تحريم همجنس‏گرائى‏ و فلسفه آن!
کد خبر:۷۷۹۸۰
مشكلات جنسي جوانان/قسمت هفتم

تحريم همجنس‏گرائى‏ و فلسفه آن!

همجنس‏گرايان‏ از نظر روانى غالباً سالم نيستند و در خود يك نوع بيگانگى از خويشتن و بيگانگى از جامعه‏اى كه به آن تعلق دارند احساس مى‏كنند. قدرت اراده را، كه شرط هر نوع پيروزى است تدريجاً از دست مى‏دهند، و يك نوع سرگردانى و بى‏تفاوتى در روح آنها لانه مى‏كند.

همجنس‏گرائى، چه در مردان باشد و چه در زنان، در اسلام از گناهان بسيار بزرگ است و هر دو داراى حدّ شرعى است.

حدّ همجنس‏گرائى در مردان، خواه فاعل باشد يا مفعول اعدام است، و براى اين اعدام، طرق مختلفى در فقه بيان شده است. البته اثبات اين گناه بايد از طرق معتبر و قاطعى كه در فقه اسلامى و روايات‏ وارده از معصومين ذكر شده صورت گيرد، و حتى سه مرتبه اقرار هم به تنهائى كافى نيست، و بايد حداقل چهار بار اقرار به اين عمل كند.

و اما، حدّ همجنس‏گرائى در زنان پس از چهار بار اقرار، و يا ثبوت به وسيله چهار شاهد عادل (با شرائطى كه در فقه گفته شده) صد تازيانه است.

و بعضى از فقها گفته‏اند: اگر زن شوهردارى اين عمل را انجام بدهد حدّ او اعدام است.

اجراى اين حدود، شرائط دقيق و حساب شده‏اى دارد كه در كتب «فقه اسلامى» آمده است.

رواياتى كه، در مذمت همجنس‏گرائى از پيشوايان اسلام نقل شده آن قدر زياد و تكان‏دهنده است، كه با مطالعه آن هر كس احساس مى‏كند: زشتى اين گناه به اندازه‏اى است كه كمتر گناهى در پايه آن قرار دارد.

از جمله، در روايتى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم: «هنگامى كه قوم لوط آن اعمال ننگين را انجام دادند زمين آن چنان ناله و گريه سر داد كه اشك‏هايش به آسمان رسيد، و آسمان آن چنان گريه كرد كه اشك‏هايش به عرش رسيد. در اين هنگام خداوند به آسمان وحى فرستاد كه آنها را سنگ‏باران كن! و به زمين وحى فرستاد كه آنها را فرو بر»! «بحار الانوار،ج 12» (بديهى است گريه و اشك جنبه تشبيه و كنايه دارد).

و در حديثى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كس با نوجوانى آميزش جنسى كند، روز قيامت ناپاك وارد محشر مى‏شود، آن چنان كه تمام آب‏هاى جهان او را پاك نخواهند كرد، و خداوند او را غضب مى‏كند و از رحمت خويش دور مى‏دارد، و دوزخ را براى او آماده ساخته است و چه بد جايگاهى است ... سپس فرمود: هر گاه جنس مذكر با مذكر آميزش كند، عرش خداوند به لرزه در مى‏آيد». «وسائل الشيعه، ج 14».

در حديث ديگرى، از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم: «آنها كه تن به چنين كارى در مى‏دهند، بازماندگان سدوم (قوم لوط) هستند».

سپس اضافه فرمود: «من نمى‏گويم از فرزندان آنها هستند، ولى از طينت آنها هستند».

سؤال شد همان شهر «سدوم» كه زير و رو شد؟ فرمود: «آرى! چهار شهر بودند: «سدوم»، «صريم»، «الدّما» و «عميرا» (عمورا). «همان»

در روايت ديگرى، از امير مؤمنان على عليه السلام مى‏خوانيم: از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم چنين مى‏گفت: «لعنت خدا بر آن مردانى باد كه خود را شبيه زنان مى‏سازند، (با مردان آميزش جنسى مى‏كنند) و لعنت خدا بر زنانى باد كه خود را شبيه مردان مى‏كنند». «همان»

فلسفه تحريم همجنس‏گرائى‏

گر چه، در دنياى غرب كه آلودگى‏هاى جنسى فوق‏العاده زياد است، اين گونه زشتى‏ها مورد تنفر نيست، و حتى شنيده مى‏شود در بعضى از كشورها همانند «انگلستان» طبق قانونى كه با كمال وقاحت از پارلمان گذشته اين موضوع جواز قانونى پيدا كرده!!

ولى، شيوع اين گونه زشتى‏ها هرگز از قبح آن نمى‏كاهد، و مفاسد اخلاقى و روانى و اجتماعى آن در جاى خود ثابت است.

گاهى، بعضى از پيروان مكتب مادى كه اين گونه آلودگى‏ها را دارند، براى توجيه عملشان مى‏گويند: ما هيچ گونه منع طبّى براى آن سراغ نداريم!.

اما، آنها فراموش كرده‏اند كه، اصولًا، هر گونه انحراف جنسى، در تمام روحيات و ساختمان وجود انسان اثر مى‏گذارد، و تعادل او را بر هم مى‏زند.

توضيح اين كه: انسان به صورت طبيعى و سالم، تمايل جنسى به جنس مخالف دارد، و اين تمايل از ريشه‏دارترين غرائز انسان و ضامن بقاء نسل او است.

هر گونه كارى كه اين تمايل را از مسير طبيعيش منحرف سازد، يك نوع بيمارى و انحراف روانى در انسان ايجاد مى‏كند.

مردى كه تمايل به جنس موافق دارد، و يا مردى كه تن به چنين كارى مى‏دهد، هيچ كدام يك مرد كامل نيستند و در كتاب‏هاى امور جنسى «هموسكسوآليسم» (همجنس‏گرائى) به عنوان يكى از مهم‏ترين انحراف ذكر شده است.

ادامه اين كار، تمايلات جنسى را نسبت به جنس مخالف در انسان تدريجاً مى‏كشد، و در مورد كسى كه تن به اين كار در مى‏دهد، احساسات زنانه تدريجاً در او پيدا مى‏شود، و هر دو گرفتار ضعف مفرط جنسى و به اصطلاح سرد مزاجى مى‏شوند، به طورى كه بعد از مدتى قادر به آميزش طبيعى (آميزش با جنس مخالف) نخواهند بود.

با توجه به اين كه، احساسات جنسى مرد و زن، هم در ارگانيسم بدن آنها مؤثر است، و هم در روحيات و اخلاق ويژه آنان، روشن مى‏شود از دست دادن احساسات طبيعى تا چه حد ضربه بر جسم و روح انسان وارد مى‏سازد، و حتى ممكن است افرادى كه گرفتار چنين انحرافى هستند، چنان گرفتار ضعف جنسى شوند كه ديگر قدرت بر توليد فرزند پيدا نكنند.

اين گونه اشخاص، از نظر روانى غالباً سالم نيستند و در خود يك نوع بيگانگى از خويشتن و بيگانگى از جامعه‏اى كه به آن تعلق دارند احساس مى‏كنند.

قدرت اراده را، كه شرط هر نوع پيروزى است تدريجاً از دست مى‏دهند، و يك نوع سرگردانى و بى‏تفاوتى در روح آنها لانه مى‏كند.

آنها، اگر به زودى تصميم به اصلاح خويشتن نگيرند، و حتى در صورت لزوم از طبيب جسمى يا روانى كمك نخواهند، و اين عمل به صورت عادتى براى آنها در آيد، ترك آن مشكل خواهد شد، و در هر حال هيچ وقت براى ترك اين عادت زشت دير نيست، تصميم مى‏خواهد و عمل!

سرگردانى روانى تدريجاً آنها را به مواد مخدر و مشروبات الكلى و انحرافات اخلاقى ديگر خواهد كشانيد، و اين يك بدبختى بزرگ ديگر است.

جالب اين كه در روايات اسلامى در عباراتى كوتاه و پر معنى، اشاره به اين مفاسد شده است، از جمله در روايتى از امام صادق عليه السلام مى‏خوانيم: كسى از او سؤال كرد: «چرا خداوند لواط را حرام كرده است»؟

فرمود:  «اگر آميزش با پسران حلال بود، مردان از زن‏ها بى‏نياز (و نسبت به آنان بى‏ميل) مى‏شدند، و اين باعث قطع نسل انسان مى‏شد، و باعث از بين رفتن آميزش طبيعى جنس موافق و مخالف مى‏گشت، و اين كار مفاسد زياد اخلاقى و اجتماعى به بار مى‏آورد». «همان»

ذكر اين نكته نيز قابل توجه است كه، اسلام يكى از مجازات‏هائى را كه براى‏ چنين افرادى قائل شده آن است كه، ازدواج خواهر و مادر و دختر شخص مفعول بر فاعل حرام است، يعنى اگر چنين كارى قبل از ازدواج صورت گرفته شد، اين زنان براى او حرام ابدى مى‏شوند.

آخرين نكته‏اى كه در اينجا بايد يادآور شويم اين است كه: كشيده شدن افراد به اين گونه انحراف جنسى، علل بسيار مختلفى دارد، و حتى گاهى طرز رفتار پدر و مادر با فرزندان خود، و يا عدم مراقبت از فرزندان همجنس، و طرز معاشرت و خواب آنها با هم در خانه، ممكن است از عوامل اين آلودگى گردد.

گاهى، ممكن است انحراف اخلاقى ديگر سر از اين انحراف بيرون آورد.

قابل توجه اين كه: در حالات قوم «لوط» مى‏خوانيم: عامل آلودگى آنها به اين گناه اين بود كه آنها مردمى بخيل بودند، و چون شهرهاى آنها بر سر راه كاروان‏هاى «شام» قرار داشت، و آنها نمى‏خواستند از ميهمانان و عابرين پذيرائى كنند، در آغاز چنين به آنها وانمود مى‏كردند كه، قصد تجاوز جنسى به آنان دارند، تا ميهمانان و عابرين را از خود فرار دهند، ولى، اين عمل تدريجاً به صورت عادت براى آنها در آمد، و تمايلات انحراف جنسى تدريجاً در وجود آنها بيدار شد، و كارشان به جائى رسيد كه از فرق تا قدم آلوده شدند. «بحار الانوار، ج 12»

حتى، شوخى‏هاى بى‏موردى كه گاهى در ميان پسران و يا دختران نسبت به همجنسان خود مى‏شود، گاهى انگيزه كشيده شدن به اين انحرافات مى‏گردد، به هر حال، بايد به دقت مراقب اين گونه مسائل بود، و آلودگان را به سرعت نجات داد و از خدا در اين راه توفيق طلبيد.

منبع:  تفسير نمونه، ج9.

/انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار