پاسخ امام(ره) به ادعاهاي ميرحسين درباره اثرات تحريم
کد خبر:۷۸۷۶۸
ما عاشق این «انزوا» هستیم

پاسخ امام(ره) به ادعاهاي ميرحسين درباره اثرات تحريم

ملتي که منزوي بشود، مي تواند ترقي کند، مترقي مي شود. ملتي که منزوي نيست نمي تواند به ترقي، راه خودش را برود. ملت غيرمنزوي، يعني، ملتي که اتکالش به ديگران است، خوراکش را از ديگران مي گيرد...

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي شبکه خبر دانشجو، نويسنده وبلاگ «زبر الحديد» در اخرين بروزرساني اين وبلاگ نوشت:

نخست وزير امام(ره) در يادداشت اخير خود درباره تصويب قطعنامه 1929، مسائلي را مطرح کره است که به طور واضح با ديدگاه هاي حضرت روح الله تعارض کامل دارد.

در ادامه قسمت هايي از اين يادداشت آورده شده است:

«براي اينجانب مانند روز روشن است که اين قطعنامه بر امنيت و اقتصاد کشور ما اثر خواهد گذاشت. توليد ناخالص را پائين خواهد آورد، بيکاري را بيشتر خواهد کرد، مردم را در تنگناي مشکلات بيشتر معيشتي و اجتماعي قرار خواهد داد، فاصله ما را ازکشورهاي در حال رشد جهان بويژه کشورهاي همسايه رقيب بيشتر خواهد ساخت و آخرين ميخ را بر تابوت چشم انداز بيست ساله خواهد کوبيد. کدام عقل سليم است که نداند کشورما امروز پس از صدور قطعنامه آسيب پذيرتر و منزوي تر از گذشته شده است؟...
صرفا گفتن اينکه اين قطعنامه يک ورق پاره است مشکل مردم و کشور را حل نمي کند...»

و اما حضرت امام خميني(ره) در اين باره صراحتا مي فرمايند:
«وقتي يک ملتي احساس کرد که ارزاقش را ديگران نمي دهند به او، خودش به فکر مي افتد که براي خودش درست کند. مادامي که در نظرش اين است که نه، مي دهند به ما، نمي تواند کار بکند...
ملتي که منزوي بشود، مي تواند ترقي کند، مترقي مي شود. ملتي که منزوي نيست نمي تواند به ترقي، راه خودش را برود. ملت غيرمنزوي، يعني، ملتي که اتکالش به ديگران است، خوراکش را از ديگران مي گيرد، اتومبيلش هم از ديگران مي گيرد، برقش هم از ديگران مي گيرد. اين کلا تا آخر بايد اسير باشد. تا منزوي نشويد نمي توانيد مستقل بشويد. از انزوا ما چه ترسي داريم، ما آن روزي که منزوي نبوديم همه گرفتاري ها را داشتيم.

حالايي که منزوي هستيم مستقل هم هستيم. الآن هر کسي آقايي خودش هست، هي زير بار ديگري نيست. الآن مي تواند يک سفارتخانه اي- هر سفارتخانه اي مي خواهد باشد- مي تواند که به حکومت ما، به دولت ما يک چيز را تحميل کند؟ پس ما منزوي نيستيم. شما خيال مي کنيد منزوي هستيم. منزوي به آن معنايي که شما مي خواهيد نباشيم، اين معنايش اين است که ما وابسته باشيم و تا آخر، غلام حلقه به گوش باشيم...
آقايان مي خواهند ما هم اينطور بشويم. ما انزوايي را که اين آقايان خيال مي کنند، با آغوش باز، اين انزوا را مي پذيريم...
شما مقايسه کنيد بين کشور خودتان امروز که منزوي هستيد با کشور خودتان در ده سال پيش از اين نبوديد. مقايسه کنيد، فکر کنيد. هي فکر اينکه ما چيزي نداريم، ما انسان داريم. ما آدم داريم. ما جوان داريم. ما جوان هايي داريم که با همه قوا، در مقابل همه قدرت ها ايستاده اند. چي هيچي نداريم؟ ما همه چيز داريم. ما اين زمين هاي وسيع (را) داريم. ما آنقدر چيزهايي زيرزميني داريم. چطور ما نداريم؟ ما همه چيز داريم. فقط اين انزوا نبودن، منزوي نبودن، ما را به اين حال رسانده است که ما براي هر چيز بايد دستمان را پيش ديگري دراز کنيم...»
صحيفه امام(ره)، جلد 13، صفحه 311 تا 314

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار