نامه شديداللحن تشکل هاي دانشجويي دانشگاههاي ايلام به هاشمي رفسنجاني
به گزارش خبرنگار سياسي «شبکه خبر دانشجو»، تشکل هاي دانشجويي دانشگاههاي استان ايلام نامه اي سرگشاده را خطاب به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر كرده اند كه متن آن به شرح زير است:
«سلام قولا من رب الرحيم»، سلام از اسما الهي است، پس هر کس سلام مي گويد، نام خدا را بين مردم فاش و جاري مي سازد. بر سلام آثار و حسنات بسيار مترتب است از آن جهت معصوم(ع) مي فرمايد: «بخيل کسي است که در سلام کردن بخل ورزد»
آقاي هاشمي رفسنجاني!
سلام عليکم
از زمان ارسال نامه سر گشاده شما به رهبر معظم انقلاب درصدد بوديم پاسخي به نامه تان بدهيم اما نمي خواستيم پاسخي سريع و از روي احساس داده باشيم و علاوه بر اين مي پنداشتيم که نگارش چنين نامه اي خطايي سهو از سوي شما بوده که بيشتر تحت تأثير اظهارات آقاي احمدي نژاد در مناظره با موسوي تنظيم شده است، به همين دليل يک سال صبر کرديم، خون دلهاي بسيار خورديم اما نتيجه اي مخالف پنداشتمان حاصل شد. موضوع، خطاي سهوي و از سر احساس نبود بلکه خطايي عمد، دامنه دار و البته هدفمند بوده است به همين دليل اقدام به نگارش نامه اي سرگشاده نموديم تا در آن مواضع دو پهلو يتان در طول يکسال اخير را مرور و بررسي کنيم .
در خصوص نامه سرگشاده تان به رهبر معظم انقلاب اسلامي؛
1. آقاي هاشمي، شما همواره طبق ادعايتان مطرح نموده ايد که از جمله افراد معدودي هستيد که در هر زمان امکان ملاقات با رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي) را داشته و داريد. حال پاسخگو باشيد فردي که از چنين موقعيت و امتيازي برخوردار است طبق کدام منطق نامه اي به صورت سرگشاده و البته بدون سلام، با محورهاي خودگرايي و خانواده سالاري به شخص اول نظام اسلامي مي نگارد.
2. شما در علت نوشتن نامه آن هم بصورت سرگشاده اظهار داشتيد که نامه را بصورت خصوصي ارسال کرده ايد و چون طي مدت زمان مشخص شده توسط شما پاسخي از مقام معظم رهبري دريافت نشد، نامه را سرگشاده اعلام کرده و در اختيار رسانه ها قرار داديد.
آقاي هاشمي بد نيست بدانيد ولايت فقيه شعبه اي از ولايت الهي و ولايت حضرت رسول(ص) است که در قرآن از آن بعنوان ولايت برجانها و نفسها تعبير شده است «اولي بالمؤمنين من انفسهم-احزاب آيه6» بعبارتي اختيار جانها و اموال در دست ولايت الهي ست که مردم بايد از امر ولايت تبعيت کنند نه اينکه بعضي ها چنان دچار توهم و تکبر شوند که براي ولي شان تعيين تکليف کنند. آقاي هاشمي اين سخن و عمل شما موضوع صلح حديبيه را براي ما تداعي کرد که در آن حادثه برخي خود را از حضرت رسول(ص) برتر ديده و به ايشان جسارت نمودند.
3. هرچند برخي سران بي ملاحظه، بازيچه منافع ديگران واقع شدند و مديريت اغتشاشات در خيابانها را بعهده گرفتند، اما مجوز اصلي آغاز اغتشاشات توسط شخص شما در فراز پاياني نامه سرگشاده تان صادر شد.
«با اين همه بر فرض اينکه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشک بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي که از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميکنيم»
در نامه حق به جانبتان تلويحاً رهبر معظم انقلاب را عامل بروز و حمايت از نابساماني ها در جامعه معرفي کرده و تمامي نگاه ها را متوجه ايشان نموديد. شما با اين کار شخص اول نظام اسلامي را در تيررس دشمنان انقلاب قرار داديد.
آقاي هاشمي به نامه سرگشاده تان بسنده نکرديد، فصل الخطاب هاي رهبر معظم انقلاب در29خرداد 1388 را نشنيده گرفتيد و بالاتر از اينها يکي از ارکان اصلي و فرايض ديني مقدس و موکد جامعه نبوي يعني نماز جمعه را به جايگاه سخنان و مواضع دو پهلوي بحران آفرين مبدل کرديد. جامعه به سمت استقرار آرامش و امنيت در حال پيشرفت بود که باز شما با خطبه هاي آخرين نماز جمعه تان در تنور فتنه دميديد و بازار اغتشاشات را رونقي تازه داديد.
واما در خصوص آخرين امامت نماز جمعه تان در تاريخ 26 تير 1388:
1. از شرايط بحراني دم زديد و از بروز بحران در کشور گلايه کرديد، آقاي هاشمي!مگر مجوز آغاز چنين بحراني را شما صادر نکرديد؟ حال چه شده که خود از کرده خود گلايه مي کنيد!
2. خواستار آزادي بدون قيد وبند اغتشاشگران و محاربين عليه نظام اسلامي ايران شديد! در صورتي که همين افراد بودند که آرامش و امنيت کشور را نشانه گرفتند و قصد براندازي نظام اسلامي و تحقق انقلاب مخملي داشتند.
آقاي هاشمي اين خواسته نابجا حاوي دو پيام مهم بود؛
اول؛ شاد شدن دشمنان و حمايت از اخلالگراني که بغض امام و انقلاب را در سينه داشتند.
دوم؛ ترسيم مسيري جديد دقيقاً مقابل مسير ترسيم شده رهبر معظم انقلاب، بعبارتي چنين درخواستي دقيقاً متضاد ديدگاه رهبر و عموم مردم درخصوص اخلالگران بود در حالي که شما مقام معظم رهبري را اعلم و مطمئن ترين فرد انقلابي مي دانيد؟
3. از دلجويي آسيب ديدگان دم زديد!
آقاي هاشمي، شما با عدم موضع گيري در قبال ساختار شکني هاي فتنه مفتضح سبز (در خصوص اهانت هاي اين حرکت پليد به ارزش هاي انقلاب اسلامي از جمله امام راحل و ولايت مطلقه فقيه و بالاتر از اينها اهانت به حضرت سيدالشهدا) زخم هايي عميق بر دل امت حزب الله زده ايد. لطفاً جواب دهيد دلهاي زخم خورده عاشقان راه انقلاب و ولايت را چه کسي بايد دلجويي کند؟ البته ما نيازمند دلجويي اغيار نيستيم، دلجويي و دلداري مردم غيور و انقلابي ايران در گرو ظهور حضرت بقيه الله (عج) و تيغ دشمن شکن و منافق کش ايشان است.
آقاي هاشمي به نامه سرگشاده و تريبون نماز جمعه بسنده نکرديد، در مشهد مقدس در جوار حرم حضرت رضا (ع) در تنور فتنه دميديد تا ديگ فتنه بجوش آيد.
اما در خصوص سفر شما به مشهد مقدس (آذرماه 1388)
1. از ايجاد فضاي آزاد دم زديد و بيان کرديد«ايجاد فضاي آزاد باعث اقناع اکثريت و رفع ابهامات مي شود»
آقاي هاشمي يادمان نرفته تابستان سال 1387 زماني که جمعيتي از دانشجويان نخبه سياسي از دانشگاههاي سراسر کشور (تقريباً 500 نفر) در حسينيه جماران به تريبون شما گوش فرا سپردند و زماني که خواهان فضاي آزاد بودند و مي خواستند سوالاتي مطرح کنند تا ابهامات برطرف شود، جوابي جز ممانعت شما نشنيدند؟
فضاي آزاد، بيان شبهات و رفع ابهامات از آرزوهاي هر انسان عدالت طلب و حق جو مي باشد، اما چرا اين فضاي آزاد در خصوص فرزندان شما و اتهامات وارده به آنها ايجاد نمي شود تا ابهامات رفع شود؟
چرا دست هاي پنهان مانع از ايجاد فضاي آزاد در خصوص دانشگاه آزاد و مسائل مالي آن مي شوند؟
چرا اين فضاي آزاد در خصوص اسناد و پرونده هاي محرمانه مکشوفه اخير از دفتر دانشگاه آزاد ايجاد نمي شود؟
2. در مشهد مقدس روايتي از حضرت رسول(ص) خطاب به مولا علي(ع) بيان کرديد: «يا علي: از طرف خداوند حق ولايت داري،ولي اگر مردم قبول کردند، بپذير و اگر قبول نکردند خود را تحميل نکن و بگذار هرگونه که مي خواهند جامعه را اداره کنند»
در اين خصوص شما را به نامه شماره 7 نهج البلاغه ارجاع ميدهيم که در آن نامه مولا علي بيان مي نمايند: «همانا بيعت براي امام يک بار بيش نيست و تجديدنظر در آن ميسر نخواهد بود، و کسي اختيار از سر گرفتن آن را ندارد، آن کس که از اين بيعت عمومي سر باز زند، طعنه زن و عيب جو خوانده مي شود و آن کس که نسبت به آن دو دل باشد منافق است»
بد نيست بدانيد حضرت آيت الله خامنه اي (دام ظله العالي) توسط خبرگان رهبري که برگزيده ملت و تجلي مردمسالاري ديني مي باشند منتخب شد و حال با گذشت دو دهه از اين انتخاب شايسته نه تنها ترديدي در عقول و قلوب مردم ولايت مدار پديد نيامده بلکه روز به روز بر ايمانشان نسبت به مديريت آسماني ايشان افزوده مي شود و نمايندگان خبرگان نيز به همين ميزان از حسن انتخاب خود شادمان تر و مفتخرتر مي شوند . به نحوي که در بيستمين سال ولايت و علمداري ايشان جهانيان همه ديدند که ملت ايران با حرکت در مسير ترسيم شده از جانب ايشان (که همان مسير انبيائ الهي ست) به راحتي توانستند کشتي انقلاب را از درياي متلاطم فتنه عبور دهند و امواج وحشي اغتشاشات را پشت سر نهند.
3. در ادامه همان سخنراني بيان کرده ايد «اگر مردم ما را قبول دارند بمانيم و اگر قبول ندارند، هرکسي را که قبول دارند براي حکومت سر کار مي آورند»
آقاي هاشمي، آيا متوجه خروش و خشم ملت انقلابي ايران در 9 دي و 22 بهمن شديد؟ به شعار هايشان گوش سپرديد و مطالباتشان را شنيديد؟ اگر متوجه آن امواج انقلابي بي ريا شديد، بالاخص شعارها و مطالباتشان را اگر شنيديد؟ پس ذکر اين نکته خالي از لطف نيست:
«دو صد گفته چون نيم کردار نيست»
فتنه سبز خيلي زودتر از آن که سرانشان فکر مي کردند ماهيت منافقانه و ضداسلامي خود را نشان داد و مظلوم نمايي ها و نمايش هاي قانون مداري آنان رنگ باخت. فتنه سبز زماني که ماهيت اصلي خود را با اهانت به امام شهيد و مظلوممان حضرت ابا عبد الله الحسين(ع) به همه نشان داد امت انقلابي حزب الله با آنان اتمام حجت کرده و تعيين تکليف نمودند که شما نيز شاهد آن بوديد.
به اغما رفتن فتنه سبز موجب شد شما اندکي از مواضع قبلي تان عقب گرد کنيد و در هفتمين اجلاس رسمي چهارمين دوره مجلس خبرگان بيان نموديد امروز كسي غير از رهبري نميتواند محور حركت همدلي و همراهي باشد اگرچه همه در اين زمينه موثر هستند. اما اگر ايشان راه را بر عهده بگيرند كه گرفتهاند و ديگران نيز همراهي كنند ميتوان زودتر به اهداف مورد نظر رسيد. در اين خصوص بايست بگوييم:
1. آقاي هاشمي شما تکرار بديهيات کرده ايد
ولايت مطلقه فقيه و همچنين رهبري بي بديل حضرت آيت الله خامنه اي(مد ظله العالي) از مسير هاي روشن و پر افتخاريست که پيشرفت کشور اسلامي ايران مديون اين مسير است . مردم با بصيرت ايران، رهبري علي گونه حضرت آيت الله خامنه اي را همواره تأييد نموده و آرزوي شهادت در اين مسير را در دل مي پرورانند، در حالي که شما پس از گذار 8 ماهه فتنه و مهار فتنه توسط ايشان تازه متوجه شده ايد، که ايشان ميتوانند!
در اين خصوص شما نه تنها از مردم ولايي ايران زمين، بلکه از رسانه هاي غربي نيز عقب تر بوده ايد چرا که موسسه تحقيقاتي رند آمريکا ماه ها پيش از اظهار نظر شما طبق تحقيقاتش اعلام کرد که «با تدبيرترين رهبر جهان، آيت الله خامنه اي است».
2. هرچند اظهارات شما را در اين خصوص (به خاطر فروکش کردن شعله هاي اغتشاشات) پذيرفتيم، اما به آن مواضع ايمان نداشته و نداريم چرا که در طول 8 ماه فتنه آتش افروزي فتنه گران سبز اموي، شما را «رهبر در سايه» و سوار بر امواج اين فتنه مي ديديم که حتي يک بار حاضر به محکوم کردن و زير سوال بردن اعمال خلاف شرع و خلاف مدنيت سبزهاي اموي نبوديد.
دليل ديگر اينکه در فروردين 1389 بار ديگر شاهد بازگشت بر مواضع قبلي شما بوديم (زماني که در مصاحبه ويدئويي با سايت شخصي خود مردان و زنان را تلويحاً به خيابان ها دعوت کرديد) شما در اين مصاحبه اغتشاشگران و اخلالگران نظم عمومي را معترضيني پايبند به قانون اساسي کشور، علاقمند و وفادار به نظام دانستيد.
آقاي هاشمي اول از هرچيز لطف کنيد نظر واقعيتان را درباره ولايت مطلقه فقيه، شوراي نگهبان، سپاه، بسيج، قانون اساسي و در صدر اينها امام راحل و انقلاب اسلامي بيان کنيد سپس مشخص کنيد آيا موارد مذکور از ارکان و شاخص هاي انقلاب هستند يا خير؟
دوم اينکه چگونه مي شود جماعتي مومن به انقلاب باشند اما با شاخصه هاي اصيل انقلاب سر ناسازگاري داشته و همواره آن شاخص ها را مورد هجمه و اهانت قرار دهند؟
جماعتي که آنها را وفادار به نظام خوانديد مگر همان مفسدان في الارض و محاربين عليه اسلام نبودند که به محبوب خلق و عبد صالح خدا حضرت اباعبدالله الحسين(ع) اهانت کرده و در روز عاشورا، رقص و پاي کوبي کردند؟
اين جماعت وفادار به انقلاب مگر همان هايي نبودند که صراحتاً و علناً مورد حمايت و تأييد دشمنان تابلو دار و خونخوار انقلاب و اسلام (از جورج بوش جنايتکار و اوباماي دو رو گرفته تا ريگي ملعون) قرار گرفتند؟
اين جماعت وفادار به انقلاب مگر همان هايي نيستند که از طريق پيغام دادن به اتاق فکر لندن نشين فتنه و از ديگر طريق و واسطه ها، الگو و خط مشي براي چگونگي تصويب تحريم هاي اخيرعليه ملت مظلوم ايران ارسال کردند و جهان ظلم و کفر را در تقابل عليه اسلام و ايران اسلامي ياري و راهنمايي کردند؟
اين جماعت قانون مدار مگر همانهايي نبودند که به عکس امام راحل اهانت کردند و رهبر عزيزمان را مورد افترا و تهمت قرار دادند؟
اين جماعت قانون مدار مگر همان سياه لشگر هاي فتنه 1388 نبودند که بدون مجوز قانوني به خيابانها ريخته و امنيت جامعه را لگدمال کردند؟
اين آشوبگران که شما فقط معترض مي ناميدشان همان قوم بي عاطفه اي بودند که جوانان هيئت ها و بسيجيان بي ادعايي را که حضرت روح الله افتخار خود را با آنان بودن ميدانست، به باد توهين و ضرب و شتم گرفتند و تعدادي از ايشان را به شهادت رساندند؟
آقاي هاشمي مصلحت نظام، يعني همان چيزي که علي مظلوم(ع) بيست و پنج سال در حالي که استخوان شکسته در گلو و خار و خاشاک در چشمان مبارک داشت به خاطر آن سکوت کرد.
اما متأسفانه ما شاهديم مجمع تشخيص مصلحت نظام که رياست آن برعهده شماست گاه مصلحت نظام را درست تشخيص نمي دهد و با حرکات و بازيهاي سياسي موجب بحران آفريني و ايجاد شبهات عليه نظام و رهبري مي شود که نمونه آنرا مي توان طرح موسوم به «کميسيون ملي انتخابات» دانست که از يک جهت درصدد تحميل خواسته هاي غير قانوني اغتشاشگران از مجراي قانوني بر نظام بود و از جهت ديگر، تلاشي بود براي قرار دادن مجدد رهبر معظم انقلاب در تيررس دشمنان که بحمدلله اين فتنه قبل از اينکه جاني بگيرد توسط خواص با بصيرت و قلم هاي بيدار و آگاه رسوا شد.
آقاي هاشمي طرح کميسيون ملي انتخابات، طرحي در جهت مصلحت نظام نبود، بلکه اين طرح وسيله اي براي دور زدن شوراي نگهبان و هزينه کردن شخص اول نظام بود . بهتر بگوييم، اين طرح، مصداق واقعي حرکت در جهت تضعيف رهبري و متعاقب آن تضعيف نظام بود .
حرف آخر!
آقاي هاشمي اگر تاريخ انقلاب اسلامي ايران تاکنون شاهد رقم خوردن اتفاقاتي نظير خشم امت با بصيرت ايران در اعتراض به مواضع سيد حسن خميني در سالگرد ارتحال حضرت امام (14خرداد1389) در خصوص شما نبوده است، علت اصلي آن احترام به شما به خاطر سوابق انقلابي شما بوده است.
اما تاريخ اسلام همواره و در تمامي زمانها مملو از ريزش ها و رويش ها بوده و خواهد بود. هرچند بر عموم سخت است، اما بايستي بگوئيم متأسفانه شما در مسيري قرار گرفته ايد که ادامه آن مسير برابر است با ريزشي مشابه ريزش طلحه و زبير.
بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشکي ايلام
انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي ايلام
بسيج دانشجويي دانشگاه ايلام
جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه ايلام
بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور ايلام
بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد ايلام.
/انتهاي پيام/