تحريم همجنسگرائى و فلسفه آن!
همجنسگرائى، چه در مردان باشد و چه در زنان، در اسلام از گناهان بسيار بزرگ است و هر دو داراى حدّ شرعى است.
حدّ همجنسگرائى در مردان، خواه فاعل باشد يا مفعول اعدام است، و براى اين اعدام، طرق مختلفى در فقه بيان شده است. البته اثبات اين گناه بايد از طرق معتبر و قاطعى كه در فقه اسلامى و روايات وارده از معصومين ذكر شده صورت گيرد، و حتى سه مرتبه اقرار هم به تنهائى كافى نيست، و بايد حداقل چهار بار اقرار به اين عمل كند.
و اما، حدّ همجنسگرائى در زنان پس از چهار بار اقرار، و يا ثبوت به وسيله چهار شاهد عادل (با شرائطى كه در فقه گفته شده) صد تازيانه است.
و بعضى از فقها گفتهاند: اگر زن شوهردارى اين عمل را انجام بدهد حدّ او اعدام است.
اجراى اين حدود، شرائط دقيق و حساب شدهاى دارد كه در كتب «فقه اسلامى» آمده است.
رواياتى كه، در مذمت همجنسگرائى از پيشوايان اسلام نقل شده آن قدر زياد و تكاندهنده است، كه با مطالعه آن هر كس احساس مىكند: زشتى اين گناه به اندازهاى است كه كمتر گناهى در پايه آن قرار دارد.
از جمله، در روايتى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «هنگامى كه قوم لوط آن اعمال ننگين را انجام دادند زمين آن چنان ناله و گريه سر داد كه اشكهايش به آسمان رسيد، و آسمان آن چنان گريه كرد كه اشكهايش به عرش رسيد. در اين هنگام خداوند به آسمان وحى فرستاد كه آنها را سنگباران كن! و به زمين وحى فرستاد كه آنها را فرو بر»! «بحار الانوار،ج 12» (بديهى است گريه و اشك جنبه تشبيه و كنايه دارد).
و در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كس با نوجوانى آميزش جنسى كند، روز قيامت ناپاك وارد محشر مىشود، آن چنان كه تمام آبهاى جهان او را پاك نخواهند كرد، و خداوند او را غضب مىكند و از رحمت خويش دور مىدارد، و دوزخ را براى او آماده ساخته است و چه بد جايگاهى است ... سپس فرمود: هر گاه جنس مذكر با مذكر آميزش كند، عرش خداوند به لرزه در مىآيد». «وسائل الشيعه، ج 14».
در حديث ديگرى، از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: «آنها كه تن به چنين كارى در مىدهند، بازماندگان سدوم (قوم لوط) هستند».
سپس اضافه فرمود: «من نمىگويم از فرزندان آنها هستند، ولى از طينت آنها هستند».
سؤال شد همان شهر «سدوم» كه زير و رو شد؟ فرمود: «آرى! چهار شهر بودند: «سدوم»، «صريم»، «الدّما» و «عميرا» (عمورا). «همان»
در روايت ديگرى، از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم چنين مىگفت: «لعنت خدا بر آن مردانى باد كه خود را شبيه زنان مىسازند، (با مردان آميزش جنسى مىكنند) و لعنت خدا بر زنانى باد كه خود را شبيه مردان مىكنند». «همان»
فلسفه تحريم همجنسگرائى
گر چه، در دنياى غرب كه آلودگىهاى جنسى فوقالعاده زياد است، اين گونه زشتىها مورد تنفر نيست، و حتى شنيده مىشود در بعضى از كشورها همانند «انگلستان» طبق قانونى كه با كمال وقاحت از پارلمان گذشته اين موضوع جواز قانونى پيدا كرده!!
ولى، شيوع اين گونه زشتىها هرگز از قبح آن نمىكاهد، و مفاسد اخلاقى و روانى و اجتماعى آن در جاى خود ثابت است.
گاهى، بعضى از پيروان مكتب مادى كه اين گونه آلودگىها را دارند، براى توجيه عملشان مىگويند: ما هيچ گونه منع طبّى براى آن سراغ نداريم!.
اما، آنها فراموش كردهاند كه، اصولًا، هر گونه انحراف جنسى، در تمام روحيات و ساختمان وجود انسان اثر مىگذارد، و تعادل او را بر هم مىزند.
توضيح اين كه: انسان به صورت طبيعى و سالم، تمايل جنسى به جنس مخالف دارد، و اين تمايل از ريشهدارترين غرائز انسان و ضامن بقاء نسل او است.
هر گونه كارى كه اين تمايل را از مسير طبيعيش منحرف سازد، يك نوع بيمارى و انحراف روانى در انسان ايجاد مىكند.
مردى كه تمايل به جنس موافق دارد، و يا مردى كه تن به چنين كارى مىدهد، هيچ كدام يك مرد كامل نيستند و در كتابهاى امور جنسى «هموسكسوآليسم» (همجنسگرائى) به عنوان يكى از مهمترين انحراف ذكر شده است.
ادامه اين كار، تمايلات جنسى را نسبت به جنس مخالف در انسان تدريجاً مىكشد، و در مورد كسى كه تن به اين كار در مىدهد، احساسات زنانه تدريجاً در او پيدا مىشود، و هر دو گرفتار ضعف مفرط جنسى و به اصطلاح سرد مزاجى مىشوند، به طورى كه بعد از مدتى قادر به آميزش طبيعى (آميزش با جنس مخالف) نخواهند بود.
با توجه به اين كه، احساسات جنسى مرد و زن، هم در ارگانيسم بدن آنها مؤثر است، و هم در روحيات و اخلاق ويژه آنان، روشن مىشود از دست دادن احساسات طبيعى تا چه حد ضربه بر جسم و روح انسان وارد مىسازد، و حتى ممكن است افرادى كه گرفتار چنين انحرافى هستند، چنان گرفتار ضعف جنسى شوند كه ديگر قدرت بر توليد فرزند پيدا نكنند.
اين گونه اشخاص، از نظر روانى غالباً سالم نيستند و در خود يك نوع بيگانگى از خويشتن و بيگانگى از جامعهاى كه به آن تعلق دارند احساس مىكنند.
قدرت اراده را، كه شرط هر نوع پيروزى است تدريجاً از دست مىدهند، و يك نوع سرگردانى و بىتفاوتى در روح آنها لانه مىكند.
آنها، اگر به زودى تصميم به اصلاح خويشتن نگيرند، و حتى در صورت لزوم از طبيب جسمى يا روانى كمك نخواهند، و اين عمل به صورت عادتى براى آنها در آيد، ترك آن مشكل خواهد شد، و در هر حال هيچ وقت براى ترك اين عادت زشت دير نيست، تصميم مىخواهد و عمل!
سرگردانى روانى تدريجاً آنها را به مواد مخدر و مشروبات الكلى و انحرافات اخلاقى ديگر خواهد كشانيد، و اين يك بدبختى بزرگ ديگر است.
جالب اين كه در روايات اسلامى در عباراتى كوتاه و پر معنى، اشاره به اين مفاسد شده است، از جمله در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: كسى از او سؤال كرد: «چرا خداوند لواط را حرام كرده است»؟
فرمود: «اگر آميزش با پسران حلال بود، مردان از زنها بىنياز (و نسبت به آنان بىميل) مىشدند، و اين باعث قطع نسل انسان مىشد، و باعث از بين رفتن آميزش طبيعى جنس موافق و مخالف مىگشت، و اين كار مفاسد زياد اخلاقى و اجتماعى به بار مىآورد». «همان»
ذكر اين نكته نيز قابل توجه است كه، اسلام يكى از مجازاتهائى را كه براى چنين افرادى قائل شده آن است كه، ازدواج خواهر و مادر و دختر شخص مفعول بر فاعل حرام است، يعنى اگر چنين كارى قبل از ازدواج صورت گرفته شد، اين زنان براى او حرام ابدى مىشوند.
آخرين نكتهاى كه در اينجا بايد يادآور شويم اين است كه: كشيده شدن افراد به اين گونه انحراف جنسى، علل بسيار مختلفى دارد، و حتى گاهى طرز رفتار پدر و مادر با فرزندان خود، و يا عدم مراقبت از فرزندان همجنس، و طرز معاشرت و خواب آنها با هم در خانه، ممكن است از عوامل اين آلودگى گردد.
گاهى، ممكن است انحراف اخلاقى ديگر سر از اين انحراف بيرون آورد.
قابل توجه اين كه: در حالات قوم «لوط» مىخوانيم: عامل آلودگى آنها به اين گناه اين بود كه آنها مردمى بخيل بودند، و چون شهرهاى آنها بر سر راه كاروانهاى «شام» قرار داشت، و آنها نمىخواستند از ميهمانان و عابرين پذيرائى كنند، در آغاز چنين به آنها وانمود مىكردند كه، قصد تجاوز جنسى به آنان دارند، تا ميهمانان و عابرين را از خود فرار دهند، ولى، اين عمل تدريجاً به صورت عادت براى آنها در آمد، و تمايلات انحراف جنسى تدريجاً در وجود آنها بيدار شد، و كارشان به جائى رسيد كه از فرق تا قدم آلوده شدند. «بحار الانوار، ج 12»
حتى، شوخىهاى بىموردى كه گاهى در ميان پسران و يا دختران نسبت به همجنسان خود مىشود، گاهى انگيزه كشيده شدن به اين انحرافات مىگردد، به هر حال، بايد به دقت مراقب اين گونه مسائل بود، و آلودگان را به سرعت نجات داد و از خدا در اين راه توفيق طلبيد.
منبع: تفسير نمونه، ج9.
/انتهاي پيام/