بررسي و تحليل جريان اپوزيسيوني - دانشجويي «داب»
کد خبر:۷۸۴۷۱
وبلاگ «در جستجوي عدالت»

بررسي و تحليل جريان اپوزيسيوني - دانشجويي «داب»

دابي ها انديشه هاي کمونيستي دارند. کمونيسمي که سالهاست با از هم پاشيده شدن شوروي سابق مرده و هم اکنون ديگر اقبالي در جهان به سمت آن نيست.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، در آخرين بروزرساني وبلاگ «در جستجوي عدالت» آمده است:

معرفي: در دوران اصلاحات و با علني‏ تر شدن اختلافات دروني درون دفتر تحکيم وحدت در سال 79 و 80، تعدادي از دانشگاههاي عضو دفتر تحکيم وحدت در دنشگاه شيراز نشستي را برگزار کردند که به طيف شيراز معروف شدند. عده اي ديگر از انجمن ها نيز در اعتراض به اين نشست، در دانشگاه علامه دست به برگزاري نشستي زدند که بعدها به طيف علامه معروف شدند.

بعدها همين طيف علمه نيز به سه دسته فکري تقسيم شد: مدرن - دموکراسي خواه - سنتي

فراکسيون مدرن طيف علامه از لحاظ تئوريک به جريان ملي مذهبي نزديک است. اين افراد دل به گزاره هاي ليبرال - دموکرات بسته و سعي در نشر شعار اساسي خود (آزادي-دموکراسي) در فضاي دانشگاه ها دارد. در اين ميان جرياني موسوم به "داب" متولد شد که بر ارجحيت سوسياليم بر ليبراليسم تاکيد دارد و بر خلاف جرياين اوليه سوسيال - دموکرات هستند.

"داب" مخفف عبارت روبه روست: دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب.  اين خط فکري به صورت رسمي از نيمه دوم سال 1386 در دانشگاه ها شکل گرفت. 26 بهمن 1386 بيانيه کوتاه با نام "بيانيه اعلام موجوديت داشجويان سوسياليست دانشگاه هاي سراسر ايران" با شعار 1-مرگ بر نظام سرمايه داري و طبقاتي، 2 زنده با آزادي و برابري 3- زنده باد سوسياليسم منتشر شد. اين بيانيه اولين حرکت عنوان دار "داب" بود.

مباني تئوريک و رفتاري داب:

1- اعتقاد به مارکسيسم و سوسياليسم:
داب از لحاظ تئوري و رفتار به گروه هاي چپ گرا و مارکسيست نزديک است. دابي ها انديشه هاي کمونيستي دارند. کمونيسمي که سالهاست با از هم پاشيده شدن شوروي سابق مرده و هم اکنون ديگر اقبالي در جهان به سمت آن نيست. آنها اعتقاد دارند مي توانند با به کارگيري مارکسيسم به عنوان يک تئوري اجتماعي متغير براي تغيير نظام حاکم استفاده کنند و هم چنين مي خواهند با بهره گيري از کمونيسم به عنوان يک سازمان اجتماعي، با سلب مالکيت خصوصي بر منابع توليدي يا به حداقل رسانيدن آن به قول خودشان از تمرکز قدرت و نظام سرمايه داري جلوگيري کنند!

2- سکولاريسم و نفي گزاره هاي ديني:
داب به دليل درگيري با انديشه هاي غربي سوسياليتي - کمونيستي ، که پايه اصلي آنها اصالت انسان است، يا با دين به مخالفت مي پردازد و درخواست حذف ان را دارد يا نگاهي سکولاريستي به آن دارد و دين را از صفحه اجتماع و زندگي بشر طرد مي کنند. اعضاي داب عمدتا افرادي سکولارمآب و لاابالي از نظر ديني و اخلاقي هستند.

3- پشتيباني از جنبش هاي کارگري ، جنبش زنان و جنبش هاي دفاع از حقوق همجنس بازان 

دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب به دليل روش اعتراضي خود در مقابل حکومت جمهوري اسلامي ايران، با تمامي جنبش هاي به اصطلاح معترض عقد اخوت بسته است! و از هر دستاويزي براي مطرح کردن خود سود مي برد.

با بررسي سايت ها و وبلاگهاي منتسب به داب ، ميتوان به وضوح اين نزديک و اخوت فکري و عملي را ميان داب و ساير به اصطلاح ها جنبش ها ديد. اين سايت هاي اينترنتي و حتي نشريات آنها در دانشگاه ها به طور گسترده اي نسبت به پوشش اخبار مرتبط با جنبش کارگري، جنبش هشت مارچ، جنبش هاي فمنيسيت و حتي اخبار مربوط به گروه هاي طرفدار آزاد جنسي و همجنس بازي در ايران مي پردازند.

 https://alirajabi.persiangig.com/image/news/Dab/Dab1.jpg

- استفاده از اعتراضات صنفي
داب اعتقاد دارد با استفاده از اعتراضات صنفي مي تواند پيش درآمدي بر شورش هاي سياسي ايجاد کند. چنانچه که در دو سال اخير در بيشتر دانشگاه هاي کشور که اعتراضات صنفي صورت گرفته ، داب نيز به نوعي خود را به آنها نزديک کرده است و نمونه بارز آن در دانشگاه تربيت معلم رخ داد و داب با سوار شدن اعتراضات 12روزه صنفي دانشجويان، خود را در دانشگاه معرفي کرد.

 

5- تشکيل کميته هاي آزادي براي دستگيرشدگان دانشجويي، کارگري، فمينيت و يا همجنس گرا

دابي ها به صورت بسيار چراغ خاموش خزنده اقدام به تطهير دانشجويان مارکسيست دستگير شده مي کنند. و با تبليغات شديد در فضاي مجازي و دانشگاه ها سعي در همراه سازي افکار عمومي دانشجويي در حتي کارگري و... دارد. دابي ها در اين خصوص اقدام به راه اندازي کمپين ها، چاپ اعلاميه و نشريات در دنشگاهها، اعلام همدردي با خانواده دستگيرشدگان، اعلام همبستگي با جنبشهاي دفاع از حقوق کارگران، دفاع از حقوق زنان و دفاع ار حقوق همجنس گرايان و ساير موارد مشابه دارند.

پي نوشت ها:

* دابي ها همچون بقيه مارکسيست ها علاقه خاصي به استفاده از کلمه رفيق و رنگ قرمز دارند!

* استعمال نمادهاي مارکسيستي در ميان اين افراد به وضوح قابل مشاهده است: گل سرخ، داس و چکش، کلاه چه گوارا و ...

* اين جنبش به صورت بسيار تشکيلاتي و منظم در حال گسترش در تمامي دانشگاه ها هستند و حتي در افق هاي خود ورود اين تفکر سطح مدارس را نيز در نظر دارند.

* شعارهاي اصلي آنها: "نان، برابري، آزادي" / "يا سوسياليسم يا بربريت" / "آزادي، برابري، هويت انساني"


کلام آخر:
از آنجا که خود يک فعال دانشجويي هستم از نزديک با بعضي از افراد آشنا هستم. و تمامي صحبت هاي مطرح شده، تجربيات شخصي خود من بود. اما واقعا بايد براي دانشجوياني که خود را طرفدار مراکسيسم و کمونيسم مي دانند تاسف بخورم! به قول دکتر حسن عباسي امروزه ديگر مارکسيسم در جهان مرده است و ديگر عصر شوروي و کوبا تمام شده! امروزه هر دولتي که ادعاي چپ بودن دارد، (اشاره به بوليوي، کوبا ، ونزوئلا و ... )براي ادامه حيات سياسي خود در مقابل امپرياليسم، ابتدا بايد شرفياب مقامات ايران بشود و از ما اجازه فعاليت بگيرد!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار