ضوابطي كه شورايعالي انقلاب فرهنگي وضع ميكند بايد ترتيب آثار داده شود
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از خبرگزاري فارس، پس از كش و قوسهاي فراوان درباره اساسنامه دانشگاه آزاد، اين اساسنامه بالاخره توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي اصلاح و اجرايي شدن آن منوط به ابلاغ آن توسط رئيسجمهور به عنوان رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي شد كه سرانجام محمود احمدينژاد روز يكشنبه 5 ارديبهشت 89 اساسنامه دانشگاه آزاد را براي اجرا ابلاغ كرد.
عدم تمكين دانشگاه آزاد به راي شورايعالي انقلاب فرهنگي و اقدام امروز مجلس شوراي اسلامي در تصويب مصوبهاي براي رد نظر شوراي عالي انقلاب فرهنگي راجع به اساسنامه دانشگاه آزاد موجب شد تا خبرگزاري فارس، تاريخچه كوتاهي را از شورايعالي انقلاب فرهنگي به منظور آشنايي با اختيارات اين شورا منتشر كند.
پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در بهمن 1357 و بهدنبال آن استقرار نظام جمهوري اسلامي بهجاي نظام ستمشاهي پهلوي تغيير و تحول بنيادين در عرصههاي گوناگون اجتماعي را ايجاب ميكرد چرا كه تحول در نظام از طريق تحول در بنيادها و ساختارها تحقق مييابد.
در اين راستا مقوله «فرهنگ» از جايگاه ويژه و پايگاه ممتازي برخوردار است و تصور تغيير در نظام بدون تغيير در فرهنگ حاكم بر آن، تصوري ناموجّه است.
صدور پيام نوروزي امام خميني(ره) در اول فروردين 1359 را بايد نقطه عطفي در تاريخ انقلاب فرهنگي دانست، ايشان در بند يازده اين پيام بر ضرورت ايجاد «انقلاب اساسي در دانشگاههاي سراسر كشور»، «تصفيه اساتيد مرتبط با شرق و غرب» و «تبديل دانشگاه به محيطي سالم براي تدوين علوم عالي اسلامي» تأكيد كردند.
شوراي انقلاب به دنبال ملاقات با امام(ره) در بيانيه 59/1/29 خود مقرر كرد كه دانشگاه بايد از حالت ستاد عملياتي گروههاي گوناگون خارج شود.
در اين بيانيه، 3 روز مهلت براي برچيده شدن دفاتر و تشكيلات گروهها در دانشگاهها تعيين و افزوده شده بود كه امتحانات دانشگاهي بايد تا 14 خرداد به پايان برسد و از 15 خرداد دانشگاهها تعطيل و هرگونه اقدام استخدامي و مانند آن در دانشگاه متوقف شده و نظام آموزشي كشور براساس موازين انقلابي و اسلامي طرح ريزي شود.
پس از تعطيل رسمي دانشگاهها، امام خميني(ره) در 59/3/23 فرماني را مبني بر تشكيل ستاد انقلاب فرهنگي صادر كردند.
در قسمتي از فرمان ايشان آمده است:
«مدتي است ضرورت انقلاب فرهنگي كه امري اسلامي است و خواست ملت مسلمان ميباشد اعلام شده است و تاكنون اقدام مؤثري انجام نشده است و ملت اسلامي و خصوصاً دانشجويان با ايمان متعهد نگران آن هستند و نيز نگران اخلال توطئهگران كه هم اكنون گاه گاه آثارش نمايان ميشود و ملت مسلمان و پايبند به اسلام خوف آن دارند كه خداي نخواسته فرصت از دست برود و كار مثبتي انجام نگيرد و فرهنگ همان باشد كه در طول مدت سلطه رژيم فاسد كارفرمايان بي فرهنگ، اين مركز مهم اساسي را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه اين فاجعه كه مع الاسف خواست بعضي گروههاي وابسته به اجانب است، ضربهاي مهلك به انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي وارد خواهد كرد و تسامح در اين امر حياتي، خيانتي عظيم بر اسلام و كشور اسلامي است.
بر اين اساس به حضرات آقايان محترم محمدجواد باهنر، مهدي رباني املشي، حسن حبيبي، عبدالكريم سروش، شمس آل احمد، جلال الدين فارسي و علي شريعتمداري مسؤوليت داده ميشود تا ستادي تشكيل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بين اساتيد مسلمان و كاركنان متعهد با ايمان و ديگر قشرهاي تحصيل كرده، متعهد و مؤمن به جمهوري اسلامي دعوت نمايند تا شورايي تشكيل دهند و براي برنامهريزي رشتههاي مختلف و خط مشي فرهنگي آينده دانشگاهها، براساس فرهنگ اسلامي و انتخاب و آماده سازي اساتيد شايسته، متعهد و آگاه و ديگر امور مربوط به انقلاب آموزشي اسلامي اقدام نمايند»
ستاد انقلاب فرهنگي طبق فرمان امام(ره) ملزم بود كه در برخورد با مسايل دانشگاهي فعاليتهاي خود را بر چند محور متمركز كند:
1ـ تربيت استاد و گزينش افراد شايسته براي تدريس در دانشگاهها
2ـ گزينش دانشجو
3ـ اسلامي كردن جو دانشگاهها و تغيير برنامههاي آموزشي دانشگاهها، به صورتي كه محصول كار آنها در خدمت مردم قرار گيرد.
بر اين اساس، ستاد، از صاحبنظران مختلف دعوت به همكاري كرد و در اولين گام گروههاي برنامهريزي در رشتههاي پزشكي، فني و مهندسي، علوم پايه كشاورزي، علوم انساني و هنر تشكيل شد.
از آنجايي كه مديريت دانشگاهها در گذشته هماهنگ با فرهنگ اسلامي جامعه نبود، بايد تغييراتي در مديريت دانشگاهها به عمل ميآمد، سازمان دانشگاهها بايد دگرگون ميشد و مهمتر از همه، محيط دانشگاهها اسلامي ميشد.
براي اين منظور، كميتهاي در ستاد با عنوان «كميته اسلامي كردن دانشگاهها» تشكيل شد.
با توجه به ناهماهنگي ضوابط و مقررات حاكم بر دانشگاهها با شرايط انقلابي جامعه، قسمت اعظم فعاليتهاي ستاد بر اسلامي كردن دانشگاهها و تعيين ضوابط و مقرراتي منطبق با موازين اسلامي متمركز شد.
در شهريور ماه سال 62 با توجه به نظر امام(ره) مبني بر لزوم ترميم و تقويت ستاد و مخصوصاً حضور مسئولين اجرايي در آن، به دنبال نامه رئيس جمهور وقت (آيت الله خامنهاي)، امام امت در تاريخ 62/6/8 طي نامهاي به پيشنهاد رئيس جمهور مبني بر ترميم و تكميل ستاد انقلاب فرهنگي پاسخ دادند و از اين تاريخ ستاد با تركيب ذيل به فعاليت خود ادامه داد: نخست وزير، وزراي فرهنگ و آموزش عالي و فرهنگ و ارشاد اسلامي، دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهي و آقايان علي شريعتمداري، احمد احمدي، عبدالكريم سروش و مصطفي معين.
با بازگشايي دانشگاهها و توسعه مراكز آموزشي و گستردگي فعاليت ستاد انقلاب فرهنگي ضرورت تقويت اين نهاد بيش از پيش احساس شد بهطوريكه در 19 آذر 1363 دومين ترميم عمده ستاد انقلاب فرهنگي توسط حضرت امام خميني(ره) انجام گرفت و به اين ترتيب شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تركيبي جديد تشكيل شد، در بخشي از اين فرمان آمده است:
«خروج از فرهنگ بدآموز غربي و نفوذ و جايگزين شدن فرهنگ آموزنده اسلامي، ملي و انقلاب فرهنگي در تمام زمينهها در سطح كشور آن چنان محتاج تلاش و كوشش است كه براي تحقق آن ساليان دراز بايد زحمت كشيد و با نفوذ عميق ريشهدار غرب مبارزه كرد. اينك با تشكر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگي براي هر چه بارورتر شدن انقلاب در سطح كشور، تقويت اين نهاد را لازم ديدم بدين جهت علاوه بر كليه افراد ستاد انقلاب فرهنگي و رؤساي محترم سه قوه، حجج اسلام آقاي خامنهاي، آقاي اردبيلي و آقاي رفسنجاني و همچنين جناب حجتالاسلام آقاي مهدوي كني و آقايان سيدكاظم اكرمي وزير آموزشوپرورش و رضا داوري و نصرالله پورجوادي و محمدرضا هاشمي را به آنان اضافه نمودم.»
به دنبال استفسار مورخ 63/11/29 رئيس جمهور وقت درباره اعتبار مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي، حضرت امام(ره) در تاريخ 63/12/6پاسخ فرمودند:
«ضوابط و قواعدي را كه شوراي محترم عالي انقلاب فرهنگي وضع مينمايند بايد ترتيب آثار داده شود .»
سومين ترميم عمده شوراي عالي انقلاب فرهنگي به سال 1375 برميگردد. حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در تاريخي 75/6/14 با صدور پيامي ضمن تعيين تركيب جديد اعضاي شوراي عالي بر اهميت جايگاه و وظايف خطير آن نيز تأكيد كردند، در اين پيام آمده است:
«شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه با تدبير حكيمانه امام راحل عظيم الشان به جاي ستاد انقلاب فرهنگي پديد آمد، نقش فعال و مؤثري را در عرصههاي امور فرهنگي كشور به خصوص دانشگاهها ايفا كرد و بركات زيادي از خود به جاي گذارد.
اكنون با پيشرفت كشور در كار سازندگي و گسترش دامنه نياز به دانش و تخصص و لزوم فراگيري علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان كارآمد، اهميت اين بخش از مسايل فرهنگي تأكيد مضاعف يافته است. توسعه دانشگاهها و پژوهشگاهها و ديگر مراكز آموزش و آموزش عالي كه پاسخ طبيعي به آن نياز است و افزايش چشمگير كميت دانشجويي، به نوبه خود تكاليفي تازه را بهعهده مسئولان امور فرهنگي كشور ميگذارد كه برتر از همه آنها اولاً كيفيت بخشيدن به مايههاي علم و تحقيق در اين مراكز و ثانياً پرداختن به تربيت معنوي دانشجويان و هدايت فكر و عمل آنان است»
در بخشي ديگر از اين پيام، با اشاره به هجوم فرهنگي همه جانبه دشمنان به ارزشهاي اسلامي، فرهنگ اصيل ملي و باورهاي مردم آمده است:
«همه اين حقايق مهم و هشدار دهنده مسئولان فرهنگي كشور را به تدبيري برتر و اهتمامي بيشتر و تلاشي گستردهتر فرا ميخواند و به ويژه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را كه در جهاد ملي با بيسوادي و عقب ماندگي علمي و تبعيت فرهنگي، در حكم ستاد مركزي و اصلي است، به تحرك و نوآوري و همت گماري بر ميانگيزد.»
بدين ترتيب شوراي عالي انقلاب فرهنگي وارد مرحله جديد از حيات تشكيلاتي شد.
در اين مرحله شوراي عالي انقلاب فرهنگي موظف گرديد در رأس فعاليتهاي خود به «مديريت فرهنگي» جامعه در عرصههاي مختلف بپردازد و با سياستگذاريهاي اصولي خود زمينه را براي پيدايش جامعهاي بهرهمند از حيات طيبه الهي فراهم سازد./انتهاي پيام/