را...»
با اين حال سازمان مجاهدين در سرمقالهي اولين شمارهي نشريهي مجاهد پس از سخنان امام بر ديدگاه خود مبني بر وجود بنبست سياسي تأكيد مجدد كرد و مقابلهي خود با رهبري انقلاب را آشكارتر ساخت. بنيصدر نيز در مصاحبهي مطبوعاتي خود مجدداً بر موضع خود پافشاري نمود و انگيزهي اصلي خود از طرح اين موضوع را جلوگيري از تضعيف خود برشمرد و موقعيت خود را در «مخاطره» توصيف كرد. وي همچنين در سخنراني پايگاه هوايي شيراز، برخلاف توصيهي امام مبني بر عدم سخنراني تحريكآميز، سخنان تندي عليه ساير قوا به ويژه قوهي قضائيه ايراد نمود و تصريح كرد: «من در خطي كه هستم با استقامت ميايستم.»
تظاهرات گسترده و ميليوني مردم در سالگرد قيام 15 خرداد در سراسر كشور و اعلام حمايت سراسري مجدد از روحانيت، آشكار ساخت كه اكثريت مردم در برابر جبههي ائتلافي بنيصدر قرار دارند. در اين ميان و به دنبال تحركّات غيرقانوني و غوغاگري طرفداران بنيصدر در برخي روزنامهها و نشريات و ضمناً محرز اعلام كردن تخلفات آنها توسط هيئت سه نفرهي حل اختلاف، دادستاني انقلاب در اطلاعيهي 18 خرداد ماه1360 اعلام كرد: «به حكم دادستان انقلاب اسلامي مركز، نشريات آرمان ملّت [ارگان حزب ملّت ايران به رهبري داريوش فروهر]، انقلاب اسلامي [ارگان بنيصدر]، جبههي ملّي [ارگان جبههي ملي ايران]، ميزان [ارگان بازرگان و نهضت آزادي]، نامهي مردم [ارگان حزب تودهي ايران] و عدالت [ارگان حزب رنجبران]، به دليل نشر مقالات تشنّجآفرين، تا اطّلاع ثانوي توقيف شدند.»
همان روز، مجاهدين خلق به دنبال توقيف نشريات ياد شده، با صدور اطلاعيهاي اعلام داشت: «توطئهي تعطيلي روزنامههاي غيرحزبي، به ويژه روزنامهي انقلاب اسلامي ايران، گام بلندي است در مسير حذف رييس جمهور دكتر بنيصدر كه جزخفقان هرچه بيشتر و خشنودي دشمنان اين ميهن و سركوب و كشتار داخلي را در پيش ندارد.» همچنين 9 تن از نمايندگان مجلس از جمله مهدي بازرگان، سلامتيان، غضنفرپور، يدالله سحابي و كاظم سامي طي نامهاي به رييس مجلس، توقيف نشريات توسط دادستاني انقلاب را غيرقانوني دانسته و محكوم نمودند. در همين تاريخ نامهي سرگشاده بازرگان و بيانيهي شيخ علي تهراني با مضمون صريح و تحريكآميز درمقابله با امام به چاپ رسيد. در بيانيهي نهضت آزادي نيز ضمن حمايت از رييس جمهور، اقدام قوهي قضائيه و دادستاني محكوم گرديده و تلويحاً تلاطمها و تشنجها امري موجه توصيف شده بود.
امامخميني(ره) در يك سخنراني پرشور و قاطع در مورد اقدامات بنيصدر و مؤتلفين وي آخرين اتمام حجتها را اعلام نمود و مقاومت در برابر قانون و مصوبات قانوني مجلس را ديكتاتوري ناميد و صريحاً به تشنجآفرينان هشدار داد. اما با دعوت بنيصدر از مردم براي مقاومت و ايستادگي در دفاع از وي، در چند نقطهي تهران و برخي شهرستانها مورخ 18 و 19 خرداد تجمعات غيرقانوني و آشوبگرانهاي برگزار گرديد. روز بعد اين حوادث امامخميني(ره) در حكمي ابوالحسن بنيصدر را از فرماندهي نيروهاي مسلّح عزل نمود تا سازمان چنين اطلاعيهاي صادر نمايند: «...مجاهدين خلق ايران با اخطار قاطع انقلابي عليه هرگونه سوءنيت به جان رييس جمهور، از تمامي خلق قهرمان ايران، روشنگري، هوشياري، آمادگي و حضور دايمي در صحنهها و مقاومت پيگير را طلب مينمايد.» سازمان، تحولات سياسي كشور و اقدامات قانوني رهبري انقلاب و مجلس شوراي اسلامي براي جلوگيري از قانونشكني بنيصدر و دفاع از حريم قانوني اركان نظام را «كودتاي مرتجعين» نامگذاري كرد و مردم را به مقابله با نظام فراخواند.
از صبح پنجشنبه 21 خرداد ماه 1360، بعد از بركناري بنيصدر از فرماندهي كلّ قوا، با پشتيباني اعضاي سازمان، درگيريهاي خشونت بار پراكندهاي در تهران و چند شهر بين گروههاي طرفدار بنيصدر با مردم رخ داد كه به شهادت و زخميشدن برخي نيروهاي مردمي و پاسدار منجر شد. بنيصدر بار ديگر، در بيانيهي مورّخ 22 خرداد 60، مردم را به مبارزهي علني عليه نظام و حاكميت جمهوري اسلامي فراخواند. وي در بخشي از اين بيانيهي بلند با تأكيد بر اينكه آزادي و امنيت از بين رفته، خاطر نشان كرد: «...اگر امروز كه هنوز وقت باقي است نايستاديد و استبداد را كه هنوز قوام نگرفته، دفع شر نكرديد همهي آنچه را كه گفتم و بدتر از آن را بر شما خواهند آورد.»
از سوي ديگر، نهضت آزادي نيز در تاريخ 24 خرداد 60 با صدور بيانيهاي تحت عنوان «احساس خطر و پيشنهادات به رهبري و دولتمردان و مردم»، مضمون و مفاد بيانيهي بنيصدر و مواضع مجاهدين خلق دربارهي شرايط سياسي كشور را تكرار نمود. در اين بيانيه كه از ساختار كاملاً مشابه متن اطلاعيهي بنيصدر برخوردار بود، در حمايت از وي تصريح شد كه انقلاب چنان از شعارهاي اصلي خود فاصله گرفته كه «رييس جمهور منتخب مردم ناچار است روي پنهان كند». سازمان مجاهدين خلق نيز طي اطلاعيهي مورخ 24 خرداد خود در واكنش به طرح بررسي كفايت سياسي رييس جمهور «اخطار» كرد كه عزل رييس جمهور در مجلس، عملاً مفهومي جز اعلام جنگ مرتجعين به تمامي خلق ايران ندارد. نشريهي «مجاهد» همچنين اطلاعيههاي گوناگوني از افراد و گروههاي مختلف با گرايشهاي سياسي گوناگون در مخالفت با اقدامات قانوني رهبري انقلاب و مجلس انتشار ميداد و به شدت فضاي كشور را در معرض فروپاشي ترسيم ميكرد.
جبههي ملي، طي اعلاميهاي، كه بهانهي آن نفي و حملهي شديد به لايحهي قصاص بود، مردم را به يك راهپيمايي در مسير خيابان انقلاب به سمت دانشگاه تهران، در بعدازظهر روز 25 خرداد 1360 فراخواند. اجتماع مورد نظر جبههي ملي و بنيصدر شكست خورد و خيابانها در اختيار نيروهاي طرفدار انقلاب قرار گرفت و آخرين اميد بنيصدر به اينكه شايد اجتماع 25 خرداد مفرّي براي او در پي داشته باشد، به يأس مبدّل شد. در 27 خرداد پس از سخنان موافقان و مخالفان، بررسي طرح عدم کفايت بنيصدر مورد تصويب قرار گرفت. ميليونها تن از مردم در تجمعها و تظاهرات مختلف سراسر كشور و نيز نمازهاي جمعهي 29 خرداد، از اقدام مجلس حمايت كردند و خواستار عزل و محاكمهي بنيصدر شدند. در اين ميان مجاهدين خلق، پي آن بود تا به هر تمهيدي چرخهي سقوط قانوني بنيصدر را از حركت بيندازند. از اين رو با صدور اعلاميههاي پياپي، در روزهاي 27 و 28 خرداد، به منظور تكميل فرايند تحريك و تقويت انگيزهي خشونت در برابر نظام، ادعا شد كه هم زمان با «كودتاي ارتجاعي امپرياليستي» احتمال كشتار زندانيان وابسته به گروهها و از جمله سازمان وجود دارد و تهديد شده بود كه پاسخ لازم، مشابه آنچه «در حق طاغوت و شكنجهگران و دژخيمانش روا بود»، توسط سازمان داده خواهد شد.
پنجشنبه 28 خرداد 1360 مصادف بود با صدور پيام مهمي از سوي امامخميني(ره) به مناسبت نيمهي شعبان، با محوريت هشدار در مورد توطئههاي جبههي داخلي ضدّانقلاب. در قسمتي از اين پيام آمده بود: «... امروز و روزهاي آينده، روز شكست جريان دشمنان قسم خوردهي اسلام است.» فرداي آن روز، آيتالله خامنهاي در مراسم نماز جمعهي تهران در حالي كه شعار «خميني بت شكن/ بت جديد را بشكن» لحظهاي قطع نميشد به شكلي مستوفي و جامع دلايل سقوط بنيصدر را بيان نمود. همچنين ميليونها تن از مردم در نمازهاي جمعهي سراسر كشور با شعارهاي خود و تأييد مواضع امامان جمعه خواستار رأي قاطع مجلس شوراي اسلامي به عدم كفايت سياسي رييس جمهور شدند. پس از تصويب آييننامهي نحوهي رسيدگي به كفايت سياسي رييس جمهور در جلسهي مورخ 27 خرداد مجلس شوراي اسلامي و اعلام آغاز بحث و بررسي آن در اولين جلسهي بعد از تعطيلات(پنجشنبه 28 خرداد نيمهي شعبان و جمعه 29 خرداد)، سازمان در روز 28 خرداد ماه 1360 رسماً حركت مسلحانه عليه رژيم جمهوري اسلامي را اعلام كرد تا به زعم ديرين رجوي، ايران به لبنان تبديل گردد. عصر روز سيام خرداد، در تهران و چند شهر بزرگ ديگر، هواداران و وابستگان سازمان حركتي را انجام دادند يا شروع كردند كه سرانجامي جز تباهي براي آنها نداشت. سازمان بعداً مدّعي شد كه 500 هزار نفر در تظاهرات 30 خرداد شركت كردند؛ ليكن تعداد افراد سازماندهي شدهي سازمان و گروههايي كه به آنها پيوستند و در حمايت از بنيصدر و سازمان به تظاهرات خشونتبار و مسلحانه دست زدند بيش از چند هزار نفر نبود.
خبرگزاري رويترز چنين گزارش داد: «بيش از حدود 3 هزار نفر از افرادي كه به سازمان چريكي مجاهدين خلق تعلق دارند خيابانها را بسته و تعدادي اتومبيل و موتورسيكلت را آتش زدند و عليه حكومت اسلامي به شعار دادن پرداختند.» مردم در خلال اين درگيريها متحمّل جرح و ضرب شدند؛ اما پايان ماجرا مشخص است. حضور خودجوش و گستردهي مردم نقاط مختلف كشور در تظاهرات خياباني روزهاي 30 و 31 خرداد شصت در تجديد پيمان با رهبري انقلاب(همچون حضور گستردهي مردم در نماز جمعهي تاريخي 29 خرداد 88) عمليات ارعابي و شورشگرانهي سازمان را با ناكامي مواجه ساخت. نتيجهي اين حضور در روز 31 خرداد ظهور يافت و اكثريت نمايندگان به عدم كفايت سياسي بنيصدر رأي قاطع دادند. بنيصدر كه عزلش از جانب رهبري و نيز طرد شدن از سوي مردم را در پيشرو ميديد، پريشان از تحقق نيافتن كابوس آشفتهاش به شكلي مفتضحانه از كشور گريخت و به دامان غرب پناه برد.
بنيصدر آن روز نصيحتها و اندرزهاي پير جماران را نشنيده گرفت؛ آنگاه كه خيرخواهانه از او خواست: «كراراً من به آقاي ابوالحسن گفتم كه بيا و از اين گروهكهاي فاسد، از اين منافقين، تبرّي كن؛ حيثيت خودت را ازدست نده. اينها تو را به تباهي مي كشند...» او قمارگونه با همراهي آشوبگران، رأي اعتماد و تأييد ميليونها هم وطنش را به ثمن بخس فروخت تا مصداق اين آيه از قرآن باشد كه «اولئك الذين اشتروا الضلاله بالهدي فما ربحت تجارتهم و ما كانو مهتدين»؛ آري حيات سياسي او و عاقبت ننگينش درس عبرتي است براي همگان...
/انتهاي پيام/