گذري بر زندگي حاج احمد متوسليان
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، نقد نيوز نوشت:
26 سال بود كه حاج غلامحسين هر روز كه براي نماز صبح برميخواست، نمازش را به اين اميد اقامه ميكرد شايد كه امروز چشمش به جمال برومند فرزندش و قامت رشيدش منور گردد. 26 سال بود كه حاج غلامحسين صاحب قنادي متوسليان هر روز به اين اميد كه امروز شيريني رهايي پسرش را خواهد پخت، كسب روزانهاش را آغاز ميكرد. 26 سال بود كه حاج غلامحسين اميد آن را داشت كه امروز ديگر خبر آزادي فرزندش را به مادر احمد خواهد داد و او را از انتظار خواهد رهانيد.زمزمه هر روزه حاج غلامحسين در اين 26 سال با خود اين بيت حافظ بود كه:
يوسف گمگشته باز آيد به كنعان غم مخور
كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
(( احمد )) در سال 1332 در جنوب تهران چشم به جهان گشود . پدر و مادرش اهل تقوا و ديانت بودند و بر اين نسخ ، احمد را تربيت كردند . دورهء ابتدايي را در دبستان اسلامي (( مصطفوي )) تمام كرد . ضمن تحصيل ، در بازار به پدرش كمك مي كرد . احمد از همان سالهاي نوجواني ، شوق و رغبت خاصي به شركت در كلاسهاي مذهبي و قرآن از خود نشان مي داد . در آن كلاسها با مظالم و جنايتهاي رژيم شاه آشنا شد و از همان نوجواني ، وارد ميدان مبارزه با عوامل رژيم ستمشاهي شد . او پس از پايان دورهء ابتدايي ، در هنرستان صنعتي شبانه ، به تحصيل ادامه داد و در سال 1351 با موفقيت مدرك ديپلم را دريافت كرد .

فعاليتهاي شهيد پيش از پيروزي انقلاب اسلامي
احمد كه انساني وارسته و مؤمن تربيت يافته بود همواره با رژيم شاه در حال مبارزه بود . حتي وقتي به سربازي اعزام مي شود در ارتش به روشنگري سربازان و افشاگري مفاسد مي پردازد . پس از پايان سربازي از سوي يك شركت خصوصي براي انجام مأموريتي به (( خرم آباد )) مي رود . روز به روز در مبارزاتش عليه شاه جايتر عمل مي كند تا اينكه از سوي ساواك تحت تعقيب قرار مي گيرد و در سال 1354 ، كميته مشترك به اصطلاح (( ضد خرابكاري ساواك)) او را دستگير و مورد شكنجه قرار مي دهد . مدت پنج ماه در زندان (( فلك الافلاك)) خرم آباد ، در سلول انفرادي به سر مي برد . اين زندانها و شكنجه ها ، از احمد فردي مجرب و خود ساخته بار مي آورد و او را در راهي كه انتخاب كرده بود ، راسختر و پر صلابت تر مي كند .
احمد پس از فلك الافلاك حدود نه ماه در بند عمومي زنداني مي گردد . با اوج گرفتن موج انقلاب اسلامي از زندان آزاد مي شود : اما آرام نمي گيرد و نقش رابط و هماهنگ كنندهء تظاهرات و راهپيماييها را در جنوب تهران به عهده مي گيرد . بارها در مبارزهء با رژيم ستمشاهي ، تا پاي شهادت پيش مي رود و در روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي ، بويژه 21 و 22 بهمن 1357 از خود درخشش و توانمندي خاصي بروز مي دهد .

مبارزه با ضد انقلاب در كردستان
پس از شروع غائله كردستان در اسفندماه سال 1357به همراه 66تن از همرزمانش داوطلبانه عازم بوگان شد و به دليل ابتكار عمل هوشيارانه و فرماندهي قاطع خود توانست كليه اشرار مسلح را متواري كند. منطقه را از لوث وجود ضد انقلابيون كه در راس آنها دمكراتها قرار داشتند،پاكسازي نمايد.او پس از تثبيت مواضع نيروهاي انقلاب در بوكان ،به شهرهاي سقز و بانه رفت. در ابتداي ورود به شهر بانه تلافي كمين ناجوانمردانهاي كه ضد انقلابيون به نيروهاي ستون ارتش زده بودند،طي يك عمليات دقيق «ضد كمين» خسارات سنگيني به آنان وارد آورد كه در اين نبردچهارصد اسيرو دويست كشته از انقلاب برجاي ماند.
پس از آن به همراه گروهي از رزمندگان از جمله معاون خود(شهيد محمد توسلي)براي فتح سنندج راهي اين شهر شد. ستون تحت فرماندهي او از سمت راست شهر،حلقه محاصره ضد انقلاب را در هم شكست و به همراه سرداران رشيدي چون محمد بروجردي و اصغر وصالي،سنندج را آزاد نمود و كمر تجزيهطلبان را شكست.

آزاد سازي شهرمريوان
اوايل خرداد1359ماموريت آزادسازي شهرتام مريوان كه در تصرف گروهگهاي محارب بود،به وي محول شد. تسلط ضد انقلاب در مريوان به گونهاي بود كه از پادگان اين شهر ميتوانستند افرادي را كه در سطح شهر تردد ميكردند شمارش كنند. به همين دليل به محض نشستن هليكوپتر در محوطه باند فرود و حاج احمد و همراهانش زير آتش همه جانب دشمن قرار مگيرند.
حاج احمد پس از ورود به شهر. سازماندهي نيروها،با يورشي سهمگين و برق آسا شهر مريوان و مناطق اطراف آن را از لوث وجود گروهكها پاك نمود.
از همين زمان بود كه مسئوليت فرماندهي سپاه مريوان به عهده ايشان گذاشته شد و بلا فاصله به اتفاق شهداي بزرگواري چون حاج عباس كريمي،سيد محمد رضا دستواره،رضاچراغي،حسين قوجهاي،حسن زماني،محسن نوراني و عليرضا ناهيري به پاكسازي مواضع مزدوران استكبار اعم از كومله ،دمكرات و رزكاري پرداخت.ترس و وحشتي كه از او بر دل سياهضدانقلابيون نشسته بود به جدي بود كه به قول يكي از همرزمانش،هروقت به ضد انقلابيون خبر ميرسيد كه حاج احمد قصد حمله به آنها را دارد،قواي ضد انقلاب ،فرار را بر قرار ترجيح ميدادندو مانند روباه از معركه ميگريختند.

حضور در لبنان
حاج احمد پس از فتح خرمشهر و تثبيت مواضع رزمندگان اسلام در آن جا ، اواخر خرداد 1361 ، طي مأموريتي همراه يك هيأت عالي رتبهء سياسي و نظامي جمهوري اسلامي ايران ، به سوريه و لبنان سفر مي كند تا راههاي كمك به مردم مظلوم و بي دفاع لبنان را از نزديك بررسي نمايد .
شركت در دفاع مقدس
حاج احمد در سال 1360 پس از بازگشت از مراسم حج،ماموريت يافت تا رزم بيامان خود را در جبهه هاي جنوب ادامه دهد. او از طرف سردار فرماندهي محترم كل سپاه مامور شد با به كارگيري برادران سپاه مريوان و پاوه تيپ محمد رسول الله (ص)-كه بعدها به لشكر تبديل شد- را تشكيل دهد و فرماندهي تيپ مذكور را نيز خود به عهده گيرد. پس از مدتي زمينه اجراي عمليات بيت المقدس در دستور كاريگانهاي رزمي قرار گرفت. حاج احمد علاوه بر مسئوليت خطير فرماندهي تيپ،در تمامي ماموريتهاي شناسايي شركت داشت و با نفوذ به قلب مواضع دشمن از نزديك راه كارهاي مناسب عمليات را شناسايي ميكرد. در شب دهم ارديبهشت ماه سال 1361عمليات بيت المقدس آغاز شد و رزمندگان اسلام به فرماندهي حاج احمد از دو محور به مواضع دشمن يورش بردند. نقطه آغاز عمليات،منطقا دارخوين به سمت جاده اهواز-خرمشهربوده با عبور نيروها از رود متلاطم كارون به سمت دژ«مارد»جهتدهي شده بود و با وجود حجم سنگين آتش كور و بيوقفه يگانهاي توپخانه ارتش بعث عراق ،رزمندگان اسلام توانستند نيروها دشمن را در اين محورها زمينگير كنند و كليه تانكهاي آنها را دفع نمايند. يكي از فرماندهاي عملياتي جنگ در مورد نقش حساس ايشان در عمليات بيت المقدس ميكويد:«اگر فرماندهي قاطع و عمل به موقع در بعد از ظهر روز اول عمليات بيت المقدس روي جاده اهواز-خرمشهر حاج احمد نبود عمليات به مشكلات زيادي برخورد ميكرد. او در همان جا اسلحه كلاشينكف خود را به دست گرفت و تا مرز شهادت ايستادگي كرد و رزمندگان نيز با تاسي به او مقاومت بسياري از خود نشان دادند كه در نهايت جاده اهواز-خرمشهر حفظ شد. او به رغم جراحت و زخمي كه از ناحيه پا داشت حاضر به ترك ميدان نبرد نشد و با صلابت و اقتدار تمام از دژهاي مستحكم و ميادين متعدد مين،نيروهايش را عبور دادو در نهايت ساعت 11 صبح روز سوم خردادماه سال 1361رزم آوران تيپ 27حضرت رسول(ص)با جلوداري سردار حاجاحمد متوسليان در كنار ساير يگانهاي سپاه به خاك مطهر خرمشهر قدم نهادند .ايشان در عصر همان روز طي سخنان كوتاهي خطاب به دريادلان بسيجي در برابر مسجد جامع خرمشهر چنين گفت:
«همه عزيزان ما كه تا امروز در خونشان غوطه ور شده و به شهادت رسيدهاند براي حفظ اسلام عزيز بوده هرچند داغ فراقشان جگر ما را سوزاند،اما خدا را شكر كه بالاخره توانستيم امروز با آزادي خرمشهر قلب اماممان را شاد كنيم.»
در پي آزادسازي خرمشهر،حاج احمد در معيت ساير سرداران فاتح خرمشهر به محضر فرمانده كل قوا حضرت امام خميني(قدس سره )اين سرداران دلاور به ويژه حاج احمد را به گرمي مورد تفقد خاص خويش قرار دادند.

ويژگيهاي اخلاقي
آگاهي و شناخت بالا ي ايشان در مسائل سياسي-اجتماعي از جمله خصوصيات بارز اين سردار بزرگوار بود. در تدبيرو تصميمگيريهايش دقت نظر داشت. ضمن قاطعيت در كار،بر دلها فرماندهي ميكرد و همراده در بطن مشكلات حضور داشت. به همين دليل ،درسختترين شرايط،كسي او را تنها نميگذاشت. امكاناتي را بيشتر از نيروهاي تحت امر خود،به رغم برخورد قاطعانه در امر فرماندهي،در كارهاي جمعي مانند ساختن سنگر،نظافت محيط،شستن ظروف و...با پرسنل تحت امر همراهي ميكرد. علاقه به مطالعه و بحث پيرامون اخبار و رويدادها،از خصوصيات ديگر او بود. در مواقع مقتضي در جمع صميمي همرزمانش پيرامون مسائل اعتقادي بحث مينمود. حاج احمد نسبت به شهداوخانوادههاي محترمشان احترام خاصي قايل بود و در هر فرصتي به مزار شهدا ميرفت و براي رسيدگي به معضلات و حوائج خانوادههاي اين عزيزان تلاش ميكرد در غم فراق همرزمانش ميسوخت و نقل ميكنند:«هنگامي كه برمزار شهيد جهان آرا حاضر ميشد،آن چنان از خود بيخود ميشد كه با ساعتها بيوقفه اشك ميريخت و با روح بلند او نجوا ميكرد.»
برادر ديگري نقل ميكند:«شبي در جوار مرقد مطهر حضرت زينب(س)تا صبح به گريه و نماز مشغول بود. حوالي سحر با سيمايي بشاش و لبي خندان به سوي همسفرانش آمدو در پاسخ به سؤال دوستايش كه خوشحالي او را جويا شده بودند،گفته بود:از سر شب داشتم در فراق برادران شهيدم ،مخصوصا شهيد محمد توسلي اشك ميريختم به عمه سادات متوسل شدم. تا بلكه ايشان در كارم عنايتي فرمايند. چند لحظه پيش ناگهان ديدم يك پيرمرد نوراني بامحاسني سفيد و لباس بسيجي بر تن،كنارم آمدو ايستاد و گفت پسرم!بيتابي نكن ،لحظه اجابت دعايت نزديك شده است.»

مروري بر زندگاني جاويدالاثر حاج احمد متوسليان
در سال 1332 در تهران متولد شدند.
در سال 1354 دستگيري بوسيله ساواك به جرم فعاليت عليه رژيم منحوس پهلوي پنج ماه زنداني انفرادي در فلك الافلاك خرم آباد
سال 1365رابط و هماهنگ كننده تظاهرات در محلات جنوبي شهر تهران
اعزام به كردستان اسفندماه 1357براي سركوب اشرار آن منطقه
1358ماموريت براي آزادسازي جاده پاوه-كرمانشاه
1359ماموريت براي آزادسازي شهر مريوان
دي ماه 1360عمليات سرنوشت ساز محمّد رسول الله (ص)
تاسيس تيپ 27 حضرت رسول(ص)
ساعت 11 صبح روز سوم خرداد سال 1361تيپ 27 حضرت رسول(ص)به فرماندهي ايشان وارد خرمشهر شد.
اواخر خرداد سال 1361ماموريت به لبنان براي سركوب رژيم غاصب صهيونيستي
14تيرماه 1361اسارت بوسيله مزدوران فالانژ
نحوه اسارت
در چهاردهم تير سال 1361،اتومبيل هيات نمايندگي ديپلماتيك كشورمان حين ورود به شهر بيروت و در هنگام عبور پست ايست و بازرسي،مزدوران حزب فالانژ اتومبيل رامتوقف و چهار سرنشين خودرو مزبور به رغم مصونيت ديپلماتيك-توسط آدم ربايان دست نشانده رژيم تروريستي تل آويو گروگان گرفته شده و پس ازشكنجه و بازجويي،به نظاميان اسرائيلي تحويل گرديدند،كه از سرنوشت آنان تاكنون اطلاعي در دست نيست. در حالي كه همرزمان آن مهاجر الي الله ،مشتاقانه چشم به راه هستند تا خبري ازاو و همرزمانش برسد.

شمع تاريخ
بگذار جاودانگي شهيدان عشق را كه درقربانگاهها به شهادت ايستادند،ما نيز شاهد شويم كه شهيدان پيام خويش را سرخ سرخ در سينه هاي ما نگاشتند،با كه مرگ بيثمر و بيرنگ را به جاودانگي شهادت بدل كنيم .آنان قلبهاي لبريز از عشق و صداقتشان را كريمان ارزاني كردندو خشماهنگ با بيداد در افتادند تاكه عجزو حقارت را در اندرون تك تك ما فرو شكنند. اگر ايمانشان را براي ابر به ما هديه كردند،اگر ايستاده مردن را به ما آموختند،چه ناسپاسي نامردانه ايست كه بييادشان شب را به سر آريم و بينامشان روز را بي آغازيم.
چه كسي كربلاي سالار ما حسين(ع)را دوباره بپا كرد؟لحظههايي كه زبان در كام ماندهمان قادر به اعتراض نبود،و شرافت و تقوي ،شعرو غيرتمان به غارت ميرفت،كدامين تن در ظهر بلوغ عصيان سرخي عاشورا را به چشمان بينورمان تاباند و جز شهيد چه كسي باور كرد،كه زندگي در غلظت سياه شب تنها فريب خويش است؟براي زيستن(و نور،براي رستن از شرك،براي رهائي از مرگ و رسيدن به جاودانگي تنها شهيد راه مينمايدو صفير تيز گلو لههايش مشعل پر شعله راهي ميشود كه خلق خدا را به صبح روشن نويد مي دهد. و به دل ترنم آيات كه صبح گشته قريب و به منقار،شاخه زيتون ،تا اوج روشن خورشيدها شهيد پيمود يكشبه صد ساله راه را اينكه شهيد با انفجار قلب پر از ايمان-در عمق باور خاموش روحش بذر خجسته آزادگي نشاند،قلبي به گرمي خورشيد در آسمان شهر جنايت نشست در راستاي ثابت فوادههاي خون-صد اغناي قامت پژمرده راست شد.

اظهار نظر منتشر نشده رهبر انقلاب درباره حاج احمد متوسليان
چندي پيش پس از انتشار کتابي با نام "دسته يک" درباره دفاع مقدس حضرت آيت الله خامنه اي پس از مطالعه اين کتاب واکنش و عکس العمل جالبي از خود نشان مي دهند...من از نزديک اين سردار عالي مقام، جاويد نشان، حاج احمد متوسليان را ميشناختم و روحيه و کار و تلاش او را ميديدم
احاطه مقام معظم رهبري به متون ادبياتي و رمان و نمايشنامه نويسي از سوژه هاي جذابي است که همواره طرفداران بسياري را به همراه داشته است.
ديدار رهبر انقلاب با شعرا، نويسندگان و کارگردانان که همراه با تسلط حضرت آيت الله خامنه اي به اصول ادبي و هنري بود از جمله مواردي است که نکات ريز و ظريف مد نظر رهبر انقلاب را به عنوان عالي ترين مقام جمهوري اسلامي بر خردترين موضوعات ادبي و اجتماعي و فرهنگي نشان مي دهد.

در همين زمينه بنا بر اطلاعات رسيده به خبرنگار ما؛ چندي پيش به دنبال انتشار کتابي با نام "دسته يک" درباره دفاع مقدس حضرت آيت الله خامنه اي پس از مطالعه اين کتاب واکنش و عکس العمل جالبي از خود نشان مي دهند.
اين کتاب که درباره حاج احمد متوسليان و شهيد وزوايي نوشته و منتشر شده است پس از آنکه براي مطالعه به رهبر انقلاب داده مي شود ايشان پس از خواندن کتاب در گوشه آن مي نويسند؛ « در مورد اين دو نفر صحنه هاي زيادي وجود دارد اما ما رمان نويس خوبي نداريم که آنها را مکتوب کند » .
گفتني است که حضرت آيت الله خامنه اي در ديدار 24 آذر خود از دانشگاه علم و صنعت با اشاره به عکس حاج احمد متوسليان که بر ديوار سالن نقش بسته بود، فرموده بودند:« من از نزديک اين سردار عالي مقام، جاويدنشان، حاج احمد متوسليان را ميشناختم و روحيه و کار و تلاش او را ميديدم. او يکي از برجستگان دفاع مقدس بود و به نظر من خواندن شرح حال اين برجستگان، درسهاي زيادي را به دانشجويان ميآموزد.»/انتهاي پيام/