اوقات فراغت در سيره و سنّت
کد خبر:۷۷۵۷۸

اوقات فراغت در سيره و سنّت

در فرهنگ اسلامي، انسان بايد وقت شناس باشد، زمان مناسب هرکار را تشخيص دهد و در فعاليت هاي مختلف، همه جوانب شخصيت خود را مدّ نظر داشته باشد.

مفهوم صحيح اوقات فراغت

فراغت که در لغت به معني آسايش و آسودگي از کارهاي الزام آور تعريف شده، در مفهوم صحيح اش عبارت است از: مشغول شدن به فعاليت هاي خودجوش و مطلوب و دوست داشتني؛ فعاليت هايي که دو ويژگي اصلي آنها آزادي و تنوّع است.

اين مفهوم اوقات فراغت، جزء غني ترين اوقات زندگي انسان است و انسان را به نيازهاي دروني، خودسازي و خودشناسي فرامي خواند.1

آيا در «فرهنگ اسلامي» چيزي به نام اوقات فراغت وجود دارد؟

بدون ترديد در زمان هاي گذشته، فراغت به معناي امروزي آن وجود نداشته و انسان ها، که بيشتر در دل طبيعت زندگي مي کردند، در همان جا هم ساعاتي به استراحت مشغول مي شدند و تجديد قوا مي نمودند. در نظر آنان بين کار و تفريح يک همبستگي ناگسستني وجود داشت. با پيدايش و رواج شهرنشيني و گسترش شهرها و صنعتي شدن جوامع، چون انسان ها وارد محيط هاي پر سروصدا و پرجمعيت شدند و چون مجبور گشتند تن به کارهاي يک نواخت و بي تحرّک بدهند و در اثر انجام کارهايي که بدون علاقه و انگيزه مجبور به انجام آن بودند، در نتيجه روز به روز جسم و روحشان فرسوده تر شد و براي رهايي از عواقب اين نوع کار، رو به تفريحات جديد آوردند. علت اين رويکرد هم اين بود تا بلکه کمي از آلام خود را که در اثر تسلّط ماشين بر آنها وارد شده بود، بکاهند و خود را موقّتاً از قيد و بندها آزاد کنند.

اما فرهنگ اسلامي که انسانيت و آزادگي انسان را تأمين مي کند، هيچ گاه به دليل کار و تلاش، مسلمان با خود، بيگانه نمي شود و اختيار و اراده او سلب نمي گردد. در فرهنگ اسلامي طبق آنچه از قرآن و سنّت برداشت مي شود، بين «کار»، «فراغت» و «استراحت» هماهنگي کامل وجود دارد.

در فرهنگ اسلامي، انسان بايد وقت شناس باشد، زمان مناسب هرکار را تشخيص دهد و در فعاليت هاي مختلف، همه جوانب شخصيت خود را مدّ نظر داشته باشد. کار و تلاشش به هنگام، عبادت و ارتباطش با خدا به جا و نيز ساعاتي را به ارتباط با مردم و مراوده با هم کيشان خود اختصاص دهد و در مساجد در جمع آنها حاضر شود تا از اثرات معنوي آن بهره مند گردد؛ نه آنکه کار، او را از ياد خدا و يا حضور در اجتماع مسلمانان بازدارد. قرآن کريم مي فرمايد:

«يا ايّها الذين آمنوا اذا نُودي للصّلاة من يوم الجمعة فاسعوا الي ذکر اللّه و ذروا البيع ذلکم خير لکم ان کنتم تعلمون»2؛ اي کساني که ايمان آورده ايد! هنگامي که نداي نماز جمعه را شنيديد، به سوي ذکر خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها کنيد که براي شما بهتر است اگر بدانيد.

زينت عابدان، امام سجّاد عليه السلام مي فرمايد:

«اللّهمّ صلّ علي محمّد و آله و ارزقني صحّةً في عبادة و فراغاً في زهادة و علماً في استعمال و ورعاً في اجمال... نبّهني لذکرک في اوقات الغفلة و استعملني بطاعتک في ايّام المهلة.3؛ خداوندا! برمحمّد و آل او درود فرست و صحّت در عبادتت را روزي من کن و فراغت مرا در بي ميلي نسبت به دنيا و علم مرا در عملي بر طاعتت و پرهيزگاري در نيکي ها... و در ايّام غفلت مرا به ذکر و ياد خود آگاه کن و در ايّام مهلت در دنيا مرا به طاعت خود مشغول کن.»

اهميّت شناخت وقت

انسان مسلمان، قدر بهترين سرمايه اي که در اختيار او گذاشته شده؛ يعني عمر خود را مي داند و هيچ گاه آن را بيهوده و بي ثمر هدر نمي دهد؛ چه رسد به اينکه آن را در امور ناپسند و در معصيت و نافرماني خداوند صرف کند. حضرت محمّد صلي الله عليه و آله وسلم در وصاياي خود به ابوذر غفاري مي فرمايد:

«کُن علي عمرک اَشَحُّ منک ـ علي ـ دينارک و درهمک؛ اي ابوذر در مورد صرف عمرت از صرف کردن دينار و درهم بخيل تر باش و آن را به رايگان از دست مده.»4

در سيره رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم آمده است که بسيار سخت کوش و پرکار بود؛ به گونه اي که ياران به او اعتراض مي کردند. به ويژه آن حضرت ساعاتي را که به عبادت و مناجات اختصاص مي داد، گاه خود را به سختي مي انداخت. يکي از اصحاب به او اعتراض کرد، حضرت به او فرمود:

«أفلا أکونُ عبداً شکوراً؛ آيا بنده اي شکرگزار نباشم؟»

در ارزش و اهميت شناخت اوقات، همين بس که مولي علي عليه السلام فرمود:

«لا يعرف قدر ما بقي من عمره الاّ نبيٌّ أو صدّيقٌ؛ قدر و ارزش باقي مانده از عمر را نمي شناسد مگر پيامبر و صدّيقي از اولياءالهي.»5

تقسيم اوقات

انسان با توجّه به استعدادهاي بالقوه، نيازها و آرزوهاي خود، که برآورده شدن آنها منجر به رشد و کمال او مي گردد، بعد از شناخت ارزش وقت و عمر، لازم است بداند که عمر خود را در چه اموري صرف کند تا ابعاد وجودي اش را به صورت هماهنگ و متعادل رشد دهد؛ چرا که افراط يا تفريط در هريک از ابعاد وجود، او را از مسير سعادت و فضيلت باز مي دارد. براي اين منظور بهتر است انسان سراغ الگوهاي الهي، که داراي علم و حکمت کامل بلکه منبع آن هستند، برود و باز براي صرفه جويي و استفاده کامل از اوقات خود، دستورالعمل هاي آنان را نصب العين خويش قرار دهد.

در اين رابطه مولي الموحّدين علي بن ابي طالب عليه السلام مي فرمايد:

«للمؤمن ثلاث ساعات؛ فساعةٌ يُناجي فيها ربّهُ؛ و ساعةٌ يَرُمُّ مَعاشَهُ؛ و ساعةٌ يُخلّي بين نفسه و بين لَذَّتها فيما يَحِلُّ و يَجمُلُ؛ مؤمن وقت و ساعات خود را به سه قسمت تقسيم مي کند؛ ساعتي که در آن با پروردگارش راز و نياز مي نمايد، ساعتي که در آن معاش خود را اصلاح مي کند و ساعتي که بين خود و بين لذّت و خوشي آنچه حلال و نيکو و زيبا است مي گذارد.»6

از اين روايت، نکات زيبايي به دست مي آيد؛ از جمله اينکه:

اعتدال در برآوردن نيازهاي روحي و جسمي و کار و تلاش براي اصلاح معاش که در روايات ديگر، نشانه مروّت و مردانگي انسان مؤمن به شمار آمده است و ساعات لذّت، که همه در يک جهت، يعني طاعت و فرمانبري از ذات اقدس الهي است. انساني که ساعات روزش را با مناجات و ارتباط با خدا شروع مي کند و با توکّل به او به دنبال کار و کسب و تلاش براي معيشت خود مي رود، در پايان روز براي اطاعت امر حق با همسر خود با انس و الفت، اوقات مي گذراند.

معيار طاعت

مروري مختصر و کوتاه در روايات امامان معصوم عليهم السلام نشان مي دهد که آن بزرگواران در کلام گهربارشان زيباترين معيار براي گذران عمر به نحو صحيح را، همراهي اعمال و فعاليت هاي انسان در جهت اطاعت و پيروي از فرامين حق مي دانند. آنان خود را از هر نوع مشغوليتي؛ چه در کارهاي رسمي و چه در اوقات فراغت که مزيّن به طاعت الهي نباشد، پرهيز مي دهند. نور چشم ناظران، اسوه عابدان، امام سجّاد عليه السلام در بسياري از دعاهاي سجّاديّه به اين نکته اشاره دارند؛ به عنوان مثال:

«... ولا تشغلني بما لا ادرکه الاّ بک، عمّا لايُرضيک عنّي غيره.7؛ خداوندا، مرا از آنچه (عبادتي که) تو را از من جز آن خشنود نمي گرداند، به چيزي (طلب دنيا) که آن را جز به کمک تو در نمي يابم، مشغول مساز.»

در فراز ديگري آمده است:

«و استعمل بدني فيما تقبلُهُ منّي و اشغل بطاعتک نفسي عن کلّ ما يَردُ عَلَيَّ حتّي لا اُحِبَّ شيئاً مِن سُخْطِک8؛ و بدنم را در آنچه از من مي پذيري، به کار دار و مرا از هرچه به من رو آورد، به طاعت و بندگي ات وادار تا چيزي را که تو را به خشم مي آورد، دوست نداشته باشم.»

رعايت اولويّت ها

از ديگر اموري که در مديريت زمان و بهره وري صحيح از آن، مورد توجّه مديران و کارشناسان قرار گرفته و سبب جلوگيري از اتلاف وقت مي گردد، رعايت اولويّت ها و مقدّم داشتن امور ضروري زندگي بر اموري است که از اهميّت کمتري در حيات و سعادت انسان برخوردار هستند. براي اين منظور بسياري از کارشناسان، تهيّه فهرست کارهاي روزانه و نوشتن آنها را توصيه مي کنند. در روايات اسلامي هم به اين نکته اشاره شده است؛ از جمله علي عليه السلام مي فرمايد:

«مَن اشتغل بغير ضرورته، فَوَّتْهُ ذلک مَنْفَعَتُهُ9؛ هرکه به کاري که لازم نيست مشغول گردد، سود آن کار از دست او برود.»

پس اشتغال به امور فرعي زندگي، در صورتي که انسان را از کارهاي ضروري که شخصيت و رشد و تعالي وي به آنها بستگي دارد باز دارد، براي او سودي در پي نخواهد داشت؛ زيرا مثل خانه اي است که از پاي بست ويران است و ما به ظاهر و آراستگي ظاهري آن مي پردازيم.

به عبارت ديگر، از اين روايت برداشت مي شود که پرداختن به فعاليت هاي فوق برنامه در اوقات فراغت، وقتي مي تواند براي انسان، سازنده باشد که او را از کارهاي مهمّ زندگي اش باز ندارد؛ به عنوان مثال، کسي که نمي تواند زندگي اش را از راه حلال تأمين کند و يا فرصت ارتباط با خدا را ندارد، پرداختن به کارهاي هنري يا ورزشي و... نمي تواند سعادت او را تأمين کند و از اين امور هم طرفي نمي بندد. در روايت ديگري آمده است:

«مَن اشتغل بغير المهمّ ضيّع الأهم10؛ هرکه به کارهاي مهم (دنيا) بپردازد، از کار اهمّ و برتر (آخرت) باز مي ماند.»

و روايتي ديگر نزديک به اين مضمون: «مَن اشتغل بالفضول، فاتَهُ مِن مُهِمِّه11؛ هر که خود را به اضافات زندگي مشغول سازد، آنچه مهم است، از دستش برود.»

ساعت محاسبه

در روايات برگزيدگان الهي عليهم السلام در کنار ساعت مناجات و ساعت استراحت، ساعت محاسبه نفس و حسابرسي انسان با خود نيز مطرح شده است که در «عرفان اسلامي» از جايگاه ويژه اي برخوردار است.

اختصاص دادن ساعتي از اوقات به امر محاسبه نفس، در کلام مولي علي عليه السلام از شايسته ترين و ضروري ترين ساعات شمرده شده که انسان به بررسي آنچه براي دنيا و آخرتش ذخيره کرده، بپردازد و از خويشتن حساب بکشد. آن حضرت مي فرمايد:

«ما أحقّ الانسان أن يکون له ساعةٌ لا يشغُلُهُ عنها شاغل يُحاسب فيها نفسه فينظُرُ فيما اکتسب لها و عليها في ليلها و نهارها12؛ چه قدر براي انسان شايسته است که برايش ساعتي باشد که در آن از خودش حساب بکشد و ببيند آنچه را که در شب و روزش کسب کرده، به سود يا به زيان او است.»

در روايت ديگري حضرت به تقسيم اوقات اشاره دارند و ساعت حسابرسي در کنار ساعت مناجات و ساعات مخصوص لذّت هاي حلال، ياد شده است:

«للمؤمن ثَلاثُ ساعاتٍ، ساعةٌ يُناجي فيها ربّهُ و ساعةٌ يُحاسِبُ فيها نفسه و ساعةٌ يُخَلّي بين نفسه و لذَّتُها فيها يَحِلُّ و يَجْمِلُ13؛ براي مؤمن سه ساعت است: ساعتي که در آن با خدايش مناجات مي کند، ساعتي که در آن از خودش حسابرسي مي کند و ساعتي که براي لذّت خلوت مي کند در آنچه برايش حلال و نيکو است.»

بهترين رهنمود

در فرهنگ اسلام و تعاليم الهي چيزي ارزشمندتر از علم و معرفت نيست. علم همراه با حلم، زيباترين زيوري است که جوانان مسلمان مي توانند با آن، خود را بيارايند و اوقات خود را پربار و غني سازند. اينکه اين علم چيست و متعلَّق آن، چه موضوعاتي است و کمّ و کيف آن چگونه است؟ بحث جداگانه اي است که مجال ديگري مي طلبد. آنچه مهمّ است اينکه درنظر امامان معصوم عليهم السلام گذراندن اوقات در اموري ديگر تفريط، کم کاري و کوتاهي شمرده شده و ضايع کردن عمر به حساب آمده و بالتّبع گناه و معصيت و عذاب الهي است. جوان مسلمان يا بايد عالم باشد و بياموزد و يا متعلّم و آموزنده باشد.

بر طبق اين روايت مي توان گفت: يکي از بهترين اموري که در اوقات فراغت بايد به آن مشغول شد، فراگيري علم و دانش و آموزش است. البته لازم است اين آموزش اختصاص يابد به آموزش مهارت هاي زندگي و راه و رسم ورود در اجتماع مؤمنان؛ چرا که در اوقات رسمي و در آموزش هاي مدرسه و کلاس، کمتر به آن پرداخته مي شود.

و اما روايت از امام صادق عليه السلام است که فرمود:

«لستُ اُحِبُّ أن اري الشّابَّ منکم الاّ غادياً في حالين امّا عالماً او متعلّماً، فان لم يفعل، فَرَّطَ، فَاِنْ فَرَّطَ ضَيّعَ، فَإنْ ضَيَّع اَثِمَ و إنْ اَثِمَ سَکَنَ النّار14؛ دوست ندارم ببينم جواني از شما را مگر اينکه صبح کند در دو حالت: يا عالم و دانشمند باشد و يا متعلّم و آموزنده؛ پس اگر در هيچ کدام از اين دو حال نبود، کم کاري و کوتاهي کرده و در آن صورت عمر خود را ضايع نموده و گناهکار است و نتيجه آن عذاب الهي خواهد بود.»

فراغت شايسته

در فرهنگ اسلامي، فراغت به معناي بي کاري، بطالت و تنبلي وجود ندارد. انسان مسلمان نمي تواند وقت را به بيهودگي بگذراند. خداوند کريم به حضرت محمد صلي الله عليه و آله وسلم مي فرمايد:

«اِنَّ مَعَ العُسرِ يُسراً، فاذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ اِلي رَبِّکَ فَارْغَبْ»؛ همانا همراه سختي ها، آساني و آسودگي است؛ پس هرگاه فراغت پيدا کردي، خود را به کار ديگري مشغول کن و تن پروري و تنبلي پيشه مکن و به سوي خدا و رضايت او رغبت کن.

در اينکه منظور از «فَانْصَبْ» چه کاري است، مفسّران نظرات مختلفي ابراز داشته اند. آنچه لازم به ذکر است، اينکه فراغت شايسته و سالم در فرهنگ قرآن، تنبلي و بي کار نشستن نيست.

در يکي از دعاهاي امام سجّاد عليه السلام مي خوانيم:

«اِنْ قدّرت لنا فراغاً من شغلٍ فاجعله فراغ سلامة لا تُدرکنا فيه تبعة و لاتلحقنا فيه سئمة؛ خداوندا! هرگاه براي ما فراغتي از کارها مقدّر نموده باشي، پس آن را با سلامتي (از آفات) قرارده که در آن به گناهي آلوده نشويم و خستگي به ما رو نياورد.»

نکته جالب در سخن امام سجاد عليه السلام اينکه فراغتِ به معناي بطالت، خستگي و فرسودگي ايجاد مي کند و روح و جسم را آزار مي دهد. و اين نکته اي است که پدر و مادر و تمام دست اندرکاران اوقات فراغت بايد به آن توجّه داشته باشند که هميشه فرزندانشان را به کارهاي متنوّع مشغول کنند. امام باقر عليه السلام در روايتي مي فرمايد:

حضرت موسي عليه السلام در مقام مناجات عرض کرد: پروردگارا! مبغوض ترين بندگان تو کدامند؟ خداوند فرمود: «جيفةٌ باللّيل و بطال بالنّهار15؛ آنان که همه شب را همچون مردار و در روز بي کار هستند.»

البته در سخنان امامان عليهم السلام ـ از جمله کلام امام سجاد عليه السلام ـ از يک نوع فراغت سخن گفته شده که «فراغتِ ممدوح» است. آن حضرت از خداوند مي خواهد که طعم شيرين چنين فراغتي را با وسعت در رزق و روزي به او بچشاند: «و أذقني طعم الفراغ لما تُحِبُّ بِسَعَةٍ من سَعَتِک...»16.

بسياري از سختي ها و رنج هاي ما، که موجب فشارهاي روحي و رواني ما مي شوند، از زياده طلبي و حرص و طمعِ زياد ناشي مي گردند. حضرت از خدا مي خواهد که با وسعت در روزي که خداوند به او عطا مي کند، طعم و مزّه فراغت و آسودگي را به او بچشاند؛ زيرا اين امور، انسان را آن چنان مشغول مي کند که از ياد و ذکر خدا غافل مي شود.

پي نوشت ها:

1. مجلّه پيوند، دکتر عبدالعظيم کريمي، تابستان 1382 ش.

2. جمعه / 9 و 10.

3. صحيفه سجّاديّه، فيض الاسلام، دعاي 20، ص140 و 141.

4. بحارالانوار، ج 77، ص 78.

5. غررالحکم، ج 2، ص 365 و 848.

6. نهج البلاغه، دشتي، ص 724، حکمت 390.

7. صحيفه سجّاديّه، دعاي 47، ص 349.

8. همان، دعاي 21، ص 145.

9. غررالحکم، ج 2، ص 681، ح 1103.

10. همان، ص 667 و 668، ح 944.

11. همان، ص 669 و 670، ح 970.

12. همان، ص 753، ح 241.

13. همان، ص 585، ح 55.

14. بحارالانوار، ج 1، ص 170.

15. سفينة البحار، ج 5، ص 368.

16. صحيفه سجّاديّه، دعاي 47، ص 355.

منبع: پايگاه حوزه.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار