جلوه حبل المتين
*مهدي خانعليزاده- گروه سیاسی؛ «عزيز زهرا منتظريم تا تو بيايي / نايب مهدي منتظريم تا تو بيايي»؛ اين از قبيل شعارهايي است که مردم قبل از آغاز سخنراني رهبر معظم انقلاب در مقطعي حساس به نام هجدهم تير سر ميدهند. شايد در نگاه اول مانند همه شعارهايي به نظر برسد که در زمان ها و مکانهاي مختلف از سوي مردم براي آقا سر داده ميشود، اما اندکي تدبر و تامل، روي ديگر مساله را به ما نشان ميدهد.
اين شعارها فرياد مردماني است که يگانه راه چاره و درمان درد فتنه را پناه بردن به دامان حبل المتين ميدانند. منتظرند تا او لب از لب بگشايد تا سخنانش، آبي بر آتش فتنهاي باشد که نتيجه دو دهه دشمني تمام استکبار با کشورشان است. آقا در طول تمامي اين 20 سال زعامت خود بر جامعه اسلامي، همواره در نقش محور وحدت ظاهر شده است. آقا کسي بوده که حکمتهاي پدرانهاش طومار نقشههاي معاندين و منافقين را درهم پيچيده است.
اوضاع سختي است؛ خيابانهاي اطراف دانشگاه تهران در آتش فتنه ميسوزد. غذاي گرم فتنهگران در آشپزخانه وزارت کشور در ميدان فاطمي پخته ميشود و آقاي معاون وزير، مسئوليت خطير ساماندهي آشوب را برعهده دارد! دوست و دشمن درهم تنيده است. غبار فتنه چنان سايهاي بر سر جامعه انداخته که مردم درماندهاند که اوضاع از چه قرار است. خبرهايي ناگوار به گوش ميرسد. دوربينهاي «بيبيسي» و «دويچهوله» و «سي ان ان» همچون گرگهاي گرسنه در کمين فتنه نشستهاند تا هر کدام غنيمتي از اين اوضاع با خود ببرند و ايران را اينچنين به جهان معرفي کنند که ناگهان...
«مسائل زيادي براي سخن گفتن وجود دارد اما من ميخواهم درباره حوادث اخير در دانشگاه صحبت کنم». همين چند جمله همانند سپري در مقابل دندانهاي تيز شده دشمنان قرار ميگيرد. آقا همگان را به آرامش و صبر دعوت ميکند. از تندرويها و کندرويها گلايه ميکند. دوست و دشمن را تمييز ميدهد و ويژگي هر کدام را بيان ميکند. ديگر جهت نگاهها تغيير ميکند؛ غبار با تدبير آقاي حبل المتين کنار ميرود و پشت صحنه ماجرا مشخص ميشود.
البته آقا در اين راه، از آبرو هم مايه ميگذارد: «حتي اگر کاري کردند که خون شما به جوش آمد... عکس من را پاره کردند...» شايد اشک امان ندهد که فضا وصف شود اما چه کسي است که نداند پشت همين يک جمله به ظاهر ساده، چه دنياي عظيمي از عظمت آقا پنهان است. او براي حفظ ميراث گران سنگ خميني، خود را يک سرباز ميخواند که بايد فدا شود تا يادگار مدينه النبي باقي بماند.
در اين ميان، وظيفه سنگيني بر دوش دانشجويان است. آقا «خط» را مشخص کرد؛ حالا نوبت ماست که به وعده «اي رهبر آزاده، آمادهايم آماده» جامه عمل بپوشانيم و واسطي باشيم بين رهبر و مردم. همين جاست که نقطه عطف جنبش دانشجويي در ايران پديدار ميشود و با تدابير رهبري تا بدانجا پيش ميرود که ميوه نزديک به يک دهه تلاش شبانه روزي را با روي کار آمدن دولت اسلامي ميچشيم و پي ميبريم به حقانيت آن نداي ملکوتي که «فان مع العسر يسرا؛ ان مع العسر يسرا».
18 تير و حوادثي که در پي آن رخ داد، علاوه بر تجربه خوبي که براي وفاداران و دلدادگان به انقلاب داشت و چهره واقعي جريان نفاق را برملا کرد، بار ديگر نشان داد نقش رهبري در جامعه اسلامي تا چه حد ميتواند تاثيرگذار و اثربخش باشد. تدبير خردمندانه آقا در 18 تير صيقلي چندين باره بر حقانيت او بود و البته خط و نشاني اساسي براي دشمنان اين مملکت که ايران، ايران است؛ نه هيچ کشور ديگر. پشت ايران به رهبري گرم است که پشت او به جوانايي غيور که يکصدا فرياد ميزنند: «خوني که در رگ ماست، هديه به رهبر ماست.»
18 تير يک آزمون الهي براي سنجش عيار مومنين و ميزان دلدادگي آنان به مولايشان بود. اگرچه در اين ميدان بودند افرادي که مردود و مغصوب شدند اما صاحبان اصلي انقلاب، با تنظيم قطبنما بر روي آقا به راه راست هدايت شدند و مفتضح شد هر که در او غش بود.
18 تير، «يوم الله» است بدون شک!. يومالله اي که اهميت «ولي» را تثبيت کرد؛ مسالهاي که تا همين امروز خاري در چشمن مستکبران عالم است.
*مهدي خانعليزاده- فعال دانشجويي دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب
/انتهاي پيام/