ما در چه دنيايي زندگي مي کنيم؟ شگل گيري معادلات قدرت و آخرين تحولات نسبت به تقابل قوا و قدرت هاي مطرح جهاني چيست؟ نياز کنوني ما چيست؟ اينها سوالاتي است که در بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اساتيد بسيجي در چهارشنبه گذشته به خوبي به آن پاسخ داده شده است.
واقعيت اين است که علي رغم نمايش هايي که غرب در خصوص اتحاد و يکپارچگي در قالب اتحاديه هاي جهاني و منطقه اي در برابر جهانيان ارائه مي دهد، اوضاع اين گونه نيست که تصوير مي کند.
تئوري اتحاديه اروپا روي تقسيم سود با عنايت به به رسميت شناختن سهم هريک از قدرت ها شکل گرفت. شرط اتحاد اين بود که کسري بودجه هريک از دولت ها بيش از يک درصد نباشد. مفهوم اين شرط اين بود که کسي حق ندارد از جيب ديگري بخورد. شرافت «يورو» بستگي به رعايت اين اصل دارد. اما اکنون معلوم شده که برخي از دولت ها کسري هايي پيدا و پنهان دارند و دارند از جيب رقبا مي خورند. اين مهم در آمريکا به شکل ديگري ظهور دارد.
دستکاري در صورت سود و زيان شرکت ها و پنهان سازي ورشکستگي بنگاه هاي پولي و مالي اوضاعي را به وجود آورده است که با تزريق ميلياردها دلار قادر به جبران ورشکستگي ها نيستند. اين تنها در حوزه اقتصاد است. در حوزه سياست و فرهنگ غرب با بحران هويت روبروست. فيلسوفان سياسي آنها قادر به حل اين بحران نيستند.
ليبراليسم به مثابه يک دين اکنون همان مشکلاتي را دارد که فيلسوفان سوسياليسم به مثابه يک دين داشتند آنها قادر به باز توليد و ترميم و پاسخ به سوالات زيادي که درباره مشروعيت اين تفکر وجود دارد، نيستند.
تعمير و نگهداري مخاطبان اصلي آنها مشکلات بغرنجي شده که تاکنون در حل آن توفيقي نداشته اند. اينکه مقام معظم رهبري دعوت به درک حساسيت شرايط کنوني مي کنند ناظر به اين امر مهم است که غربي ها «زمام امور را از دست داده اند و نوعي از هم گسيختگي و دستپاچگي در رفتار» آنان ديده مي شود.
شاهد مثال اين واقعيت همان است که معظم له در ديدار با بسيج اساتيد به آن اشاره کردند: «کمربندي که نظام استکباري به دور مسائل جهاني بويژه منطقه حساس خاورميانه کشيده بود، پاره شد و بسياري از شگردهاي تبليغاتي قديمي آنها براي مردم دنيا آشکار شده است.»
امروز هاليوود قادر نيست فکري براي سرپوش نهادن به خشم و نفرتي که از آمريکا و رژيم صهيونيستي در افکار عمومي جهان حاکم است، بکند.
به همين دليل هر دولت و کشوري که مرزبندي با آمريکا و رژيم صهيونيستي بکند رهبران آن به همان ميزان مشروعيت مردمي تحصيل خواهند کرد. علت محبوبيت امام (ره)، رهبري و دولتمردان ما طي سه دهه گذشته در ميان ملت هاي مسلمان و حتي ديگر ملت هاي جهان همين واقعيت است.
اگر ما از اين درک تاريخي غفلت کنيم آسيب جدي براي تاريخ اسلام و ايران به وجود خواهد آمد. به همين دليل است که مقام معظم رهبري تاکيد مي کنند؛ «مهمترين نياز کشور اتحاد و يکپارچگي است» غرب امروز براي دفاع از خود و صيانت از اتحاد خود احتياج دارد اسلام و ايران را متشتت و متفرق نشان دهد. لذا با تردستي در انتخابات دهم يک ضلع رقابت را به ضدانقلاب و مخالفان اسلام و نظام سنجاق کرد تا کشور را دچار مشکل کند.
آنها پس از يک سال توطئه و دسيسه فهميدند انقلاب و نظام مستحکم تر از آن است که تصور مي کردند. هرکس که در برابر اسلام و انقلاب و ايران بايستد مشروعيت خود را از دست مي دهد کما اينکه غرب و بويژه آمريکا اکنون در اين سراشيبي به سر مي برند.
استکبارستيزي، ايستادگي در برابر حرکت هاي کفرآميز و نفاق آلود در سطح جهان و مرزبندي شفاف با دشمنان انقلاب و دين شاخص هاي اصلي هستند. اين اصول کهنگي بردار نيستند کساني که برخلاف اين اصول گام برمي دارند خيلي سريع در دام سرويس هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريکا گرفتار مي آيند و حيثيت و آبروي خود را بر باد مي دهند.
بدون شک مخاطب اصلي بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با بسيج اساتيد اصولگرايان هستند. اصولگرايان بايد از محکمات مطرح شده در ميان رهبري معظم انقلاب يک فرمول ماندني براي اتحاد و همبستگي خود استخراج کنند.
ديوارکشي هايي که سرويس هاي جاسوسي دشمن با نفوذ در برخي ذهن ها و نيز بوق هاي استعماري خود در ميان ملت مشغول آن هستند بايد با تدبير اصولگرايان ويران شود و هنر انقلاب در دستيابي به اتحاد و يکپارچگي بيش از پيش به نمايش گذاشته شود.
خوشبختانه شاخص ها، مباني و خطوط اصلي حرکت رو به جلوي انقلاب در کشور نهادينه شده است با تمسک به اين اصول ما قطعا به اتحاد بيشتر اصولگرايان مي توانيم اميدوار باشيم.
رمز ورود به فرايند اتحاد، طهارت دل و عمل و نيز انصاف و عدالت است. بايد به اين صفات متصف شد، تا اين فرايند را طي کرد و الا رسيدن به سرچشمه اتحاد و يکپارچگي سرابي بيش نخواهد بود آن هنگام که ما در اوج تفرقه و تشتت هستيم و از آتش جاه طلبي، غرور، حسد و کينه از درون مي سوزيم، آتش دشمن از بيرون و نبرد سخت براي نابودي انقلاب و نظام اجتناب ناپذير خواهد بود.
* يادداشت؛ 6 تير 89 - رسالت.
/انتهاي پيام/