دگردیسی فتنه
طاهره ناطقی - گروه سیاسی؛ در نگاهي گذرا به تحولات جامعه پس از انقلاب، شاهد سير پيوسته اي از دسيسه هايي هستيم که هويت نظام را نشانه گرفته و در صدد تقابل با رشد و بالندگي و تثبيت ماهيت آن برامده اند.
اوج اين تحرکات بازدارنده درسالهاي آغازين پس از انقلاب و با محوريت احزاب التقاطي همچون نهضت آزدي، گروههاي موسوم به ملي مذهبي، منافقين و بني صدر و گروهک هاي چپ و مارکسيستي نظير فدائيان خلق، گروهک پيکار و عناصري از بازماندگان و دلبستگان به سلطنت صورت مي گرفت.
غائله اسفند59، کودتاي پادگان شهيد نوژه همدان، انفجار در حزب جمهوري، انفجار در دفتر نخست وزيري، ترور ائمه جمعه و...تکه هايي از پازل براندازي هستند.
جنگ تحميلي را نيز مي توان بخشي از پروژه براندازي دانست که عمدتا عوامل خارجي آن را طراحي کردند گرچه به مرور توسط ستون پنجم دشمن همراهي شد.
پس از رحلت امام (ره) ار آنجا که تصور مي شد نظام قدرت و استحکام لازم براي مقابله با ضربات را ندارد و از پشتوانه مستحکم امام تهي شده است، انگيزه دشمنان براي تهاجمات خرابکارانه قوي تر شد.
حادثه 18 تير 78 در واقع دنباله رويه براندازانه پس از انقلاب بود و بستر سازي براي وقوع آن بيشتر پس از رحلت امام اتفاق افتاد.
امام خامنه اي در این راستا فرموده اند: «دشمن تصور مي کرد بعد از رحلت امام خميني به عنوان يکي از ستون هاي اصلي حفظ نظام، مي تواند با يک برنامه دقيق پايه هاي فرهنگي و اعتقادي مردم را سست کند و با تغيير ذهنيت مردم نسبت به انقلاب اسلامي زمينه بازگشت مجدد استبداد و سلطه پذيري را فراهم کند...»
ردپاي جريان دوم خرداد در وقوع جادثه کوي
در16 تيرماه 1378، کميسيون فرهنگي مجلس پنجم، طرحي را با عنوان «اصلاحيه قانون مطبوعات» در چهار بند به تصويب رساند که مواد آن عبارت بودند از:
الف ) ممنوعيت فعاليت مطبوعاتي براي عوامل بيگانه، اعضاي گروهک هاي تروريستي و ضدانقلاب، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژيم طاغوت و...
ب ) منع شدن مطبوعات کشور از دريافت کمک مالي از کشورهاي بيگانه
ج ) ضمانت اجرايي براي مقابله با افراد دولتي يا غيردولتي که نشريات را براي چاپ مطلب يا مقاله اي زير فشار قرار داده يا آنها را وادار به سانسور نمايند.
د) لزوم التزام عملي مديران مسئول و صاحبان امتياز نشريات به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران.
مجمع روحانيون مبارز پس از اين مصوبه با صدور اطلاعيه اي اعلام کرد: «طرحي توسط تعدادي از نمايندگان مجلس در دستور کار مجلس قرار گرفته که فقط تحديد کننده مطبوعات است و سايه استبداد را بر فضاي مطبوعات کشور مي گستراند. اعمال محدوديت و ممنوعيت همان طور که در گذشته نتيجه اي مطلوب در پي نداشته، اينک نيز چنين دستاوردي نخواهد داشت.»
از سوي ديگر روزنامه سلام به مديريت موسوي خويني ها در 15 تير يعني يک روز مانده به مطرح شدن اصلاحيه در صحن علني مجلس، اقدام به انتشار سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات نمود و با تيتر درشت نوشت: «سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است.»
با شکايت وزارت اطلاعات و تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، پرونده موسوي خوئيني ها به دادگاه ويژه روحانيت ارجاع داده شد که نتيجه آن تعطيلي و پايان کار روزنامه سلام و آغاز غائله 18 تير بود.
عليرضا زاکاني مسئول اسبق بسيج دانشجويي دانشگاههاي تهران و نماينده فعلي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در اينباره مي گويد: «بهرهگيري از يک خبر در روزنامه سلام و برخورد قانوني با او و اعتراض دانشجويي شرايط را به سمتي برد که عناصر فرصتطلب از آن استفاده کرده و يک آشوبي را در مجموعه دانشگاه و فراتر از آن در خيابانهاي تهران ايجاد کردند.»
کودتاي دولت اصلاحات عليه نام اسلامي
در آفرينش حادثه ناگوار 18 تير اگرچه تعطيلي روزنامه سلام جرقه اوليه را ايجاد کرد عوامل متعددي دخالت داشتند.
