از يوم الكودتا تا يوم الفتنه
علي ميرزائي، گروه سياسي- در تاريخ پرفراز و نشيب انقلاب اسلامي، هواره سير اتفاقات و حوادث منجر به بروز اتفاقات و بروز تحولات گوناگوني شده است كه هر كدام از آنها در جاي خود مصداق بارز فتنه بوده است.
در اين ميان بعضي روزها به طور اتفاقي يا تعمدي، بيش از يك بار در تاريخ جمهوري اسلامي ايران محل ابتلاي وفاداران به انقلاب اسلامي به آزمون هاي گوناگون در قالب فتنه بوده است.
در اين ميان، هجدهم تيرماه در سه مقطع به عنوان يكي از چنين روزهائي خودنمائي كرده است.
18 تيرماه 1359 تلاش آمريكائي براي كودتاي نوژه
پايگاه هوايي شهيد نوژه در 50 كيلومتري شهر همدان قرار داشت و تيمسار محققي، تيمسار سعيد مهديون، سروان حميد نعمتي، سروان ايرج ايران نژاد و چند تن ديگر از سران كودتا در آنجا خدمت كرده بودند و اماكن و پرسنل پايگاه را ميشناختند. براي تصرف پايگاه نوژه به عنوان كليد عمليات كودتا قرار بود 12 تيم مركب از يكصد تن از كلاه سبزهاي تيپ نوهد ،300 تا 400 نفر از فريب خوردگان ايل بختياري و 12 نفر راهنما از داخل پايگاه به فرماندهي سرگرد كوروش آذرتاش جهت تصرف پايگاه نوژه وارد عمل شوند. با رسيدن هواپيماها به تهران قرار بود بيت حضرت امام(ره)، فرودگاه مهرآباد، دفتر نخست وزيري، ستاد مركزي سپاه پاسداران، ستاد مركزي كميتههاي انقلاب، پادگان ولي عصر(عج)، پادگان امام حسين(ع) و چند نقطه مهم ديگر بمباران شود.
از اولين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران، آمريكا تلاش گستردهاي را براي به سازش كشاندن انقلاب يا سقوط آن آغاز كرد.آمريكا به دليل اطلاعات و تحليلهاي غلط تصور ميكرد قادر است در اندك زماني رويدادهاي ايران را همچون دوران پهلوي در اختيار بگيرد؛ بنابراين به انواع حيلهها عليه جمهوري اسلامي متوسل شد كه يكي از اين توطئهها، كودتاي پايگاه هوايي شهيد نوژه بود.
جمهوري اسلامي ايران در تاريخ پنجم فروردين سال 1358 با خروج از پيمان نظامي «سنتو» اعلام كرد كه ديگر حافظ منافع آمريكا در منطقه نيست.
آمريكا، به دليل اطلاعات و تحليلهاي غلط تصور ميكرد قادر است در اندك زماني رويدادهاي ايران را همچون دوران پهلوي در اختيار بگيرد؛ بنابراين به انواع حيلهها عليه جمهوري اسلامي متوسل شد كه يكي از اين توطئهها، كودتاي پايگاه هوايي شهيد نوژه بود.
عوامل اين كودتا در ابتداي كار و پيش از آغاز تلاش برايرسيدن به اهداف خود شناسائي شده و با عواملآنبرخورد گرديد.
18 تير 1378 فتنه اي با حضور گوهك منحله نهضت آزادي
در حوادث هجدهم تيرماه 1378 نيز يك بار ديگر نظام جمهوري اسلامي ايران در معرض يك آزمون جدي ديگر قرار گرفت.
در اين روز قائله اي كه به بهانه تعطيل شدن روزنامه سلام برپا شده بود به همراه برخي حوادث مشكوك باعث شد تا چند روزي فضايي مانند اغتشاشات خردا 88 در برخي خيابان هاي تهران برقرار گردد؛ هر چند مشخص شد كه اين فتنه بعضي از مختصات كودتاي نوژه را نيز (مانند برنامه ريزي هاي گسترده و هدفمند با هدف تغييرات هدفمند درحاكميت) دارا بود.
شايد شنيدن بخشي از سخنان ناطق نوري در مورد اينتوطئه، بتواند بخشي از ابعاد صحنه آرائي هاي موجود در حاشيه آن را بيان كند.
در بخشي از اين خاطرات آمده است:
من اصل جريان(18 تير) را هم عادي نميديدم زيرا توقيف يك روزنامه نميتوانست اين قدر موجآفريني كند.گرچه همان موقع شنيده بودم كه بعضي از افراد جبهه دوم خرداد ميگفتند: «توقيف اين روزنامه به اين آساني نيست،اين غير از روزنامهي «طوس» و «جامعه» است و نظام اگر بخواهد با روزنامه سلام برخورد كند،بايد خسارت سنگيني بپردازد.» اين سخنان از آنها شنيده شده بود و اين ذهنيت را ايجاد ميكرد كه هدف از اين سخنان، پيشبيني طرح و برنامهاي بود كه اگر حادثهاي به اين شكل رخ بدهد،چه بايد كرد. از اين روي وقتي حادثه رخ داد و روزنامه توقيف شد،حوادث و نتايج آن براي من غيرمترقبه نبود. با اين سابقه ذهني و خبرهايي كه داشتم،وقتي حادثه رخ داد، آن را عادي ندانسته و جريان را تعقيب كردم تا اين كه گفته شد راهپيمايان به خيابان ريختند و تخريب كردند.آنها شعارهاي تند و تيز و توهينآميزي را عليه اركان بالاي نظام وقوه قضاييه و حتي به مقام معظم رهبري ميدادند.
در حالي كه ايشان هيچ نقشي و دخالتي از اين جهت در اين نوع كارها ندارند، يعني آقا نميگويند اين روزنامه را ببندند، يعني در ريز قضايا دخالت نميكنند.شأن رهبري ايشان اجل از اين است كه در اين مسائل ريز دخالت كنند.ايشان سياستهاي كلي را بيان ميكنند، ممكن است كه به طور كلي هشدار و اخطار هم به مطبوعات بدهند، همانطور كه ممكن است به قوه قضاييه هم هشدار بدهند كه تو به وظيفه خود عمل كن اما اين كه حالا تعيين مصداق بكنند نيست، به اصطلاح معروف علمي و طلبگي خود ما، «حكم را در واقع حاكم بيان ميكند، ولي تشخيص مصداق و موضوع با مكلف است» و آنجا هم مكلف قوه قضائيه بود كه برخورد كرد.
من به لحاظ اين كه شم امنيتي داشته و كار امنيتي كرده بودم، احساس ميكردم پشت صحنه دستهايي است كه اينها را ميگرداند و به طور جدي به اين موضوع يقين داشتم. در همان روزها قبل از آن كه حتي كسي دستگير و بازجويي شود، يا مثل الان يك خرده شفاف شود، گفتم كه ماجرا زير سر نيروهاي به اصطلاح ملي- مذهبي است. اينها رهبري ميكنند و به نظر من قوه قضاييه اگر بخواهد اين غائله را ختم كند، بايد سران اينها را دستگير نمايد.
يكي از محافظين من ميگفت: «هنگام تظاهرات در خيابان ايستادم و نگاه ميكردم كه جريان چگونه است. ديدم يك مرد 40 تا 50 ساله كه موبايل در دست خودش دارد از اين يك طرف جلو ميآمد و با گفتن جملهاي جمعيت را تحريك ميكرد، بعد خودش ميرفت پشت يك درختي ميايستاد و با موبايل خبر ميداد. اين شخص را خيلي تعقيب كردم ببينم كه چه ميكند ميخواستم با او برخورد كنم، اما جرأت نكردم براي اين كه احساس ميكردم تنها هستم و كسي همراهم نيست؛ بنابراين با اين كه او را تحت تعقيب قرار دادم، اماگمش كردم.
لذا معتقدم اين جريان هدايت شده بود،براي همين من آرام نگرفتم و با اين كه در اين زمينه مسئوليتي نداشتم دائماً جاهاي مختلف از دفتر خودم در مجلس تلفن ميزدم. حراست خود را هم به صحنهي تظاهرات فرستاده بودم تا به من خبر دهند. در همين زمان، جلسهاي در حضور مقام معظم رهبري از سران سه قوه، فرماندهان نظامي سپاه، وزير اطلاعات، وزير كشور و تا آنجا كه من يادم است،دبير شوراي عالي امنيت ملي تشكيل شد.مقام معظم رهبري از وزير كشور سؤال كردند (نزديك غروب بود) «اوضاع چه خبر است؟» گفت كه «حاج آقا تظاهرات و ناآراميها را جمع كردند و بر همه چيز مسلط هستيم» من چون خودم از بعدازظهر قضايا را تعقيب ميكردم، خيلي عصباني بودم، بين حرف پريدم و با تندي گفتم: «آقا ايشان گزارش بيربطي ميدهند، اين طور نيست. همين الان در ميدان بخارايي، سپاه درگيري دارد اينها را آقاي صفوي بفرمايند. آقاي رحيم صفوي گفت: «درست است» جالبتر از همه اين كه خود آقا فرمود: «تنها در ميدان بخارايي نيست، شهر ري هم الآن آشوب است،» يعني خود آقا از همهي ما بيشتر، خبر داشت.
من همانجا گفتم كه «آقا، بنده اعتقاد دارم نهضت آزادي و اين نيروها در پشت پردهي اين جريان هستند و اگر ما بخواهيم اين آشوب و شورش را بخوابانيم به نظر من بايد سران اينها را دستگير كرده، عدهاي كه در صحنه آشوب كردند را هم بسرعت محاكمه كنيم. حتي اگر لازم باشد- ديديم كه اينها به هرحال بحران ايجاد كردند را هم بسرعت محاكمه كنيم و حتي اگر لازم باشد-آنها را به سينهي ديوار بگذاريم. اگر قصد براندازي نظام را دارند و با اسلام محارب هستند، با آنها برخورد شود».
بعضي از مسئولان خيلي جا خوردند و گفتند: اين نوع حرف زدن جلوي آقا؟! اما من ريشهي اغتشاش را در نهضت آزادي ميدانم، اينها دنبال براندازي هستند و در كشور بحران ايجاد ميكنند و بالاخره بايد با آنها برخورد كرد، حكومت تعارف ندارد.
در نهايت، با اين ناآراميها خوب برخورد شد و بعضيها را هم دستگير كردند. با تائيد مقام معظم رهبري سپاه توانست عمل كند. البته من نظرم اين است كه در رابطه با حادثهي كوي حق بسياري از نيروها تضييع شد. ما تحت تاثير شرايط آن دوره و همچنين يك مقدار رودربايستي قرار گرفتيم، يك مقدار مصلحتانديشي كرديم و نيروي انتظامي و افرادي هم مثل آقاي نظري و افسر ديگري كه در منطقه؛ مسئول عمليات بودند- كه افسران خوبي هستند- به نظر من وجه المصالحه قرار گرفتند، اينها قرباني شدند. من معتقد بودم كه حتي با وزير آموزش عالي نيز بايست برخورد جدي شود، معنا ندارد كه وزير جمهوري اسلامي در آن ماجرا كه يك جريان پيچيده سياسي و پشت صحنه آن حداقل نامشخص بود، تصميم عجولانه به استعفا بگيرد و عواطف دانشجوها را با اين كار خود تحريك كند. به نظر من او و دستيارانش در ردههاي مختلف بايد محاكمه ميشدند اما خيلي مصلحتانديشي شد.
هجدهم تير 1388
در هجدهم تيرماه سال 1388 نيز به دنبال تشنج آفريني هاي خرداد ماه كه با پوشش اعتراض به نتايج انتخابات ونحوه اداره ومديريت آن انجام شده بود، برخي تجمعات در تعدادي از خيابان ها اطراف ميدان انقلاب با هدف ايجاد اغتشاش صورت گرفت و به برخي خيابان هاي ديگر نيز كشيده شد.
هدف طراحان اين تجمعات غيرقانوني آن بود كه فضاي جامعه را از طريق ايجاد درگيري و تحريك احساسات مردمي به سمت و سوي حوادث روزهاي 25 و 30 خرداد 88 برده و زمينه را براي محقق كردن اهداف پليد خود فراهم آورند.
حاصل حضور اين افراد سوختن چند سطل زباله و خسارت به اموال عمومي در حوالي ميدان انقلاب و برخي خيابان هاي ديگر بود.
در نهايت اين تجمعات توسط دستگاه هاي قانوني كنترل گرديده و بعد از چند ساعت به كلي فروكش كرد.
يوم الكودتا و توهم
شايد يافتن چنين قرينه هائي بتواند به عنوان جوابي جهت سوال در مورد وجود يا عدم وجود ارتباط ميان بعضي گروه ها و احزاب معاند جمهوري اسلامي باشد؛ همانطور كه مي توان براي روزهاي سي خرداد در سال 60 و همچنين سال 88 چنين مقايسه اي را انجام داده و اين روزها را اصطلاحاً يوم الكودتا ناميد.را گاه يوم الكودتا)مانند سال 59 و گاهي هم يوم الفتنه(مانند سال 88) ناميد.
شايان توجه است كه براساس مستندات تاريخي، حمله به جمهوري اسلامي ايران به قصد آسيب زدن به آن بر اساس دلايل گوناگوني در چنين روزهائي به اوج خود مي رسد./انتهاي پيام/