دين اجبارى نيست‏!
کد خبر:۷۸۷۹۴
پيام قرآني

دين اجبارى نيست‏!

از آنجا كه دين و مذهب با روح و فكر مردم سر و كار دارد، و اساس و شالوده‏اش بر ايمان و يقين استوار است، خواه و ناخواه، راهى جز منطق و استدلال نمى‏تواند داشته باشد، و جمله «لا اكْراهَ فِى الدِّيْن» در واقع اشاره‏اى به همين است.

آية الكرسى در واقع مجموعه‏اى از توحيد و صفات جمال و جلال خدا بود كه اساس دين را تشكيل مى‏دهد، و چون در تمام مراحل با دليل عقل، قابل استدلال است و نيازى به اجبار و اكراه نيست، در اين آيه مى‏فرمايد: «در قبول دين هيچ اكراهى نيست (زيرا) راه درست، از بيراهه آشكار شده است» «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ».

«رُشد» از نظر لغت، عبارت است از راه‏يابى و رسيدن به واقع، در برابر «غَىّ» كه به معنى انحراف از حقيقت و دور شدن از واقع است.

از آنجا كه دين و مذهب با روح و فكر مردم سر و كار دارد، و اساس و شالوده‏اش بر ايمان و يقين استوار است، خواه و ناخواه، راهى جز منطق و استدلال نمى‏تواند داشته باشد، و جمله «لا اكْراهَ فِى الدِّيْن» در واقع اشاره‏اى به همين است.

به علاوه، بعضى از ناآگاهان‏ از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى‏خواستند: او همچون حكّام جبار با زور و فشار اقدام به تغيير عقيده مردم (هر چند در ظاهر) كند، آيه فوق صريحاً به آنها پاسخ داد كه دين و آئين چيزى نيست كه با اكراه و اجبار تبليغ گردد، به خصوص اين كه در پرتو دلائل روشن و معجزات آشكار، راه حق از باطل آشكار شده و نيازى به اين امور نيست.

اين آيه، پاسخ دندان شكنى است به آنها كه تصور مى‏كنند، اسلام در بعضى از موارد جنبه تحميلى و اجبارى داشته، و با زور، شمشير و قدرت نظامى پيش رفته است.

جايى كه اسلام اجازه نمى‏دهد، پدرى فرزند خويش را براى تغيير عقيده تحت فشار قرار دهد، تكليف ديگران روشن است، اگر چنين امرى مجاز بود، لازم بود اين اجازه، قبل از هر كس به پدر درباره فرزندش داده شود، در حالى كه چنين حقى به او داده نشده است.

و از اينجا روشن مى‏شود: اين آيه، تنها مربوط به اهل كتاب نيست آن چنان كه بعضى از مفسران پنداشته‏اند، و همچنين حكم آيه، هرگز منسوخ نشده است آن چنان كه بعضى ديگر گفته‏اند: بلكه حكمى است جاودانى و هماهنگ با منطق عقل.

سپس به عنوان يك نتيجه گيرى از جمله گذشته مى‏افزايد: «پس كسى كه به طاغوت (بت و شيطان و انسان‏هاى طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى دست زده است كه گسستن براى آن وجود ندارد» «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لَا انْفِصامَ لَها».

«طاغوت» صيغه مبالغه از ماده «طغيان» به معنى تعدى و تجاوز از حدّ و مرز است، و به هر چيزى كه سبب تجاوز از حدّ گردد، گفته مى‏شود، از اين رو شياطين، بتها، حكام جبار و مستكبر و هر معبودى غير از پروردگار، و هر مسيرى كه به غير حق منتهى مى‏شود، همه، طاغوت است (بايد توجه داشت اين كلمه هم به معنى مفرد و هم به معنى جمع به كار مى‏رود).

در اين جمله، قرآن مى‏گويد: هر كس به «طاغوت» كافر شود، از آن روى گرداند و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى دست زده است كه هرگز گسسته نمى‏شود.
در اين كه منظور از «طاغوت» در آيه چيست؟ مفسران سخنان بسيارى گفته‏اند:
بعضى آن را به معنى شيطان.

بعضى به معنى كاهنان.

و بعضى به معنى ساحران تفسير كرده‏اند.

ولى چنين به نظر مى‏رسد: منظور، همه آنها بلكه وسيع‏تر از آنها بوده باشد.

يعنى همان مفهوم عامى كه از كلمه طاغوت استفاده مى‏شود كه هر موجود طغيان‏گر و هر آئين و مسير انحرافى و نادرست را، در بر مى‏گيرد.

اين قسمت از آيه در حقيقت دليلى است براى جمله‏هاى سابق كه در دين و مذهب نيازى به اكراه نيست؛ زيرا دين به سوى خدا كه منبع هر خير، بركت و هر سعادتى است دعوت مى‏كند.

در حالى كه ديگران دعوت به سوى ويرانگرى، انحراف و فساد مى‏نمايند، و به هر حال دست زدن به دامن ايمان به خدا، همانند دست زدن به يك دستگيره محكم نجات است كه هرگز امكان گسستن ندارد.

و در پايان مى‏فرمايد: «و خداوند شنوا و دانا است» «وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ».

اشار ه به اين كه مسأله كفر و ايمان، چيزى نيست كه با تظاهر انجام گيرد؛ زيرا خداوند سخنان همه را اعم از آنچه آشكارا مى‏گويند: يا در جلسات خصوصى و نهانى، همه را مى‏شنود، و همچنين از مكنون دل‏ها و ضماير آگاه است، بنابراين، كفر يا ايمان هر كس، براى او روشن مى‏باشد.

اين جمله در حقيقت تشويقى است براى مؤمنان واقعى، و تهديدى است براى منافقان كه از پوشش ظاهرى اسلام سوء استفاده مى‏كنند.

مذهب نمى‏تواند تحميلى باشد

اصولًا، اسلام و هر مذهب حق از دو جهت نمى‏تواند جنبه تحميلى داشته باشد:

الف- بعد از آن همه دلائل روشن، استدلال منطقى و معجزات آشكار، نيازى به اين موضوع نيست، كسانى متوسل به زور و تحميل مى‏شوند كه فاقد منطق باشند، نه اسلام، با آن منطق روشن و استدلال‏هاى نيرومند.

ب- اصولًا دين كه از يك سلسله اعتقادات قلبى ريشه و مايه مى‏گيرد ممكن نيست تحميلى باشد، زور و شمشير و قدرت نظامى در اعمال و حركات جسمانى ما مى‏تواند اثر بگذارد، نه در افكار و اعتقادات ما.

از آنچه گفته شد، پاسخ تبليغات مسموم دشمنان اسلام، از جمله كليسا روشن مى‏شود؛ زيرا جمله‏اى صريح‏تر از «لا اكْراهَ فِى الدِّيْنِ» كه در متن قرآن آمده است در اين زمينه نمى‏توان پيدا كرد.

تفسير نمونه، ج2/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار