روحيه شهادت طلبي بُرنده ترين سلاح انقلابيون
گروه انديشه ـ اوائل آذرماه سال 57 در روند مبارزات عليه رژيم شاه تغيير تعيين كننده اي ايجاد شد و آن فراتر رفتن روحيه ي عمومي از انقلابي گري صرف و تبديل شدن به روحيه ي شهادت طلبي بود. اين تغيير كه به وضوح در رفتار مردم مشاهده مي شد نظام شاهنشاهي را به اين واقعيت تلخ واقف كرد، مقاومت بي فايده است و بايد به فكر رفتن بود؛ زيرا دولت نظامي، حكومت نظامي، فرماندار نظامي، تهديد و ارعاب نه تنها كاري از پيش نبرد، بلكه مردم هر روز شجاع تر از گذشته به استقبال مرگ مي آيند. هيچ سلاحي براي مواجهه با اين حركت كارساز نبود.
روحيه ي شهادت طلبي هنگامي به اوج رسيد كه در30 آبان 57 حرم مطهر امام رضا(ع) توسط عوامل رژيم مورد تهاجم قرار گرفت.
حرم مطهر امام هشتم شيعيان(ع) كه در طول تاريخ پناهگاه مردم محروم، مظلوم و تحت ستم بود، بار ديگر توسط دستگاه سلطنتي پهلوي هتك حرمت شد و خون عده اي بي گناه را در آن مكان مقدس بر زمين ريختند كه خاطره ي قيام مسجد گوهرشاد را در ذهن ها زنده كرد و امام(ره) در اين رابطه پيام مهمي صادر نمودند و مرقوم داشتند: «دولت ياغي نظامي به امر شاه، تر و خشك را به آتش كشيده و يكي از بزرگ ترين ضربه هاي اين جنايتكار به اسلام، به مسلسل بستن بارگاه قدس حضرت علي بن موسي الرضا(صلوات الله عليه) است. اين بارگاهِ مقدس در زمان رضاخان به مسلسل بسته شد و قتلِ عامِ مسجدِ گوهرشاد به وجود آمد. در زمان محمدرضا آن جنايت تجديد و دژخيمان شاه در صحن و حريم آن حضرت ريخته و كشتار كردند. ملت مسلمان بايد از اين شاه و دولت ياغيِ غاصب تبرّي كند و مخالفت با آن لازم است. تمام اقشار ملت خصوصاً اهالي قراء و قصبات بايد بدانند كه شاه غاصب و دولت ياغي او كمر به هدم مقدسات اسلام بسته اند و اگر مهلت پيدا كند به محو آثار شريعت برمي خيزند. بر تمام طبقاتِ ملت لازم است با هر وسيله ي ممكن به سقوط اين دستگاه جبار قيام كنند.»
تجاوز به حرم رضوي(ع) از ناحيه ي همه ي اقشار محكوم گرديد و آن روز را عزاي ملي اعلام كردند. مغازه ها، بانك ها، ادارات و بازارها تعطيل گرديد و پرچم سياه بر سردرها زده شد و اين اقدام ننگين موجب شد نه تنها ديگر هيچ كس، هيچ اعتمادي به حكومت و دولت و رژيم نداشته باشد، بلكه همه خود را براي كشته شدن آماده مي ديدند؛ احساس مي كردند كه بيش از اين نبايد به اين نظام سفاك فرصت اهانت داد و استقبال از شهادت را تنها راه سرنگوني نظام خونخوار مي دانستند. بخصوص در اين ايام كه مصادف با حلول ماه محرم بود همه در انتظار يك تحول عظيم بودند، حكومت نظامي و دولت نظامي در برابر اين روحيه ي شهادت طلبي مردم به انفعال كشيده شده بود وفاداران به رژيم خود را باخته بودند. اعتصابات و مبارزات تثبيت شده بود.
مردم در كوچه و خيابان آماده ي برگزاري مراسم ماه محرم بودند. گروه گروه تظاهرات عليه رژيم به راه مي انداختند و شعار مي دادند كه «توپ، تانك، مسلسل ديگر اثر ندارد، تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد». امام راحل در پيامي ماه محرم را پيروزي خون بر شمشير اعلام كردند و مرقوم داشتند: «ماهي كه به نسل ها در طول تاريخ راه پيروزي بر سرنيزه را آموخت. ماهي كه شكست ابرقدرت ها را در مقابل كلمه ي حق به ثبت رساند. ماهي كه امام مسلمين راه مبارزه با ستمكارانِ تاريخ را به ما آموخت. راهي كه بايد مشتِ گره كرده ي آزادي خواهان و استقلال طلبان و حق گويان بر تانك ها و مسلسل ها و جنود ابليس غلبه كند...»
پس از اين پيام گروه گروه از طلاب حوزه هاي علميه براي رساندن و تشريح اين پيام مهم به روستا و شهرستان ها سرازير شدند. هر كس احساس مي كرد كه بايد فرامين امام را به گوش مردم برساند. مردم در انتظار حادثه ي بزرگي در محرم آن سال بودند.
قسمت پايان پيام امام موجب افزايش روحيه ي شهادت طلبي جوانان گرديد. ايشان در پيام خود آورده بودند: «من به ملت عظيم الشأن ايران كه با قدرت اسلام خويش مشت محكم بر دهان شاه و هواخواهان او زده و مي زنند دست صميميت و ارادت مي دهم. من شهادت در راه حق و اهداف الهي را افتخار جاوداني مي دانم من به مادران و پدران و جواناني كه در راه اسلام و آزادمنشي خون داده اند تبريك عرض مي كنم. من به جوانان عزيز و غيوري كه جان خود را نثار راه دوست كرده اند، حسرت مي برم.»
تأثير اين پيام آنچنان قوي بود كه جوانان با ذوق و شوق به مبارزه ادامه داده و هيچ ترس و هراسي به خود راه نمي دادند و در ادامه ي انقلاب سر از پا نمي شناختند. از اين روزها به بعد با الهام از ايام محرم و رهنمودهاي امام راحل كار بر رژيم بيش از پيش سخت تر مي شد.
نويسنده: سيدمهدي حسيني
/انتهاي پيام/