عوامل زمينه ساز فتنه 18 تير 78 را ميتوان در چند مورد برشمرد:
الف) دولت اصلاحات
دولت اصلاحات از سه منظر در وقوع جريان برانداز 18 تير 78 دخيل بود:
1- دوم خرداد 76 و شعارهاي آرمان مدارانه اي که بدون تعمق تکرار مي شد و آزادي بي قيد و شرطي که دين در تقابل با آن محکوم به شکست تلقي مي شد شايد مهمترين نقش را در زمينه پرورش حس دين ستيزي و بولد شدن آزادي بي ضابطه اجنماعي ايفا کرد. اين رويه با کمک مطبوعات زنجيره اي و تئوريسين هايي که دين را با معيارهاي غربي تاويل مي کردند – امثال سروش و حجاريان و ...دامن زده مي شد. بستر ايجاد شده توسط شعارهاي دولت اصلاحات زمينه حضور برخي از گروههاي معاند را در صحنه ايجاد کرد.
2- وزارت کشور دولت اصلاحات در مناقشه 18 تير نقش ليدر آشوبها را بر عهده داشت. تاج زاده که معاون وزير کشور وقت بود در بسط شورش و هدايت گروههاي مختلف اثر گذار، و سپس کنترل و جمع کردن عقبه به وجود آمده نقش کليدي ايفا کرد.
دکتر ولايتي، مشاور عالي رهبر معظم انقلاب مي گويد: «يكي از اينها كه دستگير شده بود و الان در آمريكا است و با ضد انقلاب همكاري ميكند، در زندان گفت كه معاون وزارت كشور فرماندهي ما را بر عهده داشت و با تلفنهاي همراه با هم در ارتباط بوديم، گفته بودند كه ما برويم به سمت دفتر رهبري و آن زماني كه تهديد به مقابله شد، دوباره همان معاون وزارت كشور گفت برگرديد، يعني مركز سازماندهي عليه حاكميت در وزارت كشور بود...»
3- مطبوعات متعلق به دولت در ايجاد، القا و گسترش بحران به خوبي نقش آفريني کردند. نشريات زنجيره اي نشاط، خرداد، و...که همه متعلق به دولت بودند به غائله دامن زدند. در اين بين روزنامه سلام اولين گام را برداشت و بادرج نامه محرمانه وزارت اطلاعات در باب نقش داشتن سعيد امامي در موضوع قانون اصلاح مطبوعات جرقه اوليه آشوب را ايجاد کرد.
دکتر ولايتي در تشريح ماجراي روزنامه سلام و ارتباطش با غائله کوی می گوید: «مقدمه ماجرا اين بود كه روزنامه سلام به كانون ضد حاكميت تبديل شده بود و دولت نيز به عنوان يك اپوزيسيون و ضد حاكميت عمل ميكرد. روزنامه سلام را بر اساس قانون مطبوعات بستند، تظاهراتي در كوي دانشگاه صورت گرفت؛ بعد آمدند در دانشگاه تهران متحصن شدند، وزارت علوم در آن زمان براي اين متحصنين كه بهانه اصليشان بسته شدن روزنامه سلام بود از دانشگاه علم و صنعت غذا درست ميكرد و به دانشگاه تهران ميآورد. همين افراد به خيابانها آمدند و بالاخره عدهاي هم بهآن ها پيوستند؛ عدهاي كه كارشان اين بود كه اگر پول به آنها ميدادند هرچه سر راهشان ميديدند، آتش ميزدند. تظاهرات شروع شد و ادامه پيدا كرد؛ از جلوي دانشگاه به سمت خيابان جمهوري آمدند و قصدشان اين بود كه از خيابان جمهوري بيايند تا دفتر رهبري برسند...»
ب) نقش آفريني تشکلهاي دانشجويي وابسته به دولت که خواسته اصلي آنها اعتراض منطقي به قانون اصلاح مطبوعات بود.
ج) جريانهاي تندروي اصلاحات و عناصر نفوذي در جريان دانشجويي که در پناه حرکت دانشجويي به حرکات راديکالي دست زدند و عمده حرکات هرج و مرج طلبانه را به نام جنبش دانشجويي تمام کردند.
د) عناصر فرصت طلب که در هر اعتراض منطقي و معقول مدني به دنبال فرصت آفريني براي حرکات آنارشيستي براي نيل به اهداف براندازانه هستند.اين گروهها نه دانشجو محسوب مي شوند و نه به ديگر ارگانهاي درون نظام وابسته اند بلکه وابستگي اصلي آنها به تاييدات و پشتيبانيهاي خارج نشيناني است که هدايت شورش را در داخل کشور و به واسطه خادمين سر سپرده خود به دست مي گيرند.
دکتر علي اکبر ولايتي در اينباره ادامه مي دهد: «زماني امام فرمودند كه من به نخست وزيري بازرگان، رياست جمهوري بني صدر و قائم مقامي آقاي منتظري راضي نبودم؛ اينها در اين سالها همه با هم جمع شدند؛ نهضت آزاديها، كساني كه در دفتر آقاي منتظري بودند و ديگران، منافقين و سلطنتطلبها همه با هم جمع شدند و دوباره اتفاقات قبل را با هم ايجاد كردند.»
زمينه سازي دولت اصلاحات شرايطي را ايجاد کرد که در غائله 78 نه تنها عبور از خاتمي بلکه عبور از نظام و حذف کلي ساختار جمهوري اسلامي مورد نظر بود.
علير ضا زاکاني در اينباره گفته است: «وقتي اين حرکت شروع شد بحران آفرينان خواستار گسترش اين حرکت بودند و به همين دليل به شدت دنبال اين بودند که شرايط را به سمتي ببرند که ماحصل آن به نوعي مبدل به ساختار شکني شود و انقلاب را از درون کشور به حساب خودشان به زير بکشند چيزي که باعث خوشحالي سران نظام سلطه ورژيم صهيونيستي و ديگر وابستگان آنها در منطقه گرديد.»
روزنامه جمهوري اسلامي در مقاله اي در تاريخ 30. 4. 78 چنين نتيجه گيري مي كند كه «هدف اصلي تمام اقدامات و تشنجات اخير، ختم انقلاب بوده است».
داوود سليماني از اعضاي جبهه مشارکت که در زمان وقوع غائله 18 تير معاون دانشجويي دانشگاه تهران بود اذعان مي دارد: «من فکر ميکنم خيليها ميخواستند حتي از بحث نظام عبور کنند. صرف عبور از خاتمي و اينها که مهم نبود. مهم اين بود که ميگفتند کل نظام را ديگر نميخواهيم و نميتوانيم تحمل کنيم...»
دگردیسی فتنه
قياس اجمالي غائله 78 با فتنه 88 نشان مي دهد اشتراک هدف، حرف اول در تشابه دو جريان را مي زند. از بين بردن جايگاه رهبري و خلع يد ولايت فقيه هدف عمده اي بود که در پي آن براندازي کل نظام را براي جريانهاي زخم خورده از انقلاب رقم مي زد.
نکته قابل ذکر اين است که در 18 تير 78 حمله به رهبري سخت افزاري بود. به عبارتي دشمن از جنگ نرم به طور عمده براي حذف رهبري سود نبرد. شايد تصور دستيابي سريع به هدف آنها را دچار نوعي شتاب زدگي در عمل کرده بود از اين جهت غائله به سمتي پيش رفت که پايان غائله باحرکت آشوبگران به بيت رهبري رقم خورد و اگر نيروي انتظامي با قاطعيت در برابر براندازان ايستادگي نمي کرد اين کار صورت مي پذيرفت.
در فتنه 88 اما تهاجم عليه رهبري و ديگر ارکان تاثير گذار نظام با برنامه ريزي دقيق نرم افزاري صورت پذيرفت. ناکاارآمد نشان دادن نظام در حل معضلات اقتصادي ، سياسي، اجتماعي و... سياه نمايي خدمات انجام گرفته ، بولد کردنن نقايص موجود، تاويل مذهب توسط اسلام شناسان التقاطي و منحرف و سست کردن زمينه هاي اعتقادي مردم و...از جمله شگردهايي بود که به طور خزنده و در طول سالهاي منتهي به سال 88 در جريان بود و مخالفت با ساختار جمهوري اسلامي را با تهاجم به طرز تفکر حاکم برجامعه دنبال مي کرد.
تشابه ديگري که در هردو فتنه قابل توجه است حضور عناصر فرصت طلب در صحنه و دامن زدن به اعتراضات منطقي و پيش بردن آن به سمت بحران است.وابستگي جريانهاي فرصت طلب به دشمنان خارجي از ديگر عوامل تشابه دو جريان است. صد البته واضح است که نيات و اهداف معاندين خارجي در فضاي منطقي که آرامش بر آن حاکم است به دست نمي آيد .براي دست يابي به اهداف غير منطقي ، فضاي غير منطقي منبعث از هرج و مرج و بحران و خلط خواسته ها کارامد خواهد بود.
از ديگر وجوه تشابه در دوفتنه نقش رهبري در بصيرت دهي و مديريت صحيح در ختم فتنه در تير 78 و خرداد 88 بود.
بدون شک جمع کردن عقبه فتنه و صدمات ناشي از آن بدون تدبير رهبري امکان پذير نبود. وقتي انقلابي از درون و از ناحيه فرزندان ناخلف خود مورد تهاجم قرار مي گيرد تشخيص حق و باطل براي مردمي که خارج از گود خواص و در غبار تحليل هاي نادرست و خصمانه به داستان نگاه مي کنند غير ممکن يا دشوار است. در اين موقعيت چراغ روشنگري که بصيرت افزايي کند و به دور از تعصبات و وابستگيهاي حزبي حقيقت را در قالب حقيقت تبيين کند هواييست که در خفقان اميد زندگي مي بخشد.
روشنگري قابل توجه رهبري و بصيرت ستودني مردم غائله 78 را در 23 تير و فتنه 88 را در 9دي و 22 بهمن به بستر شکست مفتضحانه جريان برانداز بدل کرد و به دشمنان و بدخواهان ملت و نظام اسلامی این نکته را فهماند که مادامی که سایه ولایت بر سر این مردم و نظام برآمده از مردم می باشد، مکر و نیرنگ های دشمنان راه به جایی نخواهد برد. والسلام/انتهای پیام/