من دعا مي کنم اسرائيل به ايران حمله کند
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، در آخرين بروزرساني وبلاگ حيات باطني، نويسنده نامه يك وبلاگ نويس شيعه افغانستاني را نقل كرده و آورده است:
با سلام.
مرزبندي هاي سياسي استعماري که ما را از برادرانمان در همه جاي دنيا جدا و بيگانه ساخته است حتي بر اشتراکات اعتقادي مان نيز غلبه کرده و در بسا موارد ما را روياروي يکديگر قرار داده است.
براي دنياي شيطاني امروز قابل تحمل نيست که افغانستان هم يک کشور قدرتمند و مستقل اسلامي و هم همسايه همکار براي ايران باشد.
باراک اوباما از جنبش سبز ايران حمايت مي کند تا با اين دلسوزي هايي که او را براي برخي از عناصر قدرت طلب و فاقد شعور سياسي ديني و ملي ايران در جايگاه دايه مهربان تر از مادر مي نشاند؛ امکان بسط هژموني نظامي و سياسي ايالات متحده را در اين سرزمين نيز فراهم سازد.
سرنوشتي که امروزه افغانستان دارد ناشي از معامله گري ها و وطن فروشي هاي زمامداران اين آب و خاک و انفعال ناشي از عبوديت آنان در برابر قدرت مي باشد. در ايران هم سه دهه است که آمريکا تلاش مي کند با استفاده از اهرم هاي مخالف داخلي و حتي مخالف سازي و مخالف پروري داخلي، راه را براي حضور خود باز کند.
امضاي قطعنامه چهارم تحريم ايران در شوراي امنيت و اعلام حمايت اوباما از جنبش سبز که تقريبا همزمان با آن انجام شد، هرگز نشانه رويکرد پارادوکسيکال آمريکا در قبال ايران نيست.
حمايت از سبزها نمايانگر استعداد فوق العاده آنان براي ابزار دست آمريکا شدن است؛ تا از مجراي اين جريان بسترهاي تسلط ايالات متحده بر ايران مساعد شود.
تسلط آمريکا بر ايران دورنماي همان انگيزشي است که اين کشور را به افغانستان و عراق کشانده است و اگر اين امکان در لايه هاي دروني جامعه سياسي ايران وجود داشته باشد مايه ترغيب فزاينده واشنگتن براي بهره برداري از آن مي شود.
در خاور ميانه هم ايران دشمناني دارد که بدتر از آمريکا و اسرائيل اند. از جمله عربستان. شيعه بودن ايران براي آن دشمن ساز شده است و مگر اين اولين بار است که شيعه در تاريخ مذهبي ـ سياسي خود در مواجهه با دشمناني همه جانبه قرار مي گيرد؟
جالب است که کار دشمني عربستان با ايران و در پوشش هراس از تشکيل هلال شيعي توسط ايران و نيز دستيابي آن به سلاح هاي هسته اي، به جايي رسيده است که اين کشور بخشي از فضاي هوايي خود را در اختيار اسرائيل قرار مي دهد تا اهداف چهارگانه قم و نطنز و اراک و اصفهان را مورد حمله قرار دهد!
با اين حال من نمي دانم آيا ما در برابر همديگر همچنان بايد ايراني و افغانستاني باقي بمانيم؟
من دعا مي کنم اسرائيل به ايران حمله کند. لطفا تعجب نکنيد. باور من اين است که ايران سرزمين ظهور است و با اين حمله به تعبير امروزي ها پروژه عظيم ظهور نيز کليک مي خورد.
خسته شدم. توضيح اين موضوع بماند براي بعد.
اميدوارم همديگر را نه در هيچ کجاي ديگر بلکه در جبهه هاي نبرد با يهود و ايادي آن در لشکر قائم منتقم فروشکننده هيبت و هيمنه جبابره و طواغيت روزگار مدرن ملاقات کنيم.
آمين/انتهاي پيام/