جوانمرد كيست؟
کد خبر:۷۸۱۶۹
جوانمردي

جوانمرد كيست؟

از جوانمردي، اين است که آدمي خودبين نباشد و به کارهاي خود ننگرد و در برابر کاري که مي‌کند،‌ عوض نخواهد.

از بزرگي پرسيدند:‌جوانمردي چيست؟ گفت: دريايي است که سه چشمه دارد: اول، سخاوت؛ ‌دوم، شفقت؛‌سوم، بي‌نيازي از خلق و نيازمندي به حق.[1]

به حکيمي گفتند: جوان‌مرد کيست؟ گفت: «آن‌کس که بخشد و به ياد نياورد».[2]

سيرت و طريقت جوان‌مردان آن است که مصطفي(ص) به علي(ع) گفت: يا علي! جوان‌مرد راست‌گو بود و وفادار و امانت‌گزار و رحيم‌دل و پرعطا و مهمان‌نواز و نيکوکار.

در خبر است که رسول(ص) نشسته بود. سائلي برخاست و سؤال کرد. رسول(ص) روي سوي ياران کرد و فرمود:‌با وي جوان‌مردي کنيد. علي(ع) برخاست و رفت. چون باز آمد، يک دينار داشت و پنج درم و يک قرص طعام. رسول(ص) پرسيد: يا علي! اين چه حالت است؟ گفت: يا رسول الله(ص)! چون سائل سؤال کرد،‌بر دلم گذشت که او را قرصي بدهم. باز در دلم آمد که پنج درم به وي دهم. باز به خاطرم بگذشت که يک دينار به وي دهم. اکنون روا نداشتم که آنچه به خاطرم فراز آمد و بر دلم بگذشت، نکنم. رسول(ص) گفت: «لا فتي الّا علي؛ جوان‌مرد نيست، مگر علي».[3]

در نقل چنين گفته‌اند که روزي در خانه، اميرمؤمنان علي(ع) افطار نکرده بودند و از عالم غيب، سه قرص جوين حق‌تعالي بفرستاد. اميرمؤمنان علي(ع)، يکي به حسن(ع) داد و يکي به حسين و يکي را به دو پاره کرده، نيم به فاطمه(س) داد و نيمي خواست بخورد که در حال، درويشي بر در آمد. اميرمؤمنان(ع) نصيب خود را به درويش داد. فاطمه نيز موافقت کرد و حسن و حسين(ع) هم موافقت کردند که از اولاد خاندان بودند و فتوت بدان خانه ميراث بماند.[4]

جوانمردي از نگاه ابوعبدالرحمان سلمي در کتاب الفتوه[5]

از جوان‌مردي، لطف با برادران و برآوردن نياز آنان است.

از جوان‌مردي، نيکي در برابر بدي و ترک مکافات بر زشتي است.

از جوان‌مردي، ترک طلب خطاي ياران و برادران است.

از جوان‌مردي، ترک عيب خوراکي است که عرضه مي‌شود.

از جوان‌مردي، به کار بردن خَلق و خُلق والاست؛ چون آن کار از اعمال بهشتيان است.

از جوان‌مردي، انس و الفت با برادران است.

از جوان‌مردي، بخشندگي است.

از جوان‌مردي، نگاه داشتن دوستي ديرين است.

از جوان‌مردي، سازگاري با برادران است تا وقتي گناه نباشد.

از جوان‌مردي، آغاز رفاقت با ياران است نه ويژگان.

از جوان‌مردي، مهرباني با برادران و يکساني با آنان است.

از جوان‌مردي، محبت غريبان و نيک‌پيماني با آنان است.

از جوان‌مردي، راست‌گويي و امانت‌داري است.

از جوان‌مردي، خوردن طعام پس از ياران است.

از جوان‌مردي، خوش‌معاشرتي و سرگرمي و شادي با برادران است.

از جوان‌مردي، اين است که آدمي خودبين نباشد و به کارهاي خود ننگرد و در برابر کاري که مي‌کند،‌عوض نخواهد.

از جوان‌مردي اين است که برادرانت را به خطايشان سرزنش نکني و وقتي گناه کردند، ‌توبه آنان را بپذيري.

از جوان‌مردي، بزرگداشت حرمت‌هاي الهي است.

از جوان‌مردي اين است که با مردم چنان باشي که دوست داري با تو آن‌گونه باشند.

از جوان‌مردي، اعتماد به ضمانت خداي بزرگ در روزي است.

از جوان‌مردي اين است که چيزي در دو سراي، تو را از خدا مشغول نسازد.

از جوان‌مردي، اعتماد به چيزي است که خدا برايت ضمانت کرده و مشغول شدن به چيزي است که تو را بدان امر فرموده است.

از جوان‌مردي، عفو با قدرت است.

از جوان‌مردي، به عيب خود مشغول شدن و از عيب ديگران باز ماندن است.

از جوان‌مردي، خوش‌گماني به خلق و حفظ حرمت آنان است.

از جوان‌مردي، قبول چيزي است که از حکيمان مي‌شنود؛ اگرچه آن را نفهمد، برکت قبول، او را به فهم آن مي‌رساند.

از جوان‌مردي، ترک چرب‌زباني در همه احوال است.

از جوان‌مردي، اين است که جوان‌مرد از هستي و هرچه در آن است آزاد باشد، تا به بندگي کسي رسد که همه هستي از اوست.

از جوان‌مردي، فروتني براي ذاکران و قبول حق از ناصحان است.

از جوان‌مردي، در هر حال به خلق خدا مهر ورزيدن است.

از جوان‌مردي اين است که جوان‌مرد هر منع و بخششي را از خدا مي‌بيند تا چهره خود به سؤال تيره نکند و خود را به طمع خوار نسازد.

از جوان‌مردي اين است که جوان‌مرد به سببي از اسباب دنيوي، بر برادرش متغير نشود.

از جوان‌مردي، محفوظ ماندن از آفات به ترک شهوات است.

از جوان‌مردي، نگاه‌داري راز با خداست تا غير خدا در آن راه نيابد.

از جوان‌مردي، قيام براي خدا و به خدا و با خداست.

از جوان‌مردي آن است که وقتي توانايي بخشش داري، از آنچه داري بخل نورزي.

از جوان‌مردي اين است که راحت ديگران را بر خود ترجيح دهد و رنج و زحمت آنان را برنتابد.

از جوان‌مردي اين است که احدي را تحقير نکند.

از جوان‌مردي اين است که نيکي خود را به برادران فراموش کني و قدر آنان را بشناسي.

از جوان‌مردي اين است که آدمي سِرّ و باطن خود را بيشتر از ظاهرش مراعات کند؛ چون باطن، ‌نظرگاه خدا و ظاهر جايگاه نظر خلق است.

از جوان‌مردي اين است که هيچ‌وقت از برادران غافل نباشد.

از جوان‌مردي،‌شتاب کردن در رفع نياز برادران است.

از جوان‌مردي اين است که آدمي در امر دين و دنيايش بلندهمت باشد.

از جوان‌مردي، دوستي را به دوستي پاداش دادن است؛ چون جزاي محبت، ‌محبت است.

از جوان‌مردي، حفظ اعضا و جوارح ظاهر و باطن است.

از جوان‌مردي اين است که آدمي پيش از پرسش، به بخشش پردازد.

از جوان‌مردي، ‌دوري از فسادي است که در دشمني با مردم وجود دارد.

از جوان‌مردي ‌اين است که آدمي گوش خود را از شنيدن زشتي نگهدارد؛ چنان‌که زبانش را از زشت‌گويي نگاه مي‌دارد.

از جوان‌مردي، حفظ همسايه و همسايگي است.

از جوان‌مردي، ‌حفظ پيمان کسي است که در تنگ‌دستي و سختي با تو هم‌نشين شود.

پي نوشت‌ها:

[1]. حسين ديلمي، حکايت و حکمت، ‌قم، ‌راه قرآن، ‌،‌ص 35.

[2]. نصيحه‌الملوک، تصحيح:‌جلال‌الدين همايي، تهران، بابک، 1361، ص 234.

[3]. کشف الاسرار، ج 5، ص 669.

[4]. رسائل جوانمردان، ص 101.

[5]. نک: ابوعبدالرحمان سلمي، الفتوه، ترجمه: قاسم انصاري، قزوين، حديث امروز، 1380، ‌صص 18 ـ 83.

پايگاه حوزه.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار