آقاي رئيس جمهور،شما وزارت‌ نفت راوقف کن!
کد خبر:۷۶۷۶۲
کنايه فرهاد جعفري به لاريجاني!

آقاي رئيس جمهور،شما وزارت‌ نفت راوقف کن!

نويسنده پرفروشترين کتاب سال نوشته است: آقاي احمدي‌نژاد! حالا که به تصويب ساکنان بهارستان؛ وقف اموال 250 هزار ميلياردتوماني دانشگاه آزاد «حلال شرعي و قانوني» دانسته شده؛ چرا شما از قافله عقب بماني برادر من؟! مگر شما چه چيزي‌ت از «هيات موسس دانشگاه آزاد» کمتر است؟! يا خواهرزاده‌هاي گل شما، چه کم از فرزندانِ آقايان دارند؟!

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از شبکه ايران، فرهاد جعفري، نويسنده پرفروشترين کتاب سال 87 در يادداشتي که در وبلاگ شخصي‌اش منتشر کرده، به ماجراي مصوبه مجلس شوراي اسلامي مبني بر اجازه وقف غيرقانوني اموال دانشگاه آزاد پرداخته است.

 جعفري در اين يادداشت نوشته است: آقاي احمدي‌نژاد! حالا که به تصويب ساکنان بهارستان؛ وقف اموال 250 هزار ميلياردتوماني دانشگاه آزاد «حلال شرعي و قانوني» دانسته شده؛ چرا شما از قافله عقب بماني برادر من؟! مگر شما چه چيزي‌ت از «هيات موسس دانشگاه آزاد» [ميرحسين موسوي، هاشمي رفسنجاني، عبداله جاسبي، موسوي اردبيلي و ...] کمتر است؟!

نويسنده کافه پيانو همچنين به اظهارات رئيس مجلس درباره نحوه وقف اموال اشاره کرده و با کنايه، اظهار داشته است: آقاي رئيس جمهور! نکند يکوقت شما هم مثل ما حقوق‌خوانده‌ها؛ اين «حکم شرعي 1400 ساله» و «ماده‌ي صريح قانون مدني ِ نزديک به يکصدساله» را باور کرده باشيد که «واقف بايد مالکِ مالي باشد که وقف مي‌کند»؟!... نه جانم. آن مال همان کتاب‌هاي حقوق است!... همين امروز، آقاي لاريجاني از پشت تريبون بهارستان گفته است: [اگر يک نهادي تصرف مالکانه داشت، آن نهاد مي‌تواند وقف کند و اين بحث فقهي‌ست و هيچ ربطي هم به دانشگاه آزاد ندارد]! پس لازم نيست «مالکِ اموال و درآمدهاي وزارت نفت» باشي که بتواني آن را وقف کني جانِ برادر! همين که «مدير» آن باشي کافي‌ست! چون قرينه است بر اين‌که به ضرورتِ مديريت، در اموالِ آن «تصرف مالکانه» داشته و داري و همين‌که «دخل و تصرف مالکانه» داشته باشي، قرينه است بر اين‌که «شرعاً و قانوناً» مي‌تواني آن را به نفع خودت يا ديگران «وقف» هم بکني! و ابداً هم اهميت ندارد که جزو اموال عمومي باشد يا نباشد!

من هم مي‌توانم وزارت نفت را وقف کنم، چون مصرف بنزين‌ام را مديريت کرده‌ام!

فرهاد جعفري در بخش ديگري از يادداشت خود، با اشاره به اينکه "مديريت" يک نهاد نمي‌تواند منجر به "مالکيت" آن شود، اظهار داشته است: در طول عمرم، خيلي پيش آمده که رفته‌ام به يک پمپ بنزين، نازل سوخت را برداشته‌ام، آن را گذاشته‌ام توي دهانه‌ي باکِ بنزين اتوموبيلي که سوارش بوده‌ام و بسته به نياز، سي‌چهل ليتري بنزين زده‌ام. نشان به اين نشان که يک فقره «کارت سوخت» هم دارم که اگر «شرعاً» لازم باشد؛ مي‌تواند مصداق و مستندِ «مديريت» و «تصرفِ مالکانه در نفت کشور» قرار گيرد!

 نويسنده کافه پيانو در پايان يادداشت خود هم اضافه کرده است: گرچه که اين «مديريت» و «تصرف مالکانه»، فقط به شصت‌هفتاد ليتر بنزين در ماه محدود مي‌شود. اما خب؛ روشن است که براي سال‌ها، حتا وقتي کارت سوختي در کار نبود؛ «مصرف بنزين»ام را «مديريت» کرده‌ام. گاهي کم بنزين زده‌ام، گاهي زياد. طوري که بعضي وقت‌ها؛ يک مقداري‌ش هم ريخته روي زمين! يا اين‌که گاهي کارتِ سوختم را به دوستم داده‌ام، گاهي به باجناقم! پس هرچقدر هم که عده‌اي بخواهند بهانه‌گيري کنند؛ نمي‌توانند انکار کنند که هم سوختم را «مديريت» کرده‌‌ام و هم درش «تصرف مالکانه» داشته‌ام./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار