حفظ پاكي بعد از اعتكاف!
انسان در گريز از هواي نفس و فرار از اشتغالات زندگي، در طريقت انس با معبود همواره نيازمند خلوتي است تا در انزواي وجود خويش در آثار صنع پروردگارش با ديدة عبرت بينديشد و با سوز دل و اشک ديده، باطن خود را از زنگار گناهان بشويد و خانه دل را مصفاي حضور خالق هستي بخش سازد، و اعتکاف زمينه چنين خلوتي را فراهم ميکند و فرصت و مجالي ميدهد براي پرداختن به امور نفس خويش و جلوهگري نور محبت خدا در اعماق سراي وجود انسان، تا انسان بدون دلواپسي از کارهاي انجام نشده و وابستگيهاي روزمره، خود را در سراي معبود خويش نظارهگر باشد. حال كه معتكفين در چنين فرصتي و فضايي به يك پاكي و صفاي روح رسيدند لازم است در حفظ آن كوشش بسيار كنند در زير راهكارهايي براي حفظ اين لطافت روحي و دوري از گناه ارائه مي شود:
كنترل فكر و انديشه
زير ساز و زيربناي هر عملي فکرو انديشه و خيال پردازي آن عمل است، گناه و فساد نيز از اين قانون استثنا نيست به همين جهت قرآن تلاش دارد با تقويت باورهاي ديني از فکر گناه و دوست داشتن اشاعه فساد و بي بند و باري جلوگيري نمايد، آيات فراواني در اين زمينه وجود دارد که به برخي از آنها اشاره مي شود:
1ـ «قل ان تخفوا ما في صدورکم او تبدوه يعلمه اللّه و يعلم ما في السّموات و ما في الارض واللّه علي کلّ شي ءٍ قدير؛(1) بگو اگر آنچه را در سينه هاي شماست، پنهان داريد يا آشکار کنيد، خداوند آن را مي داند، و (نيز) از آنچه در آسمانها و زمين است آگاه مي باشد، و خداوند بر هر چيزي تواناست.»
آگاهي از فکر و انديشه بشر در اختيار هيچ مأمور و سازمان اطلاعاتي نيست، ولي خداوند متعال از تمام افکار و انديشه هاي انسان آگاهي دارد، اين باور اگر در جامعه تقويت شود در پنهان ترين مکانها، و دور دست ترين جاهها انسان را حتي از فکر گناه باز مي دارد.
2ـ گاه قرآن به صورت استفهامي و سؤال که بيشتر در ذهن ها جا مي گيرد اين حقيقت را بيان مي دارد «اوليس اللّه باعلم بما في صدور العالمين؛(2)آيا خداوند به آنچه در سينه هاي جهانيان است آگاه تر نيست.»
3ـ «انّ اللّه عالم غيب السموات و الارض انّه عليمٌ بذات الصدور؛(3) خداوند از غيب (و پنهان) آسمان ها و زمين آگاه است و آنچه را در درون دلهاست مي داند.»
امامان معصوم به عنوان مفسّران اصلي قرآن براي پيشگيري از گناه و فساد بر تقويت و تحکيم باورها و انديشه ها تأکيد مي کردند فردي خدمت حضرت امام حسن(ع) (يا امام حسين(ع)) شرفياب شد و گفت: من مرد گناه کاري هستم و نمي توانم گناه را ترک کنم. مرا پند دهيد، حضرت فرمود: «پنج کار را انجام بده، آن گاه هرچه مي خواهي گناه کن. از روزي خدا نخور و ه رچه مي خواهي گناه کن. از ولايت و حکومت خدا بيرون برو و هرچه مي خواهي گناه کن. جايي را پيدا کن که خداوند تو را نبيند و هرچه مي خواهي گناه کن. هنگامي که ملک الموت نزد تو مي آيد تا تو را قبض روح کند او را از خود دور کن، هنگامي که مالک (دوزخ) تو را به درون آتش مي کند، در آتش نرو و هرچه مي خواهي گناه کن.»(4) اين روايت کاملاً انديشه سازي مي کند که باور کنيم اين جهان محضر خداوند است و جهان را پاياني به نام قيامت و در آن بهشت و جهنمي است.
4ـ اشاعه گناه را دوست نداشته باشيد. ممکن است افرادي باشند که اهل گناه نباشند ولي به اين مقدار که گناه و بي بندو باري در بين مردم و جامعه شايع گردد رضايت داشته باشند و شيوع گناه را دوست بدارند، قرآن چنين انديشه را سخت مورد ملامت و سرزنش قرار داده است آنجا که فرمود: «انّ الّذين يحبّون ان تشيع الفاحشة في الّذين آمنوا لهم عذابٌ اليمٌ في الدّنيا و الآخرة و اللّه يعلم و انتم لاتعلمون؛(5) کساني که دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناکي براي آنان در دنيا و آخرت است، و خداوند مي داند و شما نمي دانيد.»
در اين آيه تهديد به عذاب آنهم در دنيا و آخرت بخاطر يک انديشه خطا است که شخصي دوست مي دارد زشتي ها و فساد در جامعه اسلامي شيوع يابد، از اين آيه کساني برخود بلرزند که دوست مي دارند براي حفظ آراء و ماندن بر کرسي قدرت از ترويج نمودن زشتي ها نيز ابايي ندارند.
کنترل چشم و گوش
فکر و انديشه انسان از حس او تأثير مي پذيرد، براي سلامت فکر و روان بايد مجاري و راههاي تغذيه آن دو را تطهير نمود و چشم و گوش از مهمترين مجاري و راهها است که بايد تحت کنترل قرار گيرد.
قرآن و اسلام انسان را در برابر تمامي اعضاي خود مسؤول مي شمارد و سخت به او هشدار مي دهد، که در برابر کارکرد هر يک از آنها بايد جوابگو باشد، قرآن کريم در اين باره مي فرمايد: «ولاتقف ما ليس لک به علمٌ انّ السمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولاً؛(6) از آنچه به آن آگاهي نداري پيروي مکن، چرا که گوش و چشم و دل همه مسؤولند.»
و بشارت قرآن متوجه کساني است که با گوش بهترين ها را انتخاب و پيروي مي کنند و از سخنان فساد آور گناه آلود پرهيز مي نمايند.(7)
قرآن درباره چشم تأکيد جداگانه دارد، چرا که استفاده نامطلوب از آن در جهت دامن زدن به آتش شهوت و تهييج نابجا و خطرناک غريزه جنسي، سخت خطر ساز و خطر آفرين است لذا قرآن مي فرمايد: «قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و بحفظوا فروجهم ذلک ازکي لهم انّ اللّه خبيرٌ بما يصنعون و قل للمؤمنات يغضضن من ابصار هنّ و يحفظن فروجهنّ ولايبدين زينتهن الّا ماظهر منها؛(8)اي پيامبر به مردان مؤمن بگو چشمهايشان را (از گناه به نامحرم) بپوشانند و دامان خويش را حفظ نمايند، که اين موجب پاکي بيشتر آنان است، و خداوند از آنچه انجام مي دهند آگاه است و به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو بندند و دامنهايشان را حفظ کنند و زينتهايشان را ظاهر نکنند مگر آنچه که ظاهر است.»
کنترل ارتباط و سخن
قرآن براي پاس داري از حريم پاکي و جلوگيري از انحرافات، رعايت ضوابطي را در روابط مرد و زن ضروري دانسته و آزادي مطلق و بدون قيد و دوستي ها و عشق بازي هاي مصطلح امروزي را ناپسند و مردود شمرده است(9) و همين طور ارتباط نامه اي و تلفني نامناسب را روا نمي دارد. اسلام صحبت کردن زن و مرد را در موارد ضروري و در جريان رسيدگي به کارهاي روزمره زندگي اجازه داده، امّا براي پيش گيري از پيامدهاي سوء احتمالي سفارش نموده که با ناز و عشوه گري و طنّازي سخن نگويند، در اين باره مي خوانيم:
«فلا تخضعن بالقول فيطمع الّذي في قلبه مرضٌ و قلن قولاً معروفاً؛(10) به گونه اي هوس انگيز (با مردان نامحرم) سخن نگوييد تا بيمار دلي در شما طمع نکند، و به گونه اي شايسته و معمولي سخن بگوييد.»
گاه جنايتهاي بزرگ از يک سخن خوش طبعي و ارتباط نابجا بوجود مي آيد، پرونده هاي فراواني در داخل کشور وجود دارد که يک عشوه گري و يا طنّازي حرف زدن باعث ارتباط نامشروع و سرانجام قتل شوهر و يا قتل هاي ديگر شده است.
در حديثي مي خوانيم: «کسي که به حرام دستش را به دست زني برساند چون به صحراي محشر در آيد، دستش بسته باشد و کسي که با زنان نامحرم خوش طبعي، شوخي و مزاح کند خداوند در عوض هر کلمه هزار سال او را در محشر حبس مي کند، و اگر زني راضي شود که مردي به حرام او را در آغوش بگيرد، ببوسد يا به حرام با او ملاقات نمايد و يا با او خوش طبعي کند، بر آن نيز گناهي همانند آن مرد است.»(11)
1. سوره آل عمران، آيه 29.
2. سوره عنکبوت، آيه 10.
3. سوره فاطر، آيه 38.
4. محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، بيروت، ج 78، ص 126 باب 20، حديث 7.
5. سوره نور، آيه 19.
6. سوره اسراء، آيه 36.
7. سوره زمر، آيه 18.
8. سوره نور، آيه 30 ـ 31.
9. در مورد ازدواجهاي عشقي به اين تحقيق توجه کنيد:
دکتر «اسنل پنتي» کارشناس بزرگ آمريکايي در امر زناشويي اين عبارت را منتشر کرد: بخاطر عشق ازدواج نکنيد، ازدواج عشقي زهرآگين ترين نوع ازدواج است. اين کارشناس که سي سال است منحصراً به پرونده هاي ازدواج و طلاق در شهرهاي بزرگ و پرجمعيت آمريکا و ديگر کشورهاي جهان رسيدگي مي کند درباره علّت طلاق مي گويد: افسانه عشق يکي از مخرّب ترين اختراعات بشر است. در آمريکا از هر صد ازدواج عشقي 93 تاي آن با شکست روبرو شده اند، و در فرانسه وضع بدتر است، عمر متوسط ازدواج عشقي 5/3 ماه است در آمريکا از هر پنج فقره جنايت يک فقره اش محصول مرافعات کساني است که به واسطه عشق ازدواج کرده اند.» علوم جنايي، ج 2، ص 1016 و فساد سلاح تهاجم فرهنگي، سيد محمود مدني، ص 300.
10. سوره احزاب، آيه 32.
11. علامه مجلسي، عين الحيوة، ص 140.
/انتهاي پيام/