رمزگشايي از گفتمان صهيونيسم(2)
گروه انديشه ـ گفته شد ويژگي اصلي گفتمان صهيونيستي، نيرنگآميز بودن آن است. اين گفتمان با توسل به طرح اساسي و يهودي شدهي صهيونيستي و درعين حال پنهان سازي آن توانسته رويكرد اصلي خود را حفظ نمايد تا بتواند با گونهگون سازيهايي كه ابري متراكم از استراتژيها و حيلههاي بلاغي گوناگون بر آن سايه افكنده، خود را مطرح سازد. در شمارهي گذشته به چند نمونه از اين راهبردها و حيلههاي بلاغي صهيونيسم اشاره شد، ادامهي آن را در اين شماره پي ميگيريم.
6ـ استفاده از اصطلاحات به ظاهر بيگرايش؛ از ديگر حيلههاي بلاغي صهيونيستي، به كارگيري اصطلاحات به ظاهر بيطرف و بيگرايش است. از مهمترين اين تلاشها، اشاره به فلسطين به عنوان «سرزمين بدون ملت» است. با اين كار توجيهي در برابر قطعنامههاي شوراي امنيت مبني بر عدم جواز سلطه بر سرزمين با توسل به زور دستوپا مينمايند.
7ـ استفاده از اصطلاحات ديني يهود در سياقهاي تاريخي و زماني؛ اين حيلهي بلاغي نيز تلاشي است براي جدا كردن پديده از سياق تاريخي خود. اصولاً گفتمان ديني خدا و ملت را از يكديگر جدا نميكند. به همين دليل ميان تاريخ زماني و تاريخ مقدس و نيز ميان مطلق و نسبي تفاوتي قائل نيست. گفتمان صهيونيستي هنگام اشاره به فلسطين به عنوان سرزمين مقدس يا موعود در واقع همين شيوه را به كار ميبرد. به كارگيري اين اصطلاحات ديني در سياق زماني، نوعي استمرار به وجود ميآورد كه بيرون از چارچوب تاريخ است. لذا واقعهي خروج عبرانيها از سرزمين تبعيد يعني مصر و صعود آنان به سرزمين كنعان الگويي تكرارپذير ميشود كه بر تاريخهاي اعضاي گروههاي يهودي در هر زمان و مكاني منطبق ميشود.
8ـ به كارگيري نامهايي كه بر اشياي گوناگون دلالت دارند؛ نامهايي مانند «ملت يهود»، بدون تعريف اين ملت و «ارتس يسرائيل» بدون سخن از محدوده و مرزهاي سرزمين اسرائيل، به كار برده ميشوند. در نتيجه هر صهيونيست تعريف خاص خود را از آن دارد. خود اصطلاح صهيونيست نيز همين طور است. اصطلاح مطلقي است كه هم بر يهودي علاقهمند به گرايش صهيونيسم تعلق ميگيرد و موجب جلب سرمايهي او ميشود و هم بر صهيونيست تندرويي كه اسلحه به دست ميگيرد و در فلسطين جنايت مينمايد.
9ـ شمايلسازي عبارات؛ از حيلههاي اصلي صهيونيسم، شمايلسازي يعني تبديل اصطلاحات به شبه شمايلها به طوري كه اصطلاح خود مبناي خويش ميگردد، است. شمايلسازي براي عبارتهايي چون «سرزمين بدون ملت براي ملت بدون سرزمين»، «مذاكرات رو در رو»، «روند صلح» و «صلح در برابر زمين» رخ داده است. از مهمترين عبارات شمايل شده، عبارت «شش ميليون يهودي» ميباشد كه فرض ميشود اين عبارت بيانگر تعداد قربانيان نابودسازي يهود توسط نازيها است كه تنها پرسش در مورد ميزان دقت اين آمار نوعي كفر و «انكار كشتار» بر اساس يهودي ستيزي ناميده ميشود.
10ـ تغيير دستاويزها و گونهگونسازي آنها متناسب با تغيير مخاطب؛ گفتمان نيرنگآميز صهيونيستي توان زيادي در تغيير تبليغات و دستاويزهاي صهيونيستي دارد. مثلاً در مرحلهي پيش از اعلاميهي بالفور، تبليغات صهيونيستي تنها بر نياز يهود به سرزمين قومي در هر نقطه از جهان تأكيد ميكرد؛ اما با تعيين استراتژي امپرياليستي انگليس و تصويب طرح تقسيم حكومت عثماني فقط فلسطين به عنوان سرزمين موعود يهودي شمايلسازي شد. دستاويز جديد اين رژيم از پيمان اسلو به بعد نيز به دفاع از نظم نوين جهاني، تأكيد بر روابط اقتصادي با خاورميانه و تهاجم به جنبشهاي اسلامي تغيير يافته است./انتهاي پيام/