حقوق بشر براي مسافران هواپيماي ايرباس
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، جوان نوشت:
پرواز 655 هواپيمايي ايرباس ايران ساعت ده و هفده دقيقه صبح 12 تير سال 1367 آرام از بندرعباس برخاست تا ساعتي ديگر آنان را در فرودگاه دوبي بر زمين بنشاند. 66 کودک زير 13 سال، 53 زن و 46 تبعه ساير کشورها از مسافران اين هواپيماي مسافربري بودند که بيخبر از همه جا چشم به آسمان آبي خليج فارس دوخته بودند اما از زير پاي خود خبر نداشتند که ناو فوق پيشرفته «وينسنس» به کاپيتاني «ويل راجرز» در کمين آنان نشسته است و منتظر فرصتي طلايي است تا انتقام ناکاميهاي امريکا در جنگ تحميلي 8 ساله عليه ايران را از اين افراد بيگناه بگيرد.
با قرار گرفتن هواپيماي ايرباس در صفحه مانيتور رادار وينسنس، راجرز دستور شليک را صادر کرد و دو موشک استاندارد 2 در يک لحظه به سمت آسمان شليک شدند و لحظهاي بعد قطعههاي ايرباس به همراه 290 جسد سوخته و نيمهسوخته در آبهاي نيلگون خليج فارس آرام گرفت که تا به امروز جسد بسياري از آنان حتي از آب بيرون کشيده نشده است.
از اشتباه قلمداد کردن اين جنايت تا اعطاي مدال
فاجعه حمله به يک هواپيماي مسافربري و قتل عام صدها انسان بيگناه آنقدر سنگين بود که کاخ سفيد سريعاً آن را اشتباه گرفتن اين هواپيماي مسافربري با يک جنگنده شکاري F14 قلمداد کرد اما آيا ميتوان باور کرد پيشرفتهترين ناو روز جهان يک جنگنده کوچک F14 را با هواپيمايي غولپيکر اشتباه بگيرد؟ در ثاني اگر اين عمليات اشتباهاً رخ داده چگونه پس از چند صباحي ريگان، رئيسجمهور وقت امريکا در جلوي چشم همگان به سينه ويل راجرز مدال شجاعت چسباند. مدال شجاعت براي يک اقدام اشتباه يا انجام موفق عمليات پنتاگون در آبهاي ايران.
فرداي 12 تير رسانهها از زبان ديل راجرز نوشتند که: «من سنگيني اينبار را تا پايان عمر به دوش خواهم کشيد» و تا اينگونه به عمق جنايتي که سياستمداران امريکا دستور آن را صادر کرده بودند را بر زبان آورد و به همگان اين پيغام را برساند که ناخداي وينسنس با ارتکاب اين جنايت از اين پس آرامش نخواهد داشت.
پشت پرده حمله به هواپيماي غيرنظامي ايران
حدود يک سال پس از آغاز جنگ تحميلي و پس از آنکه صدام در جنگ زميني برخلاف تصور خود و اربابان امريکايياش زمينگير شد، کاخ سفيد سناريوي باز کردن جبهه جديدي در جنگ (جنگ دريايي) را آغاز کرد تا از اين طريق به ايران فشار آورده و اين انقلاب نو تأسيس را وادار به تسليم کند. در سال 60 حمله به کشتيهاي تجاري ايران در آبهاي نيلگون خليج فارس و تنگه هرمز آغاز شد و با استمرار اين حملات به دو کشتي تجاري در 31 ديماه 60 امنيت خليج فارس دچار خدشه شد و با واگذاري هواپيماهاي سوپر اتاندارد و موشکهاي اگزوسه از سوي فرانسه به دولت صدام اين مناقشه وارد فاز جديدي شد. در طي تمام اين حملات نامتعارف جنگي شوراي امنيت سازمان ملل از کوچکترين عکسالعملي خودداري کرد. اما پس از آنکه چند پاسخ به اين جنايات به ايران نسبت داده شد اين شورا سريعاً در 11 خردادماه سال 63 خواستار قطع اين حملات شد و قطعنامه 533 را از تصويب گذراند تا نشان دهد تصميمات شوراي به اصطلاح امنيت تا چه حد هماهنگ با خواست امريکا و دول غربي است.
تا خردادماه سال 63 مجموعاً 113 کشتي ايراني مورد حمله موشکي قرار گرفتند با اينکه ايران به دبيرکل سازمان ملل نامه نوشت و از هرگونه اقدامي براي تأمين آزادي و امنيت کشتيراني در خليج فارس استقبال کرد اما اين حملهها ادامه يافت تا اينکه در تيرماه سال 66 مجموعاً 5/8 ميليون تن از محمولههاي کشتيها به زير آب رفت. 300 ملوان به قتل رسيدند و 41 کشتي کاملاً نابود شد.
متعاقب اين حملات، حمله به سکوهاي نفتي ايران در دستور کار امريکا قرار گرفت و پس از آن فاجعه حمله به 290 غيرنظامي مستقر در هواپيماي ايرباس به تاريخ 12 تيرماه سال 67.
14 تير ايران طي نامهاي خواستار تشکيل فوري جلسه شوراي امنيت براي بررسي اين جنايت شد و اکبر ولايتي از جانب ايران و جرج بوش از جانب امريکا در اين جلسه شرکت کردند اما اين شورا به جاي محکوميت اين اقدام نادر و ضد انساني تنها به ابراز تأسف عميق از اين حادثه بسنده کرد و تنها خواستار تبيين حقايق سانحه توسط بازرسي بيطرفانه در منطقه شد.
ايران همچنين شکايت به ديوان بينالمللي لاهه را نيز در دستور کار قرار داد اما اين ديوان که قرار است به جنايات جنگي رسيدگي کند و همچنين ايکائو(سازمان هواپيمايي کشوري بينالمللي) تنها به ابراز تأسف و تسليت به بازماندگان بسنده کردند.
در حقيقت با حمله 12 تير امريکا به جاي پشتيباني همهجانبه از دولت صدام در جنگ تحميلي، اينبار خود شخصاً وارد جنگ با ايران شد تا صحنه را به نفع عراق به پايان برساند.
12 تير به نام «دموکراسي امريکايي» ثبت شود
افشاي جزئيات و ماهيت جنايت 12 تير سال 67 ارتش امريکا که براي اثبات قدرت خود حتي حاضر است صدها زن و کودک غيرنظامي و بيگناه را قرباني سازد تا حدودي راز حقوق بشر نظام ليبرال دموکراسي گاوچرانان امريکايي را هويدا خواهد کرد. حقوق بشري که در آن دهها هزار نفر از مردم هيروشيما و ناکازاکي، مردم ويتنام و غير نظاميان ايران به خاطر خواست دولتمردان امريکا در آن واحد زير آتش کينه امريکا ميسوزند و کسي در قبال آن پاسخگو نيست اما چنانچه واقعه مشکوک 11 سپتامبر رخ ميدهد، جهان بايد آماده جنگ صليبي جديدي شود تا تاوان چند امريکايي کشته شده در اين حادثه راز آلود را بدهد.
مناسب است شوراي فرهنگ عمومي کشور که مسئوليت ثبت مناسبتها در تقويم را به عهده دارد روز 12 تيرماه هرسال را به عنوان روز دموکراسي امريکايي در تقويم ثبت کند و پس از آن رايزني با ساير کشورها و ملتها و حتي سازمانهاي بينالمللي براي ثبت اين روز در تقويم جهاني آغاز شود.
عبرتي براي عناصر داخلي
ساکنان هواپيماي سوم ژوئيه 1988 نه نظامي بودند و نه عناصر فعال انقلاب، جرم آنان يک چيز بود و آن اينکه ايراني بودند و به همين جرم در يک لحظه در آسمان خليج فارس آتش گرفتند.
22 سال از اين ماجراي تأثر بار ميگذرد و اين واقعه صحنهاي بينقاب از دموکراسي مدنظر دولتمردان امريکايي از ريگان گرفته تا اوباماست. افرادي که با کوچکترين تغيير لحن سياستمداران کاخ سفيد و سر دادن شعارهاي بيمحتوايي همچون «تغيير» عنان از کف داده و بيصبرانه خواهان شکستن مرزها با اين دولت خودکامهاند. بد نيست کارنامه سياه اين حکومت در ايران طي 50 سال گذشته را يک مرور کوتاه داشته باشند و آنگاه در اظهارنظرها و مواضع خود، مصالح ملي را فداي لبخند دشمنان نکنند./انتهاي پيام/