توليد محوري يا محتوا محوري؟
کد خبر:۷۸۶۴۸
وبلاگ «بصيرت دانشجوئي»؛

توليد محوري يا محتوا محوري؟

از پاره اي آثار فاخر و ارزشمند که بگذريم، روح حاکم بر فيلم هاي سينمايي توليد شده با روح انقلاب سازگاري چنداني ندارد. بسياري از فيلم هايي که به اسم فيلم هاي معناگرا و مذهبي توليد شده اند، در زمان طاغوت هم قابل توليد بودند.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، در آخرين بروزرساني وبلاگ بصيرت دانشجوئي آمده است:

سينماي انقلاب اسلامي ...

«ترکيب اضافي» بسيار زيبايي است و بيانگر آرمان هاي ما در سينما .

آري ! از سينما انتظار داريم که همه ظرفيت هاي خود را بکار بگيرد تا ارزش‌هاي والاي انقلاب اسلامي را به نمايش بگذارد. اما حيف که به نظر مي رسد اين عبارت فقط و فقط يک ترکيب «اضافي» است چرا که پس از سي و دو سال از پيروزي شکوهمند انقلاب ، مروري بر آثار سينمايي توليد شده واقعا حسرت آفرين است.

از پاره اي آثار فاخر و ارزشمند که بگذريم، روح حاکم بر فيلم هاي سينمايي توليد شده با روح انقلاب سازگاري چنداني ندارد. بسياري از فيلم هايي که به اسم فيلم هاي معناگرا و مذهبي توليد شده اند، در زمان طاغوت هم قابل توليد بودند. دقت در اين فيلم ها به وضوح اين موضوع را نمايان مي سازد که  اين آثار مذهبي فارغ از معناي ناب «جهاد» هستند.

آري! جهاد همان گمشده سينماي ماست ...

امام روح الله (ره) در پيام خود به هنرمندان مرز بين هنر برخاسته از اسلام ناب ناب و اسلام آمريکايي را چنين معرفي مي کنند : «هنري زيبا و پاک است که کوبنده سرمايه داري مدرن و کمونيسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط  اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بي درد و در يک کلمه اسلام آمريکايي باشد ... تنها به هنري بايد پرداخت که راه ستيز با جهانخواران شرق و غرب و در راس آنان آمريکا و شوروي را بياموزد.»

مشکل ما در سينما کمبود محتوا نيست . ما ميراث ابن سينا و شيخ اشراق و ملاصدرا و حافظ و سعدي و حضرت روح الله هستيم ؛ ما حرف هاي زيادي براي گفتن به جهانيان داريم . اصلا به قول سيد مرتضي «در جهان امروز کسي جز ما حرفي براي گفتن ندارد و اين شجره ي نورسته مبارک انقلاب، تنها نهال سبزي است که در اين جهان برهوت خشک و تشنه روييده است.» جهان در آستانه ظهور به شدت تشنه شنيدن پيام اسلام ناب مي باشد . پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران، فيلمي است که با زبان طنز بخش کوچکي از حرف هاي ما را نشان مي داد. يقين دارم که اگر حرف هايمان را به صورت جدي و هنرمندانه ارائه بدهيم ، تاثيرگذارترين فيلم هم، فيلم ما خواهد شد؛ همانطور که تاکنون نيز فيلم هاي جبهه انقلاب، از زمره تاثيرگذارترين ها بوده اند.

سينماي ما اسير روشنفکراني شده است که پيروزي انقلاب به فيلم هايشان روسري را اضافه کرد و چند دقيقه اي را سانسور نمود؛ در فيلم هايشان مدام جانوري به اسم انسان را مي بيني که فارغ از ارزش هاي والاي انساني است و زندگي اش در شکم و شهوت خلاصه مي شود. اين روشنفکران به برکت سوابق طولاني خود در سينماي ايران ، مراکز آموزشي هنر را در دست گرفته اند. چه بسيارند دانشجوياني که با انگيزه هاي والا و متعالي وارد دانشکده هاي هنر مي شوند اما از هنر برايشان موهايي پريشان و سيگاري بر لب باقي مي ماند .

به نظر مي رسد براي نجات سينماي رو به انحطاط کشورمان بايد طرحي نو در انداخت . بگذاريم آنان که نمي خواهند با آرمان هاي انقلاب هماهنگ شوند، از قطار انقلاب پياده شوند ... از اسم و رسم آنان باکي نداشته باشيم و سعي نکنيم به بهاي بي توجهي به جوانان انقلابي ، آنان را حفظ کنيم ... در جوايز جشنواره ها، بيش از توجه به ظاهر، به محتوا و ماهيت بپردازيم ... چرا که عاقلان به مظروف مي نگرند نه به ظرف ـ هر چند، هر چه اثري به لحاظ ظاهر زيباتر باشد ارزشمندتر است ـ ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، برخي طاقت با انقلاب ماندن را ندارند و به ناچار به دامان شرق و غرب پناه خواهند برد ... بياييد فرزندان انقلاب را در آغوش انقلاب حفظ کنيم تا بتوانيم با ابزار هنر سنگرهاي کليدي جهان را فتح نماييم.

بايد به جاي تاکيد بر توليد هر چه بيشتر و رقابت با کمپاني فيلم سازي در تعداد فيلم ها و «توليد محوري» به «محتوا محوري» روي آورد. کميت آثار توليد شده اولويت ندارد، چرا که مي توان سالانه صدها فيلم توليد کرد که هيچ نسبتي با انقلاب اسلامي ندارند و خود را در عرصه رقابت «کمي» پيروز دانست اما توليد محتوا بر مبناي انقلاب اسلامي شاخصي است «کيفي» که هر گام در اين عرصه فتح و پيروزي مي باشد. در اينصورت «خواهيم ديد که چگونه سخن ما که آواي اصيل فطرت الهي انسان است، قلب ها را و فرداي جهان را تسخير خواهد کرد و عَلم عدالت را بر فراز اين ظلم آباد برخواهد افراشت.»

پي نوشت :

 چقدر جايش خاليست سيد مرتضي آويني (ره) که همواره اميدش به فرداي سينماي انقلاب بود و اينگونه مشفقانه مي گفت : « چرا موضوع غالب فيلم هايي که در مشرق زمين توليد مي شوند " عشق هاي مجازي و مناسبات عاطفي آدم هاي فلک زده " است ؟ موضوع غريب به اتفاق فيلم هايي که در ايران نيز ساخته شده ، به جز استثنائاتي معدود همين مناسبات است که اگر از بيرون اين غفلت زدگي رايج بر آن نظر کنيم ، تماما ناشي از دور ماندن از حيات طيبه ايماني و پذيرش مناسبات خانوادگي و اجتماعي غرب در جامعه اي است که ماهيتا با اين مناسبات بيگانگي دارد و در جستجوي هويت ديگري است . منظور اين نيست که سينما نبايد به اين مناسبات بپردازد ، بلکه قصد ما بايد رها ساختن آدم ها از فلک زدگي باشد و رساندن آنها به آزادي و استقلال و استغنا نه آنکه آنان را در ضعف ها و نقص هايشان تاييد کنيم و وشن است که تا خود از فلک زدگي و غفلت رايج ملازم آن رها نشويم اصلا در نمي يابيم که آنچه را " رنج هاي بشري " نام نهاده ايم ، باتلاق متعفني است که از ضعف ها و نقص ها و نيازها و عادات زايد و تعلقات دنيايي ما فراهم آمده است ؛ اين رنج هايي است که بشر امروز به خاطر دور بودن از قيقت انساني خويش بدان اسير است . پرداختن به اين رنج ها هنگامي زيباست که همراه با تذکر باشد . »

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار