بلاى همجنس گرائى!
وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمينَ، أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبيلَ وَ تَأْتُونَ في ناديكُمُ الْمُنْكَرَ فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقينَ، قالَ رَبِّ انْصُرْني عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدينَ (1)
و لوط را فرستاديم هنگامى كه به قوم خود گفت: «شما عمل بسيار زشتى انجام مىدهيد كه هيچ يك از مردم جهان پيش از شما آن را انجام نداده است! آيا شما به سراغ مردان مىرويد و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مىكنيد و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مىدهيد؟! «اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند:» اگر راست مىگويى عذاب الهى را براى ما بياور! (لوط) عرض كرد: «پروردگارا! مرا در برابر اين قوم تبهكار يارى فرما!»
«همجنسگرائى» چه در ميان مردان باشد (لواط) و چه در ميان زنان (مساحقه) از بدترين انحرافات اخلاقى است، كه سرچشمه مفاسد زيادى در جامعه خواهد بود.
اصولًا طبيعت زن و مرد، آن چنان آفريده شده است كه آرامش و اشباع سالم خود را در علاقه به جنس مخالف (از طريق ازدواج سالم) مىبينند، و هرگونه تمايلات جنسى در غير اين صورت، انحراف از طبع سالم انسانى و يك نوع بيمارى روانى است، كه اگر به آن ادامه داده شود، روز به روز تشديد مىگردد و نتيجهاش بىميلى به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از طريق «جنس موافق» است.
اين گونه روابط نامشروع، در «ارگانيسم بدن انسان» و حتى در سلسله اعصاب و روح، اثرات ويرانگرى دارد: مرد را از يك مرد كامل بودن، و زن را از يك زن كامل بودن، ساقط مىكند، به طورى كه چنين زنان و مردان همجنسباز، گرفتار ضعف جنسى شديد مىشوند، و قادر نيستند پدر و مادر خوبى براى فرزندان آينده خود باشند، و گاه قدرت بر توليد فرزند را به كلى، از دست مىدهند.
افراد «همجنسگرا» تدريجاً به انزوا و بيگانگى از اجتماع، و سپس بيگانگى از خويشتن، رو مىآورند، و گرفتار تضاد پيچيده روانى مىشوند، و اگر به اصلاح خويش نپردازند، ممكن است به بيماريهاى جسمى و روانى مختلفى گرفتار شوند.
به همين دليل، و به دلائل اخلاقى و اجتماعى ديگر، اسلام شديداً «همجنس گرائى» را در هر شكل و صورت، تحريم كرده، و براى آن مجازاتى شديد كه گاه به سرحد اعدام مىرسد، قرار داده است.
موضوع مهم اين است كه: بى بند و بارى و تنوعطلبى بيمارگونه دنياى متمدن مادى، بسيارى از پسران و دختران را به سوى اين انحراف بزرگ مىكشاند، نخست پسران را تشويق به لباسهاى جلف و زنانه و خودآرائى مخصوص، و دختران را به لباسهاى پسرانه دعوت مىكند، و از اينجا انحراف و همجنس گرائى شروع مىشود تا جائى كه به وقيحترين اعمال در اين زمينه، شكل قانونى مىدهند و از هرگونه پيگرد و مجازات بركنار مىدانند كه قلم از شرح و وصف آن شرم دارد.
1- لوط/28 ،30،29
2- تفسير نمونه، ج16.
/انتهاي پيام